استوانه دانش و جهاد
استوانه دانش و جهاد
استوانه دانش و جهاد
درآمد
ابتدا بفرمائيد که چگونه و کجا با علامه سيد اسماعيل بلخي آشنا شديد؟
چه ويژگي هايي در شخصيت او يافتيد؟
اين روحاني بزرگوار همانند ديگر روحانيون مبارز اسلامي، که استوانه هاي نشر دين و اخلاق در جهان معاصر هستند، از قدرت بيان، جاذبه قوي و تسلط بر ادبيات عربي و فارسي برخوردار بود. مهمتر از آن، روح شجاعت و مبارزه جويي. روح دفاع از حقوق اقليت شيعه در افغانستان در او موج مي زد.
سخنان و جاذبه شخصيتي او شخصيت اسطوره اي سيد جمال الدين اسدآبادي را براي من تداعي کرد. علامه بلخي از نظر قدرت بيان، شجاعت، شهامت، وسعت نظر و بينش سياسي و بسياري از ويژگي هاي ديگر، شباهت زيادي به سيد جمال الدين داشت که اغلب او را به سيد جمال الدين ثاني لقب داده بودند. اين دو شخصيت هموطن و هم قيافه در يکصد سال اخير در افغانستان ظهور کردند و جهان اسلام را روشني بخشيدند.علامه بلخي در آن جلسه چه مطالبي را بيان کرد؟
علامه بلخي در آن جلسه سه نکته قابل اهميت را بيان فرمود. يکي اوضاع اسفبار شيعيان افغانستان بود که اين مرحوم درد دل فراواني نسبت به اين قضيه داشت. او گفت که من در زندان بيش از 1700 بار قرآن را با دقت و تدبر خوانده ام. اشعار فراواني را که ديوان بزرگي مي شود تنظيم کرده ام. او در رابطه با مبارزه با پادشاهان و دستيابي به حقوق شيعيان سخن گفت. اين شيوه مبارزه در بين روحانيت، از آغاز حکومت حضرت علي (ع) تا کنون وجود داشته است. روحانيت درد آشنا هميشه پيشاپيش جوامع اسلامي حرکت مي کرده است. روحانيون بسياري جان خود را در آن راه فدا نموده اند. در کتاب «شهداء الفضيله» نوشته آيت الله علامه شيخ عبدالحسين اميني نمونه هايي ماند شهيد قاضي، نورا لله شوشتري، شهيد اول، شهيد دوم و شهيد سوم، شيخ فضل الله نوري و ديگران ذکر شده است.
نکته دوم که در سخنراني او جلب توجه کرد تلاش براي ادامه مبارزه خستگي ناپذير با استکبار و استبداد بود. علامه بلخي در يک حرکت نمادين به نشانه همبستگي با جامعه افغانستان و ادامه اعتراض به نظام استبدادي ظاهرشاه از کوتاه کردن محاسن خود پس از آزادي از زندان خودداري کرده بود. گويا اين حرکت موجب دستيابي به بسياري از حقوق و خواسته هاي شيعيان افغانستان گشته بود.
نکته سوم سخنراني او پافشاري او براي گسترش علم و دانش در بين نسل جوان افغانستان بود. او در جلسه از طلاب تحصيل کرده افغاني خواست به کشورشان بازگردند و به مردم آگاهي و آموزش دهند. او در آن جلسه دقيقاً چنين گفت: «نسل جوان امروز چه افغاني و چه ايراني اگر بخواهد به حقوق خود برسد، بايد به علم و دانش و اطلاعات و مسايل روز مجهز شود. و از اين راه بايد پيش برود». به هر حال کمبود امکانات و ابزارهاي علمي و فرهنگي را مهمترين علت عقب ماندگي جامعه شيعه افغانستان مي دانست.
به هر حال شهيد بلخي را در رديف کدام مصلحان بزرگ جهان اسلام مي دانيد؟
بفرماييد که شهادت علامه بلخي چه تأثري بر مبارزات روحانيت شيعه در افغانستان داشت؟
ارزيابي تان از مبارزات شهيد بلخي چيست؟
شهيد بلخي و جمعي از بزرگان افغانستان مانند سيد حسين حاکم مزاري، سيد علي اصغر شعاع، سيد سرور واعظ، سيد صدر واعظي بلخي و ديگران براي برانداختن ريشه هاي ظلم و نفاق، در حساس ترين دوران سياه ستم شاهي محمد ظاهرشاه وارد يک سلسله مبارزات اصولي و منطقي شدند و در اين راه سختي ها و ناملايمات فراوان ديدند. او 15 سال را در زندان کابل بسر برد تا شيعيان مظلوم افغانستان به خواسته هاي مشروع شان برسند. او پس از اين 15 سال مقاومت سرانجام با کمال سربلندي و احترام از زندگي آزاد گرديد. در حالي که شيعيان آزادي عمل پيدا کرده بودند. حکومت استبدادي وقت مذهب تشيع را بر اساس قانون اساسي جديد برسميت شناخت.
هم اکنون در اين مقطع حساس تاريخي به رغم تلاش هاي خستگي ناپذير مجاهدان راه استقلال و آزادي و کوشش هاي بي وقفه شهيد سيد اسماعيل بلخي و صدها روحاني مجاهد مستقر در سنگرهاي دفاعي کشور همسايه و مسلمان افغانستان که سرگرم مبارزه با سردمداران کفر جهاني و تجاوزگران غربي هستند، افراد خائن هم در گوشه و کنار آن کشور پيدا مي شوند که آرمان مقدس اسلام را خدشه دار ساخته و اعتبار الهي و معنوي اين قشر محروم را با مقاصد پست مادي معاوضه مي کنند. برادران مسلمان افغاني ما که همچون دلاوران جان بر کف ايران اسلامي چه در طول انقلاب و چه در دوران جنگ تحميلي اکنون با تمامي توان بر عهد و پيمان خود وفادارند. و تا استقرار حکومت اسلامي از پاي نخواهند نشست.
اينکه فلسفه تاريخ معتقد به تکرار تاريخ است، از آن جهت نيست که اصول وقايع عظيم و سرنوشت ساز تاريخ بشر را قابل تکرار بداند، بلکه اين تکرار مبتني بر جزئياتي است که پيرامون هسته مرکزي وقايع مهم و بزرگ جريان مي يابد. براي روشن شدن مسئله، مي توان آشکارترين نمونه ها را از تاريخ اديان بيرون کشيد و نقل کرد. ظهور حضرت موسي و قيام شگفت انگيز او عليه فرعون، ديگر هرگز تکرار نشده است و نخواهد شد. اما آنچه که در جريان قيام موسي و پيامدهاي آن رخ داد، مانند نفوذ منافقان گروه سامري در صف معتقدانش و خرابکاري ها و خيانت هاي آنان و ناديده گرفتن احکام الهي از سوي آنان، همواره در تاريخ اديان تکرار شده است. ظهور حضرت عيسي يک رويداد بزرگ تاريخي است که هرگز نظير آن قابل تصور نيست، اما آزار و ايذاء او و پيروانش، و پيدا شدن خيانتکاري همچون «يهوداي اسخريوطي» که آن فرستاده خدا را تا بالاي صليب فرستاد، از فرط تکرار، گويي به صورت قانوني تغييرناپذير در تاريخ زندگي بشر درآمده است.
همانطوري که ناموس اسلام پرتوي از جوهره تعاليم اسلامي است اگر امروزه مرزهاي سياسي موجود ميان سرزمين هاي اسلامي را ناديده بگيريم و همه کشورهاي اسلامي را يک سرزمين و همه ملت هاي مسلمان را يک امت بدانيم، خواهيم ديد آنچه امروز در افغانستان و بر ملت مسلمان و برادر افغان مي گذرد، تکرار همان وقايعي است که پيش از پيروزي شگرف انقلاب اسلامي ايران، در اين گوشه از جهان اسلام و بر اين گروه از امت شهيد پرور اسلامي ايران گذشته است.
در پايان چه توصيه اي داريد به طلاب افغاني که احساس مسئوليت مي کنند؟
منبع:شاهد ياران شماره 64
/ج
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}