نویسنده: علامه محمد تقی جعفری




 
مرکز حقوق بشر سازمان ملل متحد، با همکاری دولت فیلیپین، کارگاه حقوق بشر پنج روزه‌ای را در مانیل برای منطقه آسیا و اقیانوسیه ترتیب دادند. این اجلاس از تاریخ 7 الی 11 می 1990 به طول انجامید. مقصود از ترتیب دادن این برنامه گردهمایی مسؤولین دولتی و متخصصین عالی رتبه کشورها در زمینه حقوق بشر بود تا در جلسات مزبور سخنرانان میهمان صبحت کرده و سپس بحث آزاد صورت گیرد. یک روز نیز مختص سخنرانی توسط شرکت کنندگان در نظر گرفته شده بود. گردهمایی‌هایی از این قبیل قبلاً ‌در اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین صورت گرفته‌اند. از مجموع 36 کشور منطقه تعداد 22 کشور هیأتهایی اعزام داشتند. هیئتی نیز از ایران به ریاست استاد محمد تقی جعفری در این اجلاس شرکت جست.
دیگر کشورهای شرکت کننده عبارت بودند از افغانستان، استرالیا، بنگلادش، بوتان، برونئی، چین، قبرس، هند، اندونزی، عراق، ژاپن، مالدیو، مغولستان، میانمار (برمه سابق)، نیوزیلند، پاکستان، فیلیپین، ساموا، سنگاپور، تایلند و ویتنام.
ریاست اجلاس با آقای مارتنسون (سوئدی)، معاون دبیر کل سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر و رئیس مرکز حقوق بشر سازمان ملل (در ژنو) بود.
شرکت هیئت جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس اساساً در جهت حصول دو هدف مهم زیر صورت گرفت.
1- شناساندن حقوق بشر از دیدگاه اسلام و معرفی پیش‌نویس اعلامیه اسلامی حقوق بشر و برخی مزیّت‌های آن نسبت به دیگر حقوق و خصوصاً نسبت به اعلامیه جهانی حقوق بشر.
2- نشان دادن علاقه‌مندی و فعالیت علمی و عملی جمهوری اسلامی ایران در ارتقاء حقوق بشر به نحوی که مسؤولین و متخصصین سالم حقوق بشر در سطح جهان و خصوصاً در چارچوب سازمان ملل متوجه حسن نیت و تلاش صمیمانة ایران برای ارتقاء درک و فهم جهانی نسبت به مسائل مزبور شوند و واقعیات نادیده گرفته نشوند.

متن مقالة استاد محمدتقی جعفری در سمینار حقوق بشر مانیل

بسم الله الرحمن الرحیم
1- بدان جهت که همه مواد کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق بشر مبتنی بر صلح و عدالت و آزادی و حیثیّت انسانی است و هم چنین با نظر به مقدمه این حقوق که آرمان‌های عالی زندگی جمعی را با کمال صراحت متذکر شده است، لذا می‌توانیم بگوییم: مواد این حقوق، یک عده قضایای قراردادی محض نیستند که زاییدة توافقات صرف سیاسی باشند، بلکه مربوط به حقوق، آرمان‌ها، اخلاق و فرهنگ‌های متنوع بشری می‌باشند. و نیز با نظر به اینکه طرز برداشت جوامع بشری از حقوق طبیعی، آرمان‌ها و تنوع فرهنگ‌ها متفاوت است، لذا این یک نیاز منطقی است که برای قانع ساختن دیدگاه‌های گوناگون و هماهنگ ساختن آنها بحث و تحقیقات مبسوطی انجام بگیرد.
