فيلم هاي روز جهان


 






 
The Twilight saga:EcIipse

عنوان :داستان گرگ و ميش:خسوف
 

کارگردان: ديويد اسليد
فيلمنامه: مليسا روزنبرگ برگرفته از داستان هاي دنباله دار گرگ و ميش به قلم استفاني مه ير
مدير فيلمبرداري: خاويرآگير ساروب
موسيقي: هواردشور
بازيگران: کريستن استيوارت(بلاسوان)،رابرت پتينسون(ادوارد کولن)،تايلر لوتنر(جيکوب بلک)،برايس دالاس ها وارد(ويکتوريا)،اشلي گرين(آليس کولن)،پيتر فاسينلي(کارليس کولن)،بيلي برک(چارلي سوآن)،جکسون راث بورن(جاسپرهيل)
محصول 2010 آمريکا 124دقيقه
ژانر: درام-فانتزي-رومانس

خلاصه داستان
 

ويکتوريا به(رايلي بيرس)حمله مي کند. او مي خواهد ارتشي از خوناشامان جديد براي از بين بردن«بلاسوان» تشکيل دهد. پس از بازگشت به«فورکس»، «ادواردکولن» و«بلا» در مورد پيچيدگي تبديل شدن به خوناشامان بي اخلاق بحث مي کنند. «بلاسوان» که نوزده سال داردو دو سال از«ادوارد» بزرگ تر است،ترجيح مي دهد دردوران نامزدي و تا پيش از مراسم ازدواج انسان باقي بماندو به جرگه آنها نپيوندد. «بلا» تلاش مي کندبا«جيکوب بلک» تماس بگيرد. چند هفته اي است که او از«جيکوب بلک»بي خبر مانده است. در حالي که «چارلي سوان» خبر ناپديد شدن«رايلي بيرس» را مسکوت گذاشته،ادوارد به رابطه ناپديد شدن«رايلي» و ايجاد ارتش جديدخوناشامان شک مي کند. شک او بيشتر هم مي شود وقتي پي به مزاحمت رايلي براي «بلا» مي برد. ادوارد نگران«بلا» مي شود اما «بلا» اعتقاد دارد که جيکوب و بقيه گرگ انسان ها به او صدمه اي نمي رسانند. «بلا»براي ديدن جيکوب به منطقه«لاپوش» مي رود. در اين ملاقات هاجيکوب به «بلا» ابراز علاقه مي کند،ادوارد نيز جيکوب را تهديد مي کند. «آليس» ضيافتي را براي «بلا» و بقيه دوستانش ترتيب مي دهد چرا که «زندگي»کولن ها همواره مانند راضي باقي مانده وخيلي ها دوست دارند محل سکونت آنها را نبينند. «بلا»جيکوب و ديگراعضاي گروهش را دعوت کرده است اما خود درمنطقه لاپوش مانده است. «بلا» دعوتش را ازآنها پس مي گيرد. جيکوب هم از« بلا» عذرخواهي مي کند. اين درحالي است که«آليس»فکرمي کند ارتش جديد به رهبري«رايلي بيرس»قصد حمله به فورکس را دارد. «گرگ ها»اين خبر را شنيده اند و موافقت مي کنند ما کولن ها متحد شوند و ارتش را نابود کنند. «بلا»از جيکوب تقاضا مي کند جلوي اين کار را بگيردو از ادوارد مي خواهد اين اتحاد را از بين ببرد. در حالي که به نظر ادوارد اين کار براي حفظ امنيت جاني«بلا»بهترين حرکت است. کولن ها و گرگ ها منطقه اي را براي برگزاري جلسه تعيين مي کنند تا استراتژي خود را به بحث بگذارند و آموزش هم ببينند. در دوران آموزش،«جاسپر»رهبري را بر عهده مي گيرد و درباره برخورد با خونآشامان جديد توضيح مي دهد. «بلا»پي مي برد که خون آشامي به نام«ماريا»،«جاسپر»را به وجود آورده تا ارتش جديد را تحت کنترل خود قرار دهد. «ماريا»فرماندهي منطقه را به دست مي آورد چرا که او جاسپر را براي کنترل حالات خون آشامان و نابودي آنها دارد و. . . . .

در متن وحاشيه
 

کارگردان«گرگ وميش:ماه نو»02009)،کريس وايتز مشغول مراحل فني اين قسمت بود. بنابراين پيشنهاد ساختن«داستان گرگ و ميش:خسوف»را رد کرد. بازيگر محبوب جکسون راث بون. برايس دالاس ها وارد است که در اين فيلم نقش ويکتوريا را ايفا مي کند. «چانينگ تاتم» و«تام فلتون» را براي نقش «رايلي»مدنظر داشتند. کريستن استيوارت مجبور شد براي فيلمبرداري کلاه گيس سرش بگذارد چون موهايش را براي نقش آفريني در«فراري ها»تراشيده بود. دروباريموروپال وايتز نيز براي کارگرداني اين پروژه مد نظر بودند. کارگردان ديويد اسليدپيشتر عليه داستان هاي دنباله دارگرگ و ميش سخن رانده بود و اعلام کرده بود که هيچ گاه به سراغ ساختن اين فيلم ها نمي رود. اما پس از پذيرفتن کارگرداني،او حرفش را سريع پس گرفت و ادعا کرد حرفش يک شوخي بيش نبوده است. «خسوف»نخستين قسمت از فيلم هاي گرگ و ميش است که به صورت«آيمکس»نيز به نمايش درآمد. «خسوف»با بودجه ي 68ميليون دلاري اش توانسته در پنج روز نخست نمايش در سطح جهاني 262ميليون دلارفروش کند و در صدر جدول فيلم هاي پر فروش قرار گيرد. کمپاني تهيه کننده«ساميت اينتر تينمنت»است. فيلمبرداري از هفدهم اوت سال2009در استوديوهاي ونکور آغاز شد. «برايس دالاس هاوارد»نيز در همان دوران جايگزين«ريچل لفور»(بازيگر ويکتوريا در قسمت قبلي)شد. در ماه آوريل امسال اعلام کردند که يک سري از صحنه ها بايد دوباره فيلمبرداي شود و با حضور استفاني مه يرو کارگردان«اسليد»اين اتفاق افتاد. درماه ژانويه امسال«فيلمنامه نخست» خسوف در شبکه هاي اينترنتي پخش شد. مي گويند فيلمنامه به جکسون راث بون تعلق داشته چرا که نام او در هر صفحه با ماژيک پررنگ شده بود. موسيقي دان هوارد شور(آهنگساز ارباب حلقه ها و هوانورد)براي خسوف موسيقي ساخت. نظر منتقدان نسبت به اين فيلم متفاوت بوده است. سايت راتن توميتوز گزارش مي دهد که 52درصد از نقدها به فيلم مثبت بوده است. اين آمار براساس 182نقد بوده است. در کل منتقدان اين قسمت را بيشتر از دو قسمت قبلي ستوده اند.

نگاه منتقد
 

کرک هاني کات(هاليوود ريپرتر): سه فيلم طول کشيد اما داستان هاي دنباله دار گرگ و ميش سرانجام توانست در«خسوف» لحن درست خود را پيدا کند. اين قسمت دقيقاًهيجانات اپراگونه نوجوانان از رمان هاي خانم استفاني مه ير را با ترفندهاي «فراطبيعي» فيلم ها متعادل مي کند.
در حالي که قسمت نخست«داستان هاي گرگ وميش»به شدت متظاهرانه بود و قسمت دوم به دام احتياط و ظاهرسازي افتاده بود،«خسوف»با اعتماد به نفس به قلب موضوع مي زند: يک مثلث عاشقانه که سبب مي شودزن جوان پي ببرد انتخاب هايش پيامدهايي داردکه نمي تواند جبران ناپذير باشد. با توجه به قدرت مجموعه فيلم هاي دنباله دار که هر ساله شبيه حرکت عقربه هاي ساعت سرزمان مقرري يک قسمت از آن به نمايش در مي آيد. «خسوف» را مي توان موفق ترين فيلم کمپاني«ساميت»تا به امروز ناميد. در اين فيلم«حادثه» کاملاً تا اوج پيش مي رود وآنقدر جذابيت داردکه جوان ها را به تماشاي اين مجموعه فيلم هاعلاقه مند کند. فيلمنامه روز نبرگ نيز هرگز در دو قسمت پيشين«گرگ و ميش» مشکلي ايجاد نکرده بود اما موفقيت«خسوف»را بيشتر بايد به پاي کارگردان اين قسمت«ديويد اسليد»نوشت. اوضربآهنگ سريع و بدون تعجيل را براي داستان برگزيده طوري که زبان را در کام نگه مي دارد.
3Toy Story

