فلمینگ در کنارِ دکتر رایت
آلگزاندر فلمینگ یکی از دانشجویانی بود که مجذوب درسهای هیجان انگیز رایت شد. رایت مردی شگفت آور بود؛ او شخصیتی درخشان و افکاری نافذ داشت و به سبب پایمردی در آرمانهای خود شهرت زیادی کسب کرده بود.
نویسنده :برچ یورلی
مترجم :محمدرضا افضلی
آلگزاندر فلمینگ یکی از دانشجویانی بود که مجذوب درسهای هیجان انگیز رایت شد. رایت مردی شگفت آور بود؛ او شخصیتی درخشان و افکاری نافذ داشت و به سبب پایمردی در آرمانهای خود شهرت زیادی کسب کرده بود.
فلمینگ به شدت تحت تأثیر این روشها و امکانات جدید در مبارزه با میکروبها قرار گرفته بود. اما هنوز به این فکر نیفتاده بود که باکتری شناس شود. هنوز جراحی هدف اصلی او بود، بنابراین در ژانویه ی سال 1905 در امتحان مقدماتی جراحی شرکت کرد.
فلمینگ یک سال بعد، در سال 1906 و کمی قبل از بیست و پنجمین سالگرد تولدش، در امتحانات نهایی پزشکی نمره ی قبولی گرفت. او اکنون پزشکی با صلاحیت شمرده می شد. او می توانست طبابت را در بیمارستان سنت مری یا هر بیمارستان دیگر شروع کند، یا مانند برادرش تام، مطب باز کند و به طبابت بپردازد.
فلمینگ قصد داشت در دانشکده ی پزشکی بماند و در امتحانات بالاتری شرکت کند تا حق انتخاب بیشتری داشته باشد. اما پولی که از عمویش به ارث برده بود تمام شده بود و پول چندانی نداشت. فلمینگ باید راهی برای کسب درآمد و گذران زندگی می یافت و در عین حال وقت کافی برای دنبال کردن مطالعاتش پیدا می کرد.
شانس و باشگاه تیراندازی
برحسب تصادف شخصی در دانشکده ی پزشکی بود که به نگه داشتن فلمینگ در این دانشکده علاقه داشت: جان فریمن که از اعضای مشتاق باشگاه تیراندازی بیمارستان سَنت مِری بود. تیم تیراندازی این بیمارستان امیدوار بود که در یک مسابقه ی مهم ملی برنده شود. فلمینگ یکی از اعضای ارزشمند این تیم بود، بنابراین فریمن علاقه داشت او را در بیمارستان سَنت مِری مشغول کند تا بتواند در این مسابقه به عنوان عضو تیم این بیمارستان شرکت کند. فریمن عضو گروه اَلمروت رایت نیز بود و می دانست که او به دستیار نیاز دارد. بنابراین فلمینگ را برای این شغل پیشنهاد کرد.به این ترتیب در تابستان سال 1906، فلمینگ به گروه رایت پیوست. این شغل راه حلی موقت برای مشکل فلمینگ بود. اما او به زودی چنان مجذوب این کار شد که تا پایان عمر کاری خود، عضو این گروه باقی ماند.
تحقیقات اولیه در باکتری شناسی
در آن زمان اَلمروت رایت چهل و پنج ساله بود و در اوج دوران کاری خود به سر می برد. او به سبب تحقیقاتِ پیشگامانه ی خود، نفوذ فراوان و دوستان قدرتمند، از جمله چند تن از دولتمردان بریتانیا، شهرت فراوانی کسب کرده بود.شور و اشتیاق او بر همه ی اعضای گروه تأثیر گذاشته بود. هشت یا نه فارغ التحصیل جوان، که فلمینگ هم در میان آنها بود، کار خود را با انرژی فراوان دنبال می کردند و عقیده داشتند که در حال ایجاد تحولی شگرف در علم پزشکی هستند.
هرگاه قرار بود روی آزمایشی اندازه گیریهای مهم انجام شود، گروه رایت غالباً شبها تا دیروقت کار می کرد. هر روز در زمان نوشیدن چای، همه دور هم جمع می شدند و بحثی جان دار درمی گرفت. در نیمه های شب نیز دوباره دور هم جمع می شدند تا کارهای روزانه را مرور کنند. گروه رایت همواره در تکاپو و جنب و جوش بود.
فلمینگ خیلی زود در این گروه جا افتاد، هر چند در ابتدا به کندی پیش می رفت. خوش خلقی و علاقه ی او به همه ی جنبه های کار پژوهشی گروه سبب شد که به زودی همه او را دوست داشته باشند. مهارتهای عملی او برای گروه رایت بسیار ارزشمند بود. هر کس که او را در این دوران می شناخت، چالاکی و مهارت انگشتان او را به یاد می آورد.
این مهارتها به ویژه هنگامی به کار می آمد که اعضای گروه با مشکلات عملی پیچیده، مانند کار کردن با مقادیر ناچیزی از مواد، یا اندازه گیری آنها، روبه رو می شدند. وقتی رایت ایده ی جدیدی را توضیح می داد، فلمینگ با دقت به حرفهای او گوش می سپرد. سپس، بدون اینکه کلمه ای حرف بزند، به آزمایشگاه می رفت و چند ساعت بعد با وسیله ای جدید، یا روشی پیچیده که دقیقاً راه حل مسئله ی موردنظر بود، باز می گشت.