2- شناخت مبانی حقوق جهانی بشر در اسلام و معرفت معانی و علل وضع و تفاوت آن با دیگر اعلامیه‌ها درباره حقوق جهانی انسان، نیازمند تحقیقات و درس و بررسی‌های متنوعی است، زیرا مبانی این حقوق محصول یک فقه گسترده است که فراگیر همه شؤون حیات بشری است. فقهی است که پاسخگوی ارتباطات چهارگانه اصلی انسان‌هاست (ارتباط انسان با خدا، با خویشتن، با جهانی که در آن زندگی می‌کند و با همنوعان خود که دیگر انسان‌ها هستند).
حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام که استخراج شده از فقهی وسیع است، همه ابعاد مادی و معنوی نیازهای غریزی و والای انسان‌ها را منظور می‌نماید و همان‌گونه که در مقدمه مواد حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام آمده است، روح را با جسم، عقل را با قلب، آرمان‌های اعلای روحی و واقع‌گرایی و حقوق و تکالیف را با همدیگر هماهنگ ساخته و طبیعت را به ماورای طبیعت وصل نموده است.
به طور کلی مواد حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام میان همه حقایق متقابل که قوانین بشری از درآمیختن آنها به یکدیگر و هماهنگ نمودن آنها ناتوان بوده است، توازن و هماهنگی برقرار می‌سازد.
ما در این مقاله با اشاره به تاریخ وضع حقوق بشر از دیدگاه اسلام و مبانی آن، فرق‌هایی را که ما بین این دو نظام حقوقی (حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و حقوق جهانی بشر از دیدگاه ملل متحد) وجود دارد و باید برای تقویت متقابل دو نظام برای ارتقاء جهانی حقوق بشر به طور مشترک بررسی شود، به طور مختصر بیان می‌کنیم:
1- تاریخ وضع حقوق انسان در اسلام در حدود 600 سال پیش از منشور کبیر انگلیس می‌باشد که به صورت فرمانی به وسیله «جان، پادشاه انگلیس» با اصرار پدران روحانی و اشراف و کسانی که دارای حقوق بوده‌اند تدوین شده است. دلیل روشن و قاطع این مطلب که تاریخ حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام قدیم‌تر از این حقوق‌ها است، این است که مواد این حقوق همگی مستند به نصوص قرآن و سنّت و عقل و اجماع است که تاریخ دو مورد اوّل (کتاب و سنّت) از آغاز ظهور اسلام بوجود آمده و عقل و اجماع فقهاء نیز در هر حال باید مستند به آن دو منبع بوده باشد، یا حداقل مخالف آن دو نباشد. با این حال از این نکتة مهم نباید غفلت بورزیم که اصول حقوق طبیعی که همه افراد بشر در برابر آنها مساوی هستند، پیش از ظهور اسلام مطرح بوده است و چون در حقیقت مستند به فطرت عمومی افراد بشر است اسلام نیز با کمال وضوح آنها را در تکالیف و حقوق مطرح نموده است.
2- انگیزه‌های وضع و تدوین حقوق جهانی بشر سازمان ملل متحد همان‌گونه که در مقدمه آن آمده است، لزوم شناسایی حقوق بشر که او را از تحقیر و اهانت رها بسازد، و هم چنین تحقق آزادی و عدالت و صلح جهانی است بر مبنای کرامت و حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانوادة بشری و حقوق مساوی آنها. بدیهی است که برای تحقق واقعی چنین آرمان‌های انسانی، حتماً باید شرف و «کرامت ذاتی» انسان اثبات شود، در صورتی که دانشگاه‌های دنیا هنوز برای اثبات این شرف و کرامت نه تنها اقدام صحیح علمی و فلسفی نمی‌نمایند بلکه متأسفانه نظریه «اصالت قدرت» از یک طرف و سلب قداست و شرف معنوی انسانی، به علت ابتذال فرهنگی و تحلیل‌های بی‌اساس در اصول بنیادین تاریخ، مانند مراحل سه‌گانه تاریخی پوزیتیویزم افراطی، از طرف دیگر روز به روز بیشتر تقویت شده است. در صورتی که انسان از دیدگاه اسلام و دیگران ادیان حقّة الهی دارای «کرامت ذاتی» مطابق آیه 70 از سوره اسراء: «وَ لَقَد کَرَّمنَا بَنی آدَم... (1)» و دارای استعداد تکامل ارزشی والایی می‌باشد. بنابراین دیدگاه دربارة انسان، توصیه و دستور بر همه جوامع بشری به اینکه باید حیثیّت ذاتی و شرافت و کرامت انسانی مراعات شود، یک امر کاملاً منطقی است. از اینجا است که حقوق جهانی بشر سازمان ملل برای تبدیل شدن به یک فرهنگ جهانی باید نخست این حیثیّت ذاتی و شرافت و کرامت را برای انسان‌ها اثبات کند و انسان را از دیدگاه تفکرات «ماکیاولی» و «اصالت قدرت» یا «اصالت نفع» که انسان‌ها را گرگ خورنده یکدیگر می‌داند بیرون نموده و در جایگاه اصلی خود قرار دهد.
3- مبنای حقوق بشر از دیدگاه ملل متحد، همان‌گونه که مطرح شده است، هم زیستی مسالمت‌آمیز با صلح و آزادی و عدالت در جوامع بشری است و البته هیچ کس در آرمان بودن این امور تردیدی ندارد. ولی چنانکه مشاهده می‌کنیم، مجرد ادّعای ضروری بودن این مبانی با کمک گرفتن از احساسات فطری بشری، برآورنده نیاز حقیقی انسان‌ها برای به وجود آوردن دنیایی که همه افراد آن خود را از اعضای یک خانواده بدانند نبوده است. زیرا چنین ادعایی باید به مبنای خیلی عالی‌تری متکی باشد که از دیدگاه اسلام «خدا» است. یا حداقل برای ملزم ساختن همه کشورها اعم از پیشرفته و عقب مانده و در حال پیشرفت و قدرتمند و ضعیف و متدین و بی‌دین برای پذیرش و عمل به حقوق جهانی مزبور به یک مبنای علمی قابل قبول همگانی استناد شود.
4- تجارب تاریخی ما به خوبی اثبات کرده است که وضع و تدوین یک نظام حقوقی والا، مستلزم ضروری اجرای واقعی آن نبوده است. عمده علت این عدم اجراء دو چیز است: «یکی تبعیض، دیگری عدم آمادگی اجتماعی.» این است که وضع و تدوین حتی عالی‌ترین حقوق برای جامعه‌ای که افراد آن از نظر تعلیم و تربیت برای پذیرش و عمل به آن آمادگی نداشته باشند، درست مانند ساختن یک کاخ بسیار مجلل و با شکوه در قله یک کوه آتشفشان است.
به همین جهت ضروری است که برای آماده کردن همه جوامع بشری برای پذیرش و اجرای واقعی حقوق جهانی، یک رشته اصول روانی و اخلاقی مشترک تعلیم داده شود. به همین جهت است که اسلام برای تعلیم و تربیت اخلاقی انسان‌ها برای پذیرش و عمل به حقوق عموماً اهمیت حیاتی می‌دهد.
5- حقوق جهانی بشر سازمان ملل، موضوع فضیلت و کرامت ارزشی را برای انسان‌ها نادیده گرفته است. در هیچ یک از مواد این حقوق، امتیازی به انسان‌های با فضیلت و با تقوا و با کرامت مطرح نشده است. ولی از دیدگاه اسلام این امتیاز و اعلان آن برای تشویق انسان‌ها به تکامل و قرار گرفتن آنان در موقعیت‌های شایسته زندگی اجتماعی ضروری است. این بدان معنا نیست که اگر امتیازی به انسان‌های با فضیلت داده شد اخلالی به حقوق دیگر انسان‌ها وارد شود. همان‌گونه که انسان‌های صمیمی‌تر و خردمند‌تر و آگاه‌تر در همه جوامع انسانی از شایستگی انتخاب برای کارهای عالی‌تر برخوردار می‌باشند. اسلام با کمال صراحت این امتیاز را مطرح نموده است:
یَا اَیُّها النّاسُ إنّا خَلقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ أُنثی وَ جَعلناکُم شُعُوبًا وَ قَبائِل لَتَعارَفوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ الله أَتقاکُم... (2) ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبایلی (گوناگون قرار دادیم تا (در زندگی) با یکدیگر هماهنگ شوید و با کرامت‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.
6- نظام حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام مبتنی بر پنج حق اصلی است:
الف- حق حیات ب- حق کرامت ج- حق تعلیم و تربیت د- حق آزادی مسؤولانه هـ - حق مساوات ناشی از اتحاد انسان‌ها در امور دوازده‌گانه، که علی رغم اهمیتش به واسطه کمی وقت صرفاً در پاورقی مطرح گشته است و در اینجا به عرضه شعری در خصوص مساوات از شاعر، عارف و فیلسوف و دانشمند ایرانی قرن سیزدهم میلادی به نام مولوی اکتفا کرده و شرح مفصل موارد دوازده‌گانه اتحاد را موکول به سؤالات علاقه‌مندان در اوقات فراغت می‌کنیم.
و اما مولوی در رابطه با حق مساوات می‌گوید:
این همه عربده و مستی و ناسازی چیست؟ نه همه همره و هم‌قافله و همزادند!
7- اجلاس اخیر سازمان کنفرانس اسلامی در تهران، که با شرکت ده‌ها کشور اسلامی تشکیل شد، موفق به بحث و بررسی و تنظیم اعلامیه حقوق بشر در اسلام گردید. مواد حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام با برخوردی از اصول حقوق مبنایی پنج‌گانه (حق حیات، حق کرامت، حق تعلیم و تربیت، حق آزادی مسؤولانه و حق مساوات ناشی از اتحاد انسان‌ها در امور دوازده‌گانه) از یک وحدت و انسجام مهم برخوردار است. به همین جهت است که هیچ تناقضی در میان مواد آن دیده نمی‌شود. در صورتی که حقوق جهانی بشر ملل متحد به جهت عدم توجه به اصول مبنایی و لزوم وحدت و انسجام میان آنها از دادن پاسخ به تناقضی که در بعضی از مواد این حقوق دیده می‌شود ناتوان است. البته درست است که یکی از انگیزه‌های بسیار با اهمیت وضع و تدوین حقوق جهانی بشر به وسیله سازمان ملل متحد این بوده است که حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی تأمین گردد. بدیهی است که این انگیزه مبتنی بر حق کرامت و حیثیّت انسان‌ها است که مادّه اول این حقوق نیز با کمال صراحت، لزوم مراعات آن را متمرکز شده است. با این حال، آزادی بیان و قلم در ماده نوزدهم بدون هیچ قید و شرطی برای همگان تجویز شده است، در صورتی که این تعمیم در آزادی ممکن است منتهی به اهانت بر شرف و کرامت مردم جامعه خود و یا اقوام و ملل دیگر بوده باشد. و هم چنین ممکن است فساد اخلاقی و حقوقی و سیاسی را در جامعه خود نویسنده یا در جوامع دیگر ترویج نماید.
در صورتی که در ماده بیست و نهم (بند 2) تصریح شده است:
هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی‌های خود، فقط تابع محدودیت‌هایی است که به وسیله قانون منحصراً به منظور تأمین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی‌های دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع شده است.
علاوه بر این، در همین ماده بیست و نهم (بند 1) می‌گوید:
هر کس در مقابل آن جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزادی و کامل شخصیت او را میسّر سازد.
از این ماده می‌توان استفاده کرد که «هر کس آن آزادی (مانند آزادی بیان) را می‌تواند محترم بشمارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر سازد ولی مانع آن نباشد. و اگر فرد یا گروهی به نحوی از آزادی استفاده کردند که مانع رشد آزاد و کامل شخصیت دیگران گشتند، مطابق مفاد این ماده چنین آزادی نه تنها محترم نیست بلکه باید از آن جلوگیری به عمل آورد.»
8- انجام مطالعات دقیق بر روی این موضوعات و بر روی نظام اسلامی حقوق بشر می‌تواند موجب ارتقاء چشمگیر درک مسائل مربوطه شده و توانایی‌هایی را که تا کنون پوشیده بوده‌اند در خدمت تقویت بیشتر حقوق بشر در سطح جهانی قرار دهد.
9- به هر حال، دانستن این امر مایه امیدواری است که اهمیت مطالعه حقوق بشر در اسلام مورد توجه صریح گزارش اخیر گزارشگر کمیسیون حقوق بشر قرار گرفت. در سایه تلاش‌های جاری، این امیدواری زیاد وجود دارد که تعمیق تفاهم بین کمیسیون حقوق بشر و ایران بر فضای هم چنان سیاسی و تبلیغی غالب بر کمیسیون، که مانع از رشد اطمینان و اعتماد است و پیشروی در همکاری بین ممالک و کمیسیون را محدود می‌سازد، فایق آید.
10- حق توسعه حقیقتاً موضوع پر اهمیتی است. لیکن در جهان سرشار از مادیات، امروز حق توسعه عملاً حقی است که فقط کشورهای قدرتمند توسعه یافته شمالی از آن بهره‌مند می‌گردند. این جهانی است که در آن میلیون‌ها تن از مردم در رنج هستند و تحت شکنجه دائم ناشی از گرسنگی، فقر و بیماری قرار دارند و بدین ترتیب حق حیاتشان زیر پا گذاشته شده است، لذا ممکن است صحبت از حق توسعه غیر واقعی باشد.
والسلام علیکم

توضیحات

(اتحاد انسان‌ها در امور دوازده‌گانه)
1- اتحاد در خالق. (خالق همه انسان‌ها خدا است.).......... ماوراء طبیعی
2- اتحاد در آن حکمت الهی که به وجود آوردن آنان را اقتضا نموده است. و هم‌چنین آنان را در مسیر یک هدف نهایی قرار داده که همه آنها می‌توانند با تکاپوی صادقانه به آن هدف برسند. .............. ماوراء طبیعی و طبیعی
3- اتحاد در آغاز خلقت در طبیعت از یک پدر و مادر ........................ طبیعی
4- اتحاد در ماده خلقت. (خاک) ...................... طبیعی
5- اتحاد در ماهیت و اصول مختصات جسمانی و مغزی و روانی................ ماوراء طبیعی و طبیعی
6- اتحاد در «کرامت ذاتی» اولی که خداوند بر همه انسان‌ها عنایت فرموده است. ......................... ماوراء طبیعی و طبیعی
7- اتحاد در داشتن استعداد تحصیل کرامت ارزشی در به ثمر رساندن شخصیت انسانی ................... ماوراء طبیعی و طبیعی
8- اتحاد ناشی از جاذبه کرامت ارزشی میان انسان‌های رشد یافته ................ ماوراء طبیعی و طبیعی
9- اتحاد فوق وحدتها و کثرت‌های طبیعی. (یک مساوی همه و همه مساوی یک) ................. ماوراء طبیعی
10- اتحاد در وحدت اصول ادیان الهی........................... فطری
11- اتحاد در هدف‌گیری‌ها .......................... طبیعی
12- اتحاد در برابری حقوق طبیعی و وضعی و هر قانونی که برای زندگی طبیعی و «حیات مقعول انسان‌ها» ضرورت دارد ........................ قرار دادی و طبیعی

پی نوشت ها :

1-سورة اسراء / آیة 70.
2-سورة حجرات/ آیه 13.

منبع: جعفری، محمد تقی، (1389)، پیام خرد، تهران، انتشارات مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری