مديريت اقتصاد خانواده با كسي شوخي ندارد


 






 
اين عادت آقاي «الف شده است كه هر ماه با رسيدن فيش حقوقي به دستش و پر شدن حسباش سراغ برنامه هاي تفريحي برود، اسكانس هاي تانخورده را خرج خوردن و خريدن براي خودش كند و هنوز ماه تمام نشده، حسابش را خالي كند و منتظر دوباره پرشدن آن بماند.
همسرش به قول خودش كلافه شده است. مي گويد: «اين رسم زندگي مشترك نيست. مي گويد «اگر معناي مشترك بودن اين بشد، پس من هم بايد هرماه حقوقم را صرفاً خرج خودم كنم! در حالي كه من آن را صرف پرداخت جريمه ها و قبض هاي ماهانه مي كنم.
اگرچه بحث مالي در آستانه زندگي ممكن است قابل گذشت باشند و هر يك از زوج ها سخاوتمندانه، هزينه هاي زندگي را متقبل شوند، اما با گذشت سال ها، نظر يكي از طرفين كه بار اقتصادي را به دوش مي كشد تغيير مي كند و از كرده اش پشيمان مي شودا.
دراين باره بد نيست به راهي كه آقا وخانم «ب براي مديريت مالي زندگي شان ابداع كرده اند توجه كنيد. آقاي «ب» تعريف مي كند: «در نخستين گام براي رسيدن به مديريت مالي ايده آل در زندگي مشترك، من و همسرم ابتدا هدفي دراز را براي زندگي مان تعيين كرديم. هدف دراز مدت ما خريد يك خانه است. براي رسيدن به اين هدف نتيجه گرفتيم كه بايد پس انداز داشته باشيم.»
اما همان ابتداي كار آنها با دهها پرسش دشوار مواجه شدند، براي مثال چه كسي بايد پس انداز مي كرد و چه كسي حق داشت خرج كند؟ اين پول خرج كردن از جيب او، براي هردوي آنها بود يا فقط براي خودش؟ آيا او كه پس انداز مي كرد بايد از دلخوشي هاي ساده اي مثل خريد كردن و... مي گذشت؟ در اين صورت حاصلش چه بود؟
خانم «ب» راه حل ابداعي شان را اين گونه توضيح مي دهد: «ما در پايان هر هفته سراغ كامپيوتر مي رويم. از خرج هايي كه هر كدام براي امور اقتصادي خانواداه كرده ايم نمودار تهيه مي كنيم و اگر يكي بيش از ديگري خرج كرده باشد، طرف مقبل بايد هفته بعد جبران كند. از طرفي هر ماه هم به شكل مشترك، بخشي از درآمدمان را پس انداز مي كنيم و دست نخورده بااقي مي گذاريمش.»
كارشناسان مسائل اقتصادي خانواده اعتقاد دارند زوج هاي جوان بايد مسائل مالي را پيش از آن كه اسباب دلخوري شود، در خانواده حل كنند. برخي زوج ها خيال مي كنند صحبت درباره مسائل مالي خانواده روابط عاشقانه آنها را خدشه دار مي كند، اما واقعيت اين است كه كارشناسان تأكيد مي كنند ازدواج چيزي فراتر از يك رابطه عاشقانه است و نوعي اشتراك همه جانبه است كه يكي از اجزاي مهم آن پول است. اهميت درآمد در زندگي آدم ها صرفاً به دليل نقشش در چرخاندن چرخ اقتصاد خانواده نيست، چون داشتن درآمدي مشخص حتي اگر ناچيز باشد به صاحبانش توانايي تصميم گيري، قدرت و اعتماد به نفس مي بخشد و توانمندي هاي اجتماعي افراد را افزايش مي دهد و همسران را ملزم مي كند با هم براي اهداف مهم زندگي شان تصميم بگيرند.
همان بحثي كه فكر مي كنيد ممكن است رابطه عاشقانه شما و همسرتان را ابتداي زندگي خدشه دار كند و امروز به صورت رازي ميان شما دو نفر درآمده است، سال ها پيش در زندگي مشترك آقا و خانم «ج هم مطرح شد، اما آن ها با آن مواجه شدند و پيش از آن كه تبديل به مشكل شود، به يكي از مظاهر تفاهم شان تبديلش كردند.
تجربه آقاي «ج براي هر كدام از ما در اين زمينه مي تواند مفيد باشد، پس به عنوان حسن ختام، حرف هايش را بخوانيد: «من و همسرم يك حسب مشترك داريم و در عين حال هر كدام يك حسب شخصي هم در بانك باز كرده ايم. هر ماه وقتي حقوق هايمان را مي گيريم درصدي مشخص از آن را به حساب شخصي مان انتقال مي دهيم و درصدي را براي تأمين هزينه هاي زندگي، تفريح هاي مشترك، تعطيلات هفته و... به حسب مشترك واريز مي كنيم.
شايد باور نكنيد اما اين تصميم نه تنها مجبورمان مي كند در خرج كردن حقوق هايمان چه در امور شخصي و چه در امور مشترك با وسواس بيشتري عمل كنيم، بلكه كمك مان كرده تا جر و بحث هايمان درباره مسائل مالي زندگي به صفر برسد، چون اول هر ماه هر دو تكليفمان را مي دانيم.
منبع: نشريه راه کمال، شماره 34.