عجيب ترن کشف هاي باستاني تاريخ


 

نويسنده: مولود شاه کرمي




 
بسياري از گنجينه هاي تاريخي، وقتي از زير خروارها خاک بيرون آورده شدند، دنياي باستان شناسي را دگرگون کردند.
از زمان پيدايش تاريخ بشر و شکل گيري تمدن ها تاکنون، انسان هاي عصر جديد هميشه در پي يافتن سرنخ هايي از مردم باستان بوده اند؛ اينکه انسان هاي ماقبل تاريخ چه شکلي بودند، چگونه زندگي مي کردند، تفريحشان چه بود و هزاران سئوال ديگر که هنوز هم بسياري از آنها بي پاسخ باقي مانده است. در اين بين، برخي از يافته هاي باستان شناسان در طول دوران هاي مختلف، آن چنان مهم بود که با کشف آنها، اطلاعات مهمي در اختيار محققان قرار گرفت تا بتوانند به راز اسرار دوران باستان پي ببرند. و به عبارت ديگر، کشف اين آثار، به نوعي ذهنيت باستان شناسان را نسبت به گذشتگان بسيار دور ما، يک باره عوض کرده است. اين مقاله گزارشي است از اين کشفيات که خواندنش ممکن است ذهنيت شما را نسبت به گذشته عوض کند.

سنگ روسيتا
 

سنگ روسيتا، از جنس بازالت سياه است که تاريخ ساخت آن به 196 سال قبل از ميلاد مسيح برمي گردد. روي اين سنگ، حکم فرمانروايي شاه پتوليمي پنجم به زبان هاي يوناني، مصري و هيرو گليف حک شده است. در ابتدا، اين تخته سنگ باارزش را در معبد نگهداري مي کردند و بعد، آن را از معبد به مکان ديگري منتقل کردند و همين باعث شد تا به اشتباه از آن به عنوان مصالح براي ساختن حصار در روستاي راشيد در مصر استفاده شود. سال ها گذشت تا اينکه بالأخره در 15 جولاي سال 1799 حکم فرمانروايي شاه پتوليمي که زير هزاران سنگ پنهان شده بود، توسط فرمانده فرانس بوچارد، در زمان نبرد ناپلئون در مصر کشف شد. بعد از کشف اين سنگ، تحقيقاتي که روي آن به عمل آمد، نشان داد که خط هيرو گليف تنها به عنوان سمبل استفاده نمي شد و از آن براي نوشتن هم کمک مي گرفتند. با کشف اين سنگ، تمدني که سال ها به عنوان يک راز باقي مانده بود، کشف شد و مصرشناسان بالأخره توانستند از روي نوشته هاي سنگ روسيتا، به زبان کامل مصر باستان پي ببرند.

ارتش سفالي چين
 

در ماه مارس 1974 دهقانان حومه شرقي استان «شيان شانکسي» براي رسيدن به آب، در يک و نيم مايلي کوهستان ليشان مشغول کندن زمين شدند. آنها نمي دانستند که گنجينه اي چند هزار ساله زير خروارها خاک آرميده است؛ گنجينه اي از مجسمه هاي سفالي چيني که کشف آنها از بزرگ ترين اکتشافات قرن بود. سر از خاک برآوردن مجسمه هاي سفالي، باستان شناسان و محققان بسياري را به اين منطقه کشاند. تمامي مجسمه هاي کشف شده، سربازان و اسب هاي سفالي بودند که از زمان مرگ «کين شاي هوآنگ» اولين امپراتور چين، همراه او دفن شدند. باستان شناسان زمان سلطنت کين شاي هوآنگ را 221 سال پيش از ميلاد مسيح تخمين زده اند. به نظر محققان، نخستين امپراتوري چين براي اينکه بتواند در دنياي ديگر هم فرمانروايي کند، هزاران سفالگر و مجسمه ساز را به خدمت گرفت و به آنها دستور داد هزاران مجسمه سرباز سفالي را بسازند تا با ارتشي سفالي، به سرزمين مردگان برود و فرمانرواي آن سرزمين ناشناخته شود. جالب اينجاست که اين سربازها، دقيقاً به اندازه واقعي يک انسان ساخته شده اند و نوع پوشش و کلاه آنها کاملاً مانند سربازان چيني باستان است. ابعاد سربازان سفالي کاملاً مانند يک انسان واقعي است. جالب تر اينکه پيکرها آن قدر ماهرانه تراش داده شده و تنوع دارند که هر يک از آنها، قد و مدل موي مخصوص با توجه به درجه نظامي خود را دارد. شکل چهره و اسلحه هاي سفالي که به دست اين سربازان داده شده و روغن جلايي که در آخر کار به اين پياده و سواره نظام مجسمه اي زده شده، آن قدر چهره طبيعي به آنها داده که گويي ارتشي واقعي زير خاک صف بسته اند. ارتش سفالي چين اطلاعات باارزشي درباره نحوه عملکرد ارتش خاندان کين در اختيار تاريخ شناسان قرار داد. با آزمايش سلاحي که در دست سربازان سفالي بود، محققان به خوبي توانستند به اين نکته که در آن زمان از چه نوع اسلحه اي استفاده مي شد، پي ببرند.
ـ ارتش سفالي چين، باستان شناسان راز اينکه در آن زمان چه نوع سلاحي استفاده مي شد مطلع کرد.

کتابخانه سلطنتي
 

در اواسط قرن 19 آستين هنري لايارد در شهر باستاني نينوا، که امروزه در نقشه ها با نام عراق شناخته مي شود، 25 هزار تکه سفالي باقيمانده از کتيبه هايي که در کتابخانه آشور بانيپال نگهداري مي شد را از زير خروارها خاک بيرون کشيد. کتابخانه شاه آشور، در زمان خود از بزرگترين کتابخانه هاي زمان خود با 1200 کتيبه بود. در دوراني که آشوري ها از نظر فرهنگ و جنگاوري پيشرفت چشم گيري داشتند، شاهي به نام آشور بانيپال بر اين قوم فرمانروايي مي کرد. شاه آشور علاقه بسياري به جمع آوري انواع و اقسام نوشته ها درباره مطالب گوناگون داشت. از اين رو کاتبان خود را به گوشه و کنار امپراتوري اش مي فرستاد تا جست و جو کنند و هر کتيبه اي را که مي بينند، براي او بياورند تا او آن را به مجموعه کتيبه هاي کتابخانه اش اضافه کند. کتيبه هاي که از آن دوران به دست آمده، شامل دست نوشته هاي سلطنتي، تاريخچه، متون مذهبي و داستاني، قرارداد، نامه هاي سلطنتي، جملات جادوگري، متون پزشکي، نجوم و ادبيات مي شود. بعد از اينکه شاه آشور تمامي اين کتيبه ها را در کتابخانه اش جمع آوري کرد، در سال 612 قبل از ميلاد مسيح، شهر نينوا مورد هجوم بابلي ها و ديگر قواي متحد با آنها قرار گرفت و بعد از سوزاندن قصر شاه، اين کتيبه به دست بابلي ها افتاد. نکته مهم در مورد کشف اين کتيبه ها، اين است که اگر چه اين کتيبه ها در طول قرن ها زير خاک پنهان بود اما با کشف کتابخانه سلطنتي، اطلاعات بسيار مفيدي درباره نحوه زندگي مردم خاور نزديک در اختيار محققان قرار گرفت. مهم تر از همه، اينکه در يکي از کتيبه ها، نام تمامي فرمانرواياني که در مناطق شرقي فرمانروايي مي کردند، آورده شده که اين، از نظر باستان شناسي بسيار بااهميت است.
ـ شاه آشور علاقه خاصي به جمع آوري کتيبه هاي مختلفي داشت که نتيجه اش اين کتابخانه شد که قرن ها بعد رازهاي بسياري را در اختيار محققان قرار داد.

مردان پکينگي
 

مردان پکينگي يا بيجينگي، انسان هاي ماقبل تاريخي هستند که سال 1927 فسيل جسد آنها توسط ديويد سون بلک، آناتومي شناس کانادايي در غار ژوکوديان چين کشف شد. بعد از کشف اين اجساد، تا سال 1937 بقاياي بيشتري از ماقبل تاريخي ها از جمله 14 جمجمه، 11 فک پايين، تعدادي دندان و استخوان در ژوکوديان به دست آمد که از نظر باستان شناسان اين غار محل زندگي تقريباً 45 نفر بوده است. مطالعات بيشتر نشان داد که مردان پکينگي قادر به ساختن ابزار سنگي بودند و از آتش هم استفاده مي کردند. آنها، همچنين از لحاظ جسمي، راست قامت بوده و پيشاني برآمده و دندان هاي بزرگي داشتند. با آغاز جنگ جهاني دوم، اين مردان ماقبل تاريخي، توسط کشتي به آمريکا منتقل شدند تا از بمباران ها در امان بمانند اما فسيل پکينگي ها ربوده شده و تاکنون هيچ اثري از نخستين مردان پکينگي کشف شده به دست نيامده اما وقتي جنگ جهاني دوم به پايان رسيد، فسيل هاي بيشتري از اين قوم در چين به دست آمد.
- قسمت هاي سفيد جمجمه ها براي ترميم بعدها به فسيل اضافه شده است.

طومار درياي سياه
 

طومار درياي سياه، مجموعه اي از دست نوشته ها به زبان عبري است که اکثر آنها در زمان هاي مختلف و در سواحل شمال غرب درياي سياه کشف شده است. بين سال هاي 1947 با 1956، نزديک به 870 طومار از 11 غار به دست آمد که بيشتر دست نوشته ها مرتبط با کتاب مقدس و تکه هايي از کتاب عهد عتيق بود.
حتي در بعضي از خطوط، نام حضرت داوود و حضرت يعقوب هم به چشم مي خورد. البته به غير از اين طومارها، تکه کاغذهاي بسيار قديمي ديگري که به گفته محققان جزئي از کتاب قانون دوران باستان، آموزش دوران باستان، آموزش جنگاوري و سرود نيايش بود، نيز کشف شد که هر يک در نوع خود بي نظير است.
مهمترين نکته درباره کشف طومارهاي درياي سياه اين است که شبيه چنين دست نوشته هايي تاکنون پيدا نشده و به گفته محققان، اين طومارها به زمان عهد عتيق بازمي گردد و نزديک به هزار سال قدمت دارد.

گلوگاه اولدوواي
 

در شمال تانزانيا، گلوگاهي به نام اولدوواي وجود دارد که در دوره باستان، رودخانه اي از اين منطقه مي گذشت. سال1991 «ويلهلم کاتوينکل» که حشره شناس آلماني بود، به دنبال پروانه اي دويد تا او را بگيرد که ناگهان در اين گلوگاه افتاد. آنچه که اين حشره شناس مي ديد، باور نکردني نبود: بقاياي فسيل 60 انسان ماقبل تاريخ در آن گلوگاه به چشم مي خورد. دو سال از اين کشف بزرگ مي گذشت که هانس ريک، باستان شناس، شروع به تحقيق و مطالعه روي اين کشفيات کرد تا اينکه جنگ جهاني اول آغاز و مطالعات نيمه کاره رها شد. لوييس ليکي و همسرش مري، محققان تاريخ شناسي بودند که سال 1931 تصميم گرفتند حفاري هاي بيشتري را در اين منطقه انجام دهند که نتيجه آن، کشف سه نژاد انساني ديگر بود. علاوه بر انسان ها، فسيل حيواناتي نظير فيل، خرگوش صحرايي، زرافه و همچنين دو ابزار سنگي متعلق به ماقبل تاريخ نيز در اين منطقه يافت شد که اين کشف عظيم به نظريه پيدايش اولين انسان ها در قاره آفريقا قوت بخشيد. همچنين در سال 1974، مري ليکي با پيدا کردن فسيل يک جاي پاي عظيم الجثه که ثابت مي کرد انسان هاي اوليه هم روي دو پا راه مي رفتند، يکي از مهمترين کشفيات قرن را رقم زد.

مقبره توت آنخ آمون
 

در نوامبر سال 1922 هاوارد کارتر به همراه گروهي از مصر شناسان انگليسي، با ارزش ترين مقبره فراعنه را در دره پادشاهان کشف کرد. پيش از اين کشف، تئودور ديويس از باستان شناساني که درباره فراعنه تحقيقات بسياري کرده بود، در سال 1907 چندين وسيله خاکسپاري که روي آن نام «توت» نوشته بود، را از زير خاک بيرون آورد و از اين رو مطمئن بود که مقبره فرعوني با همين نام وجود دارد. سرانجام 15 سال بعد اين مقبره کشف شد. با بررسي هاي اوليه، معلوم شد که مقبره يافت شده در ابتدا براي يکي ديگر از اشخاص سلطنتي ساخته شده بود اما چون توت آنخ آمون در جواني از دنيا رفت، او را در همين مقبره به خاک سپردند. در محل دفن توت آنخ آمون، چندين اتاق دفن، يک گنجينه و ديگر اتاق هايي ساخته شده است که به وسيله راهرو و پلکان به يکديگر مرتبط مي شدند. در اتاق گنجينه مجسمه، مدل هايي از قايق، ارابه و حتي دو موميايي جنين که گفته مي شود فرزندان توت آنخ آمون بودند نيز پيدا شد. هر چند مقبره توت آنخ آمون چندان هم بزرگ نيست و حتي نام او در زمره پادشاهان قدرتمند مصر قرار نمي گيرد اما قبر او از مکان هاي دست نخورده اي است که در دره پادشاهان کشف شده و يافته هاي اين مقبره اطلاعات بسيار خوبي درباره آنچه که فراعنه اعتقاد داشتند مي بايست با خود به دنياي پس از مرگ ببرند، در اختيار باستان شناسان قرار داد.
ـ کشف مقبره توت آنخ آمون اطلاعات خوبي در مورد آنچه که مصري ها بايست با خود به دنياي بعد از مرگ ببرند گذاشت.

نقاشي هاي لاسکو
 

به دليل وجود نقاشي هاي دوران پارينه سنگي بر ديوارهاي غار لاسکو واقع در جنوب غربي فرانسه، اين غار نزد باستان شناسان از ارزش بسياري برخوردار است. لاسکو اولين بار توسط چهار نوجوان به نام هاي مارسل راويدات، جک مارسال، جورج آگنل و سيمون کوئينکاس در 12 سپتامبر 1940 کشف شد. بر ديوارهاي اين غار، نزديک به 2 هزار نقاشي از حيواناتي همچون گوزن، گله گاو، گاو ميش کوهان دار، گربه، پرنده، کرگدن و خرس، انسان ها و نمادهاي خيالي به چشم مي خورد. در ابتدا تصور مي شد که لاسکو، محل سکونت غار نشينان ماقبل تاريخ بوده اما مطالعات باستان شناسي تمام نظريه ها را به هم ريخت و ثابت کرد که ساکنان عصر حجر، تنها براي کشيدن نقاشي وارد لاسکو مي شدند و اين، از شگفت انگيزترين يافته هاي پس از کشف اين غار بود. هشت سالي از کشف اين غار مي گذشت که مسؤولان مربوطه تصميم گرفتند بازديد آن را براي عموم آزاد کنند و به اين ترتيب سيل گردشگران به اين منطقه سرازير شد. البته بعدها از آنجا که نقشينه هاي اين غار در معرض خطر قرار داشت، بازديد براي عموم ممنوع شد تا اينکه پس از 20 سال از روي اين غار و نقاشي هايش نمونه اي به نام لاسکو 2 ساختند تا علاقه مندان بتوانند بدون هيچ مشکلي، از آن بازديد کنند. هر چند تلاش بسياري شد تا انسان ها غار لاسکو را از بين نبرند اما عوامل طبيعي همچون قارچ ها و باکتري هايي که در محيط غار پرورش يافته اند، اين نقاشي هاي به يادگار مانده از عصر پارينه سنگي را در معرض نابودي قرار داده است. غار لاسکو، نه تنها بزرگ ترين غار متعلق به عصر حجر است بلکه جزو بهترين غارهايي است که از آن دوران به جا مانده است. همچنين از روي اين نقاشي ها مي توان به راحتي فهميد که در دوران پارينه سنگي، چه حيواناتي زندگي مي کردند و اين، از موثق ترين منابع از دوران باستان به حساب مي آيد.
ـ کتيبه هاي کشف شده اطلاعات خوبي در مورد نحوه زندگي مردم خاور نزديک در اختيار باستان شناسان قرار داد.
منبع: هفته نامه حوادث و شگفتي ها همشهري سرنخ ش- 85