نویسنده: دکتر محمد جواد محقق نیا*
 

غوری درتفاوت های رویکرد به تولید از دو منظر

این نوشتار به تفاوت های ادبیات موجود غربی با نگاه مطلوب اسلام در رویکرد به تولید و سیاست های منجر به گسترش و تشویق آن، پرداخته است. هم چنین در نوشتار از ایده های اقتصادی یاد شده است که توجه به آنها بهبود وضعیت تولید را در پی می آورد.
واژگان کلیدی: اندیشه اسلامی، پس انداز، تولید ملی، جهاد اقتصادی
ما بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به استراتژی جایگزینی واردات روی آوردیم که تا حدی هم موفق بود؛ بعدتر در این مسیر موفقیت های بیش تری نیزنصیب ما شد که از جمله آن ها می توان به محدود کردن وابستگی کشور به بنزین اشاره کرد. به نظر می رسد که جبهه استکبار حساب ویژه و جداگانه ای روی این زمینه بازکرده بود و در صدد ایجاد فشار برمردم از این طریق بود. هم اکنون جهان سلطه ما را با تحریم های گسترده و بی سابقه ای مورد هجمه قرارداده است. با این حال، همت مردم و تلاش مسئولین ذیل درایت مقام معظم رهبری به عبور پیروزمندانه ملت ما از این گردنه نیرخواهند انجامید و ما خواهیم توانست وضعیت پیش روی رابه نفع خویش شکل دهیم؛ کمااین که تاکنون نیز شرایط ما این گونه بوده است. نگاهی به تاریخ ایران نیز موفقیت مردم این مرز و بوم را در عبور از مشکلاتی از این دست نشان می دهد. مثلا پس از حمله مغولان ایرانیان نیروی مهاجم را در خود هضم کردند و به نوعی حمله جدیدی را، در حوزه فرهنگ، علیه مهاجمان سامان دادند. این بسیار جالت است که فردی هم چون سلطان محمد خدابنده، با آن که مغول است، تغییر می کند و در درون فرهنگ ما قرار می گیرد. وضعیت هایی از این دست، در واقع، پتانسیل ملت ایران را در تبدیل تهدیدها به فرصت ها نشان می دهد.
در مسئله تحریم ها همین اتفاق در حال رخ دادن است؛ چه آنکه تحریم ها می تواند زمینه ساز استقلال کشور گردد. نگاهی به وضعیت فعلی کشورنشان می دهد که ما خوشبختانه هم اکنون در این مسیر گام برمی داریم و سطوح قابل توجهی از استقلال را فراهم آورده ایم. به زبان دیگر استقلال در بسیاری از زمینه های تولیدی شکل گرفته است. در برخی زمینه های دیگر نیز جهت گیری به این سمت شده است.
هم اکنون جهان سلطه ما را با تحریم های گسترده و بی سابقه ای مورد هجمه قرارداده است. با این حال، همت مردم و تلاش مسئولین ذیل درایت مقام معظم رهبری به عبور پیروزمندانه ملت ما از این گردنه نیرخواهند انجامید.
به هرحال نکته مهم و کانونی آن است که راه مبارزه با تحریم ها گسترش تولید ملی و حرکت در مسیر جهاد اقتصادی است. توجه به تولید ملی بیانگر تجربه ارزشمندی است که در کشورهای دیگر نیز نتیجه بخش واقع شده است. به عنوان نمونه اگر می بینیم ژاپن از پس ویرانه های جنگ جهانی دوم توانست یک اقتصاد پیشرفته را عرضه دارد، علتش آن بود که مردم ژاپن از تولید ملی خود به جد حمایت کردند. انجام این مهم طبعاً بدون رویکرد فرهنگ سازانه غیر میسر و نامحتمل بوده است و دستیابی به چنین سطحی ازحمایت از تولید ملی فارغ از کار فرهنگی تحقق نیافتنی است. ما نیز نیاز به آن داریم که با گسترش فرهنگ حمایت از تولید ملی و فرهنگ سازی در این زمینه مسیر پیش روی استقلال اقتصادی کشور را هموار گردانیم.
یکی از اصلی ترین تفاوت های ما بادیگر کشورها در رویکرد به مسئله تولید ملی نگاه عزت مندانه ما به مقولاتی از این دست است. در واقع ما می خواهیم با اقتدار و عزت این مسیر را طی بکنیم و مایل به آن نیستیم که در این مسیرعزت سیاسی و اقتصادی خود را ببازیم. سابقه و تمدن ملت ایران نشان می دهد که این اتفاق قابل وصول است. در گذشته بارها این اتفاق افتاده است الان هم این اتفاق زمینه اش مهیا است و تا حدی نیز، حرکت در مسیر گسترش تولید ملی، به خوبی پیش رفته است. به هر صورت امروز نقطه اصلی نبرد ما با دنیای استکبار اقتصاد و آنها تمام توان خود را روی این قسمت قرار داده اند.
یکی از اصلی ترین تفاوت های ما با دیگر کشورها در رویکرد به مسئله تولید ملی نگاه عزت مندانه ما به مقولاتی از این دست است. در واقع ما می خواهیم با اقتدار و عزت این مسیر را طی بکنیم و مایل به آن نیستیم که در این مسیرعزت سیاسی و اقتصادی خود را ببازیم.

حمایت از تولید در نگاه اسلامی

در اندیشه اسلامی جهت گیری هایی را می توان دریافت که بر شرایط امروزین ما تطبیق می یابد. از جمله این مباحث تأکید جدی و اساسی این دین رستگاری بر استقلال اقتصادی مسلمانان است. آیه شریفه ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (کافرین نباید بر مسلمین مسلط باشند) به این مقوله اشاره می نماید. از این آیه مبارکه به دست می آید که مسلمین باید پی جوی استقلال و عزت باشند. بی گمان یکی از زمینه های مهم دستیابی به استقلال حمایت از تولید و کار است؛ چه آن که اگر ما در زمینه های اقتصادی وابستگی داشته باشیم به استقلال دست نخواهیم یافت و، به نوعی، زیرسلطه غیرمستقیم کفار خواهیم بود.
نگاهی به ادبیات اقتصادی جهان نشانگر آن است که در این حوزه با دو رویکرد مواجه هستیم:
- جایگزینی واردات؛
- استراتژی نگاه به صادرات.
ما بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به استراتژی جایگزینی واردات روی آوردیم که تا حدی هم موفق بود؛ بعدتر در این مسیر موفقیت های بیش تری نیزنصیب ما شد که از جمله آن ها می توان به محدود کردن وابستگی کشور به بنزین اشاره کرد. به نظر می رسد که جبهه استکبار حساب ویژه و جداگانه ای روی این زمینه بازکرده بود و در صدد ایجاد فشار برمردم از این طریق بود. خوشبختانه زمینه انجام این کاربا تدبیر مسئولین از میان رفت و دشمن در این زمینه هم شکست خورد. هم اکنون ما هر دو استراتژی را در کشور تعقیب می کنیم. به نظرمی رسد که این رویکرد صحیح باشد و ضمن حفظ استقلال و عزت مردم ایران، امنیت اقتصادی ما را نیز افزایش دهد.

رویکرد به عدالت در نظام اقتصادی اسلامی

نکته مهم دیگردیگر مبحث عدالت است. اسلام به تعادل بین کار و سرمایه خیلی توجه دارد. از این روی باید هم از سرمایه گذار و سرمایه دار حمایت کنیم و هم از نیروی کار، به زبان دیگر باید بر آن باشیم تا نوعی تعادل میان این دو برقرار شود. به چنین واقعیتی در صدر اسلام برمی خوریم: بعد از هجرت پیامبر عظیم الشان اسلام به مدینه، به دلیل حضور پررنگ مهاجران در این شهر نیروی کار فراوانی در مدینه گرد آمده بود. به زبان اقتصادی امروز عرضه نیروی کار به شدت بالا بود. طبق قوانین اقتصادی وقتی عرضه افزایش پیدا می کند قیمت کاهش پیدا می کند. به این ترتیب قیمت نیروی کار علی القاعده باید کاهش پیدا می کرد؛ اما پیامبر (ص) برای این که بی عدالتی برقرار نشود به کسانی که زمین کشاورزی داشتند و تقاضای استفاده از نیروی کار مهاجرین را داشتند حکم فرمودند که سود حاصل از کار به صورت مساوی بین هردو طرف تقسیم شود.
این ایده غربی که بخش کوچکی از جمعیت بیش تر سرمایه ملی را در اختیار داشته باشد و بر اکثریت قریب به اتفاق مردم، که دسترسی به سرمایه ها ندارند، تسلط بیابد مورد قبول اسلام نیست. مکانیزم های اقتصاد اسلامی سبب می شود که این اتفاق در جامعه اسلامی رخ ندهد؛ هرچند در اقتصاد غرب این اتفاق عملاً رخ داده است و هم اکنون اقلیتی ای بسا چند درصدی بر اکثریت حکومت می کنند.
کوتاه سخن آنکه برخی از نظریه های اقتصاد چندان به عدالت نمی اندیشند و براین باورند که اگر ما بخواهیم به تولید دست پیدا کنیم ناچار هستیم که در بعضی از سطوح عدالت را زیر پا بگذاریم. این گروه از نظریه ها بر لزوم پس انداز جهت دستیابی به تولید تأکید می ورزند. پرسش آن است که پس انداز را چه کسانی انجام می دهند؛ کسانی که مازاد بر درآمد دارند. معمولاً اقشار متوسط به پایین جامعه پیش از 90درصد درآمدشان را مصرف می کنند که چیزی برای پس انداز برایشان باقی نمی ماند؛ اما اقشار ثروتمند، از برای نمونه، ده درصد درآمدشان را مصرف می کنند و نود درصدش را پس انداز می کنند. به این ترتیب، برای آن که پس انداز ایجاد شود، باید نابرابری ایجاد گردد. واقعیت این است که ما اصلاً به دنبال چنین تولیدی نیسیتم و تعقیب چنین تولیدی صحیح نیست. ما باید به دنبال تولیدی باشیم که نتیجه اش عدالت باشد و همراه با عدالت محقق گردد.
اسلام عدالت را در سه زمینه مورد نظر قرارداده است:
- قبل از ورود به مرحله تولید؛
- حین مرحله تولید؛
- بعد از مرحله تولید.
این عدالت در هرسه مرحله حتماً باید همراه با معیارهای اقتصادی اسلام باشد. قبل از تولید با شرایطی هم چون نحوه تصرف اموال یا انفال مواجه می شویم. حین تولید هم، با توجه به شرایطی که اسلام گذاشته است، لازم است که ظلم، غرر، ضرر، هرج، ربا و مواردی از این دست در کار نباشد. چنین رویکردی سبب خواهد شد که فرآیندهای اقتصادی همراه با عدالت تحقق یابد. بعد از تولید هم لازم است تا ذیل رویکردهایی نظیر اخذ مالیات های اسلامی و نیز با مراعات توصیه های اخلاق دینی شرایط منجر به عدالت برقرار شود؛ یعنی وقتی طرف تولیدش انجام شد از او خمس و زکات می گیریم. هم چنین به مردم توصیه می کنیم که به کمک مستمندان بیایند و از ایشان حمایت بکنند. توصیه های اخلاقی هم در این مرحله اهمیت می یابد.
در اندیشه اسلامی جهت گیری هایی را می توان دریافت که بر شرایط امروزین ما تطبیق می یابد. از جمله این مباحث تأکید جدی و اساسی این دین رستگاری بر استقلال اقتصادی مسلمانان است. آیه شریفه ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (کافرین نباید بر مسلمین مسلط باشند) به این مقوله اشاره می نماید.
سیره معصومین (ع) را که مطالعه می کنیم در می یابیم بزرگان ما به این سمت مایل بوده اند؛ یعنی اسلام برای اقتصاد در سه مرحله عدالت را مطلوب دیده است. به این ترتیب نمی توانیم بگوییم این سه مرحله را هم جدا هستند.
با لحاظ آنچه آمد می توان دریافت که چرا پس انداز، آن گونه که در تئوری های غربی در مسیر تولید از آن یاد می شود، با ناعدالتی همراه است. ما همان پس اندزهای کوچک را که عادلانه شکل گرفته می توانیم جهت دهی بکنیم به سمت تعاونی ها ببریم و سعی کنیم که تولید را ذیل چنین رویکرد شکل دهیم.
نکته مهم آن که در شرایط عادلانه درآمد مردم بالا می رود و همگان امکان پس انداز خواهند یافت.

آسیب ها و چالش های تولید

اقتصاد ایران شرایط خاصی دارد. متأسفانه از تولید به اندازه کافی حمایت نمی شود. برای حمایت ازتولید چند فعالیت لازم است که در دستور کار قرارگیرد. در ادامه به این شرایط می پردازیم:
ما بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به استراتژی جایگزینی واردات روی آوردیم که تا حدی هم موفق بود؛ بعدتر در این مسیر موفقیت های بیش تری نیز نصیب ما شد که از جمله آن ها می توان به محدود کردن وابستگی کشور به بنزین اشاره کرد.

نخست: فرهنگ سازی

بر این اساس مردم خواهند پذیرفت که مصرف کالای ایرانی به نفع خودشان است؛ چه آنکه اگر کالای ایرانی مصرف کنند می توانند توقع داشته باشند فرزند خودشان هم کار مناسبی داشته باشد و درآمد مناسبی به دست آورد.

دوم: بالابردن کیفیت تولید:

ارتقاء کیفیت تولید، در بلند مدت، به نفع تولید کنندگان خواهد بود. اتفاقی که در ژاپن افتاد بیانگر صحت این ادعا است. متأسفانه در برخی از صنایع هم اکنون این مشکل وجود دارد که تولید گران قدر بازار داخلی را نمی دانند. این به ضرر خودشان خواهد بود؛ چه آنکه، در چنین وضعیتی، نمی توانند یک درآمد بلند مدت و ثابت داشته باشند.

سوم: حمایت گسترده دولت از تولید گران داخلی

تولید گران جهت ارتقاء سطح و کیفیت تولید به حمایت های گسترده دولت نیاز دارند. به زبان دیگر دولت باید بسترتولید مناسبت و تولید فاخر را برای تولید گران فراهم آورد. در این زمینه شفافیت اقتصادی پیش شرط اول حمایت از تولید است. آنچه که ضرر می زند به تولید ما، تولیدهای موقتی که است که بدون حساب و کتاب در کارگاه های غیر رسمی انجام می شود. اگر شفافیت اقتصادی باشد این تولیدات راهی به بازار نخواهد یافت.
اگر ما واردات را به صورت مؤثر کنترل بکنیم می توانیم از تولید ملی حمایت نماییم. نکته آنجا است که برای اینکه جلوگیری بشود از تولیدات نامرغوب و واردات نامرغوب حتماً باید شفافیت اقتصادی پیش شرطی است که دولت حتماً باید در اقتصاد ما فراهم آورد.
جهت توضیح این مطلب کافی است اشاره ای به وضیعت مالیات ها داشته باشیم. الان کسانی که به صورت خیلی قانون مند تولید می کنند که به صورت خیلی قانون مند تولید می کنند با صورت های مالیاتی مواجه می شوند؛ ولی کسانی که به صورت غیر رسمی تولید می کنند نه مالیاتی پرداخت می کنند، نه عوارضی و نه پیش روی خود محدودیتی می بینند.
کوتاه سخن آنکه پاشنه آشیل اقتصادی ایران، شفافیت اقتصادی است، طبعاً در راه حمایت از تولید، باید با قاچاق کالا به جد مبارزه کرد.
بعد از ایجاد شفافیت اقتصادی باید، حتماً و حتماً، قوانین مالیاتی و قوانین بانکی به سمت حمایت از تولید برود. الان بانک های مایه دالایل متعدد، حمایت مؤثری را از تولید نمی کنند. شاید بانکها هم به دلایلی نتوانند یا مشکلاتی داشته باشند؛ اما در هر صورت آنچه که برآیند کاراست این است که بانک ها حمایت لازم را از تولید نمی توانند ارایه دهند.

چهارم: مالیات

نکته بعد مالیات هااست که واقعاً باید به سمت تولید باشد. متأسفانه برخی از شرکت های بازرگانی، در خیلی از مواقع، دارای صورت های مالی متعدد هستند و صورت های مالی ای می دهند که ضررده نشان دهد؛ اما یک بنگاه تولیدی نمی تواند این کار را بکند؛ زیرا خروجی و ورودی محصولاتش مشخص است.
به هر صورت ما به یک پکیج حمایتی از جانب دولت نیاز داریم که موارد بالا را در دست دولت باشد. پیشنهاد بنده آن است که تیم ویژه ای برای حمایت از تولید و ایجاد فضای رقابت سالم در اقتصاد در دولت تشکیل شود. از جمله رویکرد های این تیم می تواند ارتقاء فرهنگ عموی در استقبال از محصولات داخلی و تولیدات ملی باشد.

* عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

منبع: دکتر محمد جواد محقق نیا (1391) خرد نامه همشهری شماره 96 کاری از گروه مجلات همشهری