قنوت:پياله دستان پر از نياز
قنوت:پياله دستان پر از نياز
قنوت:پياله دستان پر از نياز
نويسنده: هادي مقدم دوست
فکر هاي اول:
براي خودم شروطي گذاشته ام:
الف)نماز را وارد بافت دراماتيک کنم.پس بايد به عنوان يک امر ضروري ديده وعنوان شود ونماز به عنوان يکي از محورهاي داستاني روندي براي خود داشته باشد وفقط يک ترجيع بند همواره يک شکل وهمسان نباشد.ساده تراين که اگر درروند خشکسالي ودرمحور روند عناصر که تحت تهديد خشکسالي هستند کم جان شدن عناصر را مي بينيم(مثل پژمرده شدن گياهان)،بايد نماز شخص نمازگزار هم روندي(قطعا صعودي وروبه استحکام وارتقا)پيدا کند.
ب)منطق صعود روندي که براي استحکام نماز مي بينيم،بايدبا محور شرايط طبيعي وجغرافيايي تقاطع پيدا کرد واشاراتي که به احتمال ريزش باران داده
مي شودنه قطعي ونه خيلي احتمالي وتصادفي باشد.وضع توزيع اطلاعات آب وهوايي منطقه بايدطوري باشد که در کنار زمان محدودي که براي مثلا از دست رفتن محصول قيد شده ويا دارد حس مي شود،فضاي خواهش ونياز وتمنا درنماز را براي شخصيت ايجاد کند.
ج)منطق هاي صعود روندي که براي استحکام نماز مي بينيم،ابتدا به ساکن بايد برانجام صحيح آداب نماز استوار باشد وقطعا نماز آخر فيلم بايد بي نقص ترين نماز از اين لحاظ باشد.
د)منطق هاي صعود روندي که براي استحکام نماز مي بينيم ضمن توجه شخصيت اول به خود نماز ونيازي که به نماز پيدا مي کند،توامان با محوري داستاني(که مضمون آن آزمون باشد)هماهنگ شود.مثلا جايي که شخصيت اول به ضرورت نماز اول وقت پي مي برد،موازي با ساعت عبورتانکر آب شود.او بايد يا نماز اول وقت را انتخاب کند يا تانکر آب.
ه)منطق هاي صعودي روندي که براي استحکام نماز مي بينيم،هماهنگ با اخلاصي باشد که شخصيت اول در محور اصلي داستاني(که مضمون مرکزي اش انفاق وزکات است).پيدا مي کند.جنس رسيدن به اين اخلاص بايد با رعايت منطق هايي باشدکه در ملاحظات مربوط به گزينه اخلاص بايد بررسي وپرسش وفکر شودوقطعا بايد ارتقاي سطح خلوص درمحور داستاني اصلي قرار بگيرد(که هنوز پيدا نشده).
نکته مهم:ورود نماز به فيلمنامه ضمن سادگي،منطقي وحاوي بارهاي اطلاعاتي درباره شخصيت وحاوي مفهوم حق وعبوديت وطاعت باشد.
و)صحنه اجابت خواهش بايد همراه بايک ايماژ(تصوير)سينمايي جالب وشکيل ودر لحظه نماز باشد که حتما اين تصوير بايد به راحتي مفهوم خود را منتقل کند وماخوذ از مباني معرفتي نماز باشد.
يک عکس
تاب لب تو هيچ لب تاب نداشت!
متوجه شدم شخصي که اين ايماژها را ساخته(سوژه عکس)واقعا يک پرسوناژ است.درزندگي قبلا اين تجربه را داشتم که منبع بلاانکار توليد ايماژهاي سينمايي شخصيت هاي جذاب هستند.مثلا اگر اصرارآن ملوان مومن برتداوم نيايش هايش درکارنبود.صحنه خواندن دعا در دريا و در مقابل لب تاب اتفاق نمي افتاد.فقط مانده بودم چرا آن بار بر آن نقطه مرتفع به دعا نشسته است.پشت عکس را نگاه کردم.فکر کردم شايد يک يادگاري از سوژه پشت عکس باشد.اما تنها چيزي که نظرم را گرفت تاريخ چاپ عکس بود که دستگاه چاپ به صورت خودکار وبااعداد ريز آن را روي پشت کاغذ عکاسي حک کرده بود.خيلي سريع تاريخ ميلادي را با تقويم شمسي خودم مقابله کردم.مي دانستم که آن تاريخ تاريخ دقيق روز مناجات نيست وطبعا تاريخ مناجات عقب تر از تاريخ چاپ عکس بود.تمام مناسب ها تا اول سال را چک کردم،اولين مناسبت «روز نيايش»بود.
دوسال بعد
سرتکان دادم .گفت امروز روز عرفه است،مستحب است که دعاي عرفه در مرتفع ترين مکان در دسترس برگزار شود.ياد آن ملوان در عکس افتادم.همان شخصيت جالبي که با ويژگي هايش صحنه هاي جالب مي ساخت.فهميدم اگر بر بلندي دعا مي خواند.مشغول انجام فريضه اي بودکه حتي از آيين هاي ظريف مستحبش هم مطلع بود.متوجه شدم که رسيدن به ايماژهاي سينمايي مربوط به مناسک ديني جدا از ويژگي هاي شخصي مومن،اطلاع وآگاهي از رسوم واصول دقيق خود فرايض است.
صحنه آخر
منبع: فيلم نگار شماره ي40
/ج
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}