نویسنده: فرشاد مهدی پور



 

چگونه سایت ها و شبکه ها، مسیر رویدادها را تغییر می دهند؟

امروزه رسانه ها و در رأس آنها رسانه های مجازی در جهان تعیین کننده هستند و از دروازه های خروجی آنهاست که مناسبات شکل می گیرد. خود این رسانه ها هم درچند ساله اخیر تحولات زیادی داشته اند. راستی دهه 90 شمسی دهه ظهور چه رسانه جدیدی در فضای مجازی است؟
ماجرای پایگاه های خبری در ایران (یا همان اصطلاح جا افتاده سایت ها) را باید بارها و بارها مرور کرد و دید که چگونه پدیده ای با کمتر از یک دهه سابقه، توانسته این گونه تمامی مناسبات رایج در فضای عمومی کشور را از خود متأثر ساخته و ادبیاتی تازه در حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ بیافریند. با آنکه در باب پیشگامان، جریان شناسی، آثار و آینده نگری سایت ها هنوز بسیار نکته ها ناگفته و ناشنیده مانده، اما سیر صعودی فناوری، پدیده های تازه ای را پیش روی ما می نشاند که درباره آنها نیز ناگزیر از بازنگری و نظریه سازی هستیم؛ شبکه های اجتماعی مجازی یکی از تازه ترین این نو رسیدگان است.

انقطاع و اتصال

اگر اور کات را یکی از مشهورترین و فراگیرترین شبکه های مجازی بدانیم که در ایران جای پای مناسبی برای خود باز کرد، باید گفت که جوان بودن این شبکه و حمالان آن یعنی سایت های خبری، مانع از آن می شد تا رابطه ای دو سویه و فعال میان این دو رسانه مادر شکل بگیرد؛ خاص شدن، از دسترس خارج شدن و.... اورکات و مهم تر از همه، به فراموشی سپرده شدن سریعش، همه موانعی جدی برای شکل گیری آن رابطه به شمار می رفتند تا آنکه فیس بوک از راه رسید.
فیس بوک خیلی زود شناخته و بعد هم فیلتر شد اما هنرنمایی وسیع فعالان عرب حاضر در آن، در جریان حمله 22 روزه صهیونیست ها به نوار غزه در پاییز و زمستان 87 و نمودار شدن امکان بهره برداری های هدفمند از آن، موجب برداشته شدن فیلترینگ فیس بوک و راهیابی موج گسترده ای از فعالان ایرانی به این فضای جدید شد.
فیس بوک، فرندفید، توئیترو... که تقریباً در بازارهای زمانی نزدیک به هم پدیدار و در میان کاربران ایرانی رایج شدند اگر چه هر کدام سبک و سیاق خود را داشتند و بعضاً گمان های صادقی در مورد استفاده ضد امنیتی ( جاسوسی – خرابکاری ) درباره شان وجود داشت، در ماه های پایانی قبل از انتخابات 22 خرداد 88 به صحنه رویارویی جدی هواداران نامزدهای ریاست جمهوری مبدل شد و با آنکه در دوره ای فیلتر شد اما به دلیل طرح همین مساله علیه رئیس دولت وقت، وی دستور داد تا فیلترینگ فیس بوک برداشته شود.

عطش خبر

پیدا کردن تحلیل و خبر و تفسیر تازه، یک نیاز دائمی برای سایت های خبری است و همین نیاز که بر آن نام عطش خبری می توان گذارد، یک دام گسترده برای بلعیده شدن در دریای اطلاع رسانی شبکه های اجتماعی است. شبکه های اجتماعی جهانی مملو از حرف های عجیب و غریب و درست و نادرستند که گاهی اوقات مشخص کردن صحت شان ناشدنی یا بسیار دشوار است.
اگر شما سردبیر یا خبرنگار فعال یک وب سایت خبری باشید، احتمالاً عضو چندین گروه همخوان کننده (reshare) خبر ها هم خواهید بود تا بر اساس آن بتوانید همه موقیعت ها را در دید خود داشته باشید. در این شرایط گاهی اوقات، مطلبی را یک نویسنده خوش ذوق وبلاگی می نویسد (نظیر تفسیری بر تغییر نوع انگشتر رهبر انقلاب و تفسیر نقلی آن)، این مطلب روی یک خبر خوان (rss reader)، همخوان می شود و سردبیر خوش ذوق یک سایت خبری هم آن را دیده و در بخش اخبار وبلاگ ها یا خبرهای بازتاب دهنده اش، منتشر می کند.
این خبر مورد توجه صدها بازدید کننده قرار می گیرد و مجدداً راهی شبکه های اجتماعی شده و آن قدر جدی می شود که پس از ترجمه شدن، در تعدادی رسانه عربی انتشار می یابد، در این مورد، در ظاهر ناراستی ای دیده نمی شود ولی نکته حائز اهمیت آن جایی است که این عطش، کار را به بر باد دادن آبروی یک رسانه می رساند. فیلمی کوتاه از صحنه سقوط یک هواپیمای کوچک بدون سرنشین در اثر برخورد با یک جنگنده نظامی یا سخنرانی قدیمی یک چهره جنجالی دولت درباره موضوعی مربوط به دو سال پیش، روی یک توزیع کننده فیلم های خبری قرار می گیرد. نفر پخش کننده فیلم (احتمالا ) درباره آن روی صفحه شخصی اش در شبکه ای چیزی می نویسد و یک سایت خبری منتقد هم که می خواهد از کاه کوه بسازد با زیرنویس و شرح و تفضیل سوگیرانه فیلم سقوط هواپیمای کوچک را به سانحه هوایی تابستان 88 در دشت قزوین ربط می دهد و فیلم دوم را به واکنش چهره جنجالی به انتقادها از رمالی.

ساخت واقعیت

آنچه گفته شد درنگی بر کاربردهای سوگیرانه یا برداشت های ناقص بود، اما گاهی این واقعیت سازی رویکردی کاملاً عامدانه به خود می گیرد. اگر به دو خصوصیت شبکه ها ( تواتر و تعدد) توجه شود، می توان گفت براساس تواتر و تعدد می شود تمامی واقعیات ( یا لااقل بخش بزرگی از آنان ) را تغییر داد. فرایند این تغییر بسیار ساده قابل تصور است: فرض کنید خبری ( آمیخته ای از عناصر راست و دروغ ) در مورد ادعای تجاوز به یک زندانی زن در یک زندان غیرمشهور و ناشناخته، روی صفحه فیس بوک چهره مشهور – که البته ممکن است خودش عاملیتی در مالکیت صفحه مذکور نداشته باشد – قرار گیرد، این خبر از طریق تعقیب کنندگان محتوای آن صفحه (Followers) در صدها و هزاران صفحه دیگر باز نشر می شود (آن هم در یک فضای ملتهب و آشوب ناک که تشخیص سره از ناسره بسیار دشوار می نمایاند). چند روز از گشت و گذار این خبر در صفحات فیس بوک می گذرد تا آنکه خبر روی یک سایت خبری گمنام مجدداً باز نشر می شود و بعد آن را صدها نفر روی خبر خوان هایشان، همخوان می کنند و این چرخه ادامه یابد تا بالاخره مقامی – که نوعاً مسوول گمنامی است – پیدا می شود و اعلام می کند فرد مدعی مثلاً دو سال است در ایران نیست و پس اگر هم تجاوزی صورت گرفته باشد، مکان آن ایران نیست و القصه.
البته که تا اینجای کار حتماً فاتحه بسیاری چیزها خوانده شد چرا که به دلیل تواتر بسیار و امکان یافتن سلسله سند، بسیاری خبر اول را باور کرده اند و جایی برای تکذیب باقی نمی ماند، ثانیاً کثرت نشر اصل خبر (تعدد ) و احتمالاً قلت نشر اصلاحیه، به دیده نشدن خبر دوم می انجامد و پس برای آن مخاطبی هم می خواهد بداند راه حلی باقی نمی ماند! درست مانند ماجرای درگذشت دختر یکی از فعالان سیاسی در مراسم تشییع پدر که به مدد خبر سازی یک صفحه تازه تأسیس شده در فضای مجازی، واقعیت قلب شد و با وجود ده ها شهادت نامه مبنی بر وقوع فوت طبیعی ( از طرف دوستان و بستگان )، باز هم بسیاری روایت کذب را رها نکردند و بر موضع خویش ایستادند.

کاربری های نامتعارف

اگر شما سردبیر یا خبرنگار فعال یک سایت خبری باشید، می بایست برای رسیدن به شاهدان عینی، منابع دست اول یا خبرنگاران آزاد حاضر در صحنه ها، تلاشی مضاعف داشته باشید چراکه رمز تازه ماندن کار شما، در اختیار داشتن بیشتر جزئیات است، این نیاز در بیشتر مواقع از روی رایانامه های ارسالی یا پیغام های موجود در بخش تماس با ما تامین می شود اما شبکه های اجتماعی مجازی می توانند امکانی را در اختیار یک رسانه فعال و متعامل قرار دهند که ممکن است در وهله اول بی سابقه و غیرقابل باور بنمایاند.
یک رویداد در نقطه ای به وقوع می پیوندد؛ دور یا نزدیک و به مدد شبکه های مجازی می توان با گشت و گذاری کوتاه، خواند و فهمید که چه کسی در حال ارائه دادن اطلاعاتی دست اول یا ارسال تصاویری بکر و غیرتکراری از ماجراست: او می تواند شاهدی عینی یا یک خبرنگار آزاد قابل اعتماد باشد. با او تماس گرفته شده یا به نقل از صفحه اختصاصی اش، اطلاعاتش باز نشر می شود. نگارنده در میان سایت های خبری فارسی نمونه ای فعال و پایا در این زمینه نمی شناسد، لیکن شبکه خبری پرس.تی.وی یکی از بهترین مثال ها برای بیان قدرت شبکه های مجازی در امداد فعالیت های اطلاع رسانی است. در پرس.تی.وی ( و بعضا العالم) برای یافتن خبرنگاران مقیم یا مستقر در محل حادثه – که می تواند شمال آفریقا، مثل لیبی یا آمریکای جنوبی مثل شیلی باشد – در شبکه های مجازی، فرد مورد نظر را یافته، با او بر سر ارسال اطلاعات و نیازهای خبری توافق شده و درنهایت با استفاده از پرداخت آن لاین، دستمزد وی پرداخته می شود. موارد بسیاری از پوشش های خبری سریع پرس.تی.وی در این چهارچوب محقق شده است.

رو به آینده

توئیتر نشان داد که فناوری های نوین مجازی، به دنبال توسعه هم پیوندی و گسترده ساخته چتر پوششی خود هستند. ترکیب میان اینترنت و تلفن همراه ایده ای تازه و متضمن آغاز جهشی مهم بود. مذاکرات مکرر کاخ سفید با مدیران توئیتر یا دعوت از مسوولان فیس بوک به نشست های مقامات ارشد بلوک غرب چهره ای دیگر از هم پیوندی مذکور به شمار می رود؛ جایی که بدون پرده پوشی فناوری در اختیار مقاصد سیاسی – اقتصادی قرار می گیرد. اظهارات یک مقام گوگل مبنی بر آنکه آنها طی سال های آتی موفق خواهند شد بر اساس فعالیت اینترنتی کاربران خود، نموداری دقیق از ویژگی ها و انگیزه های آنان ارائه دهند، شفاف کننده چهره ای دیگر از مزایای شبکه های مجازی برای بهره برداری های امنیتی است و... می شود این فهرست را باز هم ادامه داد اما آنچه در این حوزه عمومی شده بیش از دیگر موارد با اهمیت تلقی می شود، تغییر نوع دروازه بانی اطلاعات است؛ به گونه ای که شبکه های مجازی، ساز و کار عمودی اطلاع رسانی سایت های خبری را دگرگون کرده و برای آنان جایگزینانی متفاوت و متنوع به شمار می روند.
دهه 70 با پدیدار شدن سایت های خبری به اتمام رسید و دهه 80، با تسلط بی چون و چرای شبکه های مجازی. آیا از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که سرانجام دهه 90 چه خواهد بود؛ امتزاج رسانه های اینترنتی و غیر آن، چه رسانه های ترکیبی جدیدی را تولید خواهد کرد؛ دایره حکمرانی ملی از ناحیه این هم پیوندی های مجازی تا کجا در معرض تهدید قرار گرفته و چگونه می شود آن را تحدید کرد؟ دهه 80 که این تحولات در آن به ثبت رسید، خیلی زود به پایان آمد و خیلی زود تر از آنچه فکر کنیم، دهه 90 نیز بر همین جا، خواهد نشست. منطق ایجاب می کند که روش های سلبی باید لایه بندی تر شده و کارویژه هایی دیگر جایگزین آنها شود، تا مبادا مسیر فناوری، ما را اسیر خود بپندارد.

مقصد: ناکجا آباد

اگر مسیر دروازه بانی اطلاعات از دست سایت های خبری به در رود ( همان گونه که این سایت ها آن را از خبرگزاری ها و تلویزیون های بزرگ تا حدودی ربودند و آنها نیز از رسانه های مکتوب )، دیگر چرخه خبری براساس اصالت باز نشر خبر روی یک سایت – که تا اندازه ای شناخت عاملیت آن شدنی است – شکل نمی گیرد، بلکه به نا کجا آبادی می رود که تنها در ید قدرت جهان سلطه قرار دارد.
منبع: نشریه همشهری آیه شماره 3