استوديو هاي ايراني
استوديو هاي ايراني
استوديو هاي ايراني
نويسنده : جمال اميد
...«سيامک ياسمي » در يکي از چند دوره اوج گيري اش در پي هر دفعه سقوط ، اين بار به نظر مي رسيد دارد بالاخره به قله اشتهار و مؤفقيتش مي رسد ، چرا که وقتي به اصطلاح سينمايي ها – فيلم لايي اش ، آقاي قرن بيستم -گل کرد ، فرصت را از دست نداد و بي خيال «لذت گناه » شد که بنا بود دليل اعتبار هنري او در کارنامه سينمايي اش باشد ... در يک دست گرمي با قهرمان قهرمانان تجربه و دانستني هايش را به صف کرد تا بالاخره به قصه و فضاي بهتر و هم به ترکيب بازيگران جذابت تري برسد و گنج قارونش را بسازد ؟ در چنين روزهايي ، فرصتي دست داد تا از پشت ميز مدرسه، مستقيم به ميان نام آوراني برويم که آن ها را با شور و هيجان ، سال ها در ميان سطور و تصاوير مجلات جست وجو کرده بوديم ، هر چند که بيشتر شور من نه روبه رو شدن با ستاره ها که بيشتر با ستاره ستارها، سينما گران و نفوذ به دل استوديوها بود ...
آن روز بهاري آرام ، هيجان زده و تب کرده ، خيلي زودتر از زماني که بايد برابر ساختمان آجري کوچه سمنان رسيدم و با ذهنيتي از پيش در جستجوي حال و هواي استوديوهاي فيلم برداري ، در پي رنگ و شکوه ، وارد صحن« ايران فيلم» شدم ... اي واي ! اين که کاملاً « سياه و سفيد » است !... مهم نيست !«ايران فيلم » را يادتان باشد ، حتماً به آن برمي گرديم.
ماه ها و سال ها بعد و بعد تر ... گذارم به استوديوهاي مطرح و فعال ديگري افتاد که بعد از ديدن همه شان ، در پي بيش از چهار دهه ،هنوز هم فکر مي کنم «استوديو پارس فيلم » نزديک ترين وجدي ترين نمونه درمقايسه با استوديوهاي بزرگ خارجي بود .دکترکوشان که پيش از ورود به ايران وآغاز فيلم سازي ، سال ها دراتريش زندگي کرده ودر« وين فيلم »فعال بود،آن طو که خودش گفته است استوديويش ماکت کوچک تر « وين فيلم » بود .
براي رسيدن يه اين استوديو ، بعد از ورود به جاده هاي کوتاه فرعي در کيلومتر (14) جاده مخصوص کرج ، به وردي با زنجير ، نگهبان و اتاق نگهباني مي رسيدي و بعد، از خيابان باريک خرمي که دو سويش درخت کاري شده بود ، مي گذشتي و در انتهاي خيابان ابتدا به ساختمان اداري در برابر استخري بزرگ مي رسيدي که گوشه جنوبي اش خانه ويلايي دکتر کوشان قرار داشت ... کنار ساختمان اداري ،بناهاي مستقل لابراتوار در زيرزمين، اتاق استراحت هنرمندان ، اتاق گريم ، اتاق لباس ، اتاق هاي تدوين ، استوديوهاي صدا برداري و در روبه رويش دو پلاتوي بزرگ و ديگري کمي کوچک تر وجود داشت که با دوربين عظيم ميچل در پلاتوي بزرگ ، چشم نواز بود . در اين پلاتوها امکان ايجاد ساختمان و خيابان و غيره وجود داشت و بالاخره يک فضاي بزرگ خارجي در شمال استوديو بود که دکورهاي ساخت مرحوم خاکدان شامل شهرکي تاريخي ، شهرکي قديمي ، بارگاه و قصري مجلل در آن بنا شده بود که سال ها پس از انقلاب ، کنگره هاي قصر هنگام عبور از بزرگ راه تهران – کرج هنوز ديده مي شد .... جان کلام اين که گشت در استوديو ، حتماً بيننده را به باورهايي که دکتر کوشان در جهت فعاليت هايش ، از نظر ارتقاي کيفيت فني و تجهيزات و يا شيفتگي اش به تاريخ ايران داشت ، مي رساند ؛ اگر چه در ذهن و فکرش پويا تر و با شکوه تر اما در اجرا متأسفانه و غالباً نااميد کننده بودند .
اين استوديو ، اگرچنان نابخردانه ومضحک ،بعد از فوت دکترکوشان از بين نمي رفت ، امروز با پنجاه و چند سال عمر حتماً مي توانست يادگار و ميراثي ارزنده و خاطره انگيز براي تاريخ سينماي ايران باشد ... از اين نظر ، استوديوهاي ديگر هم وضع بهتري از «پارس فيلم » نداشتند ، مثلاً استوديو عصر طلايي يا ميثاقيه ، که حتي پيش از انقلاب تسليم بحران و رکود شدند و از هم پاشيدند ...
«استوديو عصر طلايي» ، استوديوي تقريباً هم سن و سال«پارس فيلم » ، در نارمک خيابان پدر ثاني در شرق تهران ، به جهت روحيه و گرايش کاملاً مقتصدانه برادران کردواني ، داستان هاي شنيدني و جالبي دارد ... تقريباً همه فعالان اين استوديو ، چه در برابر دوربين و چه پشت آن با سيستم حقوق ماهيانه ثابت و غالباً متوسط اما منظم فعال بودند که بعداً برخي شان نام آور شدند . با جنس تفکر و رويکرد بردران کردواني ، بهره برداري از همان ورودي استوديو شروع مي شد . در فضاي نسبتاً خوب ورودي ، دکورهاي تاريخي زده شده بود که در عين حال محل پارک اتومبيل ها و بخشي اش هم انبار تدارکات وامکانات فيلم بود . کلاً فضاهاي استوديو ، بهره برداري چند گانه داشتند که در تمامي آن ها صرفه جويي حرف اول را مي زد و گاه حوادث خنده آوري را نيز موجب مي شد و در مواردي در روند کار نيز تأثير گذار بودند (بخشي از اين حواشي را سعي دارم در کتاب «راهنماي سينماي ايران 1390-1309 » نقل کنم !)...
اما استوديوي ميثاقيه در خيابان حافظ کوچه ايرج درست نقطه مقابل «استوديو عصر طلايي » بود . تجمل و تظاهر ، ژست و تفاخر حرف اول اين استوديو بود ؛ مجهز و شيک و دست و دل باز ! اما مشکلش ، فضاي محدودش بود که ناچار عمودي رشد کرده و بخش هايش در طبقات پخش شده بود که البته در عمل طبقات بالاي ساختمان ،
با پله هاي متعددش ، در بيش تر ايام خالي از سکنه بود . ميثاقيه که خودش با بازيگري شروع کرده بود تا قبل از شکست هاي سال هاي آخر ، همواره سعي داشت که نه فقط در صف نخست که مرد اول سينماي ايران هم باشد که قصه هايي شنيدني دارد و بماند براي بعد ...
اما بار ديگر برمي گرديم به« ايران فيلم »، که اصلاً بهانه اول اين يادداشت است ... قدمت ؟«ايران فيلم » تقريباً به «پارس فيلم » و« عصر طلايي» مي رسد که بعد موفقيت ولگرد، با همت جليل غديري و ابوالقاسم رضايي پا گرفت ...البته با نيت توليد شروع به کارکرد ، اما بعداً مرکزي براي پشتيباني توليد ، امور فني و براي توليدات ديگران شد و به سرعت از اهميت و شهرت همتايش با «پارس فيلم » و ديگران فاصله گرفت . با اين حال اين استوديو يک ويژگي مهم در تاريخ سينما دارد که ساير استوديوهاي مورد اشاره ندارند . با گشتي در آن به اين نکته مي رسيم ...
از خيابان بهار که وارد کوچه سمنان مي شوي ، کمتر از صد قدم سمت جلوتر در سمت چپ ، به ساختمان آجري و در سفيد رنگ دو لنگه اي مي رسي که بالاي سه پله قرار دارد . از آستانه در که مي گذري به پا گرد کوچکي مي رسي که سه راه پيش رويت مي گذارد ... سمت راست، راهروي کوچکي با دو اتاق هست که اتاق انتهايي – که هم بزرگ تر و هم دل بازتر است – در اختيار سيامک ياسمي است و «پوريا فيلم » ش را دارد ، اتاق جلو تر و کوچک تر ابتداي راهرو در اختيار عباس شب آويز و «آريانا فيلم » ش است (وقتي ياسمي دفتر مستقلش را بالاتر شاه رضا – انقلاب- خيابان پارس راه انداخت ، شب آويز به اتاق او کوچ کرد ) و دست چپ پا گرد ، بعد از بالا رفتن چند پله، به طبقه دوم و راهرويي ديگر مي رسي که چند اتاق کنار هم و ساکنان ديگري دارد که هم آوازه سرنشينان طبقه هم کف نيستند . مهم ترين آنها اسماعيل پور سعيد با «سازمان سينايي درفش » است که يک پاي ثابت «ايران فيلم » بود . ساکنان اتاق هاي ديگر خوش نشيناني بودند که به تناوب جايشان را به هم مي دادند ... آن روزها آرمان داشت عروس دريايش را مي ساخت و ديگران نيز مثل سعيد نيوندي ، احمد صفايي و عبدالعلي خرمي براي ساخت فيلم هاي آينده شان مقيم شده بودند .
بالاخره ! راه سوم ورودي ، با پايين رفتن از چند پله به حيات استوديو مي رساندت که ساختمان هاي مقابل دفاتر را در خود گرفته بود . لابراتواري در زير زمين ،استوديوي صدا، اتاق هاي تدوين و بالاخره در ادامه ساختمان ، در شمال بنا ، فضايي بزرگ و مشجر که تا خيابان ثريا (سميه فعلي ) ادامه داشت که در سال هاي اوليه ، گاهي محل فيلم برداري صحنه هاي خارجي برخي از توليدات بودند که در ايران فيلم ساخته مي شدند و بعد از دهه چهل ، تکه تکه از استوديو جدا و واگذار شدند . اين باغ را تماشاگران در فيلم ها هرگز به جا نياوردند ، اما کساني که در آن کار يا بازي کرده اند به ياد مي آوردند؛ حتي کامران قدکچيان ، که در آن وقت برابر دوربين رفت ، فقط يک کودک بود ! برخلاف باغ ، ضلع جنوبي استوديو به خصوص در استوديو در خيلي از فيلم ها به شکل هاي متنوع – ورودي خانه قهرمان قصه ، در کافه ، اداره ، مخفي گاه تبهکاران و... - ديده شده است .
ايران فيلم در چنين بستري ، به هر حال با عبور از دالان تاريخ ، برخلاف استوديوهاي ديگر در سينماي ايران ماندگار شد... حالا بزک شده و شيک تر به نظر مي آيد و فضاهاي تازه اي دارد که به توليد ارتباط مستقيم ندارند ، اما پس از گذشت بيش از پنجاه سال دست کم از کوچه سمنان که آن نگاه مي کني ، هم آن قد وقواره را دارد که بود ، کمي که دل بدهي برمي گردي به سال هاي عشق ، رقابت ، رفاقت که هنوز هم چشمه هايي از آن در شکل خانه سينماي ايران در آن جاري است ...
آن چه مي خوانيد تکه هاي از سرگذشت استوديو هاي ايراني است از لابه لاي تاريخ سينماي ايران».
«... شرکت سهامي پرسفيلم، آگهي هايي به سه زبان فارسي ، فرانسه و روسي چاپ کرده و تماشاگران را به ديدن عمليات حيرت انگيز کافه پارس دعوت کرده بود ولي نمايش فيلم[حاجي آقا آکتر سينما] تنها از دوازدهم تا شانزدهم بهمن در سينما رويال و بعداً هشت شب در سينما تئاتر آريان ( سر پل امير بهادر) ادامه يافت و روي هم رفته حدود هزارو پانصد تومان فروش داشت.
سرهنگ مقاصد زاده فروزين که بيش ترين سرمايه را در تهيه فيلم با خريد دوازده سهم داشت وقتي فيلم در نمايش نخست با شکست مواجه شد، وسايل استوديو در خيابان لختي ، سعدي ، رو به روي کوچه نخجوان- را به عنوان طلبش برد. بقيه شرکا منتظر نمايش فيلم در اصفهان ، رشت و شيراز شدند که به ترتيب شش،سي و پنج، چهل و پنج تومان درآمد داشت. ديگر شهرها و حتي تهران- جهت اکران هاي بعدي، حاضر به نمايش فيلم نشدند. چون فيلم صامت بود و سينماها و تماشاگران همه توجه شان معطوف فيلم ناطق شده بود. من به عنوان سهم، کپي فيلم را تحويل گرفتم.»
(حبيب الله مراد بازيگر اصلي حاجي آقا آکتر سينما و شاگرد دوره دوم« مدرسه آرتيستي سينما»- نقل از مجموه تلويزيوني آغاز گران )
« در سال (1308) استوديو«جهان نو» را در طبقه دوم يک عمارت چهار طبقه متعلق به حاج آقا محمد علي تأسيس کردم( که خاطرم هست در طبقه اي از اين ساختمان ميز استاد پورداود- نويسنده و شاعر معروف – ساکن بود من از راهنمايي ايشان براي نوشتن سناريوي فيلم « انتقام برادر » تا جايي که مقدور بود استفاده بردم ). هيچ کس حاضر به مشارکت در حرفه اي ناشناخته و البته براي برخي شان مذموم نبود.»
(حرف هاي مرادي – نقل از مجموعه تلويزيوني آغازگران)
« نزديک به شش ماه مذاکرات ما در مورد موضوع فيلم [ بوالهوس ] و نحوه شراکت طول کشيد و در اين مدت براهيم مرادي با پي گيري و سماجت به دنبال خارج کردن دوربين جديدش از گمرک بود که ظاهراً با وضع قانون جديدي که در اسفند ماه (1311) تصويب شده وحق صادرات وواردات کالا رادر انحصار دولت در آورده ،برايش ايجاد مشکل کرده بود. [مرادي به فرخ غفاري گفته بود:[من به دليل سفر بدون اجازه ام به مسکو و لنين گراد ، متهم بودند کمونيست هستنم، لذا لوازم مرا توقيف کردند ولي تيمور تاش به من کمک کرد تا بعد از يک سال وسايلم را که به دستور آيرم توقيف شده بود ، خارج کنم] سرانجام نحوه شراکت و کار مشخص شد، من و احمد دهقان هر کدام پانصد تومان ، محمد علي قطبي هزار و دويست تومان و نيمي از ديگر از سرمايه را نيز مرادي تأمين کرد و مقدمات کار شروع شد.
(حرف هاي احمد گرجي – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران.)
