نویسنده:ابراهیم اخوی



 

پیش بینی های ازدواج موفق

از نظر قوانین مشاوره ازدواج که برگرفته از آموزه های دینی و پژوهش ها و تجربه های روان شناختی است، می توان یک ازدواج موفق را پیش بینی کرد. برخی از شاخص های این موفقیت عبارتند از:
1. پایداری هیجانی همسران: چنانچه هر کدام از همسران از ثبات عاطفی و احساسی خوبی برخوردار باشند، می توانند همواره به این امر پای بند باشند و علاقه اولیه ای که سبب انتخابشان شده، باقی می ماند.
2. سبک زندگی کارآمد: کسانی که پیش از ازدواج، زندگی موفق و رو به رشدی داشته اند، احتمال موفقیتشان در زندگی مشترک نیز وجود دارد. برای مثال، جوان 25 ساله ای که اکنون از نظر تحصیلی، اشتغال، میزان استقلال فکری، رفاقت ها و نیز مسائل دینی خود، به رشد متناسب با این سن دست یافته است، آمادگی آن را دارد که این رشد را با ازدواج و به اشتراک گذاشتن آن با همسر خود، تکمیل کند.
3. جهت گیری مذهبی: ملاک دین دار بودن که در روایات بسیار به آن توجه شده، یکی از پیش بینی های ازدواج موفق است. فرد دین دار، افزون بر آنکه هویت مشخصی دارد، دوره ای از تعهد و مسئولیت پذیری در برابر دستورهای خداوند را تجربه می کند و می تواند با روحیه محکم تری، مسئولیت تازه ای را بپذیرد که دین برای او وضع کرده است.
4. هماهنگی خانواده همسران: اگر خانواده دو طرف، از تراز و هم سانی مناسبی برخوردار باشند، احتمال موفقیت دو نفر در زندگی مشترک بالاست. تناسب خانواده ها از نظر مالی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، تحصیلی و مانند آن ملاک بسیار مهمی است.
5. ارتباط عاقلانه و منصفانه: اگر ارتباط همسران جوان بر پایه عقل و انصاف پی ریزی شده باشد و انتخابشان از روی هوس یا بی قیدی های عاطفی نباشد، احتمال موفقیت در زندگی آینده بیشتر است. کسانی که سرمایه های عاطفی خود را پیش از ازدواج به حراج گذاشته و توان مندی مدیریت عواطف خود را در رویارویی با جنس مخالف از کف داده باشند، اکنون در ایجاد یک ارتباط معقول، به مشکل برمی خورند.
محبت، رفتاری است که دو ریشه اندیشه و احساس را در خود دارد. رفتارهای محبت آمیز، زمانی شکل می گیرند که همسران دید مثبت و خوبی به یکدیگر داشته باشند و این نگاه مثبت، احساس خوشایندی را در آنها رقم زده باشد. وقتی این دو پایه شکل گرفت، نوبت به تمرین مهرورزی می رسد. نمی توان به ناگاه قهرمان محبت شد، بلکه به مرور زمان و متناسب با روحیات هر کدام، این مهارت شکل می گیرد. نوع نیاز هر کدام از همسران و شیوه های محبت نیز متفاوت است. برای نمونه، مردان دوست دارند با تقدیر از آنها، پذیرفتنشان، توجه کردن به توان مندی های آنها و نیز اعتماد کردن به آنان مشمول مهرورزی همسرشان شوند. خانم ها نیز دوست دارند شوهرانشان با اختصاص دادن زمانی به آنها، گوش دادن فعال، حمایت از آنان، احترام و توجه به روحیات آنان، رفتارهای محبت آمیز شوهرشان را نمره گذاری کنند. آگاهی از این نیازها و در نظر داشتن آنها با مطالعه کتاب های سودمند، مشاوره و نیز گزارش احساسات خود پس از دریافت محبت از همسر، می تواند زمینه یک عشق پایدار را رقم زند.
نکته مهم اینکه ممکن است همسران دچار زیاده روی یا کوتاهی در محبت ورزی شوند. برخی شاید آن قدر سطح محبت را در دوره عقد بالا بگیرند که سطح توقع بالایی را در همسر خود ایجاد کنند و در نتیجه قابلیت تداوم را نداشته باشد. عده ای هم ممکن است با بی خیالی و بی توجهی خود یا به بهانه های واهی مانند ناسازگاری اقتدار با محبت یا برای فرار از وابستگی عاطفی، از این مسئله غفلت کنند. هر کدام از دوگانه زیاده روی و کوتاهی، آسیب زاست و فقط رابطه ای پایدار خواهد بود که اعتدال داشته باشد؛ یعنی همسران، سطحی از عشق و علاقه را طراحی کنند که در همه شرایط، توان اجرای آن را داشته باشند. صمیمیت، در طول زمان شکل می گیرد و با مدیریت بهینه، به سرمایه ای برای رویارویی با مشکلات زندگی تبدیل می شود. دوران عقد، فرصت مناسبی برای ایجاد و سالم سازی رفتارهای عاطفی است. زمانی که زن به استقبال و بدرقه همسرش اهتمام می ورزد و مرد نیز با شاخه گلی، محبت خود را نشان می دهد، هر دو می توانند لحظه های ناب و فراموش نشدنی را در زندگی شان رقم بزنند.
6. توافق در بیشتر دیدگاه های زندگی: ملاک مهم دیگر، توافق دو طرف در هشتاد درصد امور اساسی زندگی و تفاهم در بیست درصد امور مهم باقی مانده است. اگر چنین توافقی وجود داشته باشد، زندگی مستحکمی شکل می گیرد. زمانی که دو شخصیت شکل گرفته در کنار هم قرار می گیرند، بدیهی است که هر یک، از طرز فکرها، سلیقه ها و رفتارهای ویژه خود برخوردارند. تصور کنید دو کارشناس قرار است در یک کار مهم با همدیگر مشارکت داشته باشند و هر دو به دنبال موفقیت و رشد مناسب در آن فعالیت هستند. در این همکاری، هر یک دیدگاه های خودشان را برای بهینه سازی طرح دارند و با نشست های مشورتی، این دیدگاه ها را به هم نزدیک می کنند. در زندگی مشترک نیز چنین حکایتی وجود دارد. دختر و پسر جوانی که دوره های گوناگون رشد و تحول را گذرانده اند و شخصیت آنها با شرایط متفاوت تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است، اکنون در پیوندی مقدس با یکدیگر، هدف های مشترکی را دنبال می کنند. بدین ترتیب، درباره چگونگی مدیریت زندگی، پیشرفت هایی که دو طرف مایلند اتفاق بیفتد، سطح روابط با دیگران، روش های تربیت فرزند، تعیین اولویت های زندگی آینده و مانند آن، نیازمند نوعی هم گرایی هستند. هدف از رسیدن به شناخت در این دوره نیز باید سازگاری و تفاهم باشد و با شناخت مرحله پیشین که به منظور انتخاب به دست آمده بود و در آن، میزان موفقیت لحاظ می شد، متفاوت است.( . انتخاب همسر، ص225.) شاید هر کدام روش های خاصی را برای رسیدن به هدف های خود در نظر بگیرند و این تفاوت روش ها مشکل ساز باشد. به همین جهت، لازم است در گام هایی، خود را هماهنگ سازند و به سوی تعالی و تکامل حرکت کنند. برخی از این گام ها چنین هستند:

الف) داشتن ملاک های تفاهم:

توجه به چند موضوع می تواند ملاک های مناسبی را برای تفاهم و هم گرایی در اختیار زوج های جوان قرار دهد:
یک ـ دیدگاه مذهبی: هر کدام از همسران، از دیدگاه دینی و مذهبی خاص خود به زندگی بهره می برند. بررسی میزان دین داری و توجه به ارزش های دینی می تواند راه رسیدن به تفاهم را هموارتر سازد.
دو ـ. تخصص ها: چنانچه زن و شوهر جوان تخصص ویژه ای دارند، توجه به این تخصص ضروری است. تصور کنید فردی که نگاه شاعرانه و لطیف به زندگی دارد، با شخصی که در همه امور دیدگاه اقتصادی یا حقوقی را دخالت می دهد، تفاوت های جدی را در اظهار نظرها و تصمیم گیری ها از خود نشان خواهد داد.
سه ـ فرهنگ خانواده: سطح فرهنگی خانواده ها سهم بسزایی در شکل گیری فکر، سلیقه و رفتار دارد. حتی قومیت های فرهنگی خاص می توانند در شکل گیری یا منع بروز یک اندیشه نقش داشته باشند.
چهار ـ تفاوت های فردی و شخصیتی: هر کدام از همسران جوان با ساختار شخصیتی و روان شناختی مخصوص خود در کنار یکدیگر قرار می گیرند. ممکن است یکی از دو طرف، برون گرا و مایل به ارتباطات اجتماعی گوناگون باشد و دیگری، شخصی درون گرا، ذهنی و محدودکننده ارتباط باشد. تفاوت در هوشمندی نیز می تواند در این زمینه نقش آفرین باشد.
پنج ـ تفاوت های جنسیتی: ساختار روانی هر کدام از زن و شوهر نیز متفاوت است. این تفاوت ها به قدری بالاست که ناآگاهی از آن، می تواند سال ها دو طرف را در رسیدن به مرز تفاهم ناکام بگذارد.( برداشتی آزاد از روان شناسی ازدواج و شکوه همسری، صص 76 ـ 79.)

ب) روش های ایجاد تفاهم

یک ـ شناخت خود: خودآگاهی، یکی از مهارت های پایه ای است. زمانی که فرد با خودش آشنا باشد، می تواند در هماهنگ شدن با دیگری نیز موفق رفتار کند. ناآگاهی از روحیات خود، بستری برای افتادن در اشتباه های جدی در رفتار با همسر می گردد و بدین ترتیب، گمان ها بر واقعیت ها چیره می شوند.
دو ـ شناخت همسر: تلاش برای شناخت دنیای روان شناختی همسر و نیز آگاهی یافتن از روحیات و نوع شخصیتی او، تضمینی برای یک زندگی موفق است. ما به دلیل بی خبری از شخصیت شریک زندگی، ممکن است رفتارها یا انتظاراتی نادرست از او داشته باشیم که نوعی جبر و تحمیل بر او وارد کند و به مرور به سردی رابطه یا بازداری ارتباط بینجامد. برای شناخت دنیای همسر می توان از مطالعه، مشاوره و گفت وگو با خود او کمک گرفت.
سه ـ توجه به روحیات یکدیگر: پس از آگاهی از روحیات خود و همسر، نیازمند به کارگیری این آگاهی ها و توجه کردن به روحیات شریک زندگی هستیم. توجه به روحیات و تنظیم سطح ارتباط و خواسته ها بر اساس ویژگی های همسر می تواند نوعی احترام و بزرگ داشت او به شمار آید و پایه های محکمی را در زندگی پی ریزی می کند.
چهار ـ تمرین پرهیز از خودخواهی: دنیای تجرد، با خودخواهی و یکه تازی همراه است. وقتی پیمان شراکت با خواندن خطبه عقد بسته می شود، هر کدام از همسران نیازمند برنامه رفتاری جدید برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر هستند. پسران و دختران جوان نیاز دارند که با تمرین و به تدریج، از دنیای خودخواهی بیرون بیایند و در پرتو نیروی مقتدر عشق، حاضر باشند خود را برای رسیدگی به طرف مقابلشان آماده کنند. این برنامه، زمان بر است و دوره عقد می تواند چنین روحیه ای را پدید آورد.
پنج ـ تمرین همدلی: مهارت همدلی نیز از نیازمندی های جدی یک زندگی خوب و هم گرایانه است. زمانی که هر کدام از همسران بتوانند از دریچه نگاه فرد مقابل خود، به مسائل بنگرند و خود را جای فرد دیگر قرار دهند، می توانند به داشتن یک زندگی خوب نیز امیدوار باشند. همدلی، یک مهارت است که باید آموخته و به کار گرفته شود.

آسیب شناسی ازدواج

آمارها، از افزایش میزان طلاق گزارش می دهند. تأمل در ریشه ها و بهانه های طلاق می تواند سهم بسزایی در پیش گیری از آن داشته باشد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. وابستگی: وابستگی فرزندان به خانواده ها سبب شده است تا مدیریت زندگی زوج های جوان از درون سیستمی به بیرون و به سوی خانواده هایشان سوق پیدا کند. این پدیده سبب بروز مشکلات جدی در زندگی های امروزی شده است. دختر و پسر جوانی که تشکیل زندگی می دهند، بنا بر قواعد خانوادگی، لازم است خود به حل مسائل و مشکلاتشان همت گمارند و بر اساس توافقی که با یکدیگر می کنند، بار زندگی را تقسیم و هر یک به تناسب شرایط خویش، نقشی ایفا کنند. حال اگر شدت وابستگی پسر یا دختر به پدر و مادر، همانند زمان تجرد باشد، طبیعی است که فرصتی برای رشد به دست نخواهد آمد و زمینه های دخالت دیگران با دیدگاه های خاص خودشان فراهم می آید که علت بسیاری از جدایی هاست.
چنانچه هر یک از همسران، از پیش به اندازه کافی، مهارت حل مسائل زندگی شان را نیاموخته باشند و استقلال فردی در آنها شکل نگرفته باشد، در رویارویی با مواردی که نیاز به تصمیم گیری و حل مسئله دارد، دچار بن بست فکری می شوند و از این زاویه نیز فضای زندگی را برای دخالت دیگران فراهم می سازند.
تغییر مسیر ناگهانی در رانندگی سبب بروز خطرهای بزرگ است. اگر زندگی را به یک سفر تشبیه کنیم که رانندگانی مانند دو زوج جوان دارد، طبیعی است که راندن خودروی زندگی در مسیری مشخص و آرام و همگام با تابلوهای نصب شده، کاری منطقی و کم خطر خواهد بود. حال اگر قرار باشد دو جوانی که تا دیروز در کنار خانواده و برخوردار از حمایت کافی بودند، به ناگاه پس از آشنایی اولیه و تصمیم برای زندگی مشترک، وارد این زندگی شوند و اردوی آمادگی نداشته باشند، مانند همان تغییر مسیر ناگهانی در رانندگی یا شرکت در یک رقابت بزرگ بدون گرم شدن و داشتن اردوی آمادگی است و این می تواند آسیب های جدی را به زندگی دو نفر وارد سازد. بنابراین، لازم است پس از عقد، دو جوان برنامه کاهش تدریجی وابستگی را آغاز کنند و به سوی استقلال پیش روند. پذیرش مسئولیت و موفقیت در آن، نیازمند گذراندن دوره های کارآموزی است. زندگی نیز یک مسئولیت بزرگ و جدی است و برای توفیق در آن، نیازمند زمانی هستیم که خود را برای این کار خطیر آماده کنیم. شروع و تمرین این مهم از دوره عقد که از یک سو دو جوان به طور رسمی برای هم شده اند و از دیگر سو، هنوز مسئولیت های جدی به آنها واگذار نشده است، این فرصت را فراهم می آورد تا زمان ورود به عرصه جدی زندگی، آمادگی های لازم را کسب کنند و پیش نیازهای این درس مهم را بگذرانند.
2. توقعات والدین: امروزه به دلیل کم شدن از تعداد فرزندان خانواده، سطح خواسته های پدر و مادر از فرزندان و همسر آنان نیز فزونی یافته است. گاهی مادرشوهر انتظار دارد که همه خوبی ها و توان مندی ها را در تنها عروس خانواده جمع ببیند و مادر خانم نیز به همین ترتیب، سطح توقع بالاتر از توان داماد را داشته باشد که به تدریج، سبب ایجاد مشاجره میان همسران می شوند و آنها را دچار دردسر می کنند. والدین باید هم زمان با رشد فرزندان، از میزان خواسته های خود بکاهند. هر قدر کودک دیروز پا به دنیای بزرگ سالی می گذارد، جنبه استقلال خواهی او نیز شدت بیشتری می یابد. هم زمان با این رشد تدریجی، سطح خواسته های والدین آگاه نیز بالاتر می رود و خودشان را با شرایط جدید هماهنگ می کنند.
3. گم گشتگی هدف در زندگی: شاید کم نباشند پسران و دختران جوانی که نمی دانند از زندگی چه انتظاراتی دارند و چه افق دیدی باید ترسیم کنند. برخی بدون آگاهی از زندگی مشترک و مسائل مرتبط با آن، پیوند زناشویی با همدیگر می بندند و فکری ندارند که پشتوانه و یاری دهنده زندگی باشد. در این حالت، ممکن است خواسته های همسران از یکدیگر به دلیل سردرگمی نقش، نامشخص باشد و فرصت شکوفایی را از آن دو بگیرد. زندگی بی هدف، به مرور به دل زدگی و خستگی تبدیل می شود و هر دو را آزرده خاطر و از یکدیگر خسته می کند.
4. تنوع خواهی، القای شوم رسانه ها: یکی از آسیب ها و تهدیدهای فراروی همسران جوان، تنوع خواهی ترزیقی رسانه های بیگانه است که در پوشش فیلم، سریال، پیام های بازرگانی و دیگر جاذبه های هنری، سبک زندگی دلخواه خود را به جهانیان معرفی و افراد را با ارزش های واقعی شان دچار تعارض می کنند. حریم ها به مرور در این فضا شکسته می شوند و در پی آن، غیرت و عفت افراد از بین می رود که تأثیر منفی و مستقیمی در فروپاشی زندگی دارد.
5. نگرش های منفی: دیدگاه های منفی و خطاهای شناختی زیادی درباره ازدواج وجود دارد که سبب کج فکری و به دنبال آن، کژکاری نقش در خانواده ها می شود. دختر یا پسری که مرتب از جنس مخالف، دیدگاه منفی در ذهن خویش پرورانده و با تصورهای قالبی خویش درباره زنان یا مردان روبه روست، به طور طبیعی با بروز کوچک ترین مخالفت و ناکامی، آن افکار به صورت خودکار در ذهن وی کارآمد می شوند و او را از نگاه واقعی دور می سازند.
6. رابطه های پیش از ازدواج: گرفتاری دیگر جامعه امروز، تجربه ارتباط با جنس مخالف در دوران پیش از ازدواج است. از آنجایی که اولین تجربه ها، همیشه ماندگاری بیشتری دارند، دختر و پسری که در دوران پیش از پیوند زناشویی با افراد دیگری ارتباط داشته اند، اکنون به گمان برتر بودن آنها، بنای ناسازگاری در زندگی می گذارند و به کوچک ترین بهانه ای، حاضر به جدایی می شوند. زمانی که عشق، این موهبت بزرگ الهی، در رابطه های آلوده هزینه شود، ناب بودن خود را از دست می دهد و عشق پاک کم رنگ می گردد.
7. دیگر آسیب ها: وجود تعصب و غرور بی جا، از آسیب های یک زندگی سالم و پاک به شمار می آید. زمانی که یکی از همسران، خود را برتر بداند و درصدد تحمیل نظرها و سلیقه های شخصی اش باشد، فرد مقابل یا با فشار و جبر آن را می پذیرد که نتیجه درازمدت آن، بیزاری و احساس منفی تهی بودن است و یا به شدت مقاومت و از حریم فکری و شخصیتی خود دفاع می کند که نتیجه آن، جدایی و به هم خوردن پیمانی است که بسته اند. همچنین زمانی که مفهوم «کوتاه آمدن»، با «کم آوردن»، یکی تصور شود، طبیعی است که شاهد هم گرایی نخواهیم بود و هر کدام از همسران بر قلمرو خود پافشاری و زمینه مشاجره های همیشگی را فراهم می کنند که هیچ برنده ای نخواهد داشت. رقابت، از آسیب ها و تهدیدهایی است که می تواند هم گرایی را دچار مشکل کند و روابط همسران را به کدورت و دل زدگی بکشاند.

پیش گیری از تعارض

اقتضای مستقل بودن، تفاوت در اندیشه ها و سلیقه هاست. این تفاوت ها هم می تواند به تعارض بینجامد و هم می تواند با مهارت، تبدیل به تحول برای دو طرف شود. زمانی که توانایی های فکری و عملی شما در کنار توان مندی های همسرتان قرار می گیرد و به اصطلاح، هر کدام نیمه پنهان دیگری می شوید، می توانید یک شراکت کامل را در زندگی ایجاد کنید. از نگاه قرآن، همسران، پوششی برای یکدیگر هستند و لازم است به جای تعارض، از تفاوت های خود، به عنوان یک فرصت استفاده کنند. برای پیش گیری از تعارض، نیازمند فراگیری فنون مفید هستیم که برخی از آنها چنین هستند:
1. بیان احساس: برای پیش گیری از ناراحتی ها و نیز حل مسائلی که در زندگی اتفاق می افتد، فن بیان احساس می تواند بسیار سودمند باشد. وقتی ما در برابر اشتباه دیگران، لب به اعتراض می گشاییم، ناخواسته آنها را به ایستادگی و دفاع از خودشان وادار می کنیم، ولی زمانی که احساس خودمان را از رفتار همسرمان گزارش می دهیم، به بهترین شکل از او می خواهیم که دیگر این رفتار را نداشته باشد.
تصور کنید که با همسرتان در یک مهمانی شرکت کرده اید و او با گفتن برخی از ویژگی های شما، جمعی را خندانده، ولی شما را به شدت عصبانی کرده است. فن بیان احساس، به ما می آموزد که در زمان مناسب، با گفتن این جمله از او بخواهیم دیگر هیچ وقت چنین رفتاری را نداشته باشد: «وقتی من رو سوژه خنده دیگران کردی، خیلی احساس کوچک شدن کردم!»
2. گفت وگوی موفق: گفت وگوی هدایت شده ای که همسران، هر دو بتوانند به آسانی نظر خودشان را درباره مسائل مشترک بازگو کنند، می تواند در پیش گیری از بحران اختلاف و ناسازگاری مؤثر باشد. این گفت وگو از یک سو، شیوه ای برای ابراز احساسات شما و از دیگر سو، فرصتی است که شما در آن می توانید نظر خودتان را درباره مسائل به خوبی تبیین کنید.
3. طرح خواسته ها: بیشتر وقت ها ما دیگران را به خاطر چیزهایی که نمی دانند، متهم و سرزنش می کنیم. مطرح کردن انتظارات، به ما کمک می کند تا توقع و انتظار خود را از همسرمان بیان کنیم و با این کار، از او بخواهیم که خواسته های ما را بیشتر مراعات کند. در واقع، صداقت و آرامشی که در بیان خواسته ها وجود دارد، روشی مطمئن برای پیش گیری از کشمکش های کنونی و آینده است و می تواند به شکل یک رویّه ثابت در رابطه همسران، به ایفای نقش بپردازد.
4. بیان ایده ها و اندیشه ها: افکار هر فردی برای خود او محترم و یقینی است، ولی برای فرد مقابل، نیازمند استدلال و مطرح شدن است. همسران در دوره عقد، این فرصت را می یابند تا با معرفی فضای فکری خویش، شریک زندگی خود را در جریان ایده ها و آرمان های خود قرار دهند و از او، همراهی مطمئن برای رسیدن به قله های موفقیت بسازند. بیان اندیشه ها در قالب عبارت های زیبا و در فضایی آرام و صمیمی می تواند شخصیتی عمیق را به همسران معرفی کند و رضایت آنها را از انتخابشان بیشتر کند، به شرط آنکه این بیان، با خودخواهی و تعصب آلوده نشود.

سخن آخر

مسیر تکامل، سرشار از لذت و همراه با فراز و فرود است. زمانی که همسران جوان با هم بودن را برمی گزینند، این مسیر برای پیمودن هموارتر می شود و هر گامی که برای بهتر شدن رابطه خود برمی دارند، نوعی عبادت به شمار می رود. هم دلی، مقدمه این همراهی است و شناخت، مقدمه هم دلی. هر کدام از همسران، از اینکه که با نام خدا و به دستور او، به نزدیک ترین و کامل ترین سطح ارتباط رسیده اند، خود را آماده انجام دادن وظایفی می کنند که پروردگار از آنها خواسته و خوش بختی آنها در گرو انجام دادن درست این وظایف است.
راهی طولانی و پرنشاط پیش روی همسران وجود دارد که پیمودن آن، جز با توکل بر خداوند و مددجویی از پیامبر و خاندان پاک او ممکن نیست. آموزه های دینی هم پشتوانه فکری حقیقی همسران خواهد بود تا مسیر رسیدن به سعادت را با چراغ های پر نور خود روشن سازد و هر نوع تاریکی را از دل و دیده آنان بزداید. جاده روشن ازدواج، پر از تابلوهایی است که همسران جوان را از رفتن به کج راهه باز می دارد و آنها را تا سرزمین خوش بختی واقعی، هدایت می کند. خداوند، همراه کسانی است که مسیر پاکی و زلالی را برگزیده اند و برای خوبان، زوج هایی از خودشان آفریده است تا در کنار آنها به آرامش و مهربانی برسند. زندگی سراسر معنویت و موفقیت، آرزوی ما برای همه همسران جوان است. تعصب آلوده نشود.

آرپ، دیوید و کلودیا کارت و ناتل براون، ده قرار مهم برای زندگی مشترک، ترجمه: اکرم قیطاسی، تهران، صابرین، چاپ اول، 1385.
افروز، غلام علی، روان شناسی خانواده: همسران برتر، تهران، انتشارات سازمان انجمن اولیا و مربیان، چاپ سوم، 1380.
ــــــــــــ ، مبانی روان شناختی رابطه زن و شوهر از منظر پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1385.
ــــــــــــ ، روان شناسی ازدواج و شکوه همسری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1389.
امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1380.
بستان، حسین، اسلام و جامعه شناسی خانواده، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1383.
ثنائی، باقر، مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت.
حسینی، سید علی اکبر، اخلاق در خانواده، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1369.
رفیعی موحد، مهدی، طلوع آشنایی، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، 1380.
سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، تهران، سمت، چاپ دوم، 1386.
ـــــــــــــــــ ، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
شرفی، محمدرضا، مهارت های زندگی در سیره رضوی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1388.
عباسی، مهدی، نبض ازدواج را بگیرید، قم، انتشارات مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی رحمه الله ، 1390.
عسکری، حسین، نقش بهداشت روان در زندگی ازدواج، زندگی زناشویی، طلاق، تهران، گفت وگو، چاپ اول، 1380.
قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمه زهرا علیها السلام از ولادت تا شهادت، ترجمه: حسین فریدونی، بی جا، آفاق، چاپ چهارم، 1371.
کجباف، محمدباقر، روان شناسی رفتار جنسی، تهران، روان، چاپ پنجم، 1389.
مظاهری، علی اکبر، جوانان و انتخاب همسر، قم، پارسایان، چاپ یازدهم، 1378.
نرم افزار میزان الحکمه، از محصولات دارالحدیث قم.
منبع : فصلنامه اشارت، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، شماره 148.