حسادت


 





 

يکنواختي زندگي کوران گاه به گاه به عنايت روشني افکاري که در مغزشان مي تابد از ميان مي رود و چه بسا که تاريکي هاي بيرون عالم کوري با روشنيهاي دروني زايل گردد. ولي حسد تاريکترين زندانهاست. حسد يک ظلمت بيروني نيست بلکه تاريکي دروني است و توفاني که از افکار حسد آلوده برخيزد همه چيز را درهم مي کوبد عقل و اراده ي احساس را از شخص مي گيرد و او را در زنداني مخوف و تاريک قرار مي دهد که هيچ راهي براي خارج شدن از آن وجود ندارد.
«ايوان اولبراخت»
* حسد، زندان روح است.
«حضرت علي (ع)
 

حسادت
 

اگر کسي کوشيد يا حتي موفق شد که شما را مدتي از اهداف تان باز دارد به خاطر بياوريد که کاميابي راهها و درهايي بي شمار دارد که همواره آماده است آن ها را به رويتان بگشايد، تا موهبت هاي دلخواهتان را به دامن تان بريزد.
هر گاه دري بسته شد بدانيد که درها و دروازه هاي بزرگ تر و عالي تري مي خواهند به روي تان گشوده شوند. جلو درهاي نيمه بسته خود را معطل نکنيد. بگذاريد درهاي نيمه بسته بسته شوند. آماده درهاي تازه اي باشيد که مي خواهند چاک چاک به روي تان باز شوند. خودتان را از شر حقارت حسد و حسادت به کاميابي ديگران برهانيد. با صداي بلند يا خاموش ندا در دهيد.
من به توانگري ديگران حسرت نمي خورم، به خدا رو مي کنم. در اين کائنات کاميابي و توانگري بيکران براي همه هست. وقتي انديشه توانگرانه را آغاز کرديد هرگز از آنچه ديگران مي گويند يا کارهايي که مي کنند تا نتوانيد به خواسته تان برسيد دلسرد و نوميد و ناراحت نمي شويد. در دراز مدت، آنها نه به شما که به خود آزار مي رسانند.
«کاترين پاندر»

گلچيني از باغ معرفت
 

* آن کسي را که شعله حسد فرا مي گيرد بالاخره مانند عقرب به خود نيش خواهد زد و هلاک خواهد شد.
«نيچه»
* يگانه راه گريز از حسادت ما تمرکز نيروها در عشق است.
«پائولوکوئيولو»
* حسد ورزيدن علامت بارز بي لياقتي است.
«لاروشفوکو»
* حسد مرکبي است سرکش و نافرمان که هرگز راکب خود را سلامت به منزل مراد نمي رساند.
«جواهر الاخلاق»
* حسد از زهر مار خطرناکتر است، زهر مار فقط براي ديگران ضرر دارد ولي شخص حسود بيش از هر کس از دست خود رنج مي برد.
«لرد آويبوري»
* بدگويي حسود، دليل برتري شماست.
«تن»
* بدان که فرق باشد بين غبطه و حسد، چه غبطه مشوق بُوَد به حصول و مطلوبي که از غيري احساس کرده باشي و حسد با تمناي زوال بُوَد از او.
«خواجه عبدالله انصاري»
* حسد بردن به خوشبختي دوستان، نشانه کوتاهي همت است.
«حضرت علي (ع)»
* کسي که به کس ديگر حسادت ورزد، اعتراف به برتري او کرده است.
«هراس اوپول»

آشنايي با فرهنگ ملل
 

* اگر حسادت خاصيت سوختن را داشت، احتياج به هيچ سوخت ديگري نبود.
«مثل يوگسلاوي»
* از حسادت فقط يک نتيجه عايد حسود مي شود و آن از بين رفتن تدريجي خود او.
«مثل انگليسي»
* بهتر است آدمي طرف حسادت مردم واقع شود تا ترحم آنها.
* زنگ آهن را مي خورد و حسادت قلب را.
«مثل فرانسوي»
«مثل فرانسوي»
* حسود هرگز نياسود.
«مثل فارسي»
* حسادت اولين درس شيطان به انسان احمق است.
«مثل فرانسوي»
* حسود تصور مي کند چنانچه پاي همسايه اش بشکند او بهتر راه خواهد رفت.
«مثل دانمارکي»
***
هر آنکس برد رشک، نادان بود
هميشه بر او بخت گريان بود

 

حسد مرد را دل به درد آورد
همه محنت و آه سرد بود

«فردوسي»
در صورتي که درک مي کرديم عشق احساسي است که هيچ گونه ارتباطي با حقانيت ندارد، حسادت قابل تحمل تر مي شد.
Jealousy would be far less torturous if we understood that love is a passion entirely unrelated to our merits. "Paul E ldridge"
***
حسادت هوشياري و آگاهي دروني نسبت به ضعف است. حسادت سرطان روح و روان است.
Jealousy is an inner consciousness of one's own inferiority. it is a mental cancer. "B. C. Forbes"
***
حسودان براي ديگران دردسر ساز هستند و براي خود عذاب آور.
The jealous are troublesome to others, but torment to themselves. "William Penn"
حسود به زشتي موش مي ماند که به دام افتاده و پاي خود را در اثر تلاش براي فرار جويده است.
Envy has the ugliness of a trapped rat that has grwed its own foot in its effort to escape.
 

جاودانه ها
 

ميکل آنژ، نقاش و مجسمه ساز معروف ايتاليايي در سال 1475 به دنيا آمد. او مجسمه ساز، نقاش، طراح، و مهندس بود. او اولين کسي بود که براي ترسيم بدن انسان به صورت دقيق به مطالعات علمي در زمينه شناخت بدن انسان دست زد و علم پزشکي و هنر نقاشي را در هم آميخت. در نتيجه تلاش و پشتکار هاي او نقاشي ها و مجسمه هايي خلق شدند که از نظر تشريحي (نماي دروني و بيرون صحيح بدن) کاملاً دقيق بودند.
معروفترين مجسمه او تصوير انجيلي داوود است که در طي سه سال بين سالهاي 1501 تا 1504 خلق شد. اين مجسمه 4 متر ارتفاع دارد و همه عضلات و رگهاي برجسته پيکر انسان را به نمايش مي گذارد. همچنين او بر سقف کليساي سيستن در رم، نقاشي از داستان خلقت را که در انجيل مقدس نقل شده به سختي و در طي سالهاي 1508 تا 1512 کشيده است.

با هم بينديشيم
 

يک عابد و زاهد پير و سالخورده از سوي قدرتمند ترين پادشاه آن زمان دعودت شد تا براي ديدارش به دربار برود. پادشاه گفت:
- من به مرد مقدسي که به چيز بسيار کمي اکتفا مي کند، حسادت مي کنم. مرد زاهد پاسخ داد:
- من هم به اعلي حضرت که به کمتر از حد انتظار من اکتفا مي کند، حسادت مي کنم شاه، شگفت زده پرسيد:
- چطور شما چنين سخني مي گوييد، در حالي که تمام اين کشور به من تعلق دارد؟
- دقيقاً به همين خاطر. من موسيقي کرات آسماني را، رودخانه و کوههاي کل جهان را، ماه و خورشيد را دارا هستم، چرا که خدا را در روحم دارم و شما فقط به زحمت اين پادشاهي را دارا هستيد.

 

منبع: کتاب گنجينه ما و شما