چگونه يك داستان علمي ـ تخيلي بنويسيم؟


 






 
نخستين بار مجله دانشمند ژانر (گونه) "داستان ـ علمي ـ تخيلي" را به جامعه ايران معرفي كرد و هم اكنون سال هاست كه خوانندگان ايراني و به ويژه خوانندگان پيگير دانشمند،‌ با اين داستان ها و دنياي پر رمز و رازشان آشنايند. بسياري از خوانندگان نيز در طول اين سال ها قلم به دست گرفته و براي مجله خودشان داستان فرستاده اند؛ كه بسياري از آنها نيز در مجله منتشر شده است. اما در اين مقاله "عباس كهتري" برخي اصول و فنون نوشتن يك داستان علمي ـ تخيلي پركشش و جذاب را بيان مي كند.

داستان علمي ـ تخيلي چيست؟
 

ساده ترين تعريف براي يك داستان علمي ـ تخيلي، ‌جمله اي است به نقل از يكي از معروف ترين نويسندگان در اين زمينه يعني "ايزاك آسيموف"؛‌ كه مي گفت:"داستان علمي يعني تخيل بي كران و نوشتن علمي در قالبي زيبا". اين تعريف مي تواند انواع گوناگوني از داستان را در بر بگيرد.
از نمونه هاي كلاسيك اين داستان ها نظير "سفر به ماه" و "سفر به اعماق زمين" كه نويسنده معروف فرانسوي "ژول ورن" آنها را به رشته تحرير درآورده،‌ تا نوشته هاي فلسفي و عميق سي. كلارك، ‌و از داستان هاي صرفاً‌ علمي آسيموف، تا رمان هاي مذهبي تاريخي و علمي "دن براون" نظير "رمز داوينچي"،‌ همه و همه را مي توان نمونه هايي از اين شاخه از داستان نويسي قلمداد كرد.

داستان ـ علمي تخيلي را در چه قالبي بنويسيم؟
 

قالب مشخص و ثابتي براي داستان علمي ـ تخيلي معرفي نشده است. اما از آنجايي كه بيشتر اين داستان ها در نشريات‌، خصوصاً‌ نشريات علمي به چاپ مي رسند،‌ معمولاً‌ در قالب داستان هاي ميني ماليستي يا بسيار كوتاه عرضه مي شوند. با اين حال‌، تعداد داستان بلند و حتي رمان نيز با موضوع علمي ـ تخيلي كم نيست و جالب است كه بدانيد معروف ترين اين داستان ها عموماً‌ در قالب رمان هاي چند جلدي منتشر شده اند‌، مانند مجموعه هايي كه توسط سي. كلارك و آسيموف نوشته شده اند. با اين حال، طبق رسم عموم نويسندگان در ساير موضوعات داستان نويسي، بهتر است نوشتن اين داستان ها را در قالب داستان كوتاه آغاز كرده و ديگر قالب ها در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرد.

اهميت اين داستان ها در چيست؟
 

هرگز نمي توان از اهميت اين داستان ها در زمينه پيشرفت علوم چشم پوشي كرد. پيش بيني هاي ژول ورن در زمينه اكتشافات زير دريايي، ‌ليزر و سفر به ماه،‌ روياي كودكاني شد كه در دهه هاي بعد با تلاش خود، ‌به اين پيش بيني ها جامه عمل پوشاندند. سي.كلارك هم ارتباطات ماهواره اي را دو دهه قبل از ايجاد آن پيش بيني كرده بود و روياهاي آسيموف در زمينه علوم روباتيك،‌ منجر به ارائه اصول سه گانه اين علم شدكه هنوز سرلوحه كار محققان در اين عرصه است.
غير از كاركرد فوق، ‌اين داستان ها مي توانند نقش بسيار مهمي در آموزش جوانان و نوجوانان داشته، علاقه ايشان را به فراگيري علم و دانش افزايش دهد. امروزه در كشورهاي توسعه يافته، ‌از متون علمي ـ تخيلي در كتاب هاي درسي استفاده شده و از طريق ساخت برنامه هاي علمي براساس اين داستان ها، ‌علاقه مندي نسل جوان را به علم افزايش مي دهند.
ساخت فيلم هاي علمي ـ تخيلي نيز با اهداف آموزشي در كنار ايجاد يك هجمه فرهنگي براي بزرگ نشان دادن دستاوردهاي فناورانه خود،‌ همواره در دستور كار سياست گذاران فرهنگي اين كشورها بوده است.

اصول نوشتن داستان علمي ـ تخيلي
 

براي نوشتن يك داستان علمي ـ تخيلي ابتدا بايد به اصول داستان نويسي آگاه شد. اين كار نيز مثل هر كار ديگري نياز به داشتن ابزار مناسب دارد. ابزار مناسب اين كار،‌ آگاهي به رموز نوشتن صحيح و استفاده از قالب مناسب است.
اگر داستان كوتاه را به عنوان قالب انتخاب كرده ايد،‌ بايد بدانيد كه اين قالب داراي سه قسمت "مقدمه"،‌ "اوج" و "نتيجه گيري" است. در يك داستان كوتاه، ‌مجال شخصيت پردازي براي نويسنده وجود ندارد و خواننده با قسمتي كوتاه از زندگي اشخاص موجود در داستان آشنا مي شود‌. در اين قالب نمي توان چندين موضوع را به راحتي شرح و بسط داد و بهتر است كه تنها يك موضوع علمي، و نه بيشتر براي ارائه به خواننده مد نظر باشد. در اين قالب هر چه گره داستاني پيچيده تر و جالب تر باشد و ديرتر دست نويسنده براي خواننده باز شود، داستان پر كشش تر و زيباتر خواهد بود. نمونه هاي زيباي اين داستان ها،‌ آنهايي هستند كه با خواندن سطور آخرين آن،‌ كل موضوع داستان،‌ به نحو متفاوتي براي خواننده روشن مي شود.
قالب داستان بلند و رمان،‌ بعد از تجربه كافي در داستان و كوتاه پيشنهاد مي شود. با اين حال،‌ اين يك اصل نيست و نويسندگان معروف زيادي بودند كه با يك رمان كار خود را آغاز كرده اند. در اين قالب دست نويسنده در شخصيت پردازي باز بوده و خواننده با فصلي طولاني از زندگي افراد داستان و گاهي با كل زندگي اين افراد آشنا مي شود. در اين قالب،‌ نويسنده علمي ـ تخيلي مي تواند علاوه بر اشاره و استفاده از چندين موضوع علمي،‌ نگرش فلسفي خود به دنيا و آينده را نيز مطرح كرده و از نگراني هاي خود در عرصه پيشرفت علم و فناوري سخن بگويد،‌ داستان هايي با موضوع محيط زيست و آينده انسان،‌ رشد فقر و جمعيت،‌ و حمله هاي فضايي معمولاً‌ در اين قالب بيان مي شوند. در يك جمع بندي بايد گفت نوع قالب داستاني اگر چه مهم است. نحوه استفاده از آن بسيار مهم تر است.

علمي نوشتن يعني چه؟
 

علمي نوشتن صرفاً‌ استفاده از واژه ها و اصطلاحات علمي در داستان نيست. بلكه علمي نوشتن يعني استفاده درست از آگاهي ها،‌ تئوري ها و فرضيه هاي علمي موجود و ارائه يك پيش بيني مستدل و علمي،‌ درباره آن چه نويسنده ادامه منطقي اين دانش مي داند. البته در بسياري از داستان هاي علمي ـ تخيلي دانسته هاي نسبتاً‌ بديهي ما در مورد حقايق علمي زير سوال مي رود‌، اما در اين داستان ها نيز نوعي نظم ذهني،‌ فلسفه علمي و منطق عقلي برقرار است. به عنوان مثال،‌ وقتي در داستان سفر به اعماق زمين خواننده،‌ با دايناسورهاي زنده مواجه مي شود،‌ خيلي متعجب نمي شود،‌ چون نويسنده شرايط را براي ادامه زندگي آنها در اعماق زمين از قبل فراهم كرده است. يا وقتي اچ. جي. ولز در كتاب "ماشين زمان" شما را به آينده بشري مي برد كه در آن دو گونه انسان درنده و بسيار معصورم وجود دارد، ‌نوعي مطلق عقلي براي اين اتفاق در ذهن خواننده از قبل شكل گرفته است. نمونه بسيار زيبايي از اين منطق علمي را مي توان در رمان "پايان كودكي" سي.كلارك مشاهده كرد كه در آن ترس هاي نوع بشر،‌ به زيبايي به آينده و سرانجام دنيا ربط داده مي شود.

