شاخصه هاي جواني و نگرش به آن در مکتب اسلام(2)


 

نويسنده: ولي الله کردلو




 

5)جوان و ازدواج
 

امام صادق (ع) به زراره فرمودند: متأهل هستي: زراره گفت: خير، امام فرمود: کيف تصبر و انت شاب (1)
جواني که مجرد و عزب باشد از شاخصه هاي مهم زندگي او صبر بر گناه است که امام در حديث به آن اشاره فرموده است و پيامبر اکرم (ص) هم در حديثي فرمودند: اي گروه جوانان هر کدام از شما که توانايي ازدواج را دارد بايد ازدواج کند بدرستي که ازدواج انسان را از گناه مصون مي دارد.(2)

6)جوان و تکامل تدريجي عقل
 

به طور کلي عقل يکي از بزرگ ترين نعمات خداوند بر بندگان مي باشد که کسب آن به طور کامل در يک آن انجام نمي گيرد مگر با گذشت زمان و بدست آوردن تجربه و يادگيري علوم. چنانکه هر جواني در يک زمان خاص به قسمتي از آن دست مي يابد که در اين مورد امام علي (ع) مي فرمايد: «انسان تا 28 سالگي در حال تکامل عقل است؛ جوان در 35 سالگي به نهايت کمال خود مي رسد و آنچه پس از آن بدست مي آورد تجربه است».(3)
و در حديثي ديگر مي فرمايد: پيوسته عقل و حماقت با يکديگر در تعارضند تا اينکه شخص به 18 سالگي مي رسد در اين هنگام يکي بر ديگري پيروز مي شود.(4)

7)جوان و جنون
 

پيامبر اکرم (ص) در مورد موقعيت جواني فرمودند: جواني شبهه اي از ديوانگي است: (5) يعني کارهاي جوان در مواردي از روي سبکسري و ناداني و عدم رشد عقل اوست، و حضرت امير (ع) در راستاي آن مي فرمايد: شايسته است انسان عاقل خويش را از چاپلوسي و مستي جواني دور نگه دارد زيرا عقل را مي ربايد و آدمي را سبک مي سازد.(6)

8)نوگرايي و شيک پوشي
 

از گرايشهاي بارز دوران جواني توجه به زيبايي ظاهري است که بايد با حفظ عفاف و حجاب و همچنين عدم پيروي کورکورانه از مد صورت گيرد و اين مهمترين مسأله از ديدگاه قرآن مي باشد که جوانان بايد به اهميت آن واقف شوند و رعايت آن را در پوشش خود لحاظ کنند و همچنين کساني که از تمکن مالي نسبي برخوردارند سعي در انفاق آن به ديگران و مخصوصاً به جوانترها داشته باشند و مصداق اين مسئله همان اتفاقي بود که براي حضرت علي (ع) و غلام خود افتاد که در موقع خريد پيراهن حضرت امير پيراهن کهنه تر را خود برداشت و پيراهن نو را به غلام جوان بخشيد و فرمود: «أنت شباب و لک شره الشباب»(7)

9)جوان و مسئوليت پذيري
 

با سيري عميق در تاريخ مشخص مي شود جوانان زيادي در آن زمان وجود داشتند و در عين حاليکه در سنين جواني بسر مي بردند به مسئوليتهاي بزرگي نيز دست پيدا کردند که از سوي پيامبر اکرم (ص) به عنوان رهبر بزرگ سياسي به آنها اعطا شد چند نمونه از آنها اشاره مي نمائيم:
الف: والي مکه به نام عناب ابن اسيد 21 ساله (8)
ب: مصعب بن عمير به عنوان نماينده فرهنگي و مشاور فرهنگي و به عنوان معلم قرآن در مدينه (9)
ج: اسامه بن زيد 19 ساله به عنوان فرمانده لشکر (10)
بنابراين مديريت جوان بالغ بر کارها دال بر ضعف مديريت و افول کيفيت نيست.

10)جوان و احترام
 

در حديثي است از امام هادي (ع) که فرمودند: از شر کسي که خود را خوار مي داند ايمن مباش.(11)
آن جواني که خود را حقير و قابل احترام نمي داند نزديک به يقين است که نمي تواند با ديگران با احترام و تحيت رفتار نمايد و همين مسأله موجب مي شود از شخصيت او روز به روز کاسته گردد و باعث عزلت و عقب ماندگي او از رشد و تعالي شود.

11)جوان و مشورت
 

در خصوص اهميت به مشاوره گرفتن از جوانان پيامبر اکرم (ص) در حديثي مي فرمايند: مرزبندي آدمي در هفت سال اول آقا و سرور والدين است در هفت سال دوم بنده فرمانبردار و در هفت سال سوم وزير و مشاور والدين شمرده مي شود.(12) احتساب جوانان به عنوان مشاور و وزير قطعاً تأثير بسزايي در رفتارسازي و استفاده از نيروي دروني جوان خواهد گذاشت.

12)جوان به عنوان محور حرکت
 

با نظر به پتانسيل سرشاري که در جوانان موج مي زند اين مهم در هر عصري مي تواند عامل اعجاب انگيز حرکت آنان در رويدادهاي متعدد اجتماعي شده و موجبات همسويي اقشار مختلف را با خود فراهم نمايد و اين مسأله محوريت جوانان را در سوق دادن هر چه بهتر جامعه به سمت تکامل، فرهنگ و انديشه نوين و پيشروي مي رساند.
و اين جمله مصداق فرمايش امام صادق (ع) است که به احول فرمود: بر تو باد به جوانان زيرا آنان به هر کار خيري از ديگران پيشتازترند. و در جاي ديگر در اهميت اين عنصر مطلوب حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد: جوان در هر جامعه و کشوري محور حرکت است اگر حرکت انقلابي و قيام سياسي باشد جوانان جلوتر از ديگران در صحنه اند اگر حرکت سازندگي يا حرکت فرهنگي باشد باز جوانان جلوتر از ديگرانند.
پس بنابراين شور و همت جواني در مکتب حکيمانه اسلام، مورد تأييد قرار گرفته و ممدوح شمرده شده است و با توجه به اينکه فرايند جواني جنون، مستي و سبکسري است پس مي بايست در اين دوره جوان قواي عقل را حاکم بر غريزه نموده و با توسل و توکل به منبع اصلي حرکت و با توجه به فطرت پاک و خداجويي که خداوند در وجود جوان نهادينه و قابل رشد نموده است مي تواند به تربيت و پرورش صحيح نفس خود و ديگران بپردازد و به آساني لگام نفس اماره را مهار، نفس لوامه را راضي و آرام و نفس مطمئنه را تقويت نمايد.
اميد است که همه جوانان اين مرز و بوم و تمامي جوانان کشورهاي اسلامي با تأسي از شيوه و سيرت پاکان بيش از پيش مفيد واقع گردند و راهگشاي مسائل و مشکلات روز جامعه باشند که جواني تنها ايستگاه تقويت ايمان به خدا، علم روز و رقابت با رقباي علمي، سياسي و اقتصادي جهان مي باشد و اين امر مستلزم وجود فضاي عملکرد نرم افزاري و هم انديشي است که مي بايست با کاربردي نمودن علوم آموخته شده و الگوبرداري از مجتهدين علوم مختلف آماده گردد.

پي نوشت ها :
 

1. تهذيب الاحکام، محمد بن طوسي، 1428 قمري، 1385 شمسي، ج10، ص 4، ح 1
2. بحارالانوار، ج1، ص 221، ص 34
3. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 625، حسين بن محمد تقي نوري، 1254 قمري، 1320شمسي
4. گفتار فلسفي جوان، محمدتقي فلسفي، 1378شمسي، ج 1، ص 129
5. ميزان الحکمه در باب جوان
6. گفتار فلسفي جوان، ج 1، ص 136
7. بحارالانوار، ج 1، صص 94-92
8. بحارالانوار، ج 1، ص 89
9. بحارالانوار، ج 1، صص 245-244
10. تحف العقول، حسن بن علي ابن شعبه، 2006 ميلادي، 1385 شمسي، ص 483
11. گفتار فلسفي جوان، ج 1، ص 441
12. حديث ولايت امام خميني (ره)، سيد علي خامنه اي، 1378 شمسي، ج 8، ص 193
 

منبع: فصلنامه فکر و نظر شماره 9و8