اين نويسنده ها کاغذ حرام نکرده اند!


 

نويسنده: حميد محمدي محمدي




 

چهار کتابي که مي شود پيشنهادشان داد
 

اين مطلب، مقدمه نمي خواهد. چند کتاب اينجا معرفي مي شود که جزو پر فروش هاست. اگر دنبال تأييديه محبوبيت اين کتاب ها هستيد و مي خواهيد ببينيد من بر چه اساسي چنين ادعايي کرده ام، مجبوريد اين مطلب را تا ته بخوانيد!

جانستان کابلستان
 

مردم در انتظار باربرها
 

اصلاً قصد ستايش رضا اميرخاني را ندارم؛ اما وقتي مي بينم روزنامه با ده ها مخاطب کتاب هايش ارتباط و گفت و گوي صوتي، اي ميلي و چهره به چهره دارد، حتم دارم اين ارتباط ها کارساز بوده که او را در جمع نامدارترين نويسندگان حال حاضر کشورمان قرار مي دهد؛ وگرنه چه دليلي دارد براي کتاب يک نويسنده در نمايشگاه صف ببندند و سرانجام گير بعضي ها هم نيايد و بروند در شبستان مصلي پرسه بزنند تا باربرها چند بسته ديگر از «جانستان کابلستان» بياورند و همه هجوم ببرند سمت غرفه «افق»؟
شايد 12، 13 سال پيش بود که از سفر آمريکا برگشته بود و خاطرات سفرش را با تمام شاخ و برگش تعريف مي کرد و ما با عطش زياد، روايت او را از يک سفر طولاني و محققانه در تحريريه کيهان بچه ها گوش مي کرديم و هي ليوان ليوان چاي هورت مي کشيديم و اصلاً خسته نمي شديم از گوش کردن به روايت اميررضا خاني از اين سفر.
به راستي چرا کارهاي او پرفروش شد؟
بين «من او» تا «بي وتن» فاصله زيادي افتاد. در اين بين «از به»، «داستان سيستان» و «نشت نشا» درآمده بود و نويسنده داشت براي نوشتن و انتشار يک کار جديد گرم مي شد که بي وتن از چاب درآمد و خبرساز شد. اين کتاب که در بهار 87 راهي بازار نشر شده بود، تنها هشت روز بعد از انتشار چاپ اول، با شمارگاني دو برابر به چاپ دوم رسيد.
جلسات نقد و بررسي، سفرهاي گاه و بيگاه نويسنده به شهرستان هاي مختلف و حضور در جمع دانشجويان و جوانان نوقلم موجب شد تا بي و تن همانند «من او» سر و صدايي تازه به پا کند. اين در حالي بود که در زمان انتشار کتاب هاي نخستين رضا اميرخاني - يعني همزمان با انتشار «ارميا»، «ناصر ارمني» و «من او»- جاي رسانه هاي روي نت خالي بود و اين روزنامه ها بودند که بار خبري - تبليغاتي کارهاي اين نويسنده را به دوش مي کشيدند. ولي وقتي «بي وتن» زاده شد و سپس کار به نوشت و نشر «سرلوحه ها» و «نفحات نفت» رسيد، داستان به کلي فرق کرده بود.
اميرخاني دانسته بود که بايد خواست، سليقه و ذائقه کتابخوانان را دريافت. بدون کشف اين حلقه، راه يافتن به جمع نويسندگان بالانشين، پنداري خواب آلود و خوش خوشاني احمقانه بود. او نمي خواست نويسنده اي باشد که در ستايش اثرش، شخصاً سخنراني کند و عطاري باشد که به مدح مشک بي بو مي نشيند!
از همان زمان ها که استفاده از کامپيوتر تنها در بعضي بانک ها مرسوم بود، او در صدد طراحي سايت «لوح» بود و شايد يکي از قديمي ترين نويسندگاني بود که نشاني الکترونيکي يا همان «اي ميل» داشت. مي دانست که براي جماعتي چشم و گوش بسته - که هر کاغذ سياهي را مي بلعند- نمي نويسد. مخاطبانش، قشري فرهيخته و از طبقه نخبه جامعه بودند که در نقد اثر و چالش با نويسنده، رحم و انصاف نداشتند! خودش هم از همان نسل بود؛ جواني برخاسته از مدرسه تيزهوشان علامه حلي که مهندسي مکانيک را در دانشگاه صنعتي شريف تمام کرده بود.
چنين شد که نويسنده 38 ساله امروز، پس از تجربه هاي گوناگون در نوشتن به «جانستان کابلستان» رسيد؛ کتابي که در يکي از روزهاي برگزاري نمايشگاه کتاب امسال، اين تيتر برايش انتخاب شد: «فروش حيرت آور تازه ترين اثر اميرخاني در نمايشگاه/ هر ساعت 550 نسخه»
جانستان کابلستان چيست و چرا بايد به عنوان يکي از خواندني هاي پر فروش معرفي شود؟ اين کتاب، نگاه تازه اي به افغانستان دارد و براي ما که همسايه اين کشور جنگ زده و عقب مانده هستيم؛ اما خبري از پيشرفت اخير آن نداريم، روايت شفاف و صادقانه اي به نظر مي رسد. به قولي، اميرخاني تمام ديده هايش را از افغانستان، اعم از همه خوب و بدها شرح داده؛ اما بدي ها را گفته و گذشته و خوبي ها را گفته و برآنها تاکيد کرده است.
به تعبيري جانستان کابلستان رساله اي در تمجيد فارسي زبانان همسايه است که با تخيل خاص نويسنده همراه مي شود. به قول يکي از دوستداران نويسنده، «اکنون بعد از گذشت 10 اثر او آسان تر مي توان در مورد قوه تخيل بي نظير و زبان اغواگرش صحبت کرد. قدرتي که به سادگي مي تواند از يک خوبي خرد، فرشته و از يک بدي ناچيز هيولايي بسازد که بر جان آدمي بنشيند و با هيچ برهاني هم به اين سادگي ها برنخيزد.»

سه گانه نظري
 

خسته از «دا» و تماشاي «سه گانه» ها
 

به خدا آن غرفه داري که پشت دخل مي ايستاد روزي چه مي دانم چند کيلو کتاب «دا» مي فروخت هم خسته شده بود؛ بس که در سال هاي گذشته مي آمدند صف مي بستند براي اينکه خاطره هاي سيده زهرا حسيني از روزهاي جنگ را بخرند و ببرند تا صفحه ماقبل 200 بخوانند و دلشان ريش و جگرشان خون شود و دست آخر کتاب را ناتمام رها کنند و بگذارند لابه لاي کتاب هاي کتابخانه شان تا جاي دست کم پنج کتاب را بگيرد!
اينها به معني کم فروش شدن يا تلاش براي بي اهميت جلوه دادن «دا» نيست، بلکه اشاره به تدابير تازه اي براي چرخش نگاه مخاطب به سمت کارهاي ديگر سوره مهر است که مديريت اين موسسه امسال موفق شد نظرها را به سوي «سه گانمه ها» ي فاضل نظري تغيير دهد.
البته «دا» مشتري خودش را دارد و علاوه بر اينکه سوپر مارکت هاي شمال شهر آن را مي فروشند، سوره مهر هم با يک کوله پشتي جنگ آن را به قيمت بالاتر عرضه مي کند. «دا» در اين طرح، دو جلدي شده و جمعا 20 هزار تومان به فروش مي رسد. در حالي که قبلا 11 هزار تومان بود که در نمايشگاه با 2 هزار تومان تخفيف عرضه مي شد.
«گريه هاي امپراتور» به عنوان اولين مجموعه فاضل نظري، مجموعه 38 سروده از شاعر است. مجموعه غزل هاي «آنها» هم که شامل 51 غزل است در نهمين دوره کتاب فصل که ويژه آثار منتشر شده در بهار 88 است، در بخش شعر به عنوان اثر ممتاز و برتر معرفي شده است. همچنين «اقليت» شامل 38 سروده در يک دفتر از سه گانه شعري فاضل نظري است. اين اشعار در قالب غزل است که البته شاعر سعي کرده روايت تازه اي از غزل کهن فارسي را داشته و تصوير واقعي غزل را به مفهوم واقعي نشان دهد. در اين مجموعه سعي شده است که روح غزل را حاکم شود. شاعر سعي کرده تا غزليات را از شعبده بازي ها و کارهاي محيرالعقول که باعث دوري شعر از حقيقت شده دور نگه دارد.
جالب اينکه در نيمه راه برگزاري نمايشگاه امسال، آمار فروش کتاب هاي سوره مهر با پيشتازي «دا» روبه رو بود و سه گانه فاضل نظري در رتبه دوم قرار داشت؛ اين يعني پس از دو سال از انتشار سه گانه هاي نظري هنوز هم اين اثر به عنوان پرمخاطب ترين و پرفروش ترين مجموعه شعر در سال هاي اخير شناخته مي شود.
اين نظر موسوي گرمارودي درباره سه گانه هاست که مي گويد: « نظري غزل حافظ گونه ندارد. شايد روزگار اين نوع غزل به سرآمده باشد اما کتاب فاضل نظري از غزل هاي انديشمندانه لبريز است که حاصل تجربيات اوست. در هر غزل او فراسوي هر تعبير و تفسير يک انديشه ايستاده است. شعر فاضل نظري منطق دار است و فاضل در غزل، روستايي وار سخن نمي گويد و محبوب را در حد شهين و مهين پايين نمي آورد.»

اقليم خاطرات
 

براي آنها که خاطر امام(ره) را مي خواستند
 

يکي از جديدترين کتاب ها در حوزه خاطره نگاري از نوع خودنوشت، کتاب «اقليم خاطرات» از فاطمه طباطبايي، عروس امام راحل و همسر سيد احمد خميني است.
نويسنده در اين اثر کوشيده که تا حد امکان از ضعف هاي تاريخ شفاهي پرهيز کند و در شرح خاطرات تنها به حافظه خود اکتفا نکند و از نظر ديگران که در آن ماجرا حضور داشته اند، بهره ببرد. با اين حال، اگر ضعف و نقصي در کار او ديده مي شود، بايد به حساب کم آشنايي او با فنون نگارش گذاشت.
حضور شخصيتي چون امام خميني(ره) که زندگي بسيار پررمز و رازي را تجربه کرده بود، اين اثر را به يک کار خواندني و خواستني تبديل مي کند. به گونه اي که هنوز اين کار به دست مردم نرسيده، نويسنده اش از نگارش جلد دوم آن سخن مي گويد.
خانم طباطبايي در فصل اول اين اثر به بيان خاطرات سال هاي 1347 و دوران نوجواني و جواني خود که مقدمات آشنايي و وصلتش با خانواده امام خميني(ره) فراهم شد، مي پردازد.
نويسنده در فصل دوم با عنوان «خانواده من» به معرفي پدرش آيت الله سلطاني طباطبايي و مادر وي پرداخته است. فصل سوم نيز که «پيمان مقدس» نام دارد ، ناظر بر دوره کودکي سيد حسن خميني است.
اين کتاب تا 4فصل دنبال مي شود و هر فصل، يک دوره و بازه زماني از تاريخ خانوادگي بنيانگذار جمهوري اسلامي را دربر مي گيرد. چاپ نخست اين کتاب که در زمره آثار تاريخ شفاهي و خاطرات طبقه بندي مي شود، در 611 صفحه تنظيم شده و داراي مطالب و عکس هاي جذابي است که بعضي از آنها تا کنون جايي نقل و منتشر نشده است.
اين کتاب 15 هزار تومان قيمت خورده است.

در چنگال عقاب
 

آسمان در چنگال نويسنده
 

هيچ کسي درست و حسابي نفهميد که چگونه ريگي بدمرام به دام افتاد؛ بس که ماجراي دستگيري اين آدم خبيث، پيچيده و خطرناک بود و کار به جايي رسيده بود که مي خواستند هواپيماي مسافربري را به زور بنشانند و ريگي را از بين صدو چند مسافر بيشکک بکشند بيرون و تحويل قانوني بدهند که از جان و ناموس اين سرزمين دفاع مي کند.
نوشتن از اين حادثه با توجه به فاصله کم زماني با رويداد، کار سخت و پرخطري بود. خواه ناخواه بخشي از اطلاعات امنيتي مربوط به اين عمليات روي کاغذ مي آمد و نشر مي يافت و شايد همين موضوع باعث شد تا «سوره مهر» که معمولاً در سوژه يابي از رقبايش پيش مي افتد و بهترين ايده ها را به چاپ مي رساند، از انتشار اين کتاب صرف نظر کرد تا سري که درد نمي کند، دستمال نبندد!
«در چنگال عقاب» را نمي شد بدهي محمد رضا بايرامي که قبلا «عقاب هاي تپه شصت» را نوشته بود، قلمداد کرد. اين ماجرا يک حادثه و مأموريت عادي نبود. هر کس مي خواست پاي کار برود مي دانست که با بخشي از اسناد طبقه بندي شده روبه روست که براي انتشار آن بايد حسابي دست به عصا راه برود. بنابراين نويسنده اي از درون مجموعه ارتش براي اين کار انتخاب شد. سيد حکمت قاضي مير سعيد که پيش تر «چشمي در آسمان» (يادمان امير سرتيپ خلبان شهيد جواد فکري) را نوشته بود، روايتي داستاني از عمليات دستگيري ريگي ارائه داد و اين کتاب را در اختيار سوره مهر گذاشت که آن را چاپ کند.
نهايت با انصراف ناشر، موسسه ديگري موسوم به «انتشارات مکعب» وظيفه نشر اين اثر را عهده دار شد که به نظر مي رسد براي اين کار ناشر کوچکي باشد.
«در چنگال عقاب» با نثري جذاب و روايتي دلپذير، ماجراي رهگيري شبانه و ترسيم لحظات پر اضطراب عمليات رهگيري هوايي هواپيماي مسافربري حامل عبدالمالک ريگي در حريم هوايي ايران را از زمان برخاستن از فرودگاه بين المللي امارات متحده عربي تا رسيدن به مرز هوايي ايران و سپس اجبار به فرود آن در فرودگاه بين المللي بندرعباس را با پافشاري همه جانبه فانتوم هاي نيروي هوايي روايت مي کند؛ تا جايي که پس از حدود دو ساعت و نيم تعقيب و گريز در آسمان، سرانجام با حرکت خلبانان هواپيمايي شکاري مجبور به فرود در فرودگاه بين الملي بندرعباس مي شود و عبدالمالک ريگي، تروريست بين المللي از پله هاي هواپيما پايين مي آيد.
منبع: نشريه همشهري قرآن (آيه) شماره2