دفاع طبیعی بدن
اعضای گروه سرگرم تحقیق روی تأثیر مایه کوبی بر سیستم دفاعی بدن بودند که سیستم ایمنی نامیده می شود. آنها می خواستند بدانند که وقتی واکسن تزریق می شود، دقیقاً چه اتفاقی می افتد؛ بدن چگونه واکنش نشان می دهد؟ چه فرایندی روی می دهند تا بدن قادر به مبارزه با بیماری می شود؟ رایت سرسختانه اعتقاد داشت که سیستمهای دفاع طبیعی بدن می توانند به نحو مؤثری با باکتریها مبارزه کنند. رایت معتقد بود که برای مداوای بیماریهای باکتریایی و نیز پیشگیری از آنها بدن را باید تحریک کرد تا خود را ایمن سازد.پژوهشگران گروه رایت، برای یادگیری بیشتر سعی می کردند سیستم ایمنی بدن را به کار وادار کنند و سپس به مشاهده و سنجش پدیده هایی می پرداختند که اعتقاد داشتند عامل بیماری خاصی است. سپس این باکتری را رشد می دادند، آن را می کشتند و با مایعی مخلوط می کردند تا قابل تزریق شود؛ آنگاه این محلول را بررسی می کردند تا مطمئن شوند که تعداد باکتریها در هر مقدار معین از این واکسن، برابر است. به این ترتیب دُز استانداری از واکسن تولید می شد.
پژوهشگران این واکسن را به حیوانات، و حتی به خودشان تزریق می کردند. سپس قطره های خون موجودی را که مایه کوبی شده بود زیر میکروسکوپ مشاهده می کردند. آنها می کوشیدند اتفاقی را که در خون می افتد اندازه گیری و ثبت کنند و بفهمند که این خون، با خون بدن موجودی که مایه کوبی نشده چه تفاوتهایی دارد.
سلولهای بلعنده
پژوهشگران به بخشی از خون بیش از بقیه بخشهای آن علاقه مند بودند. این بخش گلبولهای سفید خون بود که فاگوسیت یا بیگانه خوار نام داشتند. فاگوسیتها را سلولهای بلعنده می نامند، زیرا عملاً باکتریها را می بلعند و هضم می کنند. گروه پژوهشگران فاگوسیتهای موجود در خون معمولی را مشاهده کردند. سپس به مشاهده ی فاکوسیتهای موجود در خون شخصی پرداختند که از بیماری عفونی بهبود یافته، یا واکسن تزریق کرده بود.تا مدتها، رایت فکر می کرد که در خون این افراد نوعی ماده ی مخصوص وجود دارد که فاگوسیتها را به بلعیدن باکتریها تشویق می کند. او این ماده را اُپسُنین یا پادتن اشتهاآور نامید. گروه پژوهشگران انرژی فراوانی را صرف کار روی این ماده کرد و ساعتهای بسیاری از اوقات نیمه شب را به تلاش برای ثبت و اندازه گیری آنچه که می پنداشتند اپسین در حال کار است، گذراند. در همین دوران، گروه رایت متقاعد شده بود که در آستانه ی دست یافتن به موفقیتی بزرگ در علم پزشکی است.
سال تصمیم گیری
وقتی سال 1908فرا رسید، فلمینگ امتحانات بعدی را با رتبه ی ممتاز پشت سر گذاشته بود. او تصمیم گرفت برای قبول شدن در امتحان تخصص کار کند؛ در صورت قبول شدن در این امتحان صلاحیت او به عنوان جراح تأیید می شد و می توانست در بیمارستان مشغول کار شود. در ماه ژوئن 1909، در بیست و هفت سالگی، در این امتحان قبول شد. سرانجام صلاحیت او برای جراحی تأیید شده بود.اما فلمینگ تصمیم گرفت در کنار رایت بماند. کار پژوهشی رایت فکر و ذکر فلمینگ را کاملاً مشغول خود کرده بود. برادرش رابرت بعدها تعریف کرد که اعضای خانواده چگونه متوجه تغییر علاقه ی فلمینگ شدند. او دیگر درباره ی جراحی چیزی نمی گفت و بیشتر درباره ی ایده های رایت حرف می زد. او حتی امتحان کردن این ایده ها روی افراد خانواده را شروع کرد. گلودرد، سرماخوردگی، یا هر نوع عفونت جزئی، فلمینگ را تشویق می کرد که نمونه ای از مخاط یا خون فرد مبتلا را به آزمایشگاه ببرد تا باکتریهای آن را پیدا کند. او معمولاً با واکسنی باز می گشت و به موقع آن را به بیمار تزریق می کرد.
منبع: برچ، بِوِرلی؛ (1385)، آلگزاندر فلمینگ پیشگام در ساخت آنتی بیوتیک، ترجمه ی محمدرضا افضلی، چاپ اول.
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}