چقدر تخيل لازم و مجاز است؟
 

شايد هيچ كاري به اندازه نوشتن داستان، ‌تخيل لازم نداشته باشد. حتي يك داستان كوتاه ساده نيز شامل عناصر تخيلي نظير شخصيت ها و ماجراهايي است كه براي خواننده ايجاد جذابيت مي كند. در يك داستان علمي ـ تخيلي نقش تخيل بسيار پررنگ است. شخصيت سازي و چيدمان رخدادهاي داستاني از يك سو و ارائه موضوعات و مسائل علمي از سوي ديگر،‌ تخيل نويسنده را به شدت كار مي گيرد. بنابراين در نوشتن اين قبيل داستان مي توان گفت تخيل هر چه باشد،‌ باز كم است. اما از سوي ديگر نبايد آن قدر داستان را تخيلي كرد كه در هيچ منطق علمي نگنجد. داستان هاي "هري پاتر" نوشته "جي. كي. رولينگ" از اين قبيل داستان ها هستند كه در آن جنبه تخيلي داستان،‌ بسيار قوي بوده و جايي براي علم در آن باقي نمي ماند. در اين قبيل داستان ها،‌ نويسنده براي خود دنيايي خيالي با قانون ها و حتي منطق و علم خيالي ساخته و اگر چه دست خود را براي استفاده از انواع تخيل باز مي گذارد،‌ اما از شاخه داستان هاي علمي ـ تخيلي خارج مي شود.

