خنجر اسرار آميز
خنجر اسرار آميز
خنجر اسرار آميز
«دَستان»يک نوجوان باهوش و جسور است که به دليل ويژگي هاي منحصر به فردش از سوي پادشاه به پسر خواندگي پذيرفته مي شود.سال ها گذشته است و اکنون او در کنار فرزندان خوني پادشاه، در مقام يک جنگجو به سرزمين پارس خدمت مي کند.«نِظام»مرد اَميني که همگي از جمله دستان به او اعتماد دارند و از مشاوران پادشاه به شمار مي آيد.اعلام مي کند، حاکم شهر الموت، در تجهيز دشمنان سرزمين پارس به سلاح هاي جديد،همکاري داشته است، بنابراين بايد به اين شهر حمله کرد و اين حاکم خائن را برکنار نمود.همه فرزندان پادشاه درخواست نظام، بسيج مي شوند و الموت را تصرف مي کنند.شاهزاده مؤنث الموت، دختر زيبايي به نام «تهمينه»است که پس از آن به آتش کشيده شدن شهر به اسارت درمي آيد و دستان خنجر اسرارآميز او را غنيمت مي گيرد.در جشن پيروزي، پادشاه به پاس شجاعت و رشادتي که دستان از خود نشان داده تهمينه را به عنوان همسر او معرفي مي کند.درست درهمين لحظه پادشاه مسموم مي شود و جان مي سپارد.جشن به آشوب کشيده مي شود و همه شواهد نشان مي دهد دستان قاتل پادشاه است.دستان و تهمينه همراه خنجر اسرار آميز از شهر مي گريزند. دستان به دنبال راهي است که بي گناهي خود را ثابت کند.او تصور مي کند فرزندان خوني پادشاه اين توطئه را طرح ريزي کرده اند؛به همين دليل مخفيانه به شهربازمي گردد و به سراغ نظام که به او اعتماد دارد مي رود و ماجراي بي گناهي خود را بازگو مي کند.اما درحين صحبت، سربازان او را محاصره مي کنند.دستان باز هم موفق به فرار مي شود و تهمينه راز خنجر اسرار آميزي که دستان به غنيمت گرفته را براي او بازگو مي کند.اين خنجر هديه اي الهي است که مي تواند زمان را به عقب بازگرداند.زماني که خدا به سبب ظلم و بدي انسان ها، به آنها خشم گرفته بود و مي خواست با طوفاني از شن همه انسان ها و زمين را نابود کند، اما به خاطر پاکي دخترکي، انسان ها را بخشيد و شن ها را در زير اين شهر مقدس جمع کرد و خنجري به دخترک داد که کليد آن شن ها بود.اين دخترک از اجداد شاهزاده الموت(تهمينه)بوده است.بنابراين دستان متوجه مي شود همه اين توطئه ها کار نظام بوده، او به دروغ حاکم الموت را خائن و شريک دشمنان سرزمين پارس معرفي کرده است تا خنجر اسرارآميز را به چنگ آورد و با قتل پادشاه، خود به حکومت بر سرزمين پارس برسد.نيروي اجرايي نظام گروهي آدمکش حرفه اي تروريستي و مذهبي که به دستور او مامور مي شوند با کشتن دستان، خنجر اسرارآميز را براي او بياورند.در نبرد پاياني دستان موفق مي شود به کمک خنجر زمان را به عقب برگرداند و اجازه ندهد نظام به حکومت برسد.
منبع:زمانه شماره94
منبع:زمانه شماره94
/ج
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}