« احمد گرجي» ، محمد علي قطبي ، احمد دهقان و [ابراهيم] مرادي در آغاز (1312) با تعيين عنوان « شرکت فيلم ايران محدود » و ثبت شرکت و اجاره خانه اي در خيابان اميريه ، کوچه وستاهل کارشان را رسما آغاز کردند. مرادي دوربين جديدش را که پيش از تصويب اين قانون [انحصار دولت در واردات و صادرات کالا ] خريداري و وارد کرده بود، سرانجام از گمرگ ترخيص کردو... و سپس مرحله انتخاب بازيگران بود مشکل آشنا و ديرينه ، يافتن بازيگر زن بود. رقيه چهره آزاد بازيگر روز تئاتر و عضو کلوپ آرتيست هاي سينما ، پيشنهاد ايفاي نقش اصلي را رد کرد و شرکا بار ديگر به راه حل هاي مرسوم اين ايام ، درج آگهي براي جست وجوي چهره هاي مناسب، خصوصاً بازيگران زن دست زدند:
اولين مؤسسه فيلم برداري در ايران
شرکت فيلم برداري ايران براي فيلم برداري هاي خود کلاس تشکيل داده و عده اي را مجاناً در کلاس مذکور براي تربيت آرتيستي مي پذيرد. خانم ها و آقايان داوطلب تا (25) خرداد همه روزه از(5 تا 7)بعداز ظهر به دفتر مرکزي و آتليه شرکت واقع در خيابان اميريه- کوچه وستاهل مراجعه نمايند. شرکت فيلم ايران فيلم محدود»
( روزنامه« اطلاعات» 21 خرداد 1312)
« شرکت محدود فيلم ايران از يک عده جوان هاي لايق و با استعداد تشکيل گرديده ديروز دعوتي براي نشان دادن فيلم جديدي که توسط اين شرکت برداشته شده است به عمل آورده بودند. در اين دعوت آقاي رئيس مجلس شوراي ملي ، جمعي از نمايندگان و محترمين و رؤساي ادارات شرکت داشتند.
ساعت سه و نيم بعد ازظهر آقايان مدعوين که در سالن سينما ماياک پذيرايي مي شدند به سالن سينما راهنمايي گرديدند و قبل از شروع فيلم آقاي دکتر سيد ولي الله خان نصر، مدير کل وزارت معارف نطق مبسوطي داير به معرفي شرکت محدود فيلم ايران و استعداد لياقتي که يکعده جوانان ايراني به خرج داده و در اين راه صرف مساعي مي نمايند ايراد داشتند و در خاتمه نطق آقاي فهيمي رئيس اداره انطباعات وزارت معارف يک قطعه مدال علمي که براي مؤسسه فيلم برداري تصويب شده بود در ميان
کف زدن هاي حضار به سينه آقاي مرادي اداره کننده مؤسسه فيلم برداري از طرف وزارت معارف اعطاء نمودند.»
(روزنامه«اطلاعات»، 23 ارديبهشت 1313)
«... ظاهراً کس يا کساني هستند که مي دانستند او [ ابراهيم مرادي] با خود پول همراه دارد بعد از آخرين منزل در قزوين تعقيبش کرده راه را براو بسته ، کتکش مي زنند و بيش از هزارو پانصد تومان عايدات فروش فيلم [بوالهوس] را از او به سرقت مي برند... اين واقعه باعث شد که شرکت از هم بپاشد. خانه اي را که ماهي چهل تومان اجاره مي داديم به صاحبش برگردانديم و هر کدام به راهي رفتيم» [ محد علي قطبي بابت سرمايه اي که گذاشته بود، دوربين مرادي به عنوان طلب برداشت ولي خبر از استفاده موجود نيست ]
(احمد گرجي نقل از مجوموعه تلويزيوني آغاز گران)
«در (1328)، با جذب حمايت بعضي از دوستان، در خيابان فرهنگ استوديو مرادي را تأسيس کردم، ابتدا فيلم کرشکن را ساختم... که در (1330) به نمايش درآمد و روي هم رفته موفق بود و سود داشت و من بلافاصله در جهت تجهيز استوديو عمل کردم وفيلم بعدي ام را جلوي دوربين بردم،با نام پيوند زندگي ، تقريباً با همان عوامل فيلم قبلي که متاسفانه با شکست رو به رو شد و دوستان از هم پاشيده شدند. »
(ابراهيم مرادي- نقل ازمجموعه تلويزيوني آغاز گران)
« مهندس محسن بديع پس از نمايش شکار خانگي (علي دريابيگي، 1330) که کارکرد متوسطي داشت[و بديع به عندان تهيه کننده، فيلم بردار و تدوين گر با آن فيلم همکاري داشت]، به اتفاق فضل الله منوچهري و جليل غديري استوديو ايران فيلم را تأسيس و بر اساس فيلم نامه اي نوشته دکتر ميمندي نژاد و تحت نظر او در صدد تهيه فيلمي جنايي با نام قتل در کارخانه بودند وحتي دکورهاي آن را نيز توسط ول الله خاک دان آماده کرده بودند.»(صفحه221)
« نخستين توليد اين استوديو ولگرد (1331، مهدي رئيس فيروز) نام دارد توسط جواني بيست و يک ساله و جوياي نام ساخته شد و از آن به عنوان يک از نخستين آثار قابل اعتناي تاريخ سينماي ايران ياد مي شود. مهندس بديع در تهيه ولگرد با فضب الله منوچهري (که يک سرهنگ بازنشسته شهرباني بود) وجليل غديري شريک بود. غديري بسيار پولدار بود، فرزند يکي از اولين صراف هاي تهران معروف به ابراهيم صراف بود که از خساست و صرفه جويي هايش داستان ها بر سر زبان ها بود... الحق پسرش هم جانشين شايسته اي بود و در خساست کمتر از پدر نبود. مهندس بديع و سرهنگ منوچهري از اين بابت دلگير بودند و به همين جهت هم بعد از موفقيت درخشان فيلم ولگرد به هيچ وجه حاضر به ادامه همکاري با او نشدند و مستقلاً استوديو عقاب را تأسيس کردند.» ( صفحه هاي 221 تا223)
پس از جدايي مهندس بديع و منوچهري از ايران فيلم،«غديري مستقلا به تجهيز استوديو پرداخت... اما يک اتفاق، حداقل در يک دوره ديگر ، سرنوشت شان را به هم گره زد!»(صفحه266)[و اين اتفاق تهيه دو فيلم مستقل توسط ايران فيلم و استوديو عقاب بر اساس يک داستان واحد بود.]
از توليدات – (1334): پايان رنج ؛(1339):دوستان يکرنگ؛ (1341):طلاي سفيد؛ گرگ هاي سفيد؛ (1342): جدال به خاطر عشق، آن ها زندگي را دوست داشتند؛ (1334): عشق و انتقام؛ (1351): با شرف ها و...
و گسترش توليد
«هنوز چند روز از نمايش بسيار موفق فيلم دختر فراري [نخستين فيلم دوبله به فارسي در همين استوديو] در سينما کريستال و به تبع آن جاروجنجال هاي روزنامه ها نگذشته بود که دکتر [اسماعيل] کوشان رسماً اعلام کرد در نظر دارد به توليد فيلم ايراني بپردازد. در جامعه کوچک آن روزِ سينما داري و هنرمندان اين خبر اگر چه سروصدا کرد، اما کم تر کسي به نتيجه کار وانجام آن اطمينان داشت ...مشاوره وگفت و گوهاي فراواني طي جلسات متعددي برگزار شد. محل برگزاري اين جلسات ، ابتدا دفتر(مغازه) دکتر کوشان در پاساژ ساعت چي بود که عکس ها و پلاکارد دختر فراري و فيلم هاي در دست دوبله بر ديوارهايش نصب شده بود. بعداً با جدي شدن بحث ها، جلسات به منزل دکتر علي محمد شيخ و دکتر حسن علي شيخ [دايي هاي دکتر کوشان] در خيابان شيخ (خيابان ممتاز، بين خيابان هاي لاله زار و
سعدي) منتقل شد و سرانجام فکر تأسيس ميترا فيلم در يک طبقه و زيرزمين خانه برادران شيخ در اواخر پاييز (1325)، جهت ساختن فيلم ناطق فارسي شکل گرفت.»(صفحه 193)
«دکتر حسن علي شيخ، دکتر علي محمد شيخ، دکتر اصلان افشار، مهندس مهدي انصاري ، دکتر اسفنديار يگانگي ، دکتر طاهر(خليل) ضيائي و دکتر مهدي حمزه اي اعضاي اصلي مؤسس شرکت ميترا فيلم بودند ... سوابقي از ثبت ميترا فيلم که به صورت شرکت سهامي توافق شده بود ، در دست نيست و دکتر کوشان در اين خصوص به مؤلف گفته است ميترا فيلم پيش از آن که رسماً به ثبت برسد، منحل شد»(صفحه 204)
« در هفته اول خرداد (1327)، در يک جلسه فراموش نشدني ، علي رغم توضيحات و تذکرات من و دعوت به پايداري و صبر [شکست تجاري فيلم طوفان زندگي به کارگرداني علي دريا بيگي ]، شرکا متفقاً تصميم به انحلال شرکت ميترا فيلم گرفتند. طي چند ساعت ، جمع دوستان و هم فکراني که به آن همه شور و اشتياق گرد آمده بوديم از هم پاشيد. اعتراف مي کنم روز بسيار ناگواري برايم بود، اما هرگز در تصميم من تغييري نداد و علي رغم توصيه دوستانم که بعدها بسيار از مساعدت هايشان بهره مند شدم ، دنباله فعاليتم را گرفتم چون اطمينان داشتم نظرياتم ، توفيق را هم و همه گير شدن صنعت سينما درست است. دوستانم توافق کردند، هر آن چه به عنوان سرمايه کسب شده بود نزد من بماند.»
(دکتر اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران )«پس از انحلال شرکت ميترا فيلم ، دکتر کوشان شرکت تازه اي را تحت عنوان پارس فيلم به وجود آورد. پارس فيلم طبقه سوم و چهارم متروپل را که مالکش يک عرب يهودي به نام کريم بلاط بود در اختيار گرفت. طبقه سوم محل اداري و طبقه چهارم با امور فني و تکنيکي توليدات اختصاص داده شد و سپس براي تهيه سرمايه اوليه ، سفارش دوبله فيلم هاي خارجي پذيرفته شد.[ دوبله فيلم هاي فرانسوي و اسپانيايي قلب خروس، کاروان، تله موش و قهرمان ترسو محصول اين دوره کار پارس فيلم است] و در همين حال مقدمات تهيه و توليد فيلم دوم، زنداني امير آغاز گشت.»(صفحه 199)
«پس از توليد سه فيلم توسط شرکت پارس فيلم که در طبقات سوم و چهارم سينما متروپل مستقر بود، و پيش از نمايش چهارمين توليد اين شرکت با نام شرم سار ، «...دکترکوشان با نقل مکان از طبقه فوقاني سينما متروپل يه محل «گرين روم» که در دوره اشغال اختيار انگليسي ها بود و تبديل آن به محل استوديوي پارس فيلم ، نشان داد که پاسخ شرمسار[در نمايش عمومي ] هرچه که باشد او راه خود را انتخاب کرده است.»(صفحه 202)
«گرين روم ، «سالن نمايشات» انگليسي ها، براي استفاده نيروهاي انگليسي مستقر در تهران ، کارکنان سفارت و دوستداران فرهنگ انگلستان بود که کمي پس از دوران اشغال [فردي به نام] علي اتحاديه کرايه و آماده استفاده شده بود. [اين مکان در بهار 1321 در خيابان تخت جمشيد(طالقاني) تأسيس شده بود] در اواسط (1329) دکتر کوشان سالن را از اتحاديه اجاره کرد و با تغييراتي که در آن داد مکان هايي به منظور استفاده اداري ، اتاق صدا، اتاق تدوين، سالن نمايش و پلاتو ايجاد کرد و از زير زمين ساختمان نيز به منظور استفاده جهت امور چاپ و لابراتور بهره گرفت.»(صفحه 206)
« بعد از رفع دغدغه هاي اوليه به فکرم رسيد که اگر قرار است سينماي جديد ايران شکل بگيرد پس لازم است نيروهاي جديدي نيز جذب آموزش شده و آموزش بينند تا امکان تدارک توليد بيش تر فراهم شود. از ناحيه دولت هيچ گونه اميدي نبود. دولتيان و گروه هاي مدعا مخالف چنان سرگرم سياست بازي هايشان بودند که تصور هرگونه ياري از جانب ايشان باطل به نظر مي رسيد. بايد پي گير شناخت نيروهاي تازه مي بودم و در عين حال اميد مي داشتم مستعد هاي جوان [به پارس فيلم ] مراجعه کنند.»
(دکتر اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران)«دکتر کوشان با عنايت به تجربياتي که در زمان اشتغالش در«وينفيلم » کسب کرده بود، به هنگام توسعه استوديو پارس فيلم سعي کرد تا تشکيلاتي مشابه آن چه در وينفيلم ملاحضه کرده بود سامان بود. به همين منظور با پي گيري و اشتياق فراوان سعي داشت گروهي دائمي از کارگردانان ، فيلم برداران، فيلم نامه نويسان، مديران توليد، افراد فني، و... بازيگران را به استخدام درآورد و يا حداقل در اختيار داشته باشد. دکتر کوشان سعي کرد اين روند را در سال هاي بعد نيز اعمال کند. اما تنها توانست يک گروه فني آزموده و با تجربه در اختيار داشته باشد و بقيه عوامل را هر بار بايد بايد استخدام مي کرد. دکتر کوشان همچنين نظير وينفيلم تصميم به انتشار بولتني ماهانه جهت انعکاس فعاليت هاي استوديو گرفت که با توصيل علي کسمايي بر آن شد که « عالم هنر » را به عنوان ارگان استديو منتشر کند . نخستين شماره « عالم هنر » در (22)شهريور (1330) پنج روز پيش از آغاز نمايش مستي عشق [ جديد ترين توليد استوديو ] منتشر شد . که صفحاتي را با معرفي آن اختصاص داده بود .» ( صفحه 210 )
« در تاريخ پنج شنبه اول خرداد (1331) استو ديو پارس فيلم دچار حريق مدهشي شد که تقريبا ً بخش وسيعي از آن در آتش سوخت . « مجله « عالم هنر » ( ارگان استو ديو ) شماره شانزدهم خود مي نويسد : ...حريق که ازآتش گرفتن فيلم ايجاد شده وبه سقف چوبين سرايت کرده بود ، تمام اين موسسه را طعمه خود ساخت، دستگا هاي فيلم برادري و نمايش فيلم ، نور افکن ها ، تأسيسات لابراتوار ، دستگا ه هاي مونتاز و غيره و همچنين مغادير زيادي فيلم خام ونگاتيو کليه فيلم هايي که تا کنون تهي شده بود ، فيلم هاي گمراه [ ؟ ] و عروب باز [ آخرين عشق ] که در دست تهيه بود .به طور کلي تمام استوديو سوخت . ( صفحه هاي 219و220)
« من به دنبال امور مربوط به گذرنامه ام بودم تا پس از فيلم برداري صحنه هاي باقيمانده [دزد عشق] براي خريد تجهيزات تازه به اروپا بروم، که اين آتش سوزي اتفاق افتاد. ظاهرأ موقع نمايش فيلم دزد عشق سيم برق اتصالي مي کند و چون فيلم نيترات بوده به سرعت شعله ور مي شود و دامنه آتش سقف چوبي و اکوستيک ديواره هاي سالن را که از پارچه و مقوا بود به سرعت در برگرفته و در فاصله نيم ساعت همه چيز سوخت و از بين رفت. مجيد محسني در آن روز فداکاري زياي کرد و با سرعت عمل او ،دوربين فيلم برداري ، ميز مونتاژ و مقداري از فيلم ها نجات پيدا کرد.»
(اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويوزيوني آغاز گران)
«استوديو پارس فيلم در اول شهريور (1331) تحت شماره (2467) در اداره شرکت ها و با شماره(2825) در دفتر ثبت شرکت هاي داخلي به ثبت رسيد. در دوم آبان (1332)، پارس فيلم اعلام کرد که به صورت شرکت سهامي با سرمايه دو ميليون چهارصد و هشتاد هزار ريال (248 سهم ده هزار ريالي ) با دکتر کوشان ، مهندس شاپور ياسمي، علي کسمايي به عنوان هيئت مديره و سيامک ياسمي و محمود حرير فروش کوشان به عنوان بازرسان فعاليت خواهد کرد . رئيس هيئت مديره اين دوره دکتر کوشان بود.»(صفحه هاي 206و207)
« دکتر کوشان در فاصله سال هاي (1332 تا 1335)به احداث ساختمان جدي استوديو پارس فيلم در کيلومتر(14) جاده کرج مبادرت کرد ... دکتر کوشان در استوديوي خود در مساحت بيش از دوهزار متر مربع ساختن دکور بناهاي تاريخي را سفارش مي دهد. گوشه هايي از بناهاي پيشينيان ، از دروازه ، کوچه وعمارت گرفته تا مسجد، بازارچه، قهوه خانه، سقاخانه، داروغه خانه و... و با بيش سه ميليون ريال هزينه
ايجاد مي کند و از آن پس به دفعات از اين بناها در فيلم هايش سود مي برد. ولي الله خاک دان طراح و سازنده اين شهرک تاريخي است.»( صفحه 386)
«در فروردين (1334) که هنوز امير ارسلان نامدار اکران نشده بود و امکان موفقيتي براي اين فيلم ، پس از شکست هاي پي در پي توليدات پارس فيلم در(1333) متصور نبود ، براي تقويت دو تن ديگر و اعضاي آن اضافه شدند ( دکتر عبدالحسين شيخ و ديانا کوشان) . پنج سال بعد در دي (1339) شرکت سهامي پارس فيلم ، تحولات پديد آمده را اين چنين اعلام کرد: سيامک ياسمي و دکتر عبدالحسين شيخ از شرکت خارج شدند و ابراهيم کوشان به جمع شرکا اضافه شده است . به اين ترتيب اعضاي شرکت در آخرين اعلام رسمي به اين قرار است: دکتر اسماعيل کوشان، مهندس شاپور ياسمي، محمود کوشان، ابراهيم کوشان و ديانا کوشان.» ( صفحه 207)
از ديگر دستاوردهاي فني دکتر کوشان و پارس فيلم مي توان به دو مورد زير نيز اشاره کرد:
-تهيه نخستين فيلم سينما اسکوپ سياه و سفيد با نام اتهام (1335) تهيه نخستين فيلم سينما اسکوپ رنگي با نام عروس فراري (1337)
-از توليدات (1327): زنداني امير[دختر کرد]؛ (1328): واريته بهار ؛ (1332): گرداب ؛ (1334): امير ارسلان نامدار؛ (1337): رستم دستان و بيژن و منيژه؛ (1345): حسين کرد شبستري، امير ارسلان نامدار؛ (1350): ماه پيشوني؛ (1351): عباسه و جعفر برمکي؛ (1355): شير خفته و...
عمر دوباره( 1331) و زنده باد خاله (1331) به عنوان دومين و سومين توليدات استوديو البرز ، نتوانستند به فروش قابل قبولي دست پيدا کنند و زمينه تزلزل استوديو را فرهم آوردند. توليد ونمايش گناهکار (1332) و عدم موفقيت تجاري اش «... سبب شد تا شرکت استوديو البرز منحل شود. اما [ابولقاسم] رضايي سعي کرد تا استوديو را حفظ کند... رضايي پس از ترک کنستانتين و طرپانچيان ، بار ديگر کوشيد تا عزت اوليه استوديو را به آن بازگرداند...» اما توليد فيلم لغزش (1332) نتيجه اي متفاوت به بار نياورد و «... اين حرکت نيز نتوانست از حذف استوديو البرز از خانواده سينماي ايران ممانعت کند. » (صفحه هاي 219و 232 و 233)
عزيز الله کردواني و حبيب الله حکيميان و چند کليمي ديگر از جمله فرج الله نسيميان و برادرش در اواخر (1329) مقدمات ايجاد استوديو عصر طلايي را در خيابان فيشر آباد فراهم کرد آنان در اوايل (1331)
پس از تدارک و تجهيز وسايل لازم ، به بررسي پيشنهادهاي مختلف در زمينه توليد فيلم پرداختند و سرانجام اين نسيميان بود که تهيه فيلمي از نمايش نامه مشهدي عباد را پيشنهاد کرد ...به اين ترتيب مشهدي عباد به عنوان نخستين توليد عصر طلايي جلوي دوربين رفت . امين اميني (برادر کرد واني )نيز مدتي بعد به جمع شرکا پيوست و در ادراره امور دفترمشارکت داشت.
عزيزالله کرد واني ( متولد 1298 مشهد ) که پس از سيزده سال تحصيل در انگلستان و دريافت ليسانس در رشته اقتصاد به تهران بازگشته و به کار تجارت پرداخته بود ... در (1350)، پس از شکست هاي پياپي توليدات عصر طلايي و فقدان اعتبار کافي، جهت انجام تعهداتش، ضمن استمداد از اتحاديه صنايع فيلم ملي ايران براي تصفيه بدهي هاي استوديو، آن را منحل و ايران را ترک گفت.
حبيب الله حکيميان ، که با اشتياق پيگيري، مراحل آماده سازي عصر طلايي را شاهد بود، پيش از نمايش مشهدي عباد ترک شراکت کرد و پس از اين که توليد مستقلش، گم گشته که در (1333) به نمايش در آمد ،موفقيت چنداني نداشت به ايتاليا مهاجرت کرد.
فرج الله نسيميان تا (1338) از جمله شرکاي عصر طلايي [ و مدير توليد فيلم هاي مختلف استوديو ] بود و سپس پس از کناره گيري ، به تأسيس دفتر مستقل سازمان سينمايي نسيميان [با ناجي عقراوي که شغل اصلي اش صرافي بود] و توليد چند فيلم از جمله نصيب و قسمت ، گذشت، محکوم و من ومادرم دست زد و تا زمان ترک ايران و اقامت در نيويورک ، در واردات فيلم هاي خارجي و توليد فيلم هاي ايراني در سازمان هاي مختلف سينمايي ، سهم اندکي را به عهده مي گرفت.
استوديو عصر طلايي ، بعدها در (1340)، به نارمک ، خيابان پدر ثاني منتقل شد و تا پايان کار استوديو ، در (1351)، در اين محل مستقر بود.( صفحه هاي 231،141و 242)
از توليدات – (1332): دختر چوپان؛ (1333):ميليونر(ا. اميني)؛ (1334): فرزند گمراه (اميني)؛ (1335): هفده روز به اعدام؛ (1345): دو انسان؛ (1349): خشم عقاب ها؛ (1351): استوار و پاسبان؛ (1352): علي کنکوري.
« ايرج فره وشي و مظفرميزاني فيلم برداران و صدا گذاران تعداد قابل توجهي از فيلم هاي (16) ميلي متري اوايل دهه (1330)، با هم کاري جواهري به تأسيس استوديو خاورميانه در(1335) دست مي زنند . آنان پس از مدتي فعاليت در زمينه دوبلاژ ، به قصد توسعه استوديو، به توليد فيلمي مي پردازند [ به نام ستارگان مي درخشند ] که پوران ، براي نخستين بار بازيگريش است ومحمد علي زرندي ، کار گردانش . »( صفحه 328)
از توليدات -(1340): دختر همسايه ؛ (1344): همه سر حريف ( م .فاضلي/ مشترک با استوديو کاروان فيلم )
ايماژ فيلم و مؤسسش که سازنده فيلم هاي تبليغاتي است ، به ياري ذکريا هاشمي مي آيد و با همراهي سازمان تلويزيون ملي ايران ، فيلم سه قاب (1350) را توليد مي کند .(صفحه 584)
محل استوديو در خيابان هدايت ، منطقه دروس بود . پيش از توليد نخستين فيلم سينمايي در استوديو گلستان تعدادي فيلم کوتاه و مستند در آن جا ساخته شده بود که به دليل دقت و کيفيت در توليد اين آثار برخي شان جزو بهترين مستندات تاريخ سينماي ايران محسوب مي شوند . جريان فيلم سازي در اين استوديو ، به دليل نوع نگرش خاص مؤسس اش بر سرعت بخشيدن به روند توليدات متفاوت و مستقل سينماي ايران موسوم به موج نو بسيار مؤثر بوده است .
توليدات سينمايي – (1344): خشت و آينه ؛ (1345): چرا دريا طوفاني شد؟ (ناتمام )؛ (1353) : اسرار گنج دره جني .
مولن روژ را با هاشم خان به کارگرداني مهندس محمد زرين دست که از آمريکا به تازگي براي ساختن فيلم نخست شرکت ايشان وارد شده ، آغاز مي کنند .» (صفحه 393 )
توليدات – (1345) : هاشم خان (م . زرين دست )، خداحافظ تهران (س. خاچيکيان )؛ (1346) : ميليونرهاي گرسنه (ا. رياحي )، وسوسه شيطان (م. زرين دست ) ، روزهاي تاريک يک مادر (م. ع. زرندي ).
استوديو ميثاقيه در محل کنوني ساختمان شماره دو بنياد سينمايي فارابي (خيابان سي تير ، کوچه کامران صالح ، شماره 14 بود ). اين استوديو علاوه بر تجهيزات فني کافي ، پلاتو و امکانات چاپ و ظهورنيز داشت .
از توليدات - (1340) : فرياد نيمه شب ؛ (1344) : سرسام ؛ (1347) : ببر مازندران ، سلطان قلب ها ؛ (1351) : بلوچ ، پست چي ، صادق کرده ؛ (1354) : گوزن ها و...
تاريخ تأسيس :(1335) . احمد گرجي از (1331) فعاليت سينماي اش را آغاز کرد و از همان ابتدا تصميم به ايجاد استوديويي مستقل داشت ولي منصرف شد . بنابراين فعاليت اش را با استفاده از امکانات پارس فيلم شروع کرد و حاصلش کارگرداني فيلم بي پناه بود که در (1332) به نمايش در آمد . وي کمي بعد پخش فيلم اطلس را بنيان گذاشت و فيلم هاي عربي و هندي وارد و پس از دوبله پخش مي کرد . اطلس فيلم رسماً از (1335) گشايش يافت که در ابتدا بخش دوبلاژ آن آغاز به کار کرد پس از افتتاح پلاتو آن در (1337) دو فيلم دست تقدير (گرجي) دشمن زن (خطيبي ) به عنوان نخستين توليدات استوديو ، فيلم برداري شد که در(1338) به نمايش در آمدند . امور فني توليدات اين استوديو نيز به طور عمده در بخش فني همين استوديو انجام مي شد که محلش در خيابان ارباب جمشيد بود .
از توليدات – (1339): بيم و اميد ؛ (1341): زمين تلخ ؛ (1342) : دختر ساري ؛ (1343) : گناه من چيست ؟...
«منوچهر صدق پور در (1344) با تأسيس « پارسا فيلم » (با مشارکت محمد علي بنداني ) ، سمت کارگرداني را نيز علاوه بر تهيه کنندگي و بازيگري در توليدجديدش کلاه نمدي به عهده مي گيرد. فيلم بردار فيلم نيز ايرج صادق پور است . » (صفحه 390) دفتر پارسا فيلم در خيابان ارباب جمشيد واقع بود .
«مهندس ميز صمدزاده پس از شکست فيلم نخستش با ايرج قادري و موسي افشارشرکتي را تحت عنوان «پانوراما » در زمستان (1341) در ساختمان البرز ، خيابان لاله زار نو به وجود آورد وتارعنکبوت را با اقتباس احمد شاملو از داستاني نوشته جيمز هادلي چيس مبناي کار خود قرار داد. » (صفحه 358)
نخستين محصول : اول هيکل (1339 ، ياسمي ) . آخرين توليد : آبشار طلا (1351)
«من [باغدان يگانيان مشهور به باغديک] مدير فني سينما هما بودم و به توصيه مهندس بديع ، جهت رفع اشکال صداي دستگاه هاي نمايش سينما ديانا به ساناسار خاچاطوريان مراجعه کردم و اين مقدمه آشنايي و همکاري مشترکي بين ما شد. يعد از اين که ساناسار، به کار واردات فيلم مشغول شد، من نيز در سينما ديانا مستقر شده و به همکاري با او پرداختم. ساناسار از طريق دوست مقاطعه کاري به نام مانول که در امريکا زندگي مي کرد توانست چند مجموعه (15 تا 20) تايي فيلم از توليدات آر. ک.او و فوکس قرن بيستم دريافت کند . به پيشنهاد او من نيز در فيلم ها سهيم شدم. ساناسار شوق توسعه کار را داشت و بعد از موفقيت شرمسار [ از توليدات پارس فيلم ] به فکر توليد فيلم افتاد او دوستي به نام حکيمي داشت( که نمايندگي اتومبيل هاي پليموت را در تهران داشت) و از طريق او به فريد زيني که با عنايت الله فمين در خيابان نادري عکاسي داشت به سينما ديانا و ساناسار معرفي شد. فريد زيني که حاضر به شراکت نيز بود، امور فيلم برداري فيلم [گل نساء، اولين تولد ديانا فيلم ] را با هم با همکاري فمين تقبل کرد. در همين ايام سرژ آزاريان هم که مدعي داشتن مطالعات و تجربياتي در خصوص تهيه فيلم بود از پاريس به تهران آمد و با مراجعه او به ساناسار، فکر ايجاد استوديو قوت بيش تري گرفت. ابتدا در خيابان شاه رضا (انقلاب)، درست پشت قنادي شاه رضا ، ساختماني با حيات وسيعي با اين منظور در اختيار گرفتيم وسپس من در اواخر سال(1330)( اوايل 1951 ) جهت خريد وسايلي که فهرستش تهيه شده بود به آلمان سفر کدم. فريد زيني که به آلماني مسلط بود ، قرار بود همسفر من باشد، اما بعداً با تصميم ساناسار، همراهي او با من منتفي شد. در مونيخ توسط يک دلال ارمني (دوربين فيلم برداري، ميز موويلا، دستگاه اتوماتيک ظهور و چاپ آري فلکس )و در هامبورگ (آپارت مدل دبري – دست دوم) خريداري کردم و براي نصب دستگاه ها نيز قراردادي با ارنست مارک که متخصص امور صدا بود، امضا کردم و او مدتي بعد از بازگشت من به تهران وارد شد و ما را که گرفتار نصب دستگاه ظهور و چاپ آن شده بوديم ياري داد و بعداً عملاً امور چاپ و لابراتوار استوديو را به عهده گرفت... فيلم با همه ايراداتش روي هم رفته کارکرد مناسبي داشت و باعث شد ديانا فيلم راغب به ادامه کارش بشود.من در فاصله کوتاهي در اعتراض به دخالت هاي مستمر و بي دليل اديک ،پسر ساناسار در امور جاري، ترجيح دادم که از آن ها جدا شوم.» (صفحه229)
« خاچاطوريان که از تماشاگران ثابت تئاتر کليساي ارامنه (خيابان نادري مقابل دبيرستان فيروز بهرام )بود...» [صفحه235] برخي از نمايش هايي را که ساموئل خاچيکيان کارگرداني کرده بود، ديده و مايل بود خاچيکيان را وارد کار سينما کند. او با توليد فيلم بازگشت (1332) موجب شد تا خاچيکيان جوان پشت دوربين کارگرداني
قرار بگيرد؛ البته به وي اجازه تدوين فيلم توسط خودش داده نشد زيرا «... استوديو معتقد بود که خاچيکيان به دليل عدم تجربه ممکن است به موويلاي گران قيمت صدمه بزند»[صفحه 235]. همکاري خاچيکيان با ديانا فيلم ازجمله در فيلم دختري از شيراز (1333) نيز ادامه يافت. در همين استوديو بود خاچيکيان امکان يافت نخستين آنونس فيلم تاريخ سينماي ايران را براي دختري از شيراز بسازد.
از توليدات- (1333): دختري از شيراز ، چهار راه حوادث؛ (1334): خون و شرف؛ (1336): بلبل مزرعه(م.محسني)؛ (1337): لات جوانمرد (م.محسني)...
زبولاني که فيلم گوهر لکه دار(1338، ابراهيم مرادي ) را تهيه کرده بود پس از موفقيت اين فيلم تشويق شد تا دفتر مستقلي تأسيس کند. او پس از توليد آثار متعدد، هارون و قارون(1345) را به عنوان آخرين توليد مستقل اين دفتر ساخت: « سينا فيلم پس ار تهيه هارون و قارون از بيست و پنجم دي (1345) به صورت شرکت سهامي درآمد و علاوه بر زبولاني ، عبدالحميد بحريني نژاد و جهانگير روان نيز در آن سهيم شدند. شرکت جديد با سرمايه گذاري سي و پنج ميليون ريال « با نام شرکت فيلم استان ششم با مسئوليت محدود رسميت يافت و دفتر سينا فيلم تنها به عنوان توزيع کننده ، فعاليتش را ادامه داد. در اين تغيير و تحولات ، کارکرد بد هارون و قارون ... اهميتي نداشت .» ( صفحه 396)
از توليدات – (1335): خورشيد مي درخشد ؛ (1339) : آيينه تاکسي ؛ (1342) : جاده مرگ ؛ (1343) : ترانه هاي روستايي ؛ (1344) : افق روشن ...
،سازمان سينمايي فردوسي
«...محمد زرين دست در ساختن سومين فيلم خود [جادل تبهکاران ] ... از ياري هاي ... برادران رشيديان برخوردار مي شود . سيف الله و قدرت الله رشيديان که يک بار در کار ساختن خواب هاي طلايي (در اوايل دهه 1330) فعاليت داشته اند و بعد از آن ضمن انجام فعاليت بازرگاني ، در زمينه سينما تنها به واردات فيلم و اداره سينما رکس اشتغال دارند ، پس از هفده سال به اين دليل مجدداً دست به کار فيلم سازي مي شوند ( در حالي که نام شان نيز علني نمي شود !) که گوش شنوايي دارند و توصيه هاي نخست وزير را که وعده پيش بيني بودجه اي در برنامه عمراني چهارم براي تعالي صنعت سينما داده است ، براي فعال شدن مي پذيرند . » (صفحه 428)
تاريخ تأسيس :(1339) . مهرگان ابتدا توسط رضا کريمي ، بازيگر ساده تئاتر از (1322) و سينما با مشهدي عباد از (1332) ، و طي يک دهه بعد فيلم نامه نويس ، کارگردان وتهيه کننده سينما ، در خيابان کبکانيان کنوني در بلوار کشاورز تأسيس شد . بعداً تعدادي از دست اندر کاران سينما به آن پيوستند و به دفتر جديدي در خيابان ستارخان ، خيابان پاتريس لومومبا ، پشت اداره گذرنامه منتقل شد .
از توليدات – (1339) : کي به کيه ؛ (1340) : آهنگ دهکده ؛(1348) : نعره طوفان ؛ (1350) : مردان خشن (ص . رهبر ) (1354): هدف ؛ (1357): مشکل آقاي اعتماد، هجرت [ميلاد ] (نمايش داده نشد )و ...
«آگهي تأسيس شرکت ويگن فيلم
به منظور تأسيس استوديو فيلم برداري و تهيه و توليد و دوبلاژ انواع فيلم سينما و واردات و صادرات فيلم سينما و هر نوع لوازم فيلم برداري شرکتي به نام ويگن فيلم با مسئوليت محدود که سرمايه آن مبلغ آن يک ميليون ريال تعيين گرديده و طبق اظهار، در تحويل و اختيار مديران شرکت مي باشد از تاريخ دهم آذر ماه (1338) به مدت نامحدود در تهران ، کوي يوسف آباد ، خيابان رياحي وفا ، ساختمان (22) تشکيل گرديده و در تاريخ هيجدهم آذر ماه (38) در دفتر ثبت شرکت هاي داخلي به شماره (7017) به ثبت رسيده . آقاي دردريان و محمد حسين معزي قديم مديران شرکت مي باشند و هر دو نفر متفقاً و با مُهر شرکت حق امضا دارند و طبق ماده (95) قانون ثبت شرکت ها آقاي ويگن دردريان ضامن شريک يکديگر هم مي باشند – ن
رئيس اداره ثبت شرکت ها و علائم تجاري و اختراعات – مهدي نراقي »
«شرکتي که ويگن تأسيس کرد ، بي آن که فعاليت چشم گيري از خود بروز دهد و بي سرو صدا منحل شد . » (صفحه 339)
مؤسس : صمد صباحي ،ناصر رفعت
آشوقا فيلم
مؤسس : گپي چند هندوجا
تهران – شهرستان فيلم
مؤسس : بابکن آوديسيان ، نخستين توليد: بي ستاره ها (1388)
حسام فيلم
مؤسس : رحيم حساميان ، از توليدات – 1350 : قصاص ، معرکه.
ديبا فيلم
مؤسس : حسين ناظم زاده ، نخستين محصول: افسانه شمال (1388)
سازمان سينمايي 555
مؤسس : منصور باقريان
شاهين فيلم
از توليدات – 1338 : مي ميرم براي پول :1343 :ببر رينگ ؛ 1344: زشت و زيبا ؛ 1345: کابوس ؛ 1347: مرد صحرا و ...
کوه نور
مؤسس : سردار ساگر . نخستين محصول : فردا روشن است (1339)
سازمان سينمايي پيام
مؤسس : علي عباسي . نخستين محصول : سه جوانمرد (1346)
سييرا فيلم
مؤسسان : مهدي مصيبي ، هوشنگ صوفي . نخستين محصول : جستجوي تبهکاران (1346 ، رضا صفايي )
شرکت پاته
مؤسسان : خسرو شاه دوستي ، محسن دولو ، کريم فکور حسين زندي نژاد . نخستين محصول : پستچي (1340).
فيلمکو فيلمز
مؤسس : ديپ چند هندوجا معروف به ناندو ؛ وارد کننده فيلم هاي هندي و صاحب تعدادي از سينماهاي تهران .
يک فهرست
آن چه در مي آيد ، فهرستي از نام همه استوديوهايي است که از آغاز توليد فيلم بلند در ايران تا سال (1357) در اين زمينه فعاليت داشته اند . برخي از اين استوديوهاودفترهاي توليد طي سال هاي متمادي فعاليت خود ، بخش يا بخش هايي از نام خود را تغيير داده اند که وجود بعضي از نام هاي اندکي مشابه مي تواند ناشي از همين موضوع باشد .
آذر فيلم
آريا فيلم
آريانا فيلم
آژير فيلم
آس فيلم
آسيا فيلم
آناهيتا (سينما تئاتر ملي ايران )
آيت فيلم
اداره کل امور سينمايي کشود
استوديو آر. بي
استوديو آسيا
استوديو ارتش
استوديو الوند
استوديو ايرانا فيلم
استوديو ايران فيلم
استويو ايران نما
استوديوبل
استوديو پارس فيلم
استوديو ايران نما
استوديوبل
استوديو پارس فيلم
استوديو پاسارگاد
استوديو پلازا
استوديو تخت جمشيد
استوديو توپکاپي
استوديو توليد فيلم
استودي تهران – شهرستان فيلم
استوديو جهان فيلم
استوديو خاورميانه
استوديو دماوند
استوديوديانا فيلم
استوديو راما
استوديو رنگين کمان
استوديو سانترال
استوديو سحر
استوديو شرق
استوديو شهاب
استوديو شهرزاد
استوديوشهريار فيلم
استوديو طلوع
استوديوطنين
استوديو عصر طلايي
استوديوعمرخيام
استوديو فونوراما
استوديو فيلم برداري البرز
استوديو فيلم برداري بديع
استوديو فيلم برداري عقاب (بديع )
استوديو فيلم برداري فانوس فيلم
استوديوفيلم برداري کاويان
استوديو فيلم ساز
استوديو فيلم ساند
استوديو فيلم کار
استوديو کاخ
استوديوکارناوال
استوديو کارون
استوديو کارون
استوديو کاسپين
استوديو کاوه
استوديو کسري
استوديو مداين
استوديو مرادي
استوديو مهرگان فيلم
استوديو ميامي
استوديو ميثاقيه
استوديو نقش جهان
استوديو نگاه
استوديو هنري ري فيلم
اسکارفيلم
اسکوپ فيلم
اطلس فيلم
الوند فيلم
امپريال فيلم کمپاني – بمبئي
اورانوس فيلم
ايران فيلم
ايران نو فيلم
ايسترن فيلم
ايماژ فيلم
پاته فيلم
پارسا فيلم
پارس فيلم
پترا فيلم
پرس فيلم
پوريا فيلم
پوريکا فيلم
پيمان فيلم
تئاتر فيلم
تل فيلم
تلويزيون ملي ايران
تله فيلم
تهران فيلم
تينا فيلم
جنرال فيلم
جهان نما
چاپلين فيلم
حسام فيلم
حساميان و شريک
خانه فيلم ايران
خدا بخشيان فيلم
خشايار فيلم
دارا فيلم
دسا
دسا فيلم
دُهُل فيلم
دياموند فيلم
ديبا فيلم
راد فيلم
رنگارنگ
رودکي فيلم
رويال فيلم
ري فيلم
زرين فيلم
زند فيلم
زهره فيلم
سازمان امور فيلم و سينما
سازمان تبليغاتي و سينمايي فونيک
سازمان جام جم
سازمان سينمايي اس – ام
سازمان سينمايي 555
سازمان سينمايي 70
سازمان سينمايي آپادانا
سازمان سينماي آذر
سازمان سينمايي اثر
سازمان سينمايي امير و شريک
سازمان سينمايي اوريانتال
سازمان سينمايي ايران اکران
سازمان سينمايي پاناسيت
سازمان سينمايي پانوراما
سازمان سينمايي پيام
سازمان سينمايي تسليمي
سازمان سينمايي تصاوير
سازمان سينمايي تهيه و توزيع فيلم پرسپوليس
سازمان سينمايي چهار پر
سازمان سينمايي چهل ستون
سازمان سينمايي خدابخشيان
سازمان سينمايي درفش
سازمان سينمايي ديده
سازمان سينمايي روم
سازمان سينمايي ژورک
سازمان سينمايي سپنتا
سازمان سينمايي سپهر
سازمان سينمايي شهر فرهنگ
سازمان سينمايي فريدان
سازمان سينمايي کورش فيلم
سازمان سينمايي مشعل
سازمان سينمايي مهر
سازمان سينمايي نادر
سازمان سينمايي نسيميان
سازمان سينمايي نگاه
سازمان سينمايي هلن
سازمان سينمايي هما
سازمان گسترش صنايع سينمايي
ساند فيلم
سروري فيلم
سوفيا فيلم
سيما فيلم
سينا فيلم
سينما ماياک
سينماي آزاد ايران
سييرا فيلم
شاهرخ فيلم
شاهين فيلم
شبکه سينمايي 708
شرکت (استوديو) فيلميک
شرکت آ.ش. ن. ا
شرکت تعاوني سينما گران پيشرو
شرکت تلويزيون و سينما
شرکت تماشا
شرکت تورنگ
شرکت خدمات سينايي و فيلم برداري ايران
شرکت سهامي توليد
شرکت سهامي منجم
شرکت سينما تئاتررکس
شرکت سينمايي بورک
شرکت سينمايي چهار نام
شرکت سينمايي فانوس خيال
شرکت سينمايي هفت
شرکت فيلم اول
شرکت گسترش خدمات صنايع سينمايي ايران
شرکت لنز
شرکت محدوديت فيلم ايران
شرکت مولن روژ
شرکت ناجي عقراوي
شرکت نمايشات
شهرام فيلم
شهرستان فيلم
صحرا فيلم
فاين فيلم
فردوسي فيلم
فروردين فيلم
فيلم تيپکو
فيلم و سينما
فيلم استوديو
فيلمکوفيلمز
کاروان فيلم
کارگاه آزاد فيلم
کارگاه فيلم گلستان
کامرا فيلم
کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان
کانون سينما گران پيشرو
کسري فيلم
کنديس فيلمز
کوروش فيلم
کوه نور فيلم کيهان فيلم
گروه آزاد فيلم
گروه سينماهاي بزرگ تهران
گروه سينماهاي متحد تهران
گروه فيلم ليسار
مؤسسه 90
ماژستيک تخت جمشيد
محصول ممتاز تهران و گيلان
مديا فيلم
مرکز پخش فيلم سينماي ايران
مرکز خدمات صنايع فيلم ايران
مرکز سينمايي ايران بيوگراف
مرکز سينمايي فيلم ايران
مرکز سينمايي و سمعي و بصري کشور
مشعل فيلم
مهتاب فيلم
مهرگان فيلم
ميترا فيلم
نادر فيلم
ناقوس فيلم
نور و صدا
نوين فيلم
نيکا فيلم
هاملت فيلم
هريتا فيلم
هزار فيلم
هلن فيلم
هنر و سينما
هنر فيلم
هنرهاي زيباي کشور
يزد فيلم
منبع:ماهنامه سينمايي فيلم شماره 415
آن روز بهاري آرام ، هيجان زده و تب کرده ، خيلي زودتر از زماني که بايد برابر ساختمان آجري کوچه سمنان رسيدم و با ذهنيتي از پيش در جستجوي حال و هواي استوديوهاي فيلم برداري ، در پي رنگ و شکوه ، وارد صحن« ايران فيلم» شدم ... اي واي ! اين که کاملاً « سياه و سفيد » است !... مهم نيست !«ايران فيلم » را يادتان باشد ، حتماً به آن برمي گرديم.
ماه ها و سال ها بعد و بعد تر ... گذارم به استوديوهاي مطرح و فعال ديگري افتاد که بعد از ديدن همه شان ، در پي بيش از چهار دهه ،هنوز هم فکر مي کنم «استوديو پارس فيلم » نزديک ترين وجدي ترين نمونه درمقايسه با استوديوهاي بزرگ خارجي بود .دکترکوشان که پيش از ورود به ايران وآغاز فيلم سازي ، سال ها دراتريش زندگي کرده ودر« وين فيلم »فعال بود،آن طو که خودش گفته است استوديويش ماکت کوچک تر « وين فيلم » بود .
براي رسيدن يه اين استوديو ، بعد از ورود به جاده هاي کوتاه فرعي در کيلومتر (14) جاده مخصوص کرج ، به وردي با زنجير ، نگهبان و اتاق نگهباني مي رسيدي و بعد، از خيابان باريک خرمي که دو سويش درخت کاري شده بود ، مي گذشتي و در انتهاي خيابان ابتدا به ساختمان اداري در برابر استخري بزرگ مي رسيدي که گوشه جنوبي اش خانه ويلايي دکتر کوشان قرار داشت ... کنار ساختمان اداري ،بناهاي مستقل لابراتوار در زيرزمين، اتاق استراحت هنرمندان ، اتاق گريم ، اتاق لباس ، اتاق هاي تدوين ، استوديوهاي صدا برداري و در روبه رويش دو پلاتوي بزرگ و ديگري کمي کوچک تر وجود داشت که با دوربين عظيم ميچل در پلاتوي بزرگ ، چشم نواز بود . در اين پلاتوها امکان ايجاد ساختمان و خيابان و غيره وجود داشت و بالاخره يک فضاي بزرگ خارجي در شمال استوديو بود که دکورهاي ساخت مرحوم خاکدان شامل شهرکي تاريخي ، شهرکي قديمي ، بارگاه و قصري مجلل در آن بنا شده بود که سال ها پس از انقلاب ، کنگره هاي قصر هنگام عبور از بزرگ راه تهران – کرج هنوز ديده مي شد .... جان کلام اين که گشت در استوديو ، حتماً بيننده را به باورهايي که دکتر کوشان در جهت فعاليت هايش ، از نظر ارتقاي کيفيت فني و تجهيزات و يا شيفتگي اش به تاريخ ايران داشت ، مي رساند ؛ اگر چه در ذهن و فکرش پويا تر و با شکوه تر اما در اجرا متأسفانه و غالباً نااميد کننده بودند .
اين استوديو ، اگرچنان نابخردانه ومضحک ،بعد از فوت دکترکوشان از بين نمي رفت ، امروز با پنجاه و چند سال عمر حتماً مي توانست يادگار و ميراثي ارزنده و خاطره انگيز براي تاريخ سينماي ايران باشد ... از اين نظر ، استوديوهاي ديگر هم وضع بهتري از «پارس فيلم » نداشتند ، مثلاً استوديو عصر طلايي يا ميثاقيه ، که حتي پيش از انقلاب تسليم بحران و رکود شدند و از هم پاشيدند ...
«استوديو عصر طلايي» ، استوديوي تقريباً هم سن و سال«پارس فيلم » ، در نارمک خيابان پدر ثاني در شرق تهران ، به جهت روحيه و گرايش کاملاً مقتصدانه برادران کردواني ، داستان هاي شنيدني و جالبي دارد ... تقريباً همه فعالان اين استوديو ، چه در برابر دوربين و چه پشت آن با سيستم حقوق ماهيانه ثابت و غالباً متوسط اما منظم فعال بودند که بعداً برخي شان نام آور شدند . با جنس تفکر و رويکرد بردران کردواني ، بهره برداري از همان ورودي استوديو شروع مي شد . در فضاي نسبتاً خوب ورودي ، دکورهاي تاريخي زده شده بود که در عين حال محل پارک اتومبيل ها و بخشي اش هم انبار تدارکات وامکانات فيلم بود . کلاً فضاهاي استوديو ، بهره برداري چند گانه داشتند که در تمامي آن ها صرفه جويي حرف اول را مي زد و گاه حوادث خنده آوري را نيز موجب مي شد و در مواردي در روند کار نيز تأثير گذار بودند (بخشي از اين حواشي را سعي دارم در کتاب «راهنماي سينماي ايران 1390-1309 » نقل کنم !)...
اما استوديوي ميثاقيه در خيابان حافظ کوچه ايرج درست نقطه مقابل «استوديو عصر طلايي » بود . تجمل و تظاهر ، ژست و تفاخر حرف اول اين استوديو بود ؛ مجهز و شيک و دست و دل باز ! اما مشکلش ، فضاي محدودش بود که ناچار عمودي رشد کرده و بخش هايش در طبقات پخش شده بود که البته در عمل طبقات بالاي ساختمان ،
با پله هاي متعددش ، در بيش تر ايام خالي از سکنه بود . ميثاقيه که خودش با بازيگري شروع کرده بود تا قبل از شکست هاي سال هاي آخر ، همواره سعي داشت که نه فقط در صف نخست که مرد اول سينماي ايران هم باشد که قصه هايي شنيدني دارد و بماند براي بعد ...
اما بار ديگر برمي گرديم به« ايران فيلم »، که اصلاً بهانه اول اين يادداشت است ... قدمت ؟«ايران فيلم » تقريباً به «پارس فيلم » و« عصر طلايي» مي رسد که بعد موفقيت ولگرد، با همت جليل غديري و ابوالقاسم رضايي پا گرفت ...البته با نيت توليد شروع به کارکرد ، اما بعداً مرکزي براي پشتيباني توليد ، امور فني و براي توليدات ديگران شد و به سرعت از اهميت و شهرت همتايش با «پارس فيلم » و ديگران فاصله گرفت . با اين حال اين استوديو يک ويژگي مهم در تاريخ سينما دارد که ساير استوديوهاي مورد اشاره ندارند . با گشتي در آن به اين نکته مي رسيم ...
از خيابان بهار که وارد کوچه سمنان مي شوي ، کمتر از صد قدم سمت جلوتر در سمت چپ ، به ساختمان آجري و در سفيد رنگ دو لنگه اي مي رسي که بالاي سه پله قرار دارد . از آستانه در که مي گذري به پا گرد کوچکي مي رسي که سه راه پيش رويت مي گذارد ... سمت راست، راهروي کوچکي با دو اتاق هست که اتاق انتهايي – که هم بزرگ تر و هم دل بازتر است – در اختيار سيامک ياسمي است و «پوريا فيلم » ش را دارد ، اتاق جلو تر و کوچک تر ابتداي راهرو در اختيار عباس شب آويز و «آريانا فيلم » ش است (وقتي ياسمي دفتر مستقلش را بالاتر شاه رضا – انقلاب- خيابان پارس راه انداخت ، شب آويز به اتاق او کوچ کرد ) و دست چپ پا گرد ، بعد از بالا رفتن چند پله، به طبقه دوم و راهرويي ديگر مي رسي که چند اتاق کنار هم و ساکنان ديگري دارد که هم آوازه سرنشينان طبقه هم کف نيستند . مهم ترين آنها اسماعيل پور سعيد با «سازمان سينايي درفش » است که يک پاي ثابت «ايران فيلم » بود . ساکنان اتاق هاي ديگر خوش نشيناني بودند که به تناوب جايشان را به هم مي دادند ... آن روزها آرمان داشت عروس دريايش را مي ساخت و ديگران نيز مثل سعيد نيوندي ، احمد صفايي و عبدالعلي خرمي براي ساخت فيلم هاي آينده شان مقيم شده بودند .
بالاخره ! راه سوم ورودي ، با پايين رفتن از چند پله به حيات استوديو مي رساندت که ساختمان هاي مقابل دفاتر را در خود گرفته بود . لابراتواري در زير زمين ،استوديوي صدا، اتاق هاي تدوين و بالاخره در ادامه ساختمان ، در شمال بنا ، فضايي بزرگ و مشجر که تا خيابان ثريا (سميه فعلي ) ادامه داشت که در سال هاي اوليه ، گاهي محل فيلم برداري صحنه هاي خارجي برخي از توليدات بودند که در ايران فيلم ساخته مي شدند و بعد از دهه چهل ، تکه تکه از استوديو جدا و واگذار شدند . اين باغ را تماشاگران در فيلم ها هرگز به جا نياوردند ، اما کساني که در آن کار يا بازي کرده اند به ياد مي آوردند؛ حتي کامران قدکچيان ، که در آن وقت برابر دوربين رفت ، فقط يک کودک بود ! برخلاف باغ ، ضلع جنوبي استوديو به خصوص در استوديو در خيلي از فيلم ها به شکل هاي متنوع – ورودي خانه قهرمان قصه ، در کافه ، اداره ، مخفي گاه تبهکاران و... - ديده شده است .
ايران فيلم در چنين بستري ، به هر حال با عبور از دالان تاريخ ، برخلاف استوديوهاي ديگر در سينماي ايران ماندگار شد... حالا بزک شده و شيک تر به نظر مي آيد و فضاهاي تازه اي دارد که به توليد ارتباط مستقيم ندارند ، اما پس از گذشت بيش از پنجاه سال دست کم از کوچه سمنان که آن نگاه مي کني ، هم آن قد وقواره را دارد که بود ، کمي که دل بدهي برمي گردي به سال هاي عشق ، رقابت ، رفاقت که هنوز هم چشمه هايي از آن در شکل خانه سينماي ايران در آن جاري است ...
آن چه مي خوانيد تکه هاي از سرگذشت استوديو هاي ايراني است از لابه لاي تاريخ سينماي ايران».
اوانس اوگانيانس:
«... شرکت سهامي پرسفيلم، آگهي هايي به سه زبان فارسي ، فرانسه و روسي چاپ کرده و تماشاگران را به ديدن عمليات حيرت انگيز کافه پارس دعوت کرده بود ولي نمايش فيلم[حاجي آقا آکتر سينما] تنها از دوازدهم تا شانزدهم بهمن در سينما رويال و بعداً هشت شب در سينما تئاتر آريان ( سر پل امير بهادر) ادامه يافت و روي هم رفته حدود هزارو پانصد تومان فروش داشت.
سرهنگ مقاصد زاده فروزين که بيش ترين سرمايه را در تهيه فيلم با خريد دوازده سهم داشت وقتي فيلم در نمايش نخست با شکست مواجه شد، وسايل استوديو در خيابان لختي ، سعدي ، رو به روي کوچه نخجوان- را به عنوان طلبش برد. بقيه شرکا منتظر نمايش فيلم در اصفهان ، رشت و شيراز شدند که به ترتيب شش،سي و پنج، چهل و پنج تومان درآمد داشت. ديگر شهرها و حتي تهران- جهت اکران هاي بعدي، حاضر به نمايش فيلم نشدند. چون فيلم صامت بود و سينماها و تماشاگران همه توجه شان معطوف فيلم ناطق شده بود. من به عنوان سهم، کپي فيلم را تحويل گرفتم.»
(حبيب الله مراد بازيگر اصلي حاجي آقا آکتر سينما و شاگرد دوره دوم« مدرسه آرتيستي سينما»- نقل از مجموه تلويزيوني آغاز گران )
ابراهيم مرادي :
« در سال (1308) استوديو«جهان نو» را در طبقه دوم يک عمارت چهار طبقه متعلق به حاج آقا محمد علي تأسيس کردم( که خاطرم هست در طبقه اي از اين ساختمان ميز استاد پورداود- نويسنده و شاعر معروف – ساکن بود من از راهنمايي ايشان براي نوشتن سناريوي فيلم « انتقام برادر » تا جايي که مقدور بود استفاده بردم ). هيچ کس حاضر به مشارکت در حرفه اي ناشناخته و البته براي برخي شان مذموم نبود.»
(حرف هاي مرادي – نقل از مجموعه تلويزيوني آغازگران)
« نزديک به شش ماه مذاکرات ما در مورد موضوع فيلم [ بوالهوس ] و نحوه شراکت طول کشيد و در اين مدت براهيم مرادي با پي گيري و سماجت به دنبال خارج کردن دوربين جديدش از گمرک بود که ظاهراً با وضع قانون جديدي که در اسفند ماه (1311) تصويب شده وحق صادرات وواردات کالا رادر انحصار دولت در آورده ،برايش ايجاد مشکل کرده بود. [مرادي به فرخ غفاري گفته بود:[من به دليل سفر بدون اجازه ام به مسکو و لنين گراد ، متهم بودند کمونيست هستنم، لذا لوازم مرا توقيف کردند ولي تيمور تاش به من کمک کرد تا بعد از يک سال وسايلم را که به دستور آيرم توقيف شده بود ، خارج کنم] سرانجام نحوه شراکت و کار مشخص شد، من و احمد دهقان هر کدام پانصد تومان ، محمد علي قطبي هزار و دويست تومان و نيمي از ديگر از سرمايه را نيز مرادي تأمين کرد و مقدمات کار شروع شد.
(حرف هاي احمد گرجي – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران.)
« احمد گرجي» ، محمد علي قطبي ، احمد دهقان و [ابراهيم] مرادي در آغاز (1312) با تعيين عنوان « شرکت فيلم ايران محدود » و ثبت شرکت و اجاره خانه اي در خيابان اميريه ، کوچه وستاهل کارشان را رسما آغاز کردند. مرادي دوربين جديدش را که پيش از تصويب اين قانون [انحصار دولت در واردات و صادرات کالا ] خريداري و وارد کرده بود، سرانجام از گمرگ ترخيص کردو... و سپس مرحله انتخاب بازيگران بود مشکل آشنا و ديرينه ، يافتن بازيگر زن بود. رقيه چهره آزاد بازيگر روز تئاتر و عضو کلوپ آرتيست هاي سينما ، پيشنهاد ايفاي نقش اصلي را رد کرد و شرکا بار ديگر به راه حل هاي مرسوم اين ايام ، درج آگهي براي جست وجوي چهره هاي مناسب، خصوصاً بازيگران زن دست زدند:
اولين مؤسسه فيلم برداري در ايران
شرکت فيلم برداري ايران براي فيلم برداري هاي خود کلاس تشکيل داده و عده اي را مجاناً در کلاس مذکور براي تربيت آرتيستي مي پذيرد. خانم ها و آقايان داوطلب تا (25) خرداد همه روزه از(5 تا 7)بعداز ظهر به دفتر مرکزي و آتليه شرکت واقع در خيابان اميريه- کوچه وستاهل مراجعه نمايند. شرکت فيلم ايران فيلم محدود»
( روزنامه« اطلاعات» 21 خرداد 1312)
« شرکت محدود فيلم ايران از يک عده جوان هاي لايق و با استعداد تشکيل گرديده ديروز دعوتي براي نشان دادن فيلم جديدي که توسط اين شرکت برداشته شده است به عمل آورده بودند. در اين دعوت آقاي رئيس مجلس شوراي ملي ، جمعي از نمايندگان و محترمين و رؤساي ادارات شرکت داشتند.
