نویسنده: مایکل پولارد
مترجم: محمد رضا افضلی



 

آشفته و نگران

درمیان مسافران قطار صبح شنبه 26 فوریه ی 1876، که از بوستون به واشینگتن می رفت، جوانی 28 ساله به چشم می خورد که نگران و بی قرار بود او طبق مد روز کت فراک بلند تیره رنگ و پیراهن سفید پوشیده و پاپیون سیاه زده بود، آشفته و نگران به نظر می رسید. گاه از جا بر می خاست و در طول واگن قدم می زد. بارها ساعتش را از جیب در می آورد و آن را نگا می کرد. سعی می کرد با خواندن روزنامه مشغول شود، اما نمی توانست حواس خود را جمع کند. هر از گاهی دفترچه ای از جیبش بیرون می آورد و چند کلمه ای در آن می نوشت.
تشویش مرد جوان، که آلگزاندر گراهام بل نام داشت، بی دلیل نبود. اگر کارها خوب پیش می رفت، ثروتمند می شد. اگر کار به دلخواه پیش نمی رفت، در زندگی به جایی نمی رسید.

تحقق یک رؤیا

شب قبل تلگرافی به خانه ی بل دربوستون رسیده بود. این تلگراف راگاردینر گرین هابارد، شریک و همکار بل، فرستاده بود و در آن از او خواسته بود که هر چه سریعتر عازم واشینگتن شود.
هابارد دو هفته پیش به واشینگتن رفته بود تا در آنجا پرورنده ای برای ثبت اختراع تشکیل دهد. این پرونده شامل جزئیات دستگاه شگفت آور و جدیدی بود که بل آن را اختراع کرده بود، صوت و صدای انسان را منتقل می کرد و تلفن نام داشت، اما هنوز نمونه ای قابل استفاده از آن ساخته نشده بود. بل فقط توانسته بود اصوات نامفهوم و صداهای ضعیف را از طریق تلفن انتقال دهد، اما یقین داشت که تا رسیدن به موفقیت راه زیادی در پیش ندارد. آلگزاندر گراهام بل در سرتاسر زندگی خود رؤیای اختراعی را در سر می پروراند که دنیا را تکان دهد. اکنون به نظر می آمد که چند روز بیشتر به تحقق این رؤیا باقی نمانده است.
آنچه سفر گاردینر گرین هابارد به واشینگتن را تا این اندازه مهم کرده بود، حمایت از اختراع بل و حفظ حقوق او بود. هابارد قصد داشت اختراع بل را به ثبت برساند. هر مخترع با ذکر جزئیات کامل اختراع خود را به ثبت رساندن آن، می تواند مانع تقلید دیگران از این اختراع و سودجویی آنها شود. وقتی اختراعی به ثبت رسید، جزو اموال مخترع محسوب می شود و مالک آن می تواند اختراع خود را به دیگران بفروشد، یا از کسانی که قصد استفاده از آن را دارند، پول مطالبه کند. در آن زمان در آمریکا ثبت اختراع هفده سال اعتبار داشت و پس از گذشت این مدت، اعتبار آن متقضی می شد و هر کس می توانست از آن استفاده کند.

رقبای بل

بل در تحقیقات خود بی رقیب نبود. دلیل اصلی سفر عجولانه ی او به واشینگتن نیز همین بود. او می بایست برای پاسخگویی به پرسشهای احتمالی کارمندان اداره ی ثبت اختراع، به موقع خودش را به واشینگتن می رساند. درست درهمان روزی که طرح بل به اداره ی ثبت اختراع رسیده بود، مخترع دیگری به نام الایشاگری نیز برای ثبت طرحی تقریباً شبیه به طرح بل اقدام کرده بود. حال تصمیم گیری با مسئولان اداره ی ثبت اختراع رسیده بود، مخترع دیگری به نام الایشاگری نیز برای ثبت طرحی تقریباً شبیه به طرح بل اقدام کرده بود. حال تصمیم گیری با مسئولان اداره ی ثبت اختراع بود که نام کدام یک از این دو نفر، بل یاگری، را به عنوان مخترع تلفن جاودانه کنند.
بل پس از ورود به واشینگتن بی صبرانه در انتظار تصمیم گیری اداره ی ثبت اختراع بود. او درنامه ای به پدرش نوشت « نمی توانید حالت بلاتکلیفی و اضطرابی را که در آن به سر می برم درک کنید » . نتیجه ی بررسی درخواستهای ثبت اختراع نتیجه ای سرنوشت ساز بود. برنده ی این رقابت، با پولی که به سبب داشتن حق امتیاز ساخت و فروش تلفن در سرتاسر آمریکا، و سرانجام در بقیه ی کشورهای جهان، به چنگ می آورد ثروتمند می شد.

رقیب قدرتمند

بل پس از ورود به واشینگن اخبار نگران کننده تری شنید. به نظر می رسید که درخواست سومی برای ثبت اختراع تلفن به اداره ی ثبت اختراع رسیده است. این درخواست را شخصی داده بود که در آن زمان هم مخترع معروفی بود: توماس آلوا ادیسون. بل دریافت که مهمترین شرکت تلگراف آمریکا، یعنی شرکت عظیم وسترن یونیون، نیز پشتیبان مالی ادیسون است.
شرکت وسترن یونیون را چندین نفر از مردان قدرتمند آمریکا اداره می کردند که در مهمترین محافل نخبگان دولتی واشینگتن نیز نفوذ داشتند. آن ها از طریق خدمات تلگراف سودگزافی کسب می کردند و می توانستند بی حساب پول خرج کنند. پشتیبان مالی بل، شریکش هابارد و یک مخترع دیگر بودند، اما پولی که آنها می توانستند خرج کنند، در مقایسه با پولی هنگفتی که شرکت وسترن یونیون برای ادیسون هزینه می کرد، چیزی به حساب نمی آمد. بل مردی شریف و روراست بود و از تزویر نفرت داشت. هنگامی که مطلع شد بعضی از اشخاصی که در واشینگتن، در دوران انتظار برای دریافت پاسخ اداره ی ثبت اختراع با آنها ملاقات کرده بود، جاسوس شرکت وسترن یونیون بودند، خشمگین و درعین حال آزرده خاطر شد.
بل در نه ماه گذشته تقریباً تا مرز از پا در آمدن کار کرده بود؛ او کار روی اختراع خود را، هم زمان با تدریس تمام وقت در دانشگاه ادامه می داد. امروز بهت زده و سرگشته بود: آیا حق بود شهرت و ثروتی را که به راستی استحقاقش را داشت، به ناروا از چنگش در بیاورند؟
کارمندان اداره ی ثبت اختراع آمریکا، سه درخواست رسیده برای ثبت اختراعی به نام « تلفن» را بررسی می کردند. ادیسون در تکمیل « تلگراف سخگو» که نام اولیه ی تلفن بود، به اندازه ی دیگران پیشرفت نکرده بود، هر چند بخش عمده ی او را را پیموده بود. درخواست ادیسون را خیلی زود از گردونه ی رقابت خارج کردند و قرار شد از بین الایشاگری و آلگزاندر گراهام بل، یکی را انتخاب کنند. کدام یک از آنها دقیقترین و کاربردی ترین توصیف را از تلفن ارائه کرده بود.؟
پس از گذشت پنج روز سراسر تنش و اضطراب ، اداره ی ثبت اختراع تصمیم خود را گرفت. طرح به نام آلگزاندر گراهام بل ثبت می شد.
بل این مژده را در بیست و نهمین سالروز تولدش دریافت کرد. یقیناً یکی از ارزشمندترین و خوشایندترین هدایایی بود که تا آن زمان کسی در سالروز تولدش دریافت کرده بود!
منبع :پولارد، مایکل،(1385) ، آلگزاندر گراهام بل، محمد رضا افضلی، تهران، انتشارات فاطمی، چاپ دوم 1390.