فيلم نامه نويسان ايران
فيلم نامه نويسان ايران
فيلم نامه نويسان ايران
سيروس الوند
اما ورود الوند به سينماي حرفه اي در امتداد آشنايي او با سعيد مطلبي اتفاق مي افتد. آنها يک فيلمنامه سينمايي براساس داستان آخرين قطار گان هيل مي نويسند، با عنوان ميعادگاه خشم، که بهزاد فراهاني نيز در بخش گفت و گو نويسي با آنها همکاري مي کند. هم زمان با اين فيلمنامه، الوند ساعت فاجعه را مي نويسد که توسط رايموند هواکيميان کارگرداني مي شود.
اسماعيل نوري علاء، الوند را به فريدون ژورک معرفي مي کند و ژورک فيلمنامه نيمه تمامي از فريدون گله را در اختيار سيروس الوند مي گذارد که او با کسب اجازه از گله آن را ادامه مي دهد. بر اساس اين فيلمنامه فيلمي با نام حيدر ساخته مي شود. الوند فعاليت هايش را با نوشتن فيلمنامه هاي مرد و سارا(به کارگرداني ژورک )، ساحره، بندري و مکافات(به کارگرداني قدکچيان ) پي مي گيرد.
پس از نگارش تعدادي فيلمنامه و يکي دو تجربه دستياري، الوند تصميم به فيلم سازي مي گيرد. فيلمنامه «انيس آغا » اولين نوشته اي است که الوند قرار بود آن را جلوي دوربين ببرد. با کنار کشيدن تهيه کننده در ميانه راه، الوند فيلمنامه را نيمه تمام رها کرده و به سراغ يک فيلمنامه مطابق سليقه روز به نام «سنجر » مي رود که خيلي زود با ساخت آن موافقت مي شود. «سنجر» نيز در مرحله ميکس متوقف مي ماند. فريدون ژورک با ديدن فيلم «سنجر» به الوند پيشنهاد مي دهد فيلم «چاقو در زخم » را که بعدها به شب آفتابي تغيير نام داد بسازد. فيلمنامه شب آفتابي بر اساس داستان فيلم بيگانگان در ترن توسط الوند نوشته شده بود. شب آفتابي هم سرنوشت خوبي پيدا نکرده و توقيف مي شود. بنابراين فرياد زير آب اولين فيلم اوست که تا مرحله نمايش بي درد سر پيش مي رود و به يکي از آثار ماندگار سينماي ايران تبديل مي شد. فيلمنامه بعدي الوند نفس بريده نيز بر اساس داستان از ميان مردگان نوشته برادران بو آلو و نارسه ژاک به نگارش در مي آيد. فيلم يک بار در شهريور 57 و بار ديگر در فروردين 59 اکران مي شود.
الوند پس از انقلاب دوباره تجزيه فيلمنامه نويسي مستقل را تکرار مي کند و فيلمنامه مرز بر اساس طرحي از جمشيد حيدري و تفنگ دار بر اساس طرحي از محمود استاد محمد را مي نويسد که هر دو توسط جمشيد حيدري ساخته مي شوند. الوند فيلمنامه سنگر خالي نيست را نيز براي مهدي فخيم زاده مي نويسد که به اعتقاد خود او اولين فيلمنامه اريژينال جنگي است. البته در نهايت فيلمنامه توسط جمشيد حيدري کارگرداني مي شود.
پس از اين سه تجربه، الوند دوباره وارد جريان فيلم سازي مي شود اما به دليل مشکلاتي که بر سر راه تصويب فيلمنامه در آن دوره وجود داشت، فيلمنامه ريشه در خون نوشته محمد ديهيمي(يکي از بررس هاي فيلمنامه ارشاد) را به پيشنهاد خود او جلوي دوربين مي برد؛ البته با يک باز نويسي کامل. آوارفيلمنامه بعدي الوند است که با نگاهي به داستان زلزله نوشته صادق هاتفي در سال 63 آن را نوشته و مي سازد . پس از آن فيلمنامه محمودله را با بازنويسي يک فيلمنامه تصويب شده جلوي دوربين مي برد و به همين ترتيب فيلمنامه هاي شب حادثه(بر اساس طرحي از فريدون جيراني) و برخورد(بر اساس فيلمنامه اي از کامبوزيا پرتوي و عليرضا آقا بالايي) را بازنويسي کرده و کارگرداني مي کند. دهه 70، زماني است که سيروس الوند راحت تر از گذشته فيلمنامه هاي خود را تصويب و اجرا مي کند که يک بار براي هميشه، چهره، هتل کارتن و ساغر از آن جمله اند. او در اين دوره و فيلمنامه نيز براي کارگردان هاي ديگر مي نويسد؛ پادزهر (به کارگرداني بهرام کاظمي)و فاتح (بر اساس طرحي از بهرام ري پور و فؤاد نور، به کارگرداني بهرام ري پور). دست هاي آلوده، مزاحم، برگ برنده و رستگاري در هشت و بيست دقيقه بيشتر محصول کارگرداني سيروس الوند هستند. او در بعضي از اين آثار سمت بازنويس فيلمنامه را نيز به عهده دارد .
فيلم شناسي
منبع:ماهنامه فيلمنامه نويسي/فيلم نگار/شماره32
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}