مشكلات نويسندگان ايراني
 

يكي از مشكلاتي كه داستان نويس ايراني با آن مواجه است، نحوه استفاده از اسامي ايراني در داستان علمي ـ تخيلي است. به دليل تبليغات وسيع غرب در معرفي خود به عنوان پدر و صاحب علم و فناوري نوين،‌ و ارائه داستان ها و فيلم هاي علمي ـ تخيلي با شخصيت هاي غربي، ‌نوشتن يك داستان با شخصيت هاي ايراني و با نام هاي فارسي كمي غريب و دور از ذهن به نظر مي رسد‌؛ و نويسنده به ناچار مجبور مي شود از اسامي غربي براي شخصيت هاي داستاني خود استفاده كند.
نكته اي كه در اينجا بايد به آن توجه داشت، ‌اين است كه چرخه زمان هميشه به كام يك گروه يا تمدن خاص نمي چرخد و همان گونه كه تمدن ايراني ـ اسلامي ما از روزهاي اوج خود فاصله گرفته است،‌ دليلي ندارد كه تمدن غرب نيز صدها سال ديگر به همين شكوفايي باشد. از سوي ديگر اگر چه امروزه ما در بسياري از مطبوعات علمي در جبهه اول علم و فناوري، اشكالي هم ندارد كه هيچ ايراني نتواند مرزهاي جغرافيايي را در هم شكسته و به قله هاي دانش برسد. خانم "انوشه انصاري" مثال زنده اي از اين موضوع است كه توانست به عنوان يك ايراني و نخستين جهانگرد فضايي زن، به فضا سفر كند. بنابراين مي توان گفت استفاده از اسامي ايراني نه تنها اشكالي ندارد، بلكه بايد با يك روحيه ملي گرايانه، ‌از نام هاي فارسي در اين داستان ها استفاده كرد تا آرام آرام گوش خوانندگان نيز به اين موضوع آشنا شود.
مشكل ديگري كه در ميان علاقه مندان به نوشتن اين گونه داستاني در ايران به چشم مي خورد، عدم آشنايي به علم و منطق علمي در داستان است. بخشي از اين مشكل به عدم آگاهي و كافي نويسندگان از مطالب علمي برمي گردد، ‌و برخي ناشي از آموزش نادرست اين مباحث در ايران است.
نگاهي اجمالي به قفسه هاي كتاب هاي علمي در كتاب فروشي ها، ‌مويد اين مطلب است كه تعداد كتاب هاي شبه علمي با موضوعاتي نظير ماوراءالطبيعه،‌ مثلث برمودا و يوفو بسيار بيشتر از كتاب هاي آسان خوان و مناسب آموزشي و علمي است. در مورد كتاب هايي با موضوع علمي ـ تخيلي نيز كه اوضاع فاجعه بار است!‌ پيدا كردن مجموعه هاي معروفي نظير "راما" و "امپراتوري كهكشان" در كتاب فروشي ها كاري است غير ممكن‌؛ و براي يافتن آنها بايد به فروشندگان كتاب هاي دست دوم و كوچه پس كوچه ها سر زد.
به دلايل فوق، ‌نويسنده علاقه مند ايراني نه تنها منابع مناسب فارسي را در دسترس خود نمي يابد، ‌بلكه مكاني نيز براي بروز ايده ها و چاپ نوشته هاي خود نمي بيند. امروزه تنها يكي دو مجله علمي وجود دارند كه مي توانند محل چاپ و ارائه اين آثار قلمداد شوند. اين امر باعث مي شود كه داستان هاي علمي ـ تخيلي از داوري و نقد صحيح برخوردار نبوده و رشد و تكوين نيابد. البته امروزه وبلاگ نويسي مي تواند تمرين بسيار مناسبي در اين زمينه باشد و نظراتي كه خوانندگان مطالب وبلاگ مي نويسند،‌ مي تواند تا حدي راهگشاي نويسنده تازه كار در اين زمينه باشد.
در حال حاضر،‌ بزرگ ترين مشكلي كه داستان نويس علمي ـ تخيلي ايراني با آن دست و پنجه نرم مي كند، ‌عدم آشنايي به قالب هاي ادبي و داستاني است. اين امر به مسئله فرهنگ كتاب و كتابخواني در ايران باز مي گردد. علاقه مندان به علم و كتاب هاي علمي،‌ عموماً‌ توجهي به خواندن داستان ها و رمان هاي غير علمي نداشته و به اين سبب از فضاي ادبيات داستاني به دور هستند. در حالي كه همان طور كه قبلاً‌ ذكر شد، مهم ترين ابزار در نوشتن يك داستان علمي ـ تخيلي خوب، ‌آگاهي از قالب هاي داستاني و استفاده صحيح از آنهاست. براي يافتن مهارت در اين زمينه،‌ مطالعات جانبي داستاني بسيار توصيه مي شود.

نقش مجله هاي علمي
 

مجله هاي علمي مانند "دانشمند" مي توانند نقش تشويقي بسيار مهمي در اين زمينه بازي كنند و با حمايت از داستان نويسان ايراني و چاپ آثار و نقد سازنده آنها، ‌مشوق خوبي براي آنها بوده و زمينه ساز نهادينه شدن اين داستان ها در ايران شوند. ترجمه و چاپ آثار مهم غربي به عنوان الگويي مناسب براي نويسندگان، ‌و علاقه مند كردن خوانندگان به اين داستان ها، يكي از راهكارهاي موجود در اين زمينه است. البته داستان هاي علمي ـ تخيلي هميشه يكي از جذاب ترين موضوعات براي خوانندگان اين مجلات بوده و اين حمايت مي تواند سبب افزايش فروش مجله نيز باشد.

سخن پاياني
 

آنچه در اين ميان باقي مي ماند، ‌توصيه اي است كه از آرتور سي. كلارك در پاسخ به سوال شاگردش "استفان بكستر" كه از او پرسيد: "استاد چه كنم تا نوشته هايم بهتر شوند؟"
او پاسخ داد: "بيشتر بنويس."
منبع: دانشمند شماره 552