عنوان: داستان اسباب بازي 3
 

کارگردان: لي آنکر يچ
فيلمنامه: مايکل آرندت،براساس خط داستاني به قلم جان لاسترواندرواستنتن و لي آنکريچ
موسيقي: رندي نيومن
صدا پيشگان: تام هنکس(وودي)،تيم آلن(بازلايت ير)،جون کيوسک(جسي)،نربتي(لوستر)،مايکل کيتن(کن)،دان ريکلس(آقاي کله سيب زميني)،والاس شان(رکس)،جان راتزنبرگر(هام)،ووپي گلدبرگ(استرتچ)
محصول2010آمريکا-103دقيقه
ژانر: انيميشن-ماجراجويانه-کمدي-خانوادگي-فانتزي

خلاصه داستان
 

در سکانس افتتاحيه و حادثه اي«وودي»،«جسي»و«باز»دارند با «هم»و خانم وآقاي کله سيب زميني و بيگانگان مي جنگند. در اوج اين صحنه ها،مشخص مي شود که تمامي اين حوادث يکي از تصورات بي شمار و ماجرا جويانه«اندي» در دوران کودکي است. «اندي» هفده ساله شده و از سن بازي کردن با اسباب بازي گذشته است. او مي خواهد خانه را ترک کند و براي ادامه تحصيل به «کالج»برود. «اندي» تصميم مي گيرد«وودي» را با خود ببرد و بقيه اسب بازي ها را در يک سطل آشغال جمع و در اتاق زير شيرواني بگذارد. مادر اندي،اشتباه مي کند و سطل اسباب بازي ها را در جدول خيابان مي گذارد. پس ازآنکه اسباب بازي ها ازسطل رهايي پيدامي کنند. حرف«وودي»را نمي پذيرند. «وودي»به آنها مي گويد که اندي نمي خواسته آنها را دور بريزد. سرانجام وودي و بقيه اسباب بازي ها به جعبه صندوق اعلانات و«مهد کودک» ساني سايدراه پيدا مي کنند. پس از ورود به ساني سايد با خوشامدگويي خرسي لوتوس هاگين(با اسم مستعار لوستو)روبرو مي شوند. ديگر ساکنان ساني سايد عبارتند از«کن»،عروسک کوچولويي به نام بچه «گنده» . لوتسو به آنها اتاق جديدشان«کاتر پيلار» را نشان مي دهد،پيش از آنکه به اتاق پروانه،محل اقامت خود و«کن»،خواهراندي،«باربي»وبچه گنده بروند. زماني که بچه هاي ساني سايد بيرون هستند،وودي دوبار مي کوشد اسباب بازي ها را به بازگشت به خانه متقاعد کند اما لوستو به آنها مي گويد در «ساني سايد»راضي ترخواهند بود. وودي به تنهايي آنجا را ترک مي کند. دوستان وودي به زودي پي مي برند اتاق کاترپيلار ويژه نو پايان است. اين کودکان به خاطر کنجکاوي ذاتي شان خيلي مورد علاقه اسباب بازي ها نيستند. دختري به نام«باني»،وودي را پيدا مي کند و او را به خانه مي برد. يکي از اسباب بازي هاي باني «دلقک خنده رو»به وودي مي گويد که «ساني سايد»زنداني مجازي براي اسباب بازي ها است که لوستوي پنجه آهنين آنجا را اداره مي کند و. . . . .

