انبوه سرايي، آفت شعر ديني


 






 
شاعران گلايه کردند:
براي اين که شعر ديني رشدکند و بتواند مخاطباني داشته و درجامعه اثر گذار باشد ، بايد آسيب هايي که شعر ديني را تهديدمي کند . شناخت. بي ترديد آسيب هاي گوناگوني شعر ديني را تهديد مي کند و در اين عرصه، شاعران بيش از ديگران بايد به اين آسيب ها توجه داشته باشند و بدانند که هيچ کس به اندازه آنان دل براي شعر نمي سوزاند. اگر شاعران ما بي توجه به وضعيت شعر ديني باشند، ترديد نبايد کرد که زماني فرا مي رسد که شعر ديني، از مسير اصلي خود دور خواهد شد و ديگر نمي توان مخاطباني را که دل به اين گونه از شعر سپرده بودند، جذب کرد و ديگر نمي توان جايگاهي که شعر ديني به همت و تلاش شاعران بزرگي به دست آوردند را مهيا کرد.
براي شناخت آسيبي به نام انبوه سرايي در شعر ديني و بررسي آن، با سه فعال ادبي، در حوزه شعر ديني گفت وگو کرديم تا بيشتر با زمينه هاي شکل گيري اين معضل آشنا شويم و راه هاي درمان اين آفت ادبي را بجوييم.

احمد ميرزاده
 

شاعري که بيشتر درحوزه کودک و نوجوان فعاليت دارد ، انبوه سرايي را به خودي خود، ناپسند نمي شمارد و معتقد است : انبوه سراي اگر از کيفيت کار کم کند، مضر است. در غير اين صورت پرکاري عيب نيست، ولي نويسنده يا شاعر بايد خلاق باشد. اگر مثل ماشين توليد، توليداتش يک نواخت باشد اين هنرمند پيشرفت نمي کند. عموماً ما کسي را نمي بينيم که پرکار و خلاق باشد و اکثر شاعران بزرگ ما کم گو و گزيده گو بودند.
وي کارهاي اوايل انقلاب شاعران را کار دل مي داند که متناسب با نيازهاي مخاطب بود و در اين باره مي گويد: شاعر بر اساس احساسش شعر مي سرود. در آن زمان ، مجموعه مستقل ديني هم نداشتيم. ممکن بود يک يا چندتا از اشعار يک کتاب ديني بود. فقط همين.
شاعر مجموعه شعر «آخرين شب پلنگ» در ادامه ياد آوري مي شود: ما بايد شعر ديني را تعريف کنيم. آيا منظور ما از شعر ديني، شعري است که به ظواهر دين بپردازد يا مثلاً از معصومان يا مکان هاي مقدس نام ببرد؟ براساس نگاه ديگري، شعر ديني، شعري است که به روح دين توجه دارد، يعني اخلاقيات وکردار خوب را معرفي کند. دين آمده انسان ها را بسازد. از اين رو هر اثر هنري که بتواند روح دين را بيان کند، اثر ديني است.
تعريف ميرزاده شعر ديني، تعريفي گسترده است که کمتر شاعر ديني اي چنين تعريفي دارد. وي در اين باره مي گويد: شعر ديني، شعري است که پيام مثبتي داشته باشد و ضد دين نباشد و روي مخاطب اثر بگذارد . من با چنين شعري، شعر ديني مي گويم. بسياري از کارهاي هنرمندان ما که در جشنواره شرکت مي کنند و به عنوان کار ديني هم ارزيابي نمي شوند، در اصل ديني هستند.
وي به معضل ديگري که ادبيات آييني را تهديد مي کند، مي پردازد و مي گويد: متأسفانه تازگي ها سفارش نويسي زياد شده و ديگر اين کارها، کار دل نيست. بسياري از اين اثرها قابل چشم پوشي هستند و ضعيف اند. حتي اگر در مورد همين کارهاي سفارشي هم فکر کنيم مي بينيم که موضوعاتي وجود دارد که جايشان خالي است، اجازه بدهيد اين جا از کتاب «نان و پروانه» کار آقاي حسين حدادي، يادکنم. اين کتاب ، شامل هفتاد سال شعر مذهبي کودک و نوجوان است . با خواندن اين کتاب شما پي مي بريد که جاي خيلي از موضوعات خالي است. يعني اگر بنا به کار سفارشي باشد، بايد بررسي کرد و ديد که مثلا ما درمورد نماز آيات کاري نداريم. منظورم اين است که در کار سفارشي هم مي توان از تنوع استفاده کرد که اين طور دچار يکنواختي نشويم.
اين شاعر کودک و نوجوان، در نقد زبان شعر شاعران امروز معتقد است : شاعران امروز به زبان محاوره اي کوچه و بازار بيش تر نزديک و اين باعث شده که شعر را آسان بگيرند و شاعران جوان به جنبه ادبي ادبيات کاري ندارند و نيازي نمي بيند که حتماً شعر حافظ را بخواند.بسياري از کساني که الان به نام شاعر مطرح هستند، اصلا ً شاهنامه فردوسي را نخوانده اند.

نيره هاشمي
 

نيره هاشمي در اين زمينه بر اين باور است که متأسفانه معضل اصلي اي که امروزه شعر ما را تهديد مي کند، انبوه سرايي است. شاعران جوان ما بدون پشتوانه ذهني و مطالعه قبلي به سرودن شعر مي پردازند. شاعري مي گويد: يک شاعر بايد بيست هزار بيت شعر حفظ باشد. اگر چه فکر نمي کنم منظور ايشان دقيقاً حفظ کردن بوده. اين ظاهر قضيه است و منظور مطالعه بوده و بايد با ديدگاه هاي بي شماري آشنا باشد و بخواند و بشنود و روي هم رفته به نگاه نو برسد و فکر خودش را روي کاغذ بياورد. نه اين که کپي برداري از اشعار و نوشته ها و افکار ديگران باشد.
نيره هاشمي اقداماتي را که در سال هاي اخير در حوزه شعر آييني صورت گرفته، ستود وگفت: ولي هنوز شعر آييني مظلوم واقع شده است. ما اگر به موضوعات خاص هم بنگيريم، چون شاعر دست مايه فکري و مطالعه قوي ندارد، در نهايت کاري ابتدايي و معمولي انجام مي دهد. شاعراني که ضمن مطالعه تاريخ، اين نکته هاي تاريخي را با انديشه هاي خاص و نگاه هاي اسطوره اي يکي کنند، به کشف هاي جالب و نو مي رسند وکارهاي زيبايي به وجود مي آورند.
وي به بي حوصلگي مردم امروز اشاره مي کند و مي گويد: مردم ما از بي حوصلگي رنج مي برند و مي خواهند خيلي سريع به اهداف خود برسند . اين از يک سو ، آسيب زده به فرهنگ و ادب ما .از سوي ديگر هم شاعران جوان ما ديگر تمايلي به خواندن اشعار مولوي و خاقاني و سعدي ندارند، در حالي که براي شناخت شعر و پي بردن به ظرفيت هاي آن بايد تاريخ ادبيات را مطالعه کرد و از آن در سرودن شعر ديني بهره برد.

محمد حسين رحماني
 

برادر مرحوم اوستا، سرودن شعر را نيازمند استعداد و ذوق خاصي مي داند که بايد با پشتوانه مطالعه فراوان صورت گيرد. وي معتقد است : وقتي شاعر به انبوه سرايي مي پردازد، از تأمل و تدبر درگفته ها و سروده هايش باز مي ماند. برخي شاعران جوان ما به دليل عطش شهرتي که دارند، راه را گم مي کنند و نمي دانند با شعر بي محتوا هرگز به شهرت نخواهند رسيد .اين دسته از شاعران اول بايد ببينند راز ماندگاري نام چهره هايي چون فردوسي ، سعدي، حافظ ، ناصر خسرو در چيست؟
اين فعال حوزه ادبي معتقد است : شعر ديني ما هنوز خودش را آن گونه که بايد پيدا نکرده و درحال حاضر مختص به مداحي است. سال ها شاعران مذهبي ما در قالب مديحه، کارهاي خود را عرضه کردند و خيلي ها معتقد بودند که لزومي نداردکه در شعر ديني استعاره و تصاوير خاص داشته باشيم. بايد راحت بگوييم. همين باعث شد که کارهاي مانا وآنچناني نداشته باشيم. و هيچ نگاه نويي در شعر وجود ندارد. کساني که خود را روشن فکر مي دانستند ، شروع به تخريب اين انديشه ها کردند و ذهنيت آن ها اين بود که شعر مذهبي و آييني ، نوعي مداحي است .به اعتقاد من هر دو گروه ، ندانسته تيشه به ريشه مذهب زدند.
رحماني با اشاره به شاعراني که در وصف ائمه و پيامبران و دين شعر گفته اند، مي گويد: انگشت شمارند کساني که شعر ديني نابي داشته باشند. کساني که در وصف ائمه شعر مي گويند بايد جسارت لازم را براي سرودن چنين اشعاري داشته باشند و ببينند به آن حد از شناخت رسيده اند که بتوانند چنين اشعاري بسرايند.
وي شاعران جوان را شاعراني مي داند که با تاريخ ادبيات بيگانه اند و در اين باره معتقد است : شاعران جوان ما با پيشينه ادبيات فارسي آشنا نيستند. شک نکنيد که اگر شاعران ما آشنايي و شناختي داشتند به انبوه سرايي رو نمي آورند. قبل از انقلاب شايد شاعران ما از پنجاه نفر تجاوز نمي کرد ، ولي در ميان همين پنجاه نفر نام هاي ماندگاري وجود دارد. استاد هوشنگ ابتهاج درغزل ، استاد مهرداد اوستا، در قصيده و غزل، مرحوم اخوان ثالث در نوع ديگري از شعر و نيما در شعر نيمايي، هر کدام به نوبه خود قدم هاي بزرگي برداشتند. مثلا اخوان سعي کرد مضامين کهن را در قالب نو بياورد يا استاد اوستا تلاش کرد که مضامين نو را در قالب کهن بياورد. اين شاعران کار نو و بي نظيري انجام دادند. هر کدام از ديگري چيزي کم نداشت. استاد اوستا توانست آن کلام فخيم و خشن قصيده را به زبان غزلي در بياورد که کار ماندگاري بود. آن چه اثر هنري را ماندگار و جاويد مي کند، معنا و مفهوم و پيامي است که به مخاطب منتقل مي شود.
منبع: ساعت عصر شماره 10