نویسنده: پی یر روسو
مترجم: حسن صفاری



 

این موضوع از لحاظ اقتصادی امروزه مورد قبول عموم است که ثروت هر مملکت عبارت از مجموعه ی تأسیسات صنعتی و کارخانه ها و سدها و منابع معدنی آن است و خروارها طلایی که ممکن است این مملکت در بن انبارها گرد آورده باشد اهمیت مادون دارد. سه قرن قبل از این تاریخ وضع به کلی متفاوت با امروز بود.
قدرت و حیثیت و استقلال هر دولتی در گرو توده های مسکوکی بود که در اختیار داشت. مزدها همه با سکه های لغزان و صدادار پرداخته می شد و هرکس که کتاب الکساندر دوما را خوانده باشد به خاطر دارد که چگونه دارتانیان از هر سوی زین اسب خود خورجینی از مسکوک طلا را می کشید و می خواست آن را به نزد پلانشه ببرد. بنابراین سود هر ملتی در آن بود که نه تنها طلای موجود خود را حفظ کند و از خروج آن ممانعت نماید بلکه سعی داشته باشد که طلای موجود در ممالک دیگر را به سوی خود جذب کند. قاعده ی عمل این بود که حتی المقدور سعی کنند مصنوعات ممتازی تهیه نمایند که توجه دیگران را جلب کند و قیمت آن را با طلای ناب بپردازند، فی الجمله تجارت بین المللی یگانه وسیله ای بود که به کمک آن می توانستند این فلز ذیقیمت را تهیه کنند.
گذشته از این مسلم است که سود حاصل از کار تجارت هر قدر که حجم کالاهای تجارتی بیشتر و میزان مصنوعات فراوان تر بود افزون تر می شد. لیکن یگانه وسیله ای که به کمک آن حمل و نقل مقادیر عظیمی از مصنوعات و کالاها میسر می شد استفاده از راههای دریایی بود و بنابراین ثروت هر مملکت رابطه ی مهمی با قدرت تجارت دریایی آن داشت. این استدلال به خوبی توضیح می دهد که چرا به محض اینکه انگلستان به توسعه ی نیروی دریایی خود پرداخت و کشتی های تجارتی آن برای پیشنهاد و تحویل انواع مال التجاره از هرسو در دریاها به حرکت درآمدند، ثروت خود را در حال ازدیاد دید و وفور نعمت در آن کشور پدید آمد.

ترقی فنی مساوی است با ثروت

از آنجا که تجارت بین المللی با مقادیر بزرگ مال التجاره بستگی دارد، مسائلی که مطرح می کند به کلی غیر از آن است که برای تجارت داخلی موجود است. مصرف بازارهای داخلی را ممکن است با کار پیشه وران کوچک تأمین کرد، پیشه ورانی که هریک به تنهایی کار می کنند و سعی دارد که اجناس تروتمیزی، دانه دانه، فراهم آورند. اما فی المثل سفارش هزار عدل پارچه را نمی توان با کار پیشه وران کوچک و مجزا تأمین نمود. هنگامی که انگلستان برای اول بار شروع به صدور پارچه های خود کرد با مسئله ی غامضی مواجه شد و آن اینکه می بایست با هند که نیز از صادرکنندگان پارچه های پنبه ای بود رقابت کند. از آنجا که کارگران هندی بسیار قانع بودند و سطح زندگی ایشان در پست ترین مراحل ممکن بود، صادرکنندگان می توانستند قیمت اجناس خود را فوق العاده تقلیل دهند. انگلستان نیز راهی جز تقلیل قیمت ها نداشت و به این منظور تنها وسیله آن بود که ماشین هایی بسازد که بتوانند به سرعت اجناس هم شکل و فراوان به وجود آورند.
مسئله لزوم ایجاد بازارهای ارزان قیمت و تولید به مقادیر فراوان و یکسان در عین حال در فکر بسیاری از روشن بینان آن روزی اروپا مطرح گردید. تجارت بزرگ دریایی در قرن هفدهم خاص سه مملکت انگلستان و فرانسه و هلند بود و بنابراین مسئله ی تولید به مقادیر زیاد نیز قبل از همه برای همین سه کشور مطرح شد. لیکن فقط دو مملکت اولی قدرت آن را داشتند که به نحو مفیدی به حل این مسئله بپردازند.
مملکت هلند که در آن اوقات «ولایات متحد» نام داشت گرچه پر از سوداگران و سرمایه داران و صاحبان کشتی های تجارتی بود ولی اهل صنعت در آن چندان زیاد نبود و چون نتوانست ماشین هایی بسازد که بتوانند پشتیبان روابط تجارتی باشند ناچار شد که در مقابل عظمت و برتری نیروی دریایی انگلستان سر خم کند.
بنابراین اصولاً در انگلستان و سپس در نتیجه ی مساعی کولبر در مملکت فرانسه بود که درصدد تشویق ساختمان ماشین هایی برآمدند که بتوانند مال التجاره ی فراوان با سرعت ایجاد کنند.
این مسئله که ترقی فنی و قدرت خلاق برای ایجاد ماشین ها در عین حال خلاق ثروت و اعتبار است از مدتها قبل اداره کنندگان امپراتوریهای بزرگ را متقاعد ساخته بود و هیچ کس تردیدی در صحت آن نداشت.
نهضت تجدید اعتبار صنعت که از دوران تجدد پیش آمده بود و ما قبلاً از آن گفتگو کردیم کم کم توده های بزرگی از روشنفکران و اهل دانش را نیز هواخواه خود کرده بود. حتی در مملکت فرانسه که رجال و اعیان آن بهره برداری از مؤسسات تجارتی یا صنعتی را شایسته ی مقام خود نمی دانستند عده ی بسیاری از نجیب زادگان، لااقل به ایجاد ماشین ها علاقمندی پیدا کردند و حتی گاهی قدم پیش می گذاشتند و خود نیز در ترقی دادن آن شرکت می کردند. این نکته را نیز باید اذعان کرد که «مد» آن عصر نیز در این فعالیت مؤثر واقع شد زیرا در این عصر برای «فلاسفه» احترام بسیار قائل بودند و این اشخاص نیز از ادای این مطلب خودداری نمی کردند که تمام ترقیاتی که جامعه ی بشری از آن استفاده می کند مرهون پیشرفت های فنی است و نه مباحثات ناپایدار و بیهوده ی ماوراء الطبیعه و مذهب.
«دایرة المعارف» در این تجدید اعتبار نقش اساسی بازی کرد و پشتیبانی شایسته ای از فنون و صنعت نمود. اولین باری بود که نویسندگان کتابی درصدد برآمده بودند که نظر جامعی، نه فقط از علوم، بلکه نیز از «هنرهای مکانیکی» و روش های صنعتی به دست دهند.
صرف نظر از بعضی کتب که از مسائل خاصی گفتگو می کردند، از قبیل کتاب «درباره ی اشیای فلزی» اثر آگریکولا که در قرن شانزدهم منتشر شد هیچ گاه بحث درباره ی ماشین ها و مسائل فنی را شایسته قلم نویسنده ای نمی دانستند.
همه کس خوب می داند که دیدرو Diderot (1713-1784) چگونه توانست این اثر عظیم (سی و پنج جلد) را به انجام برساند (1) به این منظور از کارگاهها بازدید می کرد و در ساختمان ماشین ها مطالعه می نمود تا حتی المقدور بتواند توصیف صحیح و توضیح دقیق بدهد.
قبلاً گفتیم که نویسندگان دایرة المعارف خواهان «نظر کلی» نسبت به مسائل مختلف بودند، حقیقت آن است که آنان حتی از دقیق ترین توضیحات نیز خودداری نکردند به طوری که یکی از فلاسفه و مردان سیاسی انگلیس به نام لورد مورلی Lord (Morley (1838-1923) چنین اظهار داشته است: اگر در زمان پیدایش دایرة المعارف طوفان عظیمی همه چیز را از سطح زمین نابود می کرد، کافی بود نسخه ای از دایرة المعارف را جانشین آن سازند تا بتوان تمام وسایل فنی آن عصر را از نو ساخت لیکن باید دانست که این تجدید اعتبار مسائل فنی در فرانسه، صورتی مطلقاً متفاوت با آنچه در انگلستان دارا بود به خود گرفت. پیشوایان این نهضت در فرانسه، یعنی در وطن ولتر، کسانی بودند که آنان را فلاسفه می نامیدند و این اشخاص نه در جستجوی منافع مادی و جمع آوری ثروت به این کار اقدام می کردند، بلکه محرک اصلی ایشان کنجکاوی علمی بود. آن کنجکاوی ساده و فناناپذیر و آن عطش دانستن که موجب شد دوران ایشان را، البته اندکی با مزاح، «قرن انوار» لقب دهند.
بر این کنجکاوی نوعی بشردوستی سخاوت آمیز، غالباً ساده و سطحی، نیز اضافه می شد که هدف آن تخفیف آلام آدمی و بالا بردن شرایط زندگی عمومی بود. اما در حالی که فرانسه تحت تأثیر این عوامل، که بیشتر از احساسات ناشی می شد تا از واقع بینی، قرار داشت انگلستان فقط از جبر علت و معلولی مطلق نمودهای اقتصادی پیروی می کرد. روشنفکران فرانسوی از وضع زندگی معدنچیان تیره روز به رقت درمی آمدند و به فکر وضع سیاهان بدبخت بودند و حال آنکه پیشقدمان انگلیسی به رقابت آزاد و تمرکز تجارت و تقسیم کار وابسته بودند و روز به روز بر ثروت خود می افزودند.
در فرانسه سرمایه داران که می توانستند دارایی خود را در ایجاد انقلاب صنعتی به کار برند ترجیح می دادند که به خرید و معاملات اراضی و ساختمانها بپردازند و با نهایت میل افتخارات و مخاطرات ایجاد مؤسسات نوین را به دست دولت بسپارند و بهانه ی ایشان در این کار آن بود که مذهب دولتی آن عهد یعنی مذهب کاتولیک سرمایه گذاری با سود را که ایجاد منافع بدون انجام کار بوده است اجازه نمی دهد. بنابراین جز در موارد معدود هیچ کس جز دولت جرئت ایجاد کارگاهها و ابداع در امور فنی را نداشت. گذشته از این غالباً پیشرفت های جدید به واسطه ی تصمیمات رؤسای اصناف و نیز به علت مقررات بسیار مشکلی که به وسیله ی کولبر وضع شده بود متوقف می شد.
این نکته را نباید فراموش کرد که همه ی اختراعات مکانیکی آن عصر، از قبیل ماشین بخار که کم کم بر روی صحنه ظاهر می شد مولود تجارت بوده اند و بر هیچ گونه اساس علمی و فنی شایسته ای اتکاء نداشتند.
این مسئله امروزه به نظر ما همچون اصل مسلم و انکارناپذیری می آید: تمام صنایع عصر حاضر متکی بر فعالیت فیزیک دانانی است که در ترمودینامیک موتورها و ماشین ها مطالعه می کنند، مرهون کار شیمی دانانی است که مشخصات انواع سوخت را معین می سازند، وابسته به کار ریاضی دانانی است که مقاومت پل ها و شکل سدها و بازده ماشین ها را مورد محاسبه قرار می دهند. به مفهوم دیگر تمام بنای با عظمت فنون عصر حاضر فقط به این دلیل قابلیت وجود یافته و پایدار مانده است که بر پی ریزی مستحکم اکتشافات علمی اتکاء دارد.
اما در قرن هفدهم این پی ریز و متکای علمی وجود نداشت. چنانکه در فصل پیش گفتیم دانش مثبت در حال تولد بود، اما اطلاعات آدمی در خصوص قوانین طبیعی هنوز در چنان مرحله ی کودکانه ای قرار داشت که مردی همچون مرسن Mersenne (2) گلوله ی توپی را در جهت سمت الرأس به هوا پرتاب می کرد و از خود سؤال می کرد که آیا این گلوله بازگشت خواهد کرد یا نه و به هیچ وجه به نظر مردم باورنکردنی نمی آمد که پرنده ای را در هاون خورد کنند و آن را از نو زنده سازند. بنابراین هیچ گونه پایه ی علمی که ترقیات فنون و صنایع بر آن استوار شوند آماده نشده بود و تا اواخر قرن هیجدهم این ترقیات محکوم به آن بودند که ناهماهنگ و مجزا از یکدیگر پیش روند و بیشتر محصول کاردانی و فراست افراد باشند تا ماحصل دانش متفکران.

پی نوشت ها :

1- برای توضیحات بیشتر رجوع شود به ترجمه ی فارسی چاپ سوم از کتاب تاریخ علوم تألیف پی یر روسو صفحات (319 تا 320).
2- مارن مرسن (1648-1588) کشیشی از اهل فرانسه بود که به علوم علاقه بسیار داشت. از اکتشافات شخصی او جز بعضی مسائل کوچک در علم حساب و در علوم دیگر چیزی در دست نیست لیکن کوشش و فداکاری او برای تشویق علما و ایجاد ارتباط مابین ایشان نام او را در تاریخ علم جاوید نگاه داشته و به واقع می توان او را از پیشقدمان علوم دانست. مرسن تمام زندگی خود را وقف اشاعه علوم و جمع آوری آثار دانشمندان و چاپ و انتشار آثار علمی کرد و اجتماعاتی که وی در کلبه خود تشکیل می داد اولین قدم برای ایجاد آکادمی های علمی محسوب می شود. (یادداشت مترجم)

منