نویسنده: علی نقی فقیهی



 

ب.تمایل به معنویت و فضیلت دوستی

از جمله مبانی تربیت جنسی، «تمایل فطری به معنویت» است که هر فردی از افراد بشر (چه زن و چه مرد)، آن را در وجودش احساس می کند. بر این اساس است که انسان، به سوی خدا و کمالات اخلاقی، گرایش پیدا می کند و در این مسیر، توانمندی های دیگری را نیز به کار می گیرد. از جمله ی این توانمندی ها، ساختار جنسی زن و مرد است که جنبه های روانی، عاطفی و معنوی آن، زمینه ی شکوفایی این تمایل فطری را در آنها تقویت می کند و فرد را از خود خواهی، به دیگر خواهی، ایثار و فداکاری برای دیگری می کشاند. به همین جهت است که هدف غایی و نهایی تربیت جنسی، تحقق بخشیدن به هویت معنوی انسانی و پرورش کمالات اخلاقی است که هویتی خداگونه است و مآل آن، قرب الی الله است.
آیات و احادیث فراوانی دلالت دارند بر این که انسان ها فطرتاً متمایل به معنویت و فضیلت دوستی هستند. این تمایل به معنویت، خداجویی، دینداری، تقوا و فضیلت دوستی را خداوند در نهاد و فطرت انسان ها قرار داده است. قرآن در این زمینه می فرماید:
فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لا یعلمون.(1)
با تمام وجودت به معنویت و دین، روی آور؛ به آن فطرتی که خداوند، مردم را با آن سرشته است و خلقت خداوند، تغییر ناپذیر است. این است همان دین استوار؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند.
از این آیه، به خوبی استفاده می شود که انسان ها ذاتاً به دینداری و معنویت و فضیلت متمایل اند؛ ولی این امر، نیاز به پرورش دارد و بدون پرورش آن، نه تنها رشد نمی کند، بلکه چه بسا در جهت معکوس هم سیر کند. لذا خداوند در قرآن سفارش
می کند که خود و خانواده ی خودتان را از آتش جهنم-که منع سوخت آن مردم و سنگ ها هستند-، حفظ کنید. (2) پیامبر (ص) نیز در مورد میل انسان به نیکی می فرماید:
لولا أن الشیاطین یحومون علی قلوب بنی آدم لنظرو ألی الملکوت.(3)
اگر شیاطین، بر اطراف دل های فرزندان آدم نمی چرخیدند، آنها به ملکوت نگاه می کردند.
این روایت دال بر این است که انسان ها فطرتاً به معنویت گرایش دارند؛ ولی شرایطی که پیش می آید، ممکن است که آنها را از رسیدن به ملکوت منع کند.
در روند تربیت جنسی باید میل طبیعی زن و مرد به معنویت، مبنا قرار گیرد و کودکان، نوجوانان و جوانان، به گونه ای تربیت شوند که غریزه ی جنسی آنان به سمت
آن میل فطری، سوق داده شود و در مراحلی، از این میل فطری برای کنترل و ضابطه مند کردن آن غریزه، استفاده گردد. پس از ازدواج نیز زن و شوهر باید یکدیگر را در رسیدن به قله معنویات، کمک نمایند و نردبانی برای ترقی به بالاترین درجات انسانیت در خویشتن باشند. آنها نباید تصور کنند که هدف از ازدواج، فقط ارضای نیازهای جنسی است؛ بلکه این امر را نیز وسیله ای برای صعود معنوی و اخلاقی خود قرار دهند.
بنابراین، یکی از زیر بنایی ترین اصل های تربیت جنسی در اسلام، میل انسان به معنویت است و افراد باید به گونه ای تربیت شوند که بعد معنوی آنان در جریان تربیت جنسی، تقویت شود و غریزه ی جنسی، ابزاری در جهت شکوفا سازی آن مبنای تمایل به معنویت قرار گیرد.

اصول مرتبط با مبنای دوم

با توجه به تمایل فطری انسان ها (چه زن و چه مرد) به معنویات و سیر تکاملی به سوی قرب الی الله و تأثیر آن بر روند تربیت جنسی (مبنای دوم)، یک سری از قواعد
و اصول تربیتی، در احادیث، مورد تأکید قرار گرفته اند که عبارت اند از:

1.اصل عفت و خویشتنداری

از جمله اموری که انسان را از فضیلت و معنویت دور می سازد، «ناخویشتنداری در غریزه ی جنسی» است. همان گونه که پیش از این بیان شد، آزادی جنسی و ارضای بی قید و شرط غریزه ی جنسی، آثاری نامطلوب برای فرد و بشر دارد. از این رو، خداوند متعال، ضوابطی را برای آن مشخص فرموده و موارد جواز و عدم آن را اعلام کرده است. موارد عدم جواز، همان چیزهایی هستند که از آنها به «حرام جنسی» تعبیر می شود. ارضای شهوت در این قلمرو ممنوع، موجب سقوط انسان و دوری وی از فضیلت و معنویت می گردد.
قرآن کریم، «گمراهی»(4) و «انحراف»(5) را از پیامدهای شهوت گرایی می داند و رسول خدا (ص) پیامد شهوت رانی را این گونه توصیف می کند:
من کان أکثر همه نیل الشهوات، نزع من قبله حلاوة الایمان.(6)
هر که بیشترین فکر و تلاشش، رسیدن به شهوات باشد، شیرینی ایمان، از قلبش گرفته می شود.
در این باره، گزاره های فراوانی وجود دارد که جای طرح همه آنها نیست؛ ولی آنچه مهم است این که بخشی از شهوات، چنین پیامدهایی دارند. لذا رسول خدا (ص) بزرگ ترین تهدید امت را شهوت رانی می داند. بنابراین، برای تحقق گرایش فطری انسان به معنویت، در این بخش از شهوات، باید «عفت» یا همان «خویشتنداری جنسی» پیشه کرد. عفت، با حذف عوامل تهدید کننده، زمینه ی پرورش فضیلت و معنویت را در انسان به وجود می آورد. از این رو، امام باقر (ع) می فرماید:
ما عبدالله بشی ء أفضل من عفة بطن و فرج.(7)
خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و شرمگاه عبادت نشده است.

2.اصل ازدواج

همان گونه که پیش از این بیان شد، ارضای آزادانه غریزه ی جنسی، موجب کشیده شدن انسان، به گمراهی و تباهی و دوری از فضیلت و معنویت می گردد. بهترین راه برای ایمنی از این پیامدهای منفی، ازدواج کردن است. از این رو، خداوند متعال می فرماید:
و أنکحوا الأیمی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.(8)
زنان و مردان بی همسر و غلامان و کنیزان شایسته تان را همسر دهید. اگر تنگ دست باشند، خداوند، از فضل و کرم خود، توانگرشان می سازد.
ازدواج، بویژه در دوران جوانی، موجب فراری دادن شیطان می شود. رسول خدا (ص) می فرماید:
ایما شاب تزوج فی حداثة سنه عج شیطانه: یا ویله! عصم منی دینه.(9)
هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد بر می آورد که: «وای بر او! دین خود را از (گزند) من حفظ کرد».
در برخی دیگر از روایات آمده که جوان با ازدواج کردن، دو سوم دین و بندگی خود را حفظ می کند (10) و دیگران، نیمی از دین خود را.(11)
شاید به همین جهت است که پیامبر (ص) می فرماید:
من أحب أن یلقی الله طاهراً مطهراً فلیلقه بزوجة.(12)
هر که دوست دارد که خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، با (همراه داشتن) همسری به دیدارش برود.
در بخشی دیگر از روایات، تأکید شده که با ازدواج کردن، ثواب نماز مؤمن، افزایش می یابد(13) و حتی خواب او بر شخص روزه دار شب زنده دار عزب (مجرد)، برتری دارد.(14) این، نشان دهنده ی نقش ازدواج در تکامل معنوی و ایمانی انسان است.
در دسته دیگری از روایات، مجرد بودن افراد، به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و از آنان به عنوان «پست ترین مردگان»(15) و «شرورترین زندگان»(16) یاد شده است. جالب این جاست که برخی افراد، به خاطر کسب فضیلت، از ازدواج، سرباز می زده اند که به شدت مورد نکوهش ائمه اطهار (ع) قرار گرفته اند و اندیشه آنان رد شده است.(17) رسول خدا (ص) به فرد ثروتمندی به نام عکاف که ازدواج نکرده بود، فرمود که اگر ازدواج نکند، از گناهکاران خواهد بود.(18)
در روایت دیگری از پیامبر (ص) آمده که سستی در امر ازدواج فرزندان و تأخیر در آن، موجب بروز فتنه در زمین و فساد بزرگ می گردد؛ از این رو، توصیه فرموده که اگر دیانت و امانت فرد خواستگار، پسندیده بود، در ازدواج با آن، کوتاهی نکنید.(19)
همه این موارد، نشان می دهند که ازدواج کردن، راهی به سوی حفظ دیانت و تکمیل معنویت و فضیلت است و در غیر این صورت، بعد معنوی انسان، پرورش نمی یابد و به فضیلت و تکامل، دست پیدا نمی کند.
نکته قابل تأمل، این است که نه تنها در روایات، بر نقش ازدواج در تکامل معنوی و کسب فضیلت تأکید شده، بلکه برای همکاری در زمینه تمام اعمال و حرکات عاشقانه و محبت آمیز و حتی روابط جنسی زوجین، تشویق به عمل آمده و برای آن، اجر و پاداش در نظر گرفته شده که خود می تواند عاملی برای تکامل معنوی باشد.
حال، این سؤال به ذهن خطور می کند که چرا خداوند، برای عملی که لذت مادی دارد، پاداش در نظر می گیرد؟ در این زمینه، نکات زیر قابل توجه است:
یک.وجود روابطی عاشقانه و صمیمی بین زوجین، آنها را از انجام دادن کارهای حرام، باز می دارد.
دو.محبت کردن به دیگران، خود، نوعی کمال است؛ زیرا لازمه آن، خارج شدن از لاک خودخواهی و دیدن دیگران است.
سه.داشتن روابط خوب و صمیمی با همسر برای انسان، نوعی فراغت بال و آسودگی خیال به ارمغان می آورد که در سایه آن، انسان، با آرامش بیشتری می تواند به عبادت و تعلم و خدمت به جامعه بپردازد.
چهار.داشتن محبت و روابط صمیمی، باعث پرورش صفات پسندیده در زوجین است، مثل عفت، حیا، عدم تمایل به ارتباط با نامحرم و... .
پنج.سزاوار است که زن و شوهر، روابط خود را با یکدیگر معنوی بدانند.
پیامبر (ص) می فرمایند:
إن الرجل إذا نظر إلی امراته و نظرت إلیه نظر الله تعالی إلیها نظر الرحمة.(20)
وقتی مرد، به زن خود، با محبت می نگرد و زنش بدو با مهر نگاه می کند، خداوند به دیده ی رحمت بر آنها می نگرد.
یک نگاه محبت آمیز زن و شوهر به هم، باعث نازل شدن رحمت الهی بر آنان است. بویژه آن که این نگاه محبت آمیز، بر قلب زوجین تأثیر می گذارد. توجه کردن مرد به خانواده و محبت کردن به آنها به اندازه ای اهمیت دارد که پیامبر (ص) می فرماید:
جلوس المرء عند عیاله أحب إلی الله تعالی من الاعتکاف فی مسجدی هذا.(21)
خداوند نشستن مرد در کنار همسرش را از اعتکاف در مسجد النبی، بیشتر دوست دارد.
امام صادق (ع) نیز می فرماید:
رحم الله عبداً أحسن فیما بینه و بین زوجته.(22)
خداوند، رحمت کند مردی که روابط بین خود و زنش را نیکو گرداند.
در مورد خیری که از جهت داشتن همسر صالح و نیکو نصیب مرد می شود، امام صادق (ع) به نقل از پدر بزرگوارش می فرماید:
ما أفاد عبد فائدة خیراً من زوجة صالحة، إذا رآها سرتة.(23)
هیچ خیری بالاتر از این به مرد نمی رسد که زن صالحی داشته باشد که هرگاه شوهرش او را ببیند، مسرور گردد.
همچنین پیامبر (ص) می فرماید:
إن الرجل لیوجر فی رفع اللقمة إلی فم امراتة.(24)
مردی که لقمه در دهان همسرش بگذارد، اجر دارد.
در حدیث دیگری نیز می فرماید:
إن الرجل إذا سقی امراتة من الماء اجر.(25)
اگر مردی به همسرش آب بدهد برای او پاداش در نظر گرفته می شود.
مشابه همین روایت، در مورد محبت زن به مرد نیز وجود دارد، آن جا که پیامبر(ص) می فرماید:
ما من امراة تسقی زوجها شربة ماء إلا کان خیراً کان لها من عبادة سنة صیام نهارها و قیام لیلها، و یبنی الله لها بکل شربة تسقی زوجها مدینة فی الجنة و غفر لها ستین خطیئة.(26)
هر زنی که به شوهرش آب دهد، این عمل او برایش از یک سال روزه و نماز شب بهتر است و با هر جرعه آبی که شوهرش می نوشد، شهری در بهشت برای او ساخته می شود و شصت گناه او بخشیده می شود.
هم او می فرماید:
ویل لامراة أغضبت زوجها و طوبی لامراة رضی عنها زوجها.(27)
وای بر زنی که شوهرش را خشمگین سازد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد!
خشنودی مرد از زن و عدم وجود خشم در خانواده، یک امر تربیتی مهمی است که باید به عنوان اصل فعالیت ها در زندگی مورد توجه قرار گیرد. نوع رابطه زن و مرد باید به گونه ای باشد که زمینه خشمگین شدن یکدیگر را فراهم نسازند.

3.اصل لزوم انتخاب همسر شایسته و دیندار

مبنا قرار دادن تمایل به معنویت، به این است که آنچه برای رسیدن به این میل فطری مؤثر است، به کار گرفته شود و گذشته از عفت و ازدواج، انتخاب همسر شایسته برای زندگی، در به فعلیت رساندن آن میل معنوی، تأثیر فراوانی دارد. بنابراین، فرد نباید هر کسی را با هر شرایطی، به همسری خود برگزیند؛ بلکه لازم است که شایستگی اخلاقی و عملکردی او را مد نظر داشته باشد. از این رو، درباره این که کسی را برای همسری انتخاب کنید و چه کسی را انتخاب نکنید، احادیث فراوانی در اختیار داریم که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. امام باقر(ع) فرمود:
أنی رجل رسول الله (ص) یستأمره فی النکاح، فقال رسول الله (ص): نعم انکح، و علیک بذوات الدین تربت یداک.(28)
مردی خدمت پیامبر (ص) آمد و در امر ازدواج از آن حضرت کسب تکلیف و اجازه کرد. حضرت فرمود: «آری ازدواج کن و برتو باد به زنان متدین. خدا خیرت دهد!».
پیامبر (ص)نیز می فرماید:
لا یختار حسن وجه المرأة علی حسن دینها.(29)
نباید حسن صورت زن را بر حسن دینداری او برگزید.
همچنین فرمود:
تنکح المرأة علی أربع خلال: علی مالها، و علی دینها و علی جمالها و علی حسبها و نسبها، فعلیک بذات الدین.(30)
به خاطر چهار چیز، با زن ازدواج می شود: مال و ثروتش، زیبایی اش، دینداری اش و اصل و نسب و خانواده و تو با زنان دیندار، ازدواج کن.
امام صادق (ع) با دست گذاشتن بر نقش ازدواج در محدود شدن و پایبند شدن انسان و تأثیر آن در سرنوشت اعیانی افراد، خواستار دقت در انتخاب همسر شایسته شده است:
إنما المرأة قلادة فانظر ما تتقلد و لیس لامرأة خطر، لا لصالحتهن و لا لطالحتهن : وأما صالحتهن فلیس خطرها الذهب و الفضة هی خیر من الذهب و الفضة و أما طالحتهن فلیس خطرها التراب، التراب خیر منها.(31)
همانا زن، طوق است؛ پس بنگر که چه طوقی به گردن می افکنی. برای زن، ارزش و بهایی نمی توان تعیین کرد؛ نه برای خوب آنها و نه برای بدشان. زن خوب، ارزشش طلا و نقره نیست؛ بلکه از طلا و نقره هم بهتر و با ارزش تر است و زن بد، ارزشش خاک نیست؛ بلکه خاک هم از او با ارزش تر است.
پیامبر (ص) با رویکرد تربیت نسل، به مسئله پرداخته و با توجه به نقش مادر در تکامل معنوی فرزند، خواستار دقت بیشتر، در انتخاب همسر شایسته شده است:
تزوجوا فی الحجز الصالح، فإن العرق دساس.(32)
با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا خون تأثیرگذار است.
امام صادق (ع) با اشاره به تأثیر پذیری زن از مرد و نقش آن در سرنوشت ایمان زن، خواستار دقت در انتخاب همسر شده، می فرماید:
تزوجوا فی الشکاک و لا تزوجوهم، لأن المراة تأخذ من أدب زوجها و یقهرها علی دینه.(33)
از خانواده ای که [در حقانیت] تردید دارند، زن بگیرید؛ ولی به آنها زن ندهید؛ زیرا زن، تربیت و خلق و خوی شوهر را به خود می گیرد و مرد، او را تحت تأثیر دین خود قرار می دهد.

4.اصل لزوم همکاری معنوی

اصل دیگر تربیتی که از مبنای تمایل به معنویت در روند تربیت جنسی باید به کار گرفت، این است که بنای زوجین در زندگی، باید بر همکاری زوجین برای نیل به کمال معنوی باشد. در این زمینه، دستورهایی از پیامبر (ع) و ائمه (ع) رسیده که لازم است زن و شوهر، یکدیگر را در امور معنوی یاری رسانند. پیامبر (ص) می فرماید:
إذا أیقظ الرجل أهله من اللیل و توضئاً وصلیا کتبا من الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات.(34)
هر گاه مردی همسرش را هنگام شب بیدار کند و نماز شب بخوانند، در زمره مردان و زنانی هستند که بسیار یاد خدا می کنند.
و نیز آن حضرت می فرماید:
رحم الله رجلاً قام من اللیل فضلی. ثم أیقظ امرأته فصلت، فان أبت نضح فی وجهها الماء و رحم الله امرأة من اللیل فصلت، و أیقظت زوجها فأن أبی نضحت فی وجهه الماء.(35)
خداوند، رحمت کند مردی را که نیمه شب برخیزد و نماز شب به پا دارد. سپس همسر خود را بیدار نماید و او نیز نماز شب به پا دارد و اگر زن از خواب بیدار نشد، چند قطره آب، بر صورت او بریزد تا (تا او نیز برای عبادت برخیزد). و رحمت خدا شامل زنی باد که نیمه شب برخیزد و نماز بر پا دارد. سپس شوهرش را از خواب بیدار کند و اگر بیدار نشد، چند قطره آب به صورت او بریزد (تا شوهر نیز برای عبادت برخیزد).
همچنین علی بن اسباط، از امام صادق (ع) در مورد مردی سئوال کرد که نصف شب با صدای بلند، نماز (نماز شب) می خواند. امام فرمود:
ینبغی للرجل إذا صلی باللیل أن یسمع أهله لکی یقوم النائم.(36)
باید مردی که به نماز می ایستد، صدای نماز خواندن خود را به گوش خانواده اش برساند تا آنهایی که خواب هستند، بیدار شوند و نماز بخوانند.
در این روایت، امام، از واژه ی «ینبغی» به معنای: «سزاوار است»، استفاده کرده اند، که نشانه ی نوعی تأکید بر این کار است. بنابراین، مردی که متقی و عابد است، باید خانواده خود را نیز به عبادت، تشویق و ترغیب نماید. این مسئله، در سیره ی بزرگان و معصومان (ع) هم وارد شده که به ذکر نمونه ای از آن می پردازیم:
شبی که حضرت فاطمه (ع) وارد خانه حضرت علی (ع) شد، به ایشان عرض کرد:
تفکرت فی حالی و أمری عند ذهاب عمری و نزولی فی قبری فشبهت دخولی فی فراشی بمنزلی کدخولی إلی لحدی و قبری فأنشدک الله أن قمت إلی الصلاة فنعبد الله تعالی هذه اللیلة.(37)
هنگام ورود به خانه، به یاد انتقالم از این دنیا و وارد شدنم به قبر افتادم. پس وارد شدم به رخت خواب در خانه را، به وارد شدنم در قبر، تشبیه کردم. پس تو را به خدا سوگند می دهم که بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب، خدا را عبادت کنیم.
آن شب را هر دو به عبادت سپری کردند و زمانی که پیامبر (ص) از حضرت علی (ع) سؤال کرد که همسرت را چگونه یافتی؟ آن حضرت فرمود: بهترین یاور بر اطاعت خداست.
و در حدیثی از پیامبر (ص) در تشویق زن به یاری رساندن به شوهرش در عبادت و طلب علم آمده که فرمود:
أیما امراة أعانت زوجها علی الحج و الجهاد أو طلب العلم اعطاها الله من الثواب ما یعطی امراة أیوب (ع).(38).
هر زنی که شوهرش را بر رفتن به حج و جهاد یا آموختن علم یاری کند، خداوند، همانند ثوابی که به زن ایوب داد، به او می دهد.
همچنین پیامبر (ص) می فرماید:
من أعطی أربع خصال فی الدنیا فقد أعطی خیر الدنیا و الاخرة و فاز بحظه منها... و زوجة صالحة تعینه علی أمر الدنیا و الاخرة.(39)
هر فردی که چهار ویژگی دارد، به او خیر دنیا داده می شود و بهره ی دنیا و آخرت را به دست می آورد:... و [یکی از آنها] زن صالحی است که او را در امور دنیا و آخرت یاری کند.
در حدیث دیگری نقل شده که مردی، نزد رسول خدا (ص) رفت و عرض کرد: زنی دارم که هر وقت به خانه می روم، به استقبالم می آید و هنگامی که از خانه خارج می شوم، مرا بدرقه می کند؛ اگر مرا غمگین دید، به من می گوید: «چه چیزی تو را غمگین می کند؟ اگر نگران روزی خود هستی، پس بدان که کس دیگری عهده دار آن است و اگر نگران آخرتت هستی، پس خداوند، نگرانی ات را افون کند». پیامبر (ص) فرمود:
أن الله عمالاً و هذه من عماله لها نصف أجر الشهید.(40)
همانا خداوند، کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران اوست و برای او نصف پاداش یک شهید است.
این داستان، نشان می دهد که زن، با یک جمله و با رفتارهایی ساده، آخرت را برای خود و همسرش تضمین می کند. در واقع، این، یک جریان تربیتی است که روش برخورد درست با نگرانی های شوهر یا تنگ دستی او را نشان می دهد؛ روشی که نگرانی شوهر را برطرف می کند و او را به زندگی و تلاش بیشتر، امیدوار می سازد. به همین دلیل است که رسول خدا (ص) می فرماید:
ما استفاد المؤمن بعد تقوی الله خیراً من زوجة صالحة.(41)
برای مؤمن، پس از تقوای الهی، خیری بالاتر از زن صالح نیست.
بنابراین، از بهترین مواردی که مؤمن می تواند از آن بهره مند گردد و سعادت خویش را رقم بزند، بعد از تقوا، زن شایسته است و وجود چنین زنی، زمینه ی رشد معنوی را فراهم می سازد.
در این گونه احادیث، یک نکته ی تربیتی مهم نهفته است و آن این که والدین در تربیت معنوی دختر خود باید همت و تلاش دو چندان داشته باشند؛ زیرا شایسته بودن زن، شایستگی جامعه را تضمین می کند و فساد او، باعث فساد جامعه می گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1.سوره روم، آیه30.
2.قوا أنفسکم و أهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجارة(سوره تحریم، آیه 6).
3.بحارالأنوار، ج70، ص59؛ عوالی اللالی، ج4، ص113.
4.فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوت فسوف یلقون غیاً(سوره مریم، آیه 59).
5.والله یرید أن یتوب علیکم و یرید الذین یتبعون الشهوت أن تمیلوا میلاً عظیماً(سوره نساء، آیه: 27).
6.میزان الحکمة، ج1، ص382، ح1374؛ تنبیه الخواطر، ج2، ص116.
7.الکافی، ج2، ص 79؛ وسائل الشیعة، ج15، ص249.
8.سوره نور، آیه 32.
9.میزان الحکمة، ج5، ص2250، ح7805؛ کنز العمال، ج16، ص276.
10.رسول خدا(ص) می فرماید: «ما ساب تزوج فی حداثة سنة إلا عج شیطانه: یا ویله، یا ویله! عصم منی ثلثی دینه فلیتق الله العبد فی الثلث الباقی»(دعائم الاسلام، ج2، ص190؛ النوادر، راوندی، ص113؛ بحارالأنوار، ج103، ص221، میزان الحکمة، ج5، ص2250، ح7806).
11.«من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی»(الأمالی، طوسی، ص518؛ مکارم الأخلاق، ص 196؛ بحارالأنوار، ج100، ص219).
12.وسائل الشیعة، ج20، ص18؛ بحارالأنوار، ج103، ص220.
13.امام صادق (ع) می فرماید: «رکعتان یصلیهما متزوج أفضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متزوج»(ثواب الأعمال، ص40؛ وسائل الشیعة، ج20،ص20؛ میزان الحکمة، ج5، ص2250، ح7811).
14.رسول خدا (ص) می فرماید: «المتزوج النائم أفضل عندالله من الصائم القائم العزب»(میزان الحکمة، ج5، ص2250، ح7812؛ مستدرک الوسائل، ج14، ص155).
15.رسول خدا (ص) می فرماید: «شرار موتاکم العزاب».(میزان الحکمة، ج5، ح7821). نیز رسول خدا (ص) می فرماید: «رذال موتاکم العزاب» (همان، ح7822؛ روضة الواعظین، ص374).
16.رسول خدا (ص) می فرماید: «شرارکم عزابکم». (المیزان الحکمة، ج5، ح7823 و 7824؛ کنز العمال، ج16، ص277).
17.امام رضا (ع)می فرماید: «ان امرأة سألت ابا جعفر (ع) فقالت: اصلحک الله انی متبتلة، فقال لها: و مت التبتل عندک؟ قالت: لا ارید التزویج ابداً. قال: ولم؟ قالت: التمس فی ذلک الفضل فقال انصرفی فلو کان فی ذلک فضل لکانت فاطمة(ع) أحق به منک انه لیس احد یسبقها إلی الفضل». (الکافی، ج5، ص509؛ میزان الحکمة، ج5، ص2252، ح7819).
18.رسول خدا (ص) می فرماید: «تزوج و الا فانت من المذنبین»(بحارالأنوار، ج103، ص221، جامع أحادیث الشیعة، ج20، ص18).
19.رسول خدا (ص) می فرماید: «إذا جاءکم من ترضون دینه و أمانته یخطب (الیکم) فزوجوه و إن لا تفعلوه تکن فتنة فی الأرض و فساد کبیر» (الکافی، ج5، ص347؛ الأمالی، طوسی، ص51؛ میزان الحکمة، ج5، ص2256، ح7837).
20.نهج الفصاحة، ح621؛ مسند زید، ص302.
21.تنبیه الخواطر، ج2، ص122؛ میزان الحکمة، ج5، ص2266، ح7884.
22.کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص443؛ وسائل الشیعة، ج20، ص170.
23.الکافی، ج5، ص327؛ قرب الإسناد، ص20.
24.جامع السعادات، ج2، ص108؛ میزان الحکمة، ج5، ص2266.
25.مسند أحمد، ج4، ص128؛ مجمع الزوائد، ج3، ص119.
26.وسائل الشیعة، ج20، ص172؛ جامع أحادیث الشیعة، ج20، ص235.
27.عیون الأخبار الرضا (ع)، ص14؛ وسائل الشیعة، ج20، ص213.
28.تهذیب الأحکام، ج7، ص401؛ وسائل الشیعة، ج20، ص38.
29.میزان الحکمة، ج5، ص2254، ح7835؛ کنز العمال، ج16، ص302.
30.میزان الحکمة، ج5ص2254، ح7836؛ کنز العمال، ج16، ص303.
31.الکافی، ج5، ص232؛ میزان الحکمة، ج5، ص2258، ح7847.
32.مکارم الأخلاق، ص197؛ میزان الحکمة، ج5، ص2258، ح7848.
33.الکافی، ج5، ص348؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص408؛ وسائل الشیعة، ج20، ص555.
34.وسائل الشیعة، ج7، ص257؛ بحارالأنوار، ج87، ص158.
35.سنن أبی داوود، ج1، ص295؛ سنن النسائی، ج3، ص205.
36.علل الشرائع، ج2، ص364؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص124؛ وسائل الشیعة، ج6، ص77.
37.ملحقات إحقاق الحق، ص489.
38.مکارم الأخلاق، ص201.
39.الأمالی، طوسی، ص577؛ بحارالأنوار، ج69، ص404، ح106.
40.کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص389؛ وسائل الشیعة، ج20، ص32.
41.سنن إبن ماجة، ج1، ص596؛ کنز العمال، ج16، ص272؛ میزان الحکمة، ج5، ص2268، ح7893.

منبع:فقیهی، علی نقی؛ (1387)، تربیت جنسی: مبانی اصول و روش ها از منظر قرآن و حدیث، قم: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، چاپ دوم 1387.