ساعت سه و نيم بعد ازظهر آقايان مدعوين که در سالن سينما ماياک پذيرايي مي شدند به سالن سينما راهنمايي گرديدند و قبل از شروع فيلم آقاي دکتر سيد ولي الله خان نصر، مدير کل وزارت معارف نطق مبسوطي داير به معرفي شرکت محدود فيلم ايران و استعداد لياقتي که يکعده جوانان ايراني به خرج داده و در اين راه صرف مساعي مي نمايند ايراد داشتند و در خاتمه نطق آقاي فهيمي رئيس اداره انطباعات وزارت معارف يک قطعه مدال علمي که براي مؤسسه فيلم برداري تصويب شده بود در ميان
کف زدن هاي حضار به سينه آقاي مرادي اداره کننده مؤسسه فيلم برداري از طرف وزارت معارف اعطاء نمودند.»
(روزنامه«اطلاعات»، 23 ارديبهشت 1313)
«... ظاهراً کس يا کساني هستند که مي دانستند او [ ابراهيم مرادي] با خود پول همراه دارد بعد از آخرين منزل در قزوين تعقيبش کرده راه را براو بسته ، کتکش مي زنند و بيش از هزارو پانصد تومان عايدات فروش فيلم [بوالهوس] را از او به سرقت مي برند... اين واقعه باعث شد که شرکت از هم بپاشد. خانه اي را که ماهي چهل تومان اجاره مي داديم به صاحبش برگردانديم و هر کدام به راهي رفتيم» [ محد علي قطبي بابت سرمايه اي که گذاشته بود، دوربين مرادي به عنوان طلب برداشت ولي خبر از استفاده موجود نيست ]
(احمد گرجي نقل از مجوموعه تلويزيوني آغاز گران)
«در (1328)، با جذب حمايت بعضي از دوستان، در خيابان فرهنگ استوديو مرادي را تأسيس کردم، ابتدا فيلم کرشکن را ساختم... که در (1330) به نمايش درآمد و روي هم رفته موفق بود و سود داشت و من بلافاصله در جهت تجهيز استوديو عمل کردم وفيلم بعدي ام را جلوي دوربين بردم،با نام پيوند زندگي ، تقريباً با همان عوامل فيلم قبلي که متاسفانه با شکست رو به رو شد و دوستان از هم پاشيده شدند. »
(ابراهيم مرادي- نقل ازمجموعه تلويزيوني آغاز گران)
مهندس بديع :
« مهندس محسن بديع پس از نمايش شکار خانگي (علي دريابيگي، 1330) که کارکرد متوسطي داشت[و بديع به عندان تهيه کننده، فيلم بردار و تدوين گر با آن فيلم همکاري داشت]، به اتفاق فضل الله منوچهري و جليل غديري استوديو ايران فيلم را تأسيس و بر اساس فيلم نامه اي نوشته دکتر ميمندي نژاد و تحت نظر او در صدد تهيه فيلمي جنايي با نام قتل در کارخانه بودند وحتي دکورهاي آن را نيز توسط ول الله خاک دان آماده کرده بودند.»(صفحه221)
« نخستين توليد اين استوديو ولگرد (1331، مهدي رئيس فيروز) نام دارد توسط جواني بيست و يک ساله و جوياي نام ساخته شد و از آن به عنوان يک از نخستين آثار قابل اعتناي تاريخ سينماي ايران ياد مي شود. مهندس بديع در تهيه ولگرد با فضب الله منوچهري (که يک سرهنگ بازنشسته شهرباني بود) وجليل غديري شريک بود. غديري بسيار پولدار بود، فرزند يکي از اولين صراف هاي تهران معروف به ابراهيم صراف بود که از خساست و صرفه جويي هايش داستان ها بر سر زبان ها بود... الحق پسرش هم جانشين شايسته اي بود و در خساست کمتر از پدر نبود. مهندس بديع و سرهنگ منوچهري از اين بابت دلگير بودند و به همين جهت هم بعد از موفقيت درخشان فيلم ولگرد به هيچ وجه حاضر به ادامه همکاري با او نشدند و مستقلاً استوديو عقاب را تأسيس کردند.» ( صفحه هاي 221 تا223)
پس از جدايي مهندس بديع و منوچهري از ايران فيلم،«غديري مستقلا به تجهيز استوديو پرداخت... اما يک اتفاق، حداقل در يک دوره ديگر ، سرنوشت شان را به هم گره زد!»(صفحه266)[و اين اتفاق تهيه دو فيلم مستقل توسط ايران فيلم و استوديو عقاب بر اساس يک داستان واحد بود.]
از توليدات – (1334): پايان رنج ؛(1339):دوستان يکرنگ؛ (1341):طلاي سفيد؛ گرگ هاي سفيد؛ (1342): جدال به خاطر عشق، آن ها زندگي را دوست داشتند؛ (1334): عشق و انتقام؛ (1351): با شرف ها و...
پارس فيلم:
و گسترش توليد
«هنوز چند روز از نمايش بسيار موفق فيلم دختر فراري [نخستين فيلم دوبله به فارسي در همين استوديو] در سينما کريستال و به تبع آن جاروجنجال هاي روزنامه ها نگذشته بود که دکتر [اسماعيل] کوشان رسماً اعلام کرد در نظر دارد به توليد فيلم ايراني بپردازد. در جامعه کوچک آن روزِ سينما داري و هنرمندان اين خبر اگر چه سروصدا کرد، اما کم تر کسي به نتيجه کار وانجام آن اطمينان داشت ...مشاوره وگفت و گوهاي فراواني طي جلسات متعددي برگزار شد. محل برگزاري اين جلسات ، ابتدا دفتر(مغازه) دکتر کوشان در پاساژ ساعت چي بود که عکس ها و پلاکارد دختر فراري و فيلم هاي در دست دوبله بر ديوارهايش نصب شده بود. بعداً با جدي شدن بحث ها، جلسات به منزل دکتر علي محمد شيخ و دکتر حسن علي شيخ [دايي هاي دکتر کوشان] در خيابان شيخ (خيابان ممتاز، بين خيابان هاي لاله زار و
سعدي) منتقل شد و سرانجام فکر تأسيس ميترا فيلم در يک طبقه و زيرزمين خانه برادران شيخ در اواخر پاييز (1325)، جهت ساختن فيلم ناطق فارسي شکل گرفت.»(صفحه 193)
«دکتر حسن علي شيخ، دکتر علي محمد شيخ، دکتر اصلان افشار، مهندس مهدي انصاري ، دکتر اسفنديار يگانگي ، دکتر طاهر(خليل) ضيائي و دکتر مهدي حمزه اي اعضاي اصلي مؤسس شرکت ميترا فيلم بودند ... سوابقي از ثبت ميترا فيلم که به صورت شرکت سهامي توافق شده بود ، در دست نيست و دکتر کوشان در اين خصوص به مؤلف گفته است ميترا فيلم پيش از آن که رسماً به ثبت برسد، منحل شد»(صفحه 204)
« در هفته اول خرداد (1327)، در يک جلسه فراموش نشدني ، علي رغم توضيحات و تذکرات من و دعوت به پايداري و صبر [شکست تجاري فيلم طوفان زندگي به کارگرداني علي دريا بيگي ]، شرکا متفقاً تصميم به انحلال شرکت ميترا فيلم گرفتند. طي چند ساعت ، جمع دوستان و هم فکراني که به آن همه شور و اشتياق گرد آمده بوديم از هم پاشيد. اعتراف مي کنم روز بسيار ناگواري برايم بود، اما هرگز در تصميم من تغييري نداد و علي رغم توصيه دوستانم که بعدها بسيار از مساعدت هايشان بهره مند شدم ، دنباله فعاليتم را گرفتم چون اطمينان داشتم نظرياتم ، توفيق را هم و همه گير شدن صنعت سينما درست است. دوستانم توافق کردند، هر آن چه به عنوان سرمايه کسب شده بود نزد من بماند.»
(دکتر اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران )«پس از انحلال شرکت ميترا فيلم ، دکتر کوشان شرکت تازه اي را تحت عنوان پارس فيلم به وجود آورد. پارس فيلم طبقه سوم و چهارم متروپل را که مالکش يک عرب يهودي به نام کريم بلاط بود در اختيار گرفت. طبقه سوم محل اداري و طبقه چهارم با امور فني و تکنيکي توليدات اختصاص داده شد و سپس براي تهيه سرمايه اوليه ، سفارش دوبله فيلم هاي خارجي پذيرفته شد.[ دوبله فيلم هاي فرانسوي و اسپانيايي قلب خروس، کاروان، تله موش و قهرمان ترسو محصول اين دوره کار پارس فيلم است] و در همين حال مقدمات تهيه و توليد فيلم دوم، زنداني امير آغاز گشت.»(صفحه 199)
«پس از توليد سه فيلم توسط شرکت پارس فيلم که در طبقات سوم و چهارم سينما متروپل مستقر بود، و پيش از نمايش چهارمين توليد اين شرکت با نام شرم سار ، «...دکترکوشان با نقل مکان از طبقه فوقاني سينما متروپل يه محل «گرين روم» که در دوره اشغال اختيار انگليسي ها بود و تبديل آن به محل استوديوي پارس فيلم ، نشان داد که پاسخ شرمسار[در نمايش عمومي ] هرچه که باشد او راه خود را انتخاب کرده است.»(صفحه 202)
«گرين روم ، «سالن نمايشات» انگليسي ها، براي استفاده نيروهاي انگليسي مستقر در تهران ، کارکنان سفارت و دوستداران فرهنگ انگلستان بود که کمي پس از دوران اشغال [فردي به نام] علي اتحاديه کرايه و آماده استفاده شده بود. [اين مکان در بهار 1321 در خيابان تخت جمشيد(طالقاني) تأسيس شده بود] در اواسط (1329) دکتر کوشان سالن را از اتحاديه اجاره کرد و با تغييراتي که در آن داد مکان هايي به منظور استفاده اداري ، اتاق صدا، اتاق تدوين، سالن نمايش و پلاتو ايجاد کرد و از زير زمين ساختمان نيز به منظور استفاده جهت امور چاپ و لابراتور بهره گرفت.»(صفحه 206)
« بعد از رفع دغدغه هاي اوليه به فکرم رسيد که اگر قرار است سينماي جديد ايران شکل بگيرد پس لازم است نيروهاي جديدي نيز جذب آموزش شده و آموزش بينند تا امکان تدارک توليد بيش تر فراهم شود. از ناحيه دولت هيچ گونه اميدي نبود. دولتيان و گروه هاي مدعا مخالف چنان سرگرم سياست بازي هايشان بودند که تصور هرگونه ياري از جانب ايشان باطل به نظر مي رسيد. بايد پي گير شناخت نيروهاي تازه مي بودم و در عين حال اميد مي داشتم مستعد هاي جوان [به پارس فيلم ] مراجعه کنند.»
(دکتر اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويزيوني آغاز گران)«دکتر کوشان با عنايت به تجربياتي که در زمان اشتغالش در«وينفيلم » کسب کرده بود، به هنگام توسعه استوديو پارس فيلم سعي کرد تا تشکيلاتي مشابه آن چه در وينفيلم ملاحضه کرده بود سامان بود. به همين منظور با پي گيري و اشتياق فراوان سعي داشت گروهي دائمي از کارگردانان ، فيلم برداران، فيلم نامه نويسان، مديران توليد، افراد فني، و... بازيگران را به استخدام درآورد و يا حداقل در اختيار داشته باشد. دکتر کوشان سعي کرد اين روند را در سال هاي بعد نيز اعمال کند. اما تنها توانست يک گروه فني آزموده و با تجربه در اختيار داشته باشد و بقيه عوامل را هر بار بايد بايد استخدام مي کرد. دکتر کوشان همچنين نظير وينفيلم تصميم به انتشار بولتني ماهانه جهت انعکاس فعاليت هاي استوديو گرفت که با توصيل علي کسمايي بر آن شد که « عالم هنر » را به عنوان ارگان استديو منتشر کند . نخستين شماره « عالم هنر » در (22)شهريور (1330) پنج روز پيش از آغاز نمايش مستي عشق [ جديد ترين توليد استوديو ] منتشر شد . که صفحاتي را با معرفي آن اختصاص داده بود .» ( صفحه 210 )
« در تاريخ پنج شنبه اول خرداد (1331) استو ديو پارس فيلم دچار حريق مدهشي شد که تقريبا ً بخش وسيعي از آن در آتش سوخت . « مجله « عالم هنر » ( ارگان استو ديو ) شماره شانزدهم خود مي نويسد : ...حريق که ازآتش گرفتن فيلم ايجاد شده وبه سقف چوبين سرايت کرده بود ، تمام اين موسسه را طعمه خود ساخت، دستگا هاي فيلم برادري و نمايش فيلم ، نور افکن ها ، تأسيسات لابراتوار ، دستگا ه هاي مونتاز و غيره و همچنين مغادير زيادي فيلم خام ونگاتيو کليه فيلم هايي که تا کنون تهي شده بود ، فيلم هاي گمراه [ ؟ ] و عروب باز [ آخرين عشق ] که در دست تهيه بود .به طور کلي تمام استوديو سوخت . ( صفحه هاي 219و220)
« من به دنبال امور مربوط به گذرنامه ام بودم تا پس از فيلم برداري صحنه هاي باقيمانده [دزد عشق] براي خريد تجهيزات تازه به اروپا بروم، که اين آتش سوزي اتفاق افتاد. ظاهرأ موقع نمايش فيلم دزد عشق سيم برق اتصالي مي کند و چون فيلم نيترات بوده به سرعت شعله ور مي شود و دامنه آتش سقف چوبي و اکوستيک ديواره هاي سالن را که از پارچه و مقوا بود به سرعت در برگرفته و در فاصله نيم ساعت همه چيز سوخت و از بين رفت. مجيد محسني در آن روز فداکاري زياي کرد و با سرعت عمل او ،دوربين فيلم برداري ، ميز مونتاژ و مقداري از فيلم ها نجات پيدا کرد.»
(اسماعيل کوشان – نقل از مجموعه تلويوزيوني آغاز گران)
«استوديو پارس فيلم در اول شهريور (1331) تحت شماره (2467) در اداره شرکت ها و با شماره(2825) در دفتر ثبت شرکت هاي داخلي به ثبت رسيد. در دوم آبان (1332)، پارس فيلم اعلام کرد که به صورت شرکت سهامي با سرمايه دو ميليون چهارصد و هشتاد هزار ريال (248 سهم ده هزار ريالي ) با دکتر کوشان ، مهندس شاپور ياسمي، علي کسمايي به عنوان هيئت مديره و سيامک ياسمي و محمود حرير فروش کوشان به عنوان بازرسان فعاليت خواهد کرد . رئيس هيئت مديره اين دوره دکتر کوشان بود.»(صفحه هاي 206و207)
« دکتر کوشان در فاصله سال هاي (1332 تا 1335)به احداث ساختمان جدي استوديو پارس فيلم در کيلومتر(14) جاده کرج مبادرت کرد ... دکتر کوشان در استوديوي خود در مساحت بيش از دوهزار متر مربع ساختن دکور بناهاي تاريخي را سفارش مي دهد. گوشه هايي از بناهاي پيشينيان ، از دروازه ، کوچه وعمارت گرفته تا مسجد، بازارچه، قهوه خانه، سقاخانه، داروغه خانه و... و با بيش سه ميليون ريال هزينه
ايجاد مي کند و از آن پس به دفعات از اين بناها در فيلم هايش سود مي برد. ولي الله خاک دان طراح و سازنده اين شهرک تاريخي است.»( صفحه 386)
«در فروردين (1334) که هنوز امير ارسلان نامدار اکران نشده بود و امکان موفقيتي براي اين فيلم ، پس از شکست هاي پي در پي توليدات پارس فيلم در(1333) متصور نبود ، براي تقويت دو تن ديگر و اعضاي آن اضافه شدند ( دکتر عبدالحسين شيخ و ديانا کوشان) . پنج سال بعد در دي (1339) شرکت سهامي پارس فيلم ، تحولات پديد آمده را اين چنين اعلام کرد: سيامک ياسمي و دکتر عبدالحسين شيخ از شرکت خارج شدند و ابراهيم کوشان به جمع شرکا اضافه شده است . به اين ترتيب اعضاي شرکت در آخرين اعلام رسمي به اين قرار است: دکتر اسماعيل کوشان، مهندس شاپور ياسمي، محمود کوشان، ابراهيم کوشان و ديانا کوشان.» ( صفحه 207)
از ديگر دستاوردهاي فني دکتر کوشان و پارس فيلم مي توان به دو مورد زير نيز اشاره کرد:
-تهيه نخستين فيلم سينما اسکوپ سياه و سفيد با نام اتهام (1335) تهيه نخستين فيلم سينما اسکوپ رنگي با نام عروس فراري (1337)
-از توليدات (1327): زنداني امير[دختر کرد]؛ (1328): واريته بهار ؛ (1332): گرداب ؛ (1334): امير ارسلان نامدار؛ (1337): رستم دستان و بيژن و منيژه؛ (1345): حسين کرد شبستري، امير ارسلان نامدار؛ (1350): ماه پيشوني؛ (1351): عباسه و جعفر برمکي؛ (1355): شير خفته و...
آژير فيلم
استوديو البرز
عمر دوباره( 1331) و زنده باد خاله (1331) به عنوان دومين و سومين توليدات استوديو البرز ، نتوانستند به فروش قابل قبولي دست پيدا کنند و زمينه تزلزل استوديو را فرهم آوردند. توليد ونمايش گناهکار (1332) و عدم موفقيت تجاري اش «... سبب شد تا شرکت استوديو البرز منحل شود. اما [ابولقاسم] رضايي سعي کرد تا استوديو را حفظ کند... رضايي پس از ترک کنستانتين و طرپانچيان ، بار ديگر کوشيد تا عزت اوليه استوديو را به آن بازگرداند...» اما توليد فيلم لغزش (1332) نتيجه اي متفاوت به بار نياورد و «... اين حرکت نيز نتوانست از حذف استوديو البرز از خانواده سينماي ايران ممانعت کند. » (صفحه هاي 219و 232 و 233)
استوديو عصر طلايي
عزيز الله کردواني و حبيب الله حکيميان و چند کليمي ديگر از جمله فرج الله نسيميان و برادرش در اواخر (1329) مقدمات ايجاد استوديو عصر طلايي را در خيابان فيشر آباد فراهم کرد آنان در اوايل (1331)
پس از تدارک و تجهيز وسايل لازم ، به بررسي پيشنهادهاي مختلف در زمينه توليد فيلم پرداختند و سرانجام اين نسيميان بود که تهيه فيلمي از نمايش نامه مشهدي عباد را پيشنهاد کرد ...به اين ترتيب مشهدي عباد به عنوان نخستين توليد عصر طلايي جلوي دوربين رفت . امين اميني (برادر کرد واني )نيز مدتي بعد به جمع شرکا پيوست و در ادراره امور دفترمشارکت داشت.
عزيزالله کرد واني ( متولد 1298 مشهد ) که پس از سيزده سال تحصيل در انگلستان و دريافت ليسانس در رشته اقتصاد به تهران بازگشته و به کار تجارت پرداخته بود ... در (1350)، پس از شکست هاي پياپي توليدات عصر طلايي و فقدان اعتبار کافي، جهت انجام تعهداتش، ضمن استمداد از اتحاديه صنايع فيلم ملي ايران براي تصفيه بدهي هاي استوديو، آن را منحل و ايران را ترک گفت.
حبيب الله حکيميان ، که با اشتياق پيگيري، مراحل آماده سازي عصر طلايي را شاهد بود، پيش از نمايش مشهدي عباد ترک شراکت کرد و پس از اين که توليد مستقلش، گم گشته که در (1333) به نمايش در آمد ،موفقيت چنداني نداشت به ايتاليا مهاجرت کرد.
فرج الله نسيميان تا (1338) از جمله شرکاي عصر طلايي [ و مدير توليد فيلم هاي مختلف استوديو ] بود و سپس پس از کناره گيري ، به تأسيس دفتر مستقل سازمان سينمايي نسيميان [با ناجي عقراوي که شغل اصلي اش صرافي بود] و توليد چند فيلم از جمله نصيب و قسمت ، گذشت، محکوم و من ومادرم دست زد و تا زمان ترک ايران و اقامت در نيويورک ، در واردات فيلم هاي خارجي و توليد فيلم هاي ايراني در سازمان هاي مختلف سينمايي ، سهم اندکي را به عهده مي گرفت.
استوديو عصر طلايي ، بعدها در (1340)، به نارمک ، خيابان پدر ثاني منتقل شد و تا پايان کار استوديو ، در (1351)، در اين محل مستقر بود.( صفحه هاي 231،141و 242)
از توليدات – (1332): دختر چوپان؛ (1333):ميليونر(ا. اميني)؛ (1334): فرزند گمراه (اميني)؛ (1335): هفده روز به اعدام؛ (1345): دو انسان؛ (1349): خشم عقاب ها؛ (1351): استوار و پاسبان؛ (1352): علي کنکوري.
استوديوخاورميانه
« ايرج فره وشي و مظفرميزاني فيلم برداران و صدا گذاران تعداد قابل توجهي از فيلم هاي (16) ميلي متري اوايل دهه (1330)، با هم کاري جواهري به تأسيس استوديو خاورميانه در(1335) دست مي زنند . آنان پس از مدتي فعاليت در زمينه دوبلاژ ، به قصد توسعه استوديو، به توليد فيلمي مي پردازند [ به نام ستارگان مي درخشند ] که پوران ، براي نخستين بار بازيگريش است ومحمد علي زرندي ، کار گردانش . »( صفحه 328)
از توليدات -(1340): دختر همسايه ؛ (1344): همه سر حريف ( م .فاضلي/ مشترک با استوديو کاروان فيلم )
استوديو نقش جهان
ايماژ فيلم
ايماژ فيلم و مؤسسش که سازنده فيلم هاي تبليغاتي است ، به ياري ذکريا هاشمي مي آيد و با همراهي سازمان تلويزيون ملي ايران ، فيلم سه قاب (1350) را توليد مي کند .(صفحه 584)
استوديو شهرزاد
استوديو گلستان
محل استوديو در خيابان هدايت ، منطقه دروس بود . پيش از توليد نخستين فيلم سينمايي در استوديو گلستان تعدادي فيلم کوتاه و مستند در آن جا ساخته شده بود که به دليل دقت و کيفيت در توليد اين آثار برخي شان جزو بهترين مستندات تاريخ سينماي ايران محسوب مي شوند . جريان فيلم سازي در اين استوديو ، به دليل نوع نگرش خاص مؤسس اش بر سرعت بخشيدن به روند توليدات متفاوت و مستقل سينماي ايران موسوم به موج نو بسيار مؤثر بوده است .
توليدات سينمايي – (1344): خشت و آينه ؛ (1345): چرا دريا طوفاني شد؟ (ناتمام )؛ (1353) : اسرار گنج دره جني .
استوديو مولن روژ
مولن روژ را با هاشم خان به کارگرداني مهندس محمد زرين دست که از آمريکا به تازگي براي ساختن فيلم نخست شرکت ايشان وارد شده ، آغاز مي کنند .» (صفحه 393 )
توليدات – (1345) : هاشم خان (م . زرين دست )، خداحافظ تهران (س. خاچيکيان )؛ (1346) : ميليونرهاي گرسنه (ا. رياحي )، وسوسه شيطان (م. زرين دست ) ، روزهاي تاريک يک مادر (م. ع. زرندي ).
استوديو ميثاقيه
استوديو ميثاقيه در محل کنوني ساختمان شماره دو بنياد سينمايي فارابي (خيابان سي تير ، کوچه کامران صالح ، شماره 14 بود ). اين استوديو علاوه بر تجهيزات فني کافي ، پلاتو و امکانات چاپ و ظهورنيز داشت .
از توليدات - (1340) : فرياد نيمه شب ؛ (1344) : سرسام ؛ (1347) : ببر مازندران ، سلطان قلب ها ؛ (1351) : بلوچ ، پست چي ، صادق کرده ؛ (1354) : گوزن ها و...
اطلس فيلم
تاريخ تأسيس :(1335) . احمد گرجي از (1331) فعاليت سينماي اش را آغاز کرد و از همان ابتدا تصميم به ايجاد استوديويي مستقل داشت ولي منصرف شد . بنابراين فعاليت اش را با استفاده از امکانات پارس فيلم شروع کرد و حاصلش کارگرداني فيلم بي پناه بود که در (1332) به نمايش در آمد . وي کمي بعد پخش فيلم اطلس را بنيان گذاشت و فيلم هاي عربي و هندي وارد و پس از دوبله پخش مي کرد . اطلس فيلم رسماً از (1335) گشايش يافت که در ابتدا بخش دوبلاژ آن آغاز به کار کرد پس از افتتاح پلاتو آن در (1337) دو فيلم دست تقدير (گرجي) دشمن زن (خطيبي ) به عنوان نخستين توليدات استوديو ، فيلم برداري شد که در(1338) به نمايش در آمدند . امور فني توليدات اين استوديو نيز به طور عمده در بخش فني همين استوديو انجام مي شد که محلش در خيابان ارباب جمشيد بود .
از توليدات – (1339): بيم و اميد ؛ (1341): زمين تلخ ؛ (1342) : دختر ساري ؛ (1343) : گناه من چيست ؟...
پارسا فيلم
«منوچهر صدق پور در (1344) با تأسيس « پارسا فيلم » (با مشارکت محمد علي بنداني ) ، سمت کارگرداني را نيز علاوه بر تهيه کنندگي و بازيگري در توليدجديدش کلاه نمدي به عهده مي گيرد. فيلم بردار فيلم نيز ايرج صادق پور است . » (صفحه 390) دفتر پارسا فيلم در خيابان ارباب جمشيد واقع بود .
پانوراما
«مهندس ميز صمدزاده پس از شکست فيلم نخستش با ايرج قادري و موسي افشارشرکتي را تحت عنوان «پانوراما » در زمستان (1341) در ساختمان البرز ، خيابان لاله زار نو به وجود آورد وتارعنکبوت را با اقتباس احمد شاملو از داستاني نوشته جيمز هادلي چيس مبناي کار خود قرار داد. » (صفحه 358)
پوريا فيلم
نخستين محصول : اول هيکل (1339 ، ياسمي ) . آخرين توليد : آبشار طلا (1351)
ديانا فيلم
«من [باغدان يگانيان مشهور به باغديک] مدير فني سينما هما بودم و به توصيه مهندس بديع ، جهت رفع اشکال صداي دستگاه هاي نمايش سينما ديانا به ساناسار خاچاطوريان مراجعه کردم و اين مقدمه آشنايي و همکاري مشترکي بين ما شد. يعد از اين که ساناسار، به کار واردات فيلم مشغول شد، من نيز در سينما ديانا مستقر شده و به همکاري با او پرداختم. ساناسار از طريق دوست مقاطعه کاري به نام مانول که در امريکا زندگي مي کرد توانست چند مجموعه (15 تا 20) تايي فيلم از توليدات آر. ک.او و فوکس قرن بيستم دريافت کند . به پيشنهاد او من نيز در فيلم ها سهيم شدم. ساناسار شوق توسعه کار را داشت و بعد از موفقيت شرمسار [ از توليدات پارس فيلم ] به فکر توليد فيلم افتاد او دوستي به نام حکيمي داشت( که نمايندگي اتومبيل هاي پليموت را در تهران داشت) و از طريق او به فريد زيني که با عنايت الله فمين در خيابان نادري عکاسي داشت به سينما ديانا و ساناسار معرفي شد. فريد زيني که حاضر به شراکت نيز بود، امور فيلم برداري فيلم [گل نساء، اولين تولد ديانا فيلم ] را با هم با همکاري فمين تقبل کرد. در همين ايام سرژ آزاريان هم که مدعي داشتن مطالعات و تجربياتي در خصوص تهيه فيلم بود از پاريس به تهران آمد و با مراجعه او به ساناسار، فکر ايجاد استوديو قوت بيش تري گرفت. ابتدا در خيابان شاه رضا (انقلاب)، درست پشت قنادي شاه رضا ، ساختماني با حيات وسيعي با اين منظور در اختيار گرفتيم وسپس من در اواخر سال(1330)( اوايل 1951 ) جهت خريد وسايلي که فهرستش تهيه شده بود به آلمان سفر کدم. فريد زيني که به آلماني مسلط بود ، قرار بود همسفر من باشد، اما بعداً با تصميم ساناسار، همراهي او با من منتفي شد. در مونيخ توسط يک دلال ارمني (دوربين فيلم برداري، ميز موويلا، دستگاه اتوماتيک ظهور و چاپ آري فلکس )و در هامبورگ (آپارت مدل دبري – دست دوم) خريداري کردم و براي نصب دستگاه ها نيز قراردادي با ارنست مارک که متخصص امور صدا بود، امضا کردم و او مدتي بعد از بازگشت من به تهران وارد شد و ما را که گرفتار نصب دستگاه ظهور و چاپ آن شده بوديم ياري داد و بعداً عملاً امور چاپ و لابراتوار استوديو را به عهده گرفت... فيلم با همه ايراداتش روي هم رفته کارکرد مناسبي داشت و باعث شد ديانا فيلم راغب به ادامه کارش بشود.من در فاصله کوتاهي در اعتراض به دخالت هاي مستمر و بي دليل اديک ،پسر ساناسار در امور جاري، ترجيح دادم که از آن ها جدا شوم.» (صفحه229)
« خاچاطوريان که از تماشاگران ثابت تئاتر کليساي ارامنه (خيابان نادري مقابل دبيرستان فيروز بهرام )بود...» [صفحه235] برخي از نمايش هايي را که ساموئل خاچيکيان کارگرداني کرده بود، ديده و مايل بود خاچيکيان را وارد کار سينما کند. او با توليد فيلم بازگشت (1332) موجب شد تا خاچيکيان جوان پشت دوربين کارگرداني
قرار بگيرد؛ البته به وي اجازه تدوين فيلم توسط خودش داده نشد زيرا «... استوديو معتقد بود که خاچيکيان به دليل عدم تجربه ممکن است به موويلاي گران قيمت صدمه بزند»[صفحه 235]. همکاري خاچيکيان با ديانا فيلم ازجمله در فيلم دختري از شيراز (1333) نيز ادامه يافت. در همين استوديو بود خاچيکيان امکان يافت نخستين آنونس فيلم تاريخ سينماي ايران را براي دختري از شيراز بسازد.
از توليدات- (1333): دختري از شيراز ، چهار راه حوادث؛ (1334): خون و شرف؛ (1336): بلبل مزرعه(م.محسني)؛ (1337): لات جوانمرد (م.محسني)...
سينا فيلم
زبولاني که فيلم گوهر لکه دار(1338، ابراهيم مرادي ) را تهيه کرده بود پس از موفقيت اين فيلم تشويق شد تا دفتر مستقلي تأسيس کند. او پس از توليد آثار متعدد، هارون و قارون(1345) را به عنوان آخرين توليد مستقل اين دفتر ساخت: « سينا فيلم پس ار تهيه هارون و قارون از بيست و پنجم دي (1345) به صورت شرکت سهامي درآمد و علاوه بر زبولاني ، عبدالحميد بحريني نژاد و جهانگير روان نيز در آن سهيم شدند. شرکت جديد با سرمايه گذاري سي و پنج ميليون ريال « با نام شرکت فيلم استان ششم با مسئوليت محدود رسميت يافت و دفتر سينا فيلم تنها به عنوان توزيع کننده ، فعاليتش را ادامه داد. در اين تغيير و تحولات ، کارکرد بد هارون و قارون ... اهميتي نداشت .» ( صفحه 396)
کاروان فيلم
از توليدات – (1335): خورشيد مي درخشد ؛ (1339) : آيينه تاکسي ؛ (1342) : جاده مرگ ؛ (1343) : ترانه هاي روستايي ؛ (1344) : افق روشن ...
،سازمان سينمايي فردوسي
مؤسس : محمد کريم ارباب .
شرکت سينما تئاتر رکس
«...محمد زرين دست در ساختن سومين فيلم خود [جادل تبهکاران ] ... از ياري هاي ... برادران رشيديان برخوردار مي شود . سيف الله و قدرت الله رشيديان که يک بار در کار ساختن خواب هاي طلايي (در اوايل دهه 1330) فعاليت داشته اند و بعد از آن ضمن انجام فعاليت بازرگاني ، در زمينه سينما تنها به واردات فيلم و اداره سينما رکس اشتغال دارند ، پس از هفده سال به اين دليل مجدداً دست به کار فيلم سازي مي شوند ( در حالي که نام شان نيز علني نمي شود !) که گوش شنوايي دارند و توصيه هاي نخست وزير را که وعده پيش بيني بودجه اي در برنامه عمراني چهارم براي تعالي صنعت سينما داده است ، براي فعال شدن مي پذيرند . » (صفحه 428)
مهرگان فيلم
تاريخ تأسيس :(1339) . مهرگان ابتدا توسط رضا کريمي ، بازيگر ساده تئاتر از (1322) و سينما با مشهدي عباد از (1332) ، و طي يک دهه بعد فيلم نامه نويس ، کارگردان وتهيه کننده سينما ، در خيابان کبکانيان کنوني در بلوار کشاورز تأسيس شد . بعداً تعدادي از دست اندر کاران سينما به آن پيوستند و به دفتر جديدي در خيابان ستارخان ، خيابان پاتريس لومومبا ، پشت اداره گذرنامه منتقل شد .
از توليدات – (1339) : کي به کيه ؛ (1340) : آهنگ دهکده ؛(1348) : نعره طوفان ؛ (1350) : مردان خشن (ص . رهبر ) (1354): هدف ؛ (1357): مشکل آقاي اعتماد، هجرت [ميلاد ] (نمايش داده نشد )و ...
ويگن فيلم
«آگهي تأسيس شرکت ويگن فيلم
به منظور تأسيس استوديو فيلم برداري و تهيه و توليد و دوبلاژ انواع فيلم سينما و واردات و صادرات فيلم سينما و هر نوع لوازم فيلم برداري شرکتي به نام ويگن فيلم با مسئوليت محدود که سرمايه آن مبلغ آن يک ميليون ريال تعيين گرديده و طبق اظهار، در تحويل و اختيار مديران شرکت مي باشد از تاريخ دهم آذر ماه (1338) به مدت نامحدود در تهران ، کوي يوسف آباد ، خيابان رياحي وفا ، ساختمان (22) تشکيل گرديده و در تاريخ هيجدهم آذر ماه (38) در دفتر ثبت شرکت هاي داخلي به شماره (7017) به ثبت رسيده . آقاي دردريان و محمد حسين معزي قديم مديران شرکت مي باشند و هر دو نفر متفقاً و با مُهر شرکت حق امضا دارند و طبق ماده (95) قانون ثبت شرکت ها آقاي ويگن دردريان ضامن شريک يکديگر هم مي باشند – ن
رئيس اداره ثبت شرکت ها و علائم تجاري و اختراعات – مهدي نراقي »
«شرکتي که ويگن تأسيس کرد ، بي آن که فعاليت چشم گيري از خود بروز دهد و بي سرو صدا منحل شد . » (صفحه 339)
و چند دفتر ديگر
مؤسس : صمد صباحي ،ناصر رفعت
آشوقا فيلم
مؤسس : گپي چند هندوجا
تهران – شهرستان فيلم
مؤسس : بابکن آوديسيان ، نخستين توليد: بي ستاره ها (1388)
حسام فيلم
مؤسس : رحيم حساميان ، از توليدات – 1350 : قصاص ، معرکه.
ديبا فيلم
مؤسس : حسين ناظم زاده ، نخستين محصول: افسانه شمال (1388)
سازمان سينمايي 555
مؤسس : منصور باقريان
شاهين فيلم
از توليدات – 1338 : مي ميرم براي پول :1343 :ببر رينگ ؛ 1344: زشت و زيبا ؛ 1345: کابوس ؛ 1347: مرد صحرا و ...
کوه نور
مؤسس : سردار ساگر . نخستين محصول : فردا روشن است (1339)
سازمان سينمايي پيام
مؤسس : علي عباسي . نخستين محصول : سه جوانمرد (1346)
سييرا فيلم
مؤسسان : مهدي مصيبي ، هوشنگ صوفي . نخستين محصول : جستجوي تبهکاران (1346 ، رضا صفايي )
شرکت پاته
مؤسسان : خسرو شاه دوستي ، محسن دولو ، کريم فکور حسين زندي نژاد . نخستين محصول : پستچي (1340).
فيلمکو فيلمز
مؤسس : ديپ چند هندوجا معروف به ناندو ؛ وارد کننده فيلم هاي هندي و صاحب تعدادي از سينماهاي تهران .
يک فهرست
آن چه در مي آيد ، فهرستي از نام همه استوديوهايي است که از آغاز توليد فيلم بلند در ايران تا سال (1357) در اين زمينه فعاليت داشته اند . برخي از اين استوديوهاودفترهاي توليد طي سال هاي متمادي فعاليت خود ، بخش يا بخش هايي از نام خود را تغيير داده اند که وجود بعضي از نام هاي اندکي مشابه مي تواند ناشي از همين موضوع باشد .
آذر فيلم
آريا فيلم
آريانا فيلم
آژير فيلم
آس فيلم
آسيا فيلم
آناهيتا (سينما تئاتر ملي ايران )
آيت فيلم
اداره کل امور سينمايي کشود
استوديو آر. بي
استوديو آسيا
استوديو ارتش
استوديو الوند
استوديو ايرانا فيلم
استوديو ايران فيلم
استويو ايران نما
استوديوبل
استوديو پارس فيلم
استوديو ايران نما
استوديوبل
استوديو پارس فيلم
استوديو پاسارگاد
استوديو پلازا
استوديو تخت جمشيد
استوديو توپکاپي
استوديو توليد فيلم
استودي تهران – شهرستان فيلم
استوديو جهان فيلم
استوديو خاورميانه
استوديو دماوند
استوديوديانا فيلم
استوديو راما
استوديو رنگين کمان
استوديو سانترال
استوديو سحر
استوديو شرق
استوديو شهاب
استوديو شهرزاد
استوديوشهريار فيلم
استوديو طلوع
استوديوطنين
استوديو عصر طلايي
استوديوعمرخيام
استوديو فونوراما
استوديو فيلم برداري البرز
استوديو فيلم برداري بديع
استوديو فيلم برداري عقاب (بديع )
استوديو فيلم برداري فانوس فيلم
استوديوفيلم برداري کاويان
استوديو فيلم ساز
استوديو فيلم ساند
استوديو فيلم کار
استوديو کاخ
استوديوکارناوال
استوديو کارون
استوديو کارون
استوديو کاسپين
استوديو کاوه
استوديو کسري
استوديو مداين
استوديو مرادي
استوديو مهرگان فيلم
استوديو ميامي
استوديو ميثاقيه
استوديو نقش جهان
استوديو نگاه
استوديو هنري ري فيلم
اسکارفيلم
اسکوپ فيلم
اطلس فيلم
الوند فيلم
امپريال فيلم کمپاني – بمبئي
اورانوس فيلم
ايران فيلم
ايران نو فيلم
ايسترن فيلم
ايماژ فيلم
پاته فيلم
پارسا فيلم
پارس فيلم
پترا فيلم
پرس فيلم
پوريا فيلم
پوريکا فيلم
پيمان فيلم
تئاتر فيلم
تل فيلم
تلويزيون ملي ايران
تله فيلم
تهران فيلم
تينا فيلم
جنرال فيلم
جهان نما
چاپلين فيلم
حسام فيلم
حساميان و شريک
خانه فيلم ايران
خدا بخشيان فيلم
خشايار فيلم
دارا فيلم
دسا
دسا فيلم
دُهُل فيلم
دياموند فيلم
ديبا فيلم
راد فيلم
رنگارنگ
رودکي فيلم
رويال فيلم
ري فيلم
زرين فيلم
زند فيلم
زهره فيلم
سازمان امور فيلم و سينما
سازمان تبليغاتي و سينمايي فونيک
سازمان جام جم
سازمان سينمايي اس – ام
سازمان سينمايي 555
سازمان سينمايي 70
سازمان سينمايي آپادانا
سازمان سينماي آذر
سازمان سينمايي اثر
سازمان سينمايي امير و شريک
سازمان سينمايي اوريانتال
سازمان سينمايي ايران اکران
سازمان سينمايي پاناسيت
سازمان سينمايي پانوراما
سازمان سينمايي پيام
سازمان سينمايي تسليمي
سازمان سينمايي تصاوير
سازمان سينمايي تهيه و توزيع فيلم پرسپوليس
سازمان سينمايي چهار پر
سازمان سينمايي چهل ستون
سازمان سينمايي خدابخشيان
سازمان سينمايي درفش
سازمان سينمايي ديده
سازمان سينمايي روم
سازمان سينمايي ژورک
سازمان سينمايي سپنتا
سازمان سينمايي سپهر
سازمان سينمايي شهر فرهنگ
سازمان سينمايي فريدان
سازمان سينمايي کورش فيلم
سازمان سينمايي مشعل
سازمان سينمايي مهر
سازمان سينمايي نادر
سازمان سينمايي نسيميان
سازمان سينمايي نگاه
سازمان سينمايي هلن
سازمان سينمايي هما
سازمان گسترش صنايع سينمايي
ساند فيلم
سروري فيلم
سوفيا فيلم
سيما فيلم
سينا فيلم
سينما ماياک
سينماي آزاد ايران
سييرا فيلم
شاهرخ فيلم
شاهين فيلم
شبکه سينمايي 708
شرکت (استوديو) فيلميک
شرکت آ.ش. ن. ا
شرکت تعاوني سينما گران پيشرو
شرکت تلويزيون و سينما
شرکت تماشا
شرکت تورنگ
شرکت خدمات سينايي و فيلم برداري ايران
شرکت سهامي توليد
شرکت سهامي منجم
شرکت سينما تئاتررکس
شرکت سينمايي بورک
شرکت سينمايي چهار نام
شرکت سينمايي فانوس خيال
شرکت سينمايي هفت
شرکت فيلم اول
شرکت گسترش خدمات صنايع سينمايي ايران
شرکت لنز
شرکت محدوديت فيلم ايران
شرکت مولن روژ
شرکت ناجي عقراوي
شرکت نمايشات
شهرام فيلم
شهرستان فيلم
صحرا فيلم
فاين فيلم
فردوسي فيلم
فروردين فيلم
فيلم تيپکو
فيلم و سينما
فيلم استوديو
فيلمکوفيلمز
کاروان فيلم
کارگاه آزاد فيلم
کارگاه فيلم گلستان
کامرا فيلم
کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان
کانون سينما گران پيشرو
کسري فيلم
کنديس فيلمز
کوروش فيلم
کوه نور فيلم کيهان فيلم
گروه آزاد فيلم
گروه سينماهاي بزرگ تهران
گروه سينماهاي متحد تهران
گروه فيلم ليسار
مؤسسه 90
ماژستيک تخت جمشيد
محصول ممتاز تهران و گيلان
مديا فيلم
مرکز پخش فيلم سينماي ايران
مرکز خدمات صنايع فيلم ايران
مرکز سينمايي ايران بيوگراف
مرکز سينمايي فيلم ايران
مرکز سينمايي و سمعي و بصري کشور
مشعل فيلم
مهتاب فيلم
مهرگان فيلم
ميترا فيلم
نادر فيلم
ناقوس فيلم
نور و صدا
نوين فيلم
نيکا فيلم
هاملت فيلم
هريتا فيلم
هزار فيلم
هلن فيلم
هنر و سينما
هنر فيلم
هنرهاي زيباي کشور
يزد فيلم
منبع:ماهنامه سينمايي فيلم شماره 415
/ج
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}