علوم طبيعي در نهج البلاغه (3)


 

نويسنده:لبيب بيضون
ترجمه :م -علي ميرزايي



 

خلقت آسمان فرودين و خورشيد و ماه
 

درباره خلقت ستارگان و کواکب موجود در آسمان فرودين که از بارزترين آنها خورشيد و ماه است، امام علي (ع)در اوّلين خطبه نهج البلاغه مي فرمايند:
«سپس(آسمان)را به زيور ستارگان و نور کوکبها بياراست و در آن چراغي فروزان و روشن(خورشيد)و ماهي تابان در چرخ گردان و سقف چرخان و لوح متحرّک به گردش برخاست.»
اين قطعه از کلام، علي رغم ايجازش، دلالت برتعدادي از حقايق مي کند؛ از جمله:
1ـ اينکه ستارگاني ثاقب در آسمان موجود است؛ يعني ستارگاني که از خود نور ساطع مي کنند. همچنان که ستارگاني غير نوراني هم وجود دارد که از نور ديگر ستارگان بهره مي گيرند(سپس آسمان را به زيور ستارگان و نور و روشنايي ستارگان روشن و تابان بياراست).
2ـ خورشيد، چراغي نور افکن است؛ يعني نور را با قدرتي عظيم، منتشر مي کند. در حالي که ماه، روشن کننده است؛ يعني نوري را که از ديگري دريافت کرده، منعکس مي کند؛ و اين شبيه قول خداوند متعال است که مي فرمايد:«او کسي است که خورشيد را روشنايي دهنده و ماه را روشن ساخت.»(1)
3ـ خورشيد و ماه مانند ساير اجرام در حرکت هستند و در آسمان هيچ ستاره ثابت و بي حرکتي وجود ندارد، و اين مطلب در اين کلام امام عليه السلام است که مي فرمايد:«در فلکي متحرّک و گردون»و اين مصداق قول خداوند است که مي فرمايد:«هر آنچه در فلک است، در مدراي شناورند.»(2)
در حقيقت، خورشيد داراي دو حرکت است:حرکتي ظاهري که همان حرکت نسبي است و ما آن را از سطح زمين مي بينيم. به اين شکل که خورشيد از شرق به سمت غرب مي چرخد و از اين چرخش شب و روز پديد مي آيد. حرکت دوم، حرکت ذاتي است که خورشيد همراه با مجموعه خود حرکتي دوراني به شکل حلزوم دارد.
4ـ ديگر اينکه ، قول امام عليه السلام که مي فرمايند:«و سقفي گردان و لوحي متحرّک»دلالت برآن است که اين حرکت در بيش از يک نظام اتّفاق مي افتد. ستاره اي که در مجموعه خود حرکتي شبه دوراني دارد، با مجموعه ستاره اي خود در جريان حرکتي ديگر به دور کهکشانش مي گردد و کهکشانها با دوران خود، به دور محور فضا و هستي در گردشند. هر يک برحسب آنچه که از موقعيّت و سرعت برايش تعيين شده است(چنين گردش را دارد).
5ـ همانا در سخن امام عليه السلام که مي فرمايند:«سقف گردان»،دو اشاره لطيف علمي است. اوّل اينکه ستارگان آسمان در فضا به شکل کروي يا نامنظّم پراکنده نشده اند؛ بلکه اين ستارگان برطبق کهکشانهايي که شکل قرصي مسطّح به خود گرفته اند و ما از آنها با کلمه سقف ياد مي کنيم، پراکنده شده اند. دوم اينکه اين کهکشانها علاوه برحرکت دوراني خود در فضا، برطبق آنچه که درباره امتداد خاصّ فضا و گسترش آن بيان کرديم نيز در حال حرکت و صعود هستند و اين همان چيزي است که امام عليه السلام با لفظ «سقف گردان»از آن ياد مي کند.

علم زمين شناسي
 

زمين شناسي به بررسي طبقات زمين و کيفيت تشکيل آن و تغييراتي که در خلال دوره هاي متوالي زماني برآن عارض مي شود، اختصاص دارد، و از مهم ترين آنها، کيفيت شکل گيري زمين مي باشد. يعني پس از زماني که زمين از عناصر سيّال تشکيل شد، شروع به انجماد و سخت شدن نمود؛ به طوري که دشتها، صحراها،کوه ها و درّه ها در آن نهاده شد و در کوهها، چشمه هاي پنهان و مخازن آبي تشکيل شد. همه اينها نعمتي است از جانب خدا براي انسان، تا به واسطه داده ها و هديه هاي خداوندي زندگي کند و از آنها برخوردار شود.

خلقت زمين
 

امروزه دانشمندان، عمر زمين را از زماني که قشر و پوسته آن به حالت جامد در آمد، بيش از يک ميليون سال تخمين زده اند. و اگر زمين(و همين طور سيّارگان)برطبق نظريات مطرح شده، از ستارگان جدا بوده باشد، اوّلين انفصال زمين در يک وضعّيت گاز مانند بوده، سپس به واسطه تشعشعات و به علت حجم اند کش، به سرعت سرد شده و از حالت گاز به حالت سيال در آمده است؛ و در اينجا بود که موادّ سنگين مثل آهن، به سمت مرکز آن شناور شدند، در حالي که موادّ سبک بر روي سطح زمين بالا آمدند.پس از اين مرحله، آن سطح از زمين که در معرض مستقيم قرار داشت، شروع به سرد شدن کرد و اوّلين منطقه اي که سرد شد، براساس متون ديني، منطقه مکّه مکرّمه و مشرّفه بوده است که اوّلين خانه اي بوده که خداوند آن را براي عبادت مردم قرار داد.
ابرهاي مايعي که خداوند متعال آنها را در جوّ زمين تشکيل داده بود، قادر به فرود آمدن برسطح زمين نبودند، مگر بعد از آنکه پوسته زمين به حدّ کافي سرد و منجمد شد و بعد به واسطه آن ابرهاي مايع، اقيانوسها و درياها تشکيل شدند. (1/4)زمين به علت ارتفاع همچنان خالي از آب باقي ماند که اين قسمت، همان است که خشکي ها و قارّه ها را تشکيل داده است. قسمت خشکي در يک منطقه از زمين جمع شده بود. سپس اين مناطق از يکديگر دور شده و قارّه ها را تشکيل دادند. و هنگامي که پيدايش قارّه ها برزمين و همچنين اقيانوسها کامل شد،رودها شروع به حفر مجراهاي خود بر روي زمين کردند. املاح زمين را به اقيانوسها، بردند و زمين مراحل کامل شدنش را با قرار گرفتن جوّي مناسب براي زندگي طي کرد؛ جوّ و فضايي که مملوّ از اکسيژن و گازکربنيک بود. و اين چنين، زمين با استقبال موکب زندگي به سعادت رسيد.

نظريه امام علي (ع)درباره آفرينش زمين
 

امام علي(ع)در خطبه(184)درباره خلقت زمين مي فرمايد:
«زمين را آفريد و آن را نگاه داشت، بي آنکه خود را بدان مشغول کند؛ و آن را بدون اينکه در جايي قرار گيرد، محکم و استوار ساخت و بي هيچ پايه و ستوني برپا داشت و بدون تکيه گاهي آن را بالا برد، از خميدگي و ناراستي نگاه داشت و از افتادن و شکافتن باز داشت. ميخهاي آن را استوار کرد و سدها برگرد آن ايجاد کرد، چشمه هايش را لبريز نمود و درّه هايش را شکافت. آنچه که ساخت، سست نشده و آنچه را که نيرو بخشيد، ضعيف نگشته است.
قول امام عليه السلام که فرمودند:«و آن را بدون اينکه در جايي مستقر شود، محکم و استوار ساخت» و نيز کلام بعد از آن، پاسخ به گمان کساني است که مي پندارند زمين به دور شاخ گاو و نظاير آن از اوهام و اباطيل مي چرخد.
امام عليه السلام در خطبه (91)نهج البلاغه درباره صفت زمين و گسترش آن بر روي آب مي فرمايند:«زمين را مملو از موجهاي بزرگ و خروشنده و لجّه هاي درياي خروشان و جوشان نمود...»تا به آخر.اين مطلب بيان مي کند که خداوند آب را قبل از زمين خلق کرده، سپس زمين را برروي آب قرار داده و به شدت آن را فشرده، امواج دربا بعد از جنبش و خروش، ساکن شده و آرام و مقهور جاذبه زمين گشته است. اين آبها هم اکنون(3/4)زمين را پوشانده، که اين ميزان، جدا از ربع باقيمانده اي است که به شکل چشمه ساران و چاههاي آب در خشکيها نفوذ کرده اند. در کلام امام، تفصيلاتي دقيق درباره خلقت زمين وجود دارد که نظريات زمين شناسان بدان دست نيافته است.

آفرينش کوهها و سرچشمه ها
 

تا بدانجا که امام علي (ع)مي فرمايند:
«پس چون هيجان آب در گوشه و کنار زمين آرام شد و کوههاي بلند و سربه فلک کشيده را بردوش آن نهاد، چشمه هاي آب را از فراز کوهها بيرون آورد و در شکاف بيابانها و گودالها و زمينهاي هموار پراکنده ساخت و حرکات زمين را با سنگهاي استوار و کوههاي برافراشته و پايدار که از قطعه سنگهاي سخت و عظيم ايجاد شده، تعديل نمود.
زمين به جهت فرو رفتن کوهها گوشه هاي سطح آن، که در اعماقش نفوذ کرده و بر روي پستيها و دشتهاي زمين و بيخ و بن آن واقع شده، از جنبش و حرکت بازمانده و آرام گرفته است. پس فضاي ميان آسمان و زمين را فراخ کرده و هوا را براي ساکنين آن مهيّا نمود و اهل زمين را با تمامي آنچه که بايسته و شايسته آنها و لازمه زندگيشان بود، آفريد.»
امام علي (ع)در اين قطعه، شکل گيري کوهها را پس از ساکن شدن آبي که حمل کننده زمين بوده، به تصوير مي کشد . کوههايي که از تمامي اطراف و اکناف زمين آن را احاطه کرده است. ايشان مي فرمايند:
«زماني که خداوند متعال کوههاي بلند و سربه فلک کشيده را بر روي دوش زمين حمل کرد، چشمه هاي آب را از دامنه هاي آنها شکافت و اين سرچشمه ها درشکافها و بيابانهاي زمين جاري شدند. حرکت زمين به واسطه پيدايش صخره هاي سنگين و کوههاي مرتفع تعديل شد. بنابراين، زمين با فرود آمدن کوهها در اجزاء سطح آن و دخول در اعماق زمين ساکن گرديد...سپس خداوند سبحان فضايي فراخ براي زمين قرار داد که پايين ترين آن، محلّي براي حرکت و جريان هوايي است که با نسيم خمود مخلوقاتي را که خداوند بر روي زمين آفريده، راحتي و آسايش مي بخشد و تمامي نيازمنديهاي آفريدگان را نيز برايشان مهيّا مي سازد.»
در اين کلام، حقايق علمي شايسته تأملّي وجود دارد که از آن جمله است:
1ـ خداوند سبحان، در کوهها مخازن آبي را خلق کرده که چشمه ها از آن جاري مي شود.
2ـ سطح زمين در خلال تشکيل شدنش دستخوش حرکت و جنب و جوش بوده است و خداوند زمين را به واسطه کوههاي بلند و مرتفع که در قشر آن نفوذ کرده، ثابت نموده است .
بنابراين زمين قبل از جامد شدنش، گستره اي پر حرکت و جنبش بوده و اوّلين چيزي که از زمين منجمد شده، کوهها بوده است که آن را از حرکت بازداشته است.
3ـ از جمله اين حقايق علمي، حقيقتي است که علم نوين زمين شناسي درباره ترکيب کوهها کشف کرده است و اين حقيقت آن است که هر کوهي، ميخ مانندي در زمين دارد که آن را از ريزش و فروريختن نگاه مي دارد و توسّط اين کوهها طبقات زمين از انفکاک و تحرّک حفظ مي شوند. اين وسيله محکم، بيشتر از هر چيزي به ميخي فولادين مي ماند که سنگهاي معدني پهن را مي شکافد. اين ميخ اجزاء زمين را نگاه مي دارد و اگر چنين نبود، زمين به همراه اهل آن به حرکت در مي آمد و سطح آن به طور مداوم دستخوش تبديل مي شد.بنابر اين ،وجود کوهها به انسان فرصت زندگي اي برقرار و با دوام را بر سطح زمين مي دهد.

مسخّر گرداندن چشمه ها و ابرها براي زندگي نبات و انسان
 

امام علي(ع)پس از آن مي فرمايند:
«سپس زمين بي گياه را که آب چشمه ها از رسيدن به بلنديهاي آن، ناتوانند و جويبارها از رسيدن به آن عاجز، رها نکرده است. براي اين زمينها ابرهايي را پديد آورده که زمينهاي مرده را زنده مي سازد و گياهان آن را بيرون مي آورد.»
تا آنجا که امام علي(ع)مي فرمايند:
«پس هنگامي که ابر(مانند شتر سنگين بار که سينه برزمين مي نهد)سينه خود و اطراف آن را بر زمين افکند(باران باريد)و آب فراواني را که در برداشت، فروريخت، خداوند متعال از زمينهاي خشک، گياهها را و از کوههاي خالي، علفهاي تازه و تر را رويانيد. پس زمين به زنيت باغها، شکوفا و زيبا گشت و به آنچه که در آن روييده و به آن آراسته گرديد-از قبيل شکوفه ها و گلهاي درخشنده و تازه-فخر و خودنمايي نمود و حق تعالي آن گياهها را توشه مردم و روزي چهارپايان قرار داده است.»(3)
امام عليه السلام در اين قطعه به وصف برخي از مظاهر قدرت الهي و عنايت ربّاني پرداخته و درباره آنچه که خداوند بر روي زمين براي مخلوقات مسخّر گردانيده، توضيح داده است؛ از قبيل آبي که هيچ يک از مخلوقات از آن بي نياز نيست. براي مخلوقات، شکافها و حفره هايي از جانب چشمه هاي آب ايجاد کرده است که جويبارها و رودها از آن شکل مي گيرند و در زمستان پر و لبريز مي گردند تا در طول تابستان جوشش آنها ادامه يابد؛ سپس آبي گوارا و سرد و روان بر روي زمين پديد آيد که به شکل دريايي که از آن نشئت مي گيرد، نيست...بعد از آن، خداوند سبحان نعمتهايش را در همه مناطق زمين پراکنده ساخت. به برخي مناطق چشمه ها و آبهاي زيرزميني عطا کرد و در عوض به برخي ديگر ابرهايي عطا نمود که با آبها و بارانهايي که گاه گاه بر زمين مي بارد، زمين را بهره مند ساخته و بخشش را مبذول مي دارد.
سپس امام عليه السلام کيفيّت نزول باران ها را از اين ابرها به تصوير مي کشد تا آن زمان که بار سنگين خود را حمل مي کند(منظور باران است)و برفراز زمين خشک فرو مي ريزد. بدين ترتيب، به ناگاه آن قطعه از زمين خشک و پژمرده به تپّه اي سرسبز و تازه مبدّل مي شود که مملو از انواع علفهاي تازه و گياهان مختلف و باغهاي رنگارنگ است که باگلهاي خود، جلوه نمايي مي کند و با گردنبندهايي از شکوفه هاي سحرانگيز، برخود زيور مي بندد...همه اينها رزق و روزي اي است براي چهارپايان و اموري مکفي براي فرزندان آدم.
در آخر خطبه(209)،امام عليه السلام به چگونگي پيدايش سحابها و ابرها از آب دريا و از طريق وزش بادها مي پردازد و مي فرمايد:
«پاک و منزّه است خدايي که آن را پس از خروش آبهايش نگاه داشت و پس از رطوبت کرانه هايش جامد کرد. براي آفريدگانش آن را همچون گهواره قرار داد و براي آنها بستر زمين را بگسترانيد، برفراز دريايي عميق که برجاي است و روان نيست و ايستاده است و در حرکت نيست. بادهاي سخت و طوفانزا اين آبها را برانگيزاند و ابرهاي پراکنده آن را چون مشک بجنباند.(به راستي که در اين عبرتي است براي کسي که بيم دارد.)در حقيقت، ابرهايي که خداوند انها را از سر رحمت بربندگان برمي انگيزاند، از طريق تراکم بادها بر روي طبقات سطحي درياها و اقيانوسها ايجاد مي شوند. گويا با آنها بازي مي کنند و همچون مشک آن را مي جنبانند، در حالي که با خود بخار آب و ذرّات آن را در مقادير بسيار حمل مي کنند. سپس به سمت آسمان بالا مي روند و آن را به سمت زمين تشنه برده و حفظ مي کنند و به سوي کوههاي بلند برده و حفره ها و مخازن آن را پر مي کنند.
علي رغم تعداد فراوان، اين ابرها باران و قطره اي فرو نمي ريزند، مگر در جايي که خدا خواهد؛ و در زماني که خداوند سبحان اراده کند، پس به واسطه آن هر کس را بخواهد، بهره مند مي سازد و آن را از هر کس که بخواهد، دور مي کند وبرمي گرداند. «همانا در اين
مطلب پند و عبرتي است براي خردمندان.»(4)

پي نوشت ها :
 

1ـ سوره يونس:5.
2ـ سوره انبياء:33.
3ـ ر.ک:نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام.
4ـ آل عمران:13.
 

منبع: سالنامه النهج شماره 12- 11