گفت وگو با فيلمنامه نويس «حلقه»


 

مترجم ساراپاک ضمير




 
زماني که ارن کراگر سرگرم نوشتن است، بايد کفش هايش را به پا داشته باشد و اين مسئله در مورد نگارش فيلمنامه حلقه و دنباله آن بيشترصادق است.
اين فيلمنامه نويس از کفش ها به عنوان امکاناتي ياد مي کند که او را به هنگام نگارش فيلمنامه ياري مي کنند. اومي گويد: «با جوراب ها نمي توانم فيلمنامه بنويسم و براي اين کار نياز به کفش دارم. زماني که کفش هايم را به پا مي کنم، حتي اگر در خانه باشم احساس مي کنم که سر کار هستم.»
کراگر فيلمنامه برادران گريم وکليد اسکلتي را نوشته است. او درمورد عادت هاي عجيبش به هنگام نوشتن مي گويد: «بسياري از مردم ساعت چهار صبح اقدام به نگارش مي کنند، اما اين کار از عهده من خارج است.»
اين امر بي ترديد در مورد کراگر صدق مي کند. با وجود اين که فيلمنامه هاي او پرهرج و مرج هستند، اين نويسنده از نظم خاصي پيروي مي کند واز آشفتگي فيلمنامه هايش در زندگي اش خبري نيست.
او تا سن 21سالگي فيلمنامه هاي بسياري را نوشت، اما هرگز احساس نکرد که اين آثار ارزش نشان دادن به ديگران را دارد. او دوران کارآموزي اش را در موسسه نيويورک سپري کرد و در آنجا در زمينه تهيه و توليد برنامه هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي مدرک گرفت.
تلاش هاي او به جايي رسيد که به عنوان يکي از فيلمنامه نويسان پيشتازدرژانر سينمايي وحشت ازاو ياد مي شود. ارن گراگر درگفت وگويي که در ذيل آمده از نحوه نگارش فيلمنامه برادران گريم و چگونگي شکل بخشيدن به شخصيت هاي مثبت سخن مي گويد و به اين نکته اشاره مي کند که هم کلاسي هاي خوب تا چه حد ميزان مي توانند درکلاس هاي آموزش فيلمنامه نويسي کارآمد باشند.
به عنوان اولين سؤال بد نيست بپرسم که چگونه به دنياي فيلمنامه نويسي قدم گذاشتيد؟
زماني که دبيرستان بودم تلاش براي نوشتن فيلمنامه را آغازکردم، در اينجا بايد روي واژه تلاش تأکيد کنم. من هميشه فيلم ها را دوست داشتم و فيلم نامه ها برايم جذاب بود. فيلمنامه ها تا حد زيادي شبيه کد برنامه ريزي هستند و براساس ماهيت خود وجود ندارند، بلکه براي ديگري است که حضور دارند.زماني که در کالج نيويورک مشغول به تحصيل شدم، به نوشتن ادامه دادم و در آن زمان 10فيلمنامه نوشتم، اما هيچ کدام را به کارشنا س ها نشان ندادم. تا جايي که مي توانستم فيلمنامه هاي حرفه اي را مطالعه مي کردم و تازماني که پي بردم کيفيت کار من به اين آثار نزديک شده، صبر کردم. اگر قرار بود که براساس فيلمنامه هاي اوليه کارم را شروع کنم، شايد تا به حال درهاي بسياري رويم بسته مي شد و هرگز فرصت فعاليت در اين عرصه را پيدا نمي کردم.
اولين فيلمنامه را که حس کرديد قابل ارائه است کدام بود وآن را به چه کسي فروختيد؟
اين فيلمنامه اسطوره اي نام داشت که من براي نشان دادن آن به استوديوها وکيل گرفتم. اما زماني که فيلمنامه را ارسال کرديم هيچ کس پاسخي نداد. بنابراين من به کار روزانه ام ادامه دادم وشش ماه بعد به عنوان برنده مسابقه فيلمنامه نويسي انتخاب شدم. اما فيلمنامه جاده ارلينگتون باعث موفقيت من شد. من موفقيت هاي کنوني ام را وام دارآن فيلمنامه هستم. هيچ کدام از استوديوها براي ساخت اين فيلم ابراز تمايل نکردند، اما سرانجام يک تهيه کننده مستقل پيدا شد و تمامي تلاش را به کار گرفت تا موافقت کارگرداني را براي ساخت اين اثر جلب کند. اين فيلمنامه سرانجام به فيلم تبديل شد اما يک سال طول کشيد تا توانستم نخستين دستمزدم را براي نوشتن فيلمنامه دريافت کنم. اين زمان به نظرم بسيار طولاني مي آمد، اما بسياري از نويسندگان به شما مي گويند که اين زمان بسيار کوتاه است و به سرعت سپري مي شود.
فيلمنامه برادران گريم تلفيقي از عوامل متفاوت است؛ به طوري که عناصري چون طنز، ترس وماجراجويي در دل فيلمنامه قرارگرفته است وسرانجام به برادران گريم واقعي پرداخته مي شود. چگونه اين عناصر را تلفيق کرديد؟
فيلمنامه اوليه برادران گريم در حقيقت يک اثرما جراجويانه بود که صحنه هاي طنز و ترس بسياري در آن به کار رفته بود. تمايل داشتم که فيلمنامه من به روح داستان هاي گريم وفادار باشد، چرا که شما مي توانيد داستان هاي آنها را براي خانواده بخوانيد والبته در اين ميان شايد کمي کودکان آزرده شوند.
به نظر مي رسد که فيلمنامه برادران گريم مدت زمان زيادي دردست شما بود؟
من فيلمنامه اوليه برادران گريم را در سال 2001نوشتم و درآن زمان شرکت فيلم سازي متروگلدوين مه ير آن را خريد، اما پس از مدتي آن فيلمنامه را کنار گذاشت. ما يک سال ونيم پيش از اين که تري گيليام به اين پروژه بپيوندد، در حال بازنويسي فيلمنامه بوديم، اما او ساختار فيلمنامه را به کلي تغيير داد. نوعي نگاه او به زندگي و دنيا منحصر به فرد است و مي توان گفت او کارگردان خلاقي است که الهام بخش اطرافيان است. برادران گريم درزمره پروژه هايي بود که همه تصور مي کردند. پيش از آنکه ساخته شود، از بين مي رود. اما تري گيليام به توجه به اين مسئله به پروژه ملحق شد و باعث شد که فيلمنامه ساخته شود.
ايده فيلمنامه برادران گريم را از کجا به دست آورديد؟
اين ايده ازخواندن کتاب هاي برادران گريم واقعي به دست آمد. آنها درحقيقت کتاب دارهايي بودند که درصدد جمع آوري داستان هاي محلي براي کودکان برمي آيند و کتابي را از نسخه هاي نوشتاري به وجود مي آورند. اما در کمال حيرت درمي يابند که به جي کي رولينگ عصر خود تبديل شده اند. افراد بسياري هستند که تصور مي کنند برادران گريم شخصاً داستان هاي سفيد برفي و سيندرلا راخلق کرده اند، در صورتي که چنين نبود ه است.
آنها در سال 1800به مدد اين ترفند به شهرت ومحبوبيت بسياري دست يافتند. اما اگرچنين اقدامي درزمان ما صورت مي گرفت، با توجه به قانون حمايت از مؤلف، شايد از برادران گريم به جرم دزدي شکايت مي شد.
اگر قرار باشد که فيلمنامه برادران گريم را با فيلمنامه کليد اسکلتي مقايسه کنيد، به چه نتيجه اي دست مي يابيد؟ کليد اسکلتي فيلمي کلاسيک است که سبک آن تحسين منتقدان را برانگيخت.
تفاوت بسياري ميان اين دو فيلمنامه وجود دارد، اما مي توان گفت اين دو، دو روي يک سکه هستند که به موضوع هايي مانند رويدادهاي فوق طبيعي، باورها و اهميت اين امور براي انسان ها مي پردازند.فيلمنامه کليد اسکلتي داستان سرراست و در عين حال اسرار آميز دارد. علاوه براين صحنه هاي طنز آميز اين فيلمنامه به مراتب کمتر از برادران گريم است.
به هنگام نگارش فيلمنامه برادران گريم چگونه با تصاوير ارتباط برقرار کرديد و در اين بين چه مسئله اي براي شما اهميت بيشتري داشت؟
زماني که سرگرم نوشتن فيلمنامه هستم و نوبت به تصاوير مي رسد، بسيار دقيق عمل مي کنم. فيلم تنها در مرحله نگارش فيلمنامه نيست که شکل مي گيرد، بلکه در مرحله نگارش فيلمنامه، فيلمبرداري وتدوين است که شکل مي گيرد.
اين مسئله به ويژه در ژانروحشت نمود بيشتري دارد و نکته جالب توجه در اينجاست که بسياري از صحنه هاي هراسناک موجود در فيلمنامه را نمي توان به هنگام فيلم برداري از کاردرآورد. به عنوان مثال جمله «او به سمت پايين دالان حرکت مي کند» بسيار دلهره آور است، چرا که فرايند کشف وشهود را ياد آوري مي کند و شما احساس مي کنيد که چنين صحنه اي در يک فيلم مي تواند بسيار هراسناک باشد. اما شايد چنين نباشد و مخاطبان عکس العمل ديگري نسبت به اين صحنه نشان دهند.
به نظر شما چه نوع آموزشي براي فيلمنامه نويسي بهتراست. گذراندن دوران آکادميک فيلمنامه نويسي و يا خود آموزي و استفاده از تجربيات خارجي؟
به نظر من اغلب کساني که در رابطه با فيلم کارمي کنند، درصدد نوآوري هستند و تمايل دارند کاري را انجام دهند که در گذشته صورت نگرفته است. از همين رو نياز است که شما بدانيد درگذشته چه کارهايي انجام شده واين امر تنها از طريق گذراندن دوره هاي سينمايي و يا ديدن نسخه هاي دي وي دي عملي است که البته گزينه دوم به دليل کثرت نسخه ها دشواراست. به نظر من شما براي اينکه بتوانيد قوانين را بشکنيد، بايد بدانيد که قوانين چه هستند. پيکاسو با نقاشي به سبک سنتي آغاز کرد وزماني که در آن به تبحر دست يافت، احساس کرد که اين نوع نقاشي برايش جذابيت ندارد و اين گونه بود که قوانين را زير پا گذاشت و سبک جديدي خلق کرد، بنابراين براي آشنايي با ساختار ونحوه نگارش شخصيت هايي که حس هم ذات پنداري را تحريک مي کنند، دست يابي به روش صحيح نگارش وتطابق آن با رسانه، گذراندن آموزش فيلمنامه نويسي ضروري است.

منبع: فيلم نگار شماره 40


/ج