در متن و حاشيه
 

«لي آنکريچ»در قسمت ها ي پيشين تدوينگر و در قسمت دوم همکار کارگردان بود. او را براي ساختن اين قسمت مدنظر گرفتند و جايگزين جان لاستر شد. «بليک کلارک»براي کاراکتر«سگ اسلنيکي»صدا پيشگي کرد. او جايگزين جيم وارني. دوست صميمي اش شد که در سال2000درگذشت. لي آنکريچ و گروه توليدش تصميم گرفتند پيش از آغاز توليد فيلم،کله هاي شان را بتراشند. در اتاق اندي پرچم سه گوشي با حروف «pu»ديده مي شود. کمپاني پيکسار براي کارمندانش مدرسه اي تاسيس کرده تا بيشتر درباره فرآيند،فيمسازي بياموزند. نام اين دانشگاهpuاست. نگارش فيلمنامه و استوري بوردآن دو سال و نيم طول کشيد. کاراکتر کن،21مدل لباس مختلف به تن مي کند. در«داستان اسباب بازي 3» سيصد ودو شخصيت وجود دارد. در اين قسمت نام فاميلي اندي برملا مي شودکه«ديويس» است. در مدرک ديپلم اندي نام فاميلي او نوشته شده است. در ابتداي فيلم شماره روي لوکوموتيو 95است که ارجاعي به سال نمايش نخستين قسمت از داستان اسباب بازي (1995)است. «داستان اسباب بازي 3»دومين محصول کمپاني پيکسارپس از «باورنکردني ها» (2004) است که داراي زير نويس است. پخش داستان اسباب بازي بر عهده کمپاني ديسني است. پس از اختلاف نظر ميان مديران کمپاني ديسني و پيکسار وجدايي اين دو کمپاني در سال2005-2004،مشکل حقوقي براي ساختن دنباله ها ميان اين دو به وجود آمد. اما در سال2006کمپاني ديسني،پيکسار را خريداري کردو طبق قراردادي مديران پيکسار،ادوين کت مول و جان لاستر را به عنوان مديران بخش انيميشن کمپاني ديسني برگزيدند. قرار بود پيش از اين در بخش انيميشين کمپاني ديسني قسمت سوم داستان اسباب بازي ساخته شود که پس از اين اتفاق همه چيز منتفي شد وخيلي اين فيلم با بودجه 200ميليون دلار ساخته شد و تا کنون فروش جهاني 439ميليون دلاري داشته و مقام دوم جدول فيلم هاي پرفروش را کسب کرده است«داستان اسباب بازي 3»رکورد فروش«قسمت سوم شرک»را براي يک روز توانست بشکند. اين انيميشن به صورت سه بعدي است. «داستان اسباب بازي 3»با ستايش جهاني روبه رو شد. در سايت راتن توميتوز99در صد از منتقدان،نقدهاي مثبتي بر فيلم نوشته اند. اين آمار براساس208نقد اعلام شده است.

نگاه منتقد
 

راجرايبرت(شيکاگوسان-تايمز): تمرکز دو قسمت نخست داستان اسباب بازي،رابطه ميان پسر بچه و اسباب بازي هايش بود. در قسمت دوم،اندي به سن دانشگاه رفتن رسيده و داستان هم اسباب بازي ها را به حال خود رها مي کند. درقسمت پاياني فيلم،زماني که اسباب بازي ها براي بقاي شان روي يک تسمه نقاله با يک زباله سوز مي جنگند،ما دچار هراس مي شويم که شايد عنوان اين قسمت را بايد«تعيين اولويت در مواقع اضطراري داستان اسباب بازي»مي گذاشتند. داستان اسباب بازي 3يک کمدي اسلپ استيک،لذت بخش و سرخوش اما فاقد خوف از انسان است که در دو قسمت نخست به چشم مي خورد. «داستان اسباب بازي3»با حادثه و شوخي ها راضي تر از کاراکترها و احساسات است. اما خوب،چه توقعي مي توان از فيلمي با عنوان«داستان اسباب بازي 3»داشت. من انتظار دارم مخاطبان فيلم آن را دوست بدارند. در جدول فروش فيلم ها،شايد«داستان اسباب بازي 3»در مقامي بالاترازانيميشن«چگونه اژدهاي تان را تربيت کنيد»قرار برگيرد. اما مجبورم نکنيد درباره فرمت سه بعدي دوباره داد سخن دهم.
The Last Airbender

عنوان: آخرين مأمور کنترل هوا
 

کارگردان: م نايت شيامالان
فيلمنامه : م نايت شيامالان، برگرفته از فيلمنامه اصلي به قلم مايکل دانته دي مارتينو وبرايان کنيتزکو
مدير فيلمبرداري: اندرو لزني
موسيقي: جيمز نيوتون هاوارد
بازيگران: نو آه رينگر(آنگ)،نيکول پلتز(کاتارا)،دوپاتل(شاهزاده زوکو)،جکسون راث بون(سوکا)،شان تيوب(عمو آيروه)،آصف ماندوي(فرمانده ژائو)،کليف کريتس(ارباب آتش ازاي)
محصول2010آمريکا103دقيقه
ژائر:فانتزي،ماجراجويانه-حادثه اي-خانوادگي

خلاصه داستان
 

صد سال پيش،مامور کنترل هواي دوازده ساله اي به نام«آنگ» پي مي برد که يک«آواتار» جديد است،تنها فرد از ميان همسالان خود که توانايي کنترل وبه کارگيري ماهرانه از چهار عنصر اصلي را به اراده خود دارد. او تنها کسي است که ميان چهار مليت دنيا بايد صلح را حفظ کند.
«آنگ» دچار هراس از مسئوليت سنگين خود در مقام يک آواتار مي شود و به کمک حيوانش،يک بيزون پرنده اي به نام«آپا» از خانه مي گريزد. آنگ گرفتار طوفاني سهمگين مي شود و اقيانوس سقوط مي کند. آواتار حامي«آنگ» آنها را به حالت معلق درون يک کوه يخي منجمد مي کند. كمي پس از نا پديد شدن آنگ ارباب آتش «سوزين» عليه خانه به دوشان هوايي حمله نسل كشي به راه مي اندازد. به اين اميد كه آواتار را از بين ببرد. اگر آواتار را ازبين ببرد، سوزين مي تواند نقشه اش را براي ملت آتش عملي کند و بر دنيا حکمروايي کند.
در حال حاضر،دختري چهار ده ساله به نام«کاتارا» به اتفاق برادر بزرگتر و سلحشورش سوکا از قبيله آب جنوب،يخ آنگ را آب کردند. اين اتفاق مورد توجه شاهزادگان ملت آتش «زوکو»قرار مي گيرد. زوکو مورد غضب پدر خودارباب آتش «ازاي»قرار گرفته است. آنگ خود را تسليم زوکو مي کند تا زماني که او موافقت کند آنگ به تنهايي روستاي قبيله آب جنوب را ترک مي کند. آنگ درخفا مورد لطف زوکو است. او آرام آرام خود را از چشم محافظان دور مي کند و به کمک «کاتارا» و «سوکا»سوار«آپا» مي گريزد. آنگ و دوستانش به ديدار معبد هواي جنوب مي روند. آنگ در آنجا پي مي برديک قرن درون يخ بوده است و ملت آتش هر کسي که او مي شناخته از بين برده است. او وارد ايالت آواتار مي شود و به ملاقات روح يک اژدها مي رود. زوکو و عمويش نابغه ارتش«آيروه»به ملاقات فرمانده ژائو مي شتابند. ژائو،شاهزاده تبعيدي را دست کم مي گيرد. دار و دسته آنگ به شهر کوچکي تحت کنترل ملت آتش مي رسند ودستگير مي شوند. آنها با ايراد سخنراني تاثير گذاري شورشي را ايجاد مي کنند و...

در متن حاشيه
 

عنوان اصلي فيلم«آواتار: آخرين مامور کنترل هوا» (2005)بود،که همان عنوان مجموعه اي تلويزيوني انيميشن است که براساس آن فيلم را ساخته اند. پس از آنکه جيمز کامرون وکمپاني فاکس قرن بيستم است که مد«آواتار» (2009)را ثبت کردند،اين کلمه از عنوان فيلم حذف شد تا تماشاگران دچار سردرگمي شوند. قرار بود«جسي مکارتني» نقش«زوکو»را ايفا کند اما به دليل تداخل برنامه هايش،جاي خود را به «دوپاتل»داد. «آخرين مامور کنترل هوا» نخستين فيلم اقتباسي است که«م . نايت شيامالان»ساخته است. در سال 2007کمپاني هاي «نيکلدئون فيلمز» و«پارامونت پيکچرز» رسما اعلام کردند با «شيامان»براي توليد،نگارش و کارگرداني سه گانه زنده-انيميشن برگرفته از مجموعه تلويزيوني «آواتار: آخرين مامور کنترل هوا»قرار داد بسته اند. قرار بود در نخستين قسمت،ماجراهاي کاراکتر ها در کتاب نخست خلاصه شود.
در حقيقت دختر شيامالان سبب شدکه او اين مجموعه تلويزيوني را ببيند چرا که او به«آواتار» علاقه مند بود. کارگردان هاي مجموعه انيميشن «آواتار» ما يک دي مارتينو و برايان کنتيز کو عملکرد شيامالان را در اين فيلم ستوده اند.
براي تبديل کردن فيلم به فرمت سه بعدي به طور ميانگين 5تا10ميليون دلار هزينه شد. با توجه به موج افزايش فيلمهاي سه بعدي در ماه هاي اخير چون«آواتار» ،«آليس در سرزمين عجايب» و«برخورد تايتان ها» که با فروش خوبي هم روبه رو شدند. دست اندر کاران فيلم تصميم گرفتند تا فيلم را به فرمت سه بعدي در آورند. در کل هزينه فيلم 150ميليون دلار بوده است. «آخرين مامور کنترل هوا» مقام دوم جدول فيلم هاي پر فروش را دارد. تقريبا همه نقد هاي منفي و عليه فيلم نوشته شده است. در سايت راتن توميتوز تنها هشت درصد از نقدها مثبت بوده است. «شيامالان» مدعي شده بودکه بدون حضور نيکول پلتز در نقش کاتارا حاضر نيست فيلم را بسازد. او در گفتگويي اعلام کرد که تنها يک بار در دوران کاري اش چنين احساسي نسبت به بازيگري در او به وجود آمده آن هم زماني بود که از هيلي جوئل آزمنت براي «حس ششم»آزمون بازيگري گرفت.

نگاه منتقد
 

کرک هاني کات(هاليوود ريپرتر)«آخرين مامور کنترل هوا» جديدترين تلاش هاليوود براي توليد فيلمي پرفروش براساس موضوع مشهور و شناخته شده اي است که استوديوها به آن چشم اميد دوخته اند. در عنوان بندي ابتداي فيلم اين جمله آمده است:«کتاب نخست:آب» که از مجموعه اختصاص يافته به عناصر آب هوا،آتش و خاک است. احتمال آنکه مجموعه انيميشن«آواتار:آخرين مامور کنترل هوا» تبديل به سه فيلم شود. به استقبال جهاني و پذيرش اين فانتزي کودکانه بستگي دارد؛در اين فيلم کودکان جهان را نجات مي دهند در حالي که بزرگسالان در حد مربي و مشوق يا تبهکار نادرست هستند. مشکل ديگري که بايد در همين جا مشخص شود،اين است:مجموعه انيميشن کمپاني نيکلدئون و به کارگرداني مايکل دانته دي مارتينو و برايان کنتيزکو،يکدست و تمرکزش بر فرهنگ آسيايي (واينويتو) بود. اما شيامالان که خود اهل جنوب هند است به هردليلي بازيگران سفيد پوست را انتخاب کرده است. دو تن از بازيگران هموطن او،دوپاتل(ميليونر زاغه نشين) و آصف ماندوي نقش دو تبهکار مختلف را ايفا مي کند. البته هيچ کس نمي تواند ادعا کند که«آخرين مامور کنترل هوا» با بازيگران ديگري،به فيلم بهتري تبديل مي شد. اما فيلم اعتبار بنيادي اش را با توجه به داستان اصلي از دست مي دهد.
Knight and day

عنوان : سلحشور وروز
 

کارگردان: جيمز منگولد
فيلمنامه: پتريک اونيل
مدير فيلمبرداري: فيدان پاپامايکل
موسيقي: جان پاول
بازيگران: تام کروز(روي ميلر) ،کمرون دياز(جون هيونز) ،پيتر سارسگارد(کارآگا ه فيتز جرالد) ،مگي گريس(آپريل) ،پال دانو(سايمن فک) ،و يو لا ديويس(کارگردان جرجي )،جوردي مولا(آنتو نيو)
محصول 2010آمريکا 130دقيقه
ژانر: کمدي-حادثه اي-رومانتيک-تريلر

خلاصه داستان
 

روي ميلر با نام مستعار سلحشور»دوبار برحسب اتفاق با«جون هيونز» در فرودگاه برخورد مي کند. هيونز در راه بازگشت از «ويچيتا» است. متاسفانه هيونز مجبور است از آخرين پرواز براي بازگشت استفاده کند. کاراگاه فينز جرالد که باوررش شده«هيونز»همکار«روي ميلر» است. هيونز را در اين پرواز قرار مي دهد. در هواپيما،هيونز و ميلر کلي با هم خوش و بش مي کنند. هيونز به دستشويي مي رود. پس از رفتن او مسافران به ميلرحمله مي کنند و ميلر همه را مي کشند و جسدشان را روي صندلي ها به طور عادي قرار مي دهد هيونز از همه جابي خبر است. اما ميلر آرام به او اعلام مي کند که مسافران هواپيما مرده اند از جمله خلبان ها. هيونز فکر مي کند ميلر با او شوخي مي کند. پس از پريدن از هواپيما اين دو در مزرعه ذرت فرود مي آيند. ميلر،هيونز را به خانه مي رساندو به او هشدار مي دهد که اگر ماموران به طور مدام به سراغش بيايند بهتر است به جاي امني برود چون هدف ماموران کشتن يا زنداني کردن اوست. هيونز مي خواهد خود را براي عروسي خواهرش آماده کند اما خواهرش«آيريل» به او مي گويد مي خواهد ماشين پدر را بفروشد.
هيونز توسط گروهي از ماموران سرويس هاي مخفي دستگير مي شود. ميلر از راه مي رسد و طي يک تيراندازي طولاني در شاهرا ه ها،تعدادي از آنها را مي کشد و هيونز را نجات مي دهد. هيونز در اولين فرصت با نامزد سايقش(آتش نشاني به نام رادني) تماس مي گيرد. رادني حرف هيونز را باور نمي کندو مي کوشد او را آرام کند. ميلر،هيونز را مي ربايد،به او دستبند مي زند و به رادني شليک مي کند. ميلر توضيح مي دهد كه جان «هيونز» نزد او در امان است. آنها سايمن فک را همراه خود مي کنند که يک مخترع نابغه است و باتري انرژي دائمي را اختراع کرده است و. . . .

در متن و حاشيه
 

«تام کروز» به خاطر نقش آفريني در «سلحشورو روز» بازي در «گردشگران» را نپذيرفت. در مقاطع زماني بازيگراني چون کريس تاکر و اوامندس و کارگردان«تام دي» براي يک پروژه مدنظر بودند اما ترکيب اين سه نتوانست موفقيت آميز باشد.
فيلمنامه پتريک اونيل«همه دشمنان من»نام داشت و سپس به «مرد دردسر ساز» و«ويچيتا» تغيير نام داد. سرانجام عنوان«سلحشورو روز »انتخاب شد. اسکات فرانک،دانا فاکس،ليتا کالوگريديس،تدونيکول گرفين،تيماتي داولينگ و سايمن کينبرگ،فيلمنامه نويساني هستند که در نگارش فيلمنامه در مقاطع زماني درگير پروژه بودند. پس از انتخاب جيمز منگولد،او هم در فيلمنامه دست بُرد. «تام کروز» به دنبال تريلري جاسوسي بود. او مي خواست در فيلمي با حال و هواي«ماموريت غير ممکن» ايفاي نقش کند اما پروژه هايي چون«سالت» و«گردشگران» را نپسنديد. کروز براي بازي در اين فيلم از دستمزد خود کاست. حتي از سود فروش نخست«سلحشور و روز» به او درصدي تعلق نخواهد گرفت،تا زماني که فيلم خرج خود را در آوردآنگاه به کروز سود تعلق مي گيرد. محل فيلمبرداري مناطق مختلفي در ايالت ماساچوستس و کشورهاي اسپانيا و اتريش است.
به جرارد باتلر نيز بازي در اين فيلم پيشنهاد شد اما او تصميم گرفت مقابل جنيفرانيستن در «جايزه بگير»حضور يابد. هزينه توليد فيلم125ميليون دلار بوده است. گروه موسيقايي«بلک آيد پيس» ترانه عنوان بندي فيلم را ساخت. فروش «سلحشورو روز» بسيار ضعيف بود. کارشناسان ادعا کرده اند که فروش افتتاحيه «سلحشورو روز»پس از«افسانه(1986)يکي از ضعيف ترين فيلم هاي تام کروزبوده است. فيلم در روز نخست تنها 3/8ميليون دلار فروخت. به عنوان مثال «آسمان وانيلي» با بازي کروز و کمرون دياز در روز نخست نمايش 8/9ميليون دلار فروش دارد. نظر منتقدان هم متفاوت بوده است. در سايت راتن توميتوز53 در صد به فيلم نظر مثبت داشته اند.

نگاه منتقد
 

راجر ايبرت(شيکاگوسان-تايمز):«سلحشور وروز» ملهم از جذابيت سبک کمدي حادثه اي رومانتيکي چون«معما» و«رومانس خانواده استون» است. اين فيلم مي توانست جذابتر هم باشد اگر از صحنه هاي حادثه اي بي امانش کم مي کرد.
بخش رومانس داستان بدون بيان حرفي پس از ملاقات دو کاراکتر اصلي در فرودگاه آغاز مي شودو«کمدي» نيز به طور طبيعي ميان تام کروز و کمرون دياز شکل مي گيرد. اما بسياري از فيلم هاي تابستاني چه الزامي داشته اند تا ما را با جلوه هاي ويژه کامپيوتري رجز کش کنند؟!شخصا ترجيح مي دادم در صحنه هاي حادثه اي تام کروز و کمرون دياز در ابعاد انساني ظاهر مي شدند تا به جاي شان از جلوه هاي کامپيوتري استفاد ه شود.
آيا برفرق سر تماشاگران فيلم هاي تابستاني آنقدر جلوه هاي ويژه را کوبيده اند که براي حفظ علاقه آنها نياز به جلوه هاي بصري پراکنده و سروصدا است ؟آيا هنوز امکان دارد از داستاني لذت برد که فقط جذابيت دارد و شوخي مي کند؟
چند اسلحه براي يک فيلم کمدي رومانتيک نياز است؟وقتي بازيگران کاريزماتيکي چون تام کروز و کامرون دياز و کارگردان درجه يکي در اختيار داري،چرا بايد دست به اين ترفندها بزني؟
منبع: نقش آفرينان ش 65