عزیزم! ملالی نیست
کارت پستال برای ما نشان از جایی است که مسافرمان رفته، اگر برج ایفل بفرستد یعنی رفته پاریس، اگر سقف کلیسای سیستین بفرستد یعنی رفته رم. اگر ابوالهول بفرستد یعنی مصر بوده.
انتخاب: مهرداد اسکویی
کارت پستالهای ارسالی مسافران اروپایی عصر قاجار از ایران
کارت پستال برای ما نشان از جایی است که مسافرمان رفته، اگر برج ایفل بفرستد یعنی رفته پاریس، اگر سقف کلیسای سیستین بفرستد یعنی رفته رم. اگر ابوالهول بفرستد یعنی مصر بوده. مسافرها با عکس همین ساختمانهاست که سفرشان را علامت میگذارند و ما با همین علامتها است که حال مسافرمان را میفهمیم.
کارت پستالهای عصر قاجار اما پر از آدم است. شاید مسافران پیش خودشان فکر کرده بودند در سرزمینی که هر شاهی قصرش را با مصالح قصر خاندان برافتاده میسازد. ساختمانها نشانه های خوبی نیستند. برای مسافران سالهای دور ایران، آدمها نشانه های واقعی سرزمین پارس بودند. شاید برای آنها جریان زندگی ایرانی دوست داشتنیتر بوده. مسافران آن سالها، زندگی ایرانی را برای آشنایان یادگار میفرستادند.
نوشته های پشت کارتها، داستانهای دیگری هم دارند، احوال عاشقی را به عاشقی میرسانند، سلامت پسری را به مادرش و بازار خوب تجارتی را به تجارت خانه دیگری آن ور آبها خبر میدهند. کارت پستالها همیشه دو داستان دارند. یکی این رو، یکی آن رو.
اولین کارت پستالهای ایرانی مربوط به دوره قاجار، در 1903 در چاپخانه سلطنتی هلند چاپ شدند. مجموعه ای از این کارت پستالها به تازگی در ایران به نمایش درآمدهاند که ارزش تاریخی زیادی برای کشف حال و هوا و زندگی مردمان معمولی کوچه و بازار در آن دوره دارند. تعدادی از کارتهای این مجموعه برای خوانندگان داستان انتخاب شدهاند.
* فلک کردن، مجازات جرمهای کوچک و معمولی بود، اما گاهی افراد سرشناس را نیز صرفاً به قصد تحقیر فلک میکردند. به همین خاطر پاهای این مرد برهنه نشده است تا درد چندانی حس نکند.
* شش زن و سینیهایی که انگار پر کردنشان با این شیرینیهای کوچک سالها طول خواهد کشید. شیرینی پزی یکی از مهارتهای دختران برای رفتن به خانه بخت بود.
* مخاطب و مشتری قرّادی (میمون بازی) بیشتر کودکان بودند که با صدای ضرب لوطی عنتری یا همان میمون باز به کوچه میدویدند.
* به رسم اغلب عکسهای گرفته شده در زورخانهها، دو پهلوانی که در تصویر ایستادهاند، خود را آماده گربه بازی و گلاویزه شدن به قصد کشتی نشان میدهند. پهلوان مسنی که زانوزده نیز میخواهد استادی خود را در کباده کشی به نمایش بگذارد.
* «tragediens» نزدیک ترین معادل تعزیه گردان است که به ذهن مترجم آمده و حدث چند و چون تراژدی، برای کسی که کارت را مثلاً در پاریس میبیند جالب است.
* عبارت کنایی «مثل خری که به نعلبندش نگاه میکند» گویای زجر و آزاری است که حیوان هنگام نعلبندی تحمل میکند؛ زجر و آزاری که البته در این کارت پستال هیچ اثری از آن نیست! زیرنویس میگوید: «مردمان ایرانی؛ نعل کردن الاغ»
* دو زن، دو کودک، گهواره و آبریز و تشت و بادبزن؛ خانه ایرانی با تمامی متعلقات و امکاناتش قلمرو زنان به حساب میآمد و مردان تنها مسؤول امور مربوط به بیرون از خانه بودند.
* تمبر وارونه احمد شاه و کارت پستالی که به رم میرود.
منبع: داستان همشهری، شماره ی 3
کارت پستال برای ما نشان از جایی است که مسافرمان رفته، اگر برج ایفل بفرستد یعنی رفته پاریس، اگر سقف کلیسای سیستین بفرستد یعنی رفته رم. اگر ابوالهول بفرستد یعنی مصر بوده. مسافرها با عکس همین ساختمانهاست که سفرشان را علامت میگذارند و ما با همین علامتها است که حال مسافرمان را میفهمیم.
کارت پستالهای عصر قاجار اما پر از آدم است. شاید مسافران پیش خودشان فکر کرده بودند در سرزمینی که هر شاهی قصرش را با مصالح قصر خاندان برافتاده میسازد. ساختمانها نشانه های خوبی نیستند. برای مسافران سالهای دور ایران، آدمها نشانه های واقعی سرزمین پارس بودند. شاید برای آنها جریان زندگی ایرانی دوست داشتنیتر بوده. مسافران آن سالها، زندگی ایرانی را برای آشنایان یادگار میفرستادند.
نوشته های پشت کارتها، داستانهای دیگری هم دارند، احوال عاشقی را به عاشقی میرسانند، سلامت پسری را به مادرش و بازار خوب تجارتی را به تجارت خانه دیگری آن ور آبها خبر میدهند. کارت پستالها همیشه دو داستان دارند. یکی این رو، یکی آن رو.
اولین کارت پستالهای ایرانی مربوط به دوره قاجار، در 1903 در چاپخانه سلطنتی هلند چاپ شدند. مجموعه ای از این کارت پستالها به تازگی در ایران به نمایش درآمدهاند که ارزش تاریخی زیادی برای کشف حال و هوا و زندگی مردمان معمولی کوچه و بازار در آن دوره دارند. تعدادی از کارتهای این مجموعه برای خوانندگان داستان انتخاب شدهاند.
* فلک کردن، مجازات جرمهای کوچک و معمولی بود، اما گاهی افراد سرشناس را نیز صرفاً به قصد تحقیر فلک میکردند. به همین خاطر پاهای این مرد برهنه نشده است تا درد چندانی حس نکند.
* شش زن و سینیهایی که انگار پر کردنشان با این شیرینیهای کوچک سالها طول خواهد کشید. شیرینی پزی یکی از مهارتهای دختران برای رفتن به خانه بخت بود.
* مخاطب و مشتری قرّادی (میمون بازی) بیشتر کودکان بودند که با صدای ضرب لوطی عنتری یا همان میمون باز به کوچه میدویدند.
* به رسم اغلب عکسهای گرفته شده در زورخانهها، دو پهلوانی که در تصویر ایستادهاند، خود را آماده گربه بازی و گلاویزه شدن به قصد کشتی نشان میدهند. پهلوان مسنی که زانوزده نیز میخواهد استادی خود را در کباده کشی به نمایش بگذارد.
* «tragediens» نزدیک ترین معادل تعزیه گردان است که به ذهن مترجم آمده و حدث چند و چون تراژدی، برای کسی که کارت را مثلاً در پاریس میبیند جالب است.
* عبارت کنایی «مثل خری که به نعلبندش نگاه میکند» گویای زجر و آزاری است که حیوان هنگام نعلبندی تحمل میکند؛ زجر و آزاری که البته در این کارت پستال هیچ اثری از آن نیست! زیرنویس میگوید: «مردمان ایرانی؛ نعل کردن الاغ»
* دو زن، دو کودک، گهواره و آبریز و تشت و بادبزن؛ خانه ایرانی با تمامی متعلقات و امکاناتش قلمرو زنان به حساب میآمد و مردان تنها مسؤول امور مربوط به بیرون از خانه بودند.
* تمبر وارونه احمد شاه و کارت پستالی که به رم میرود.
منبع: داستان همشهری، شماره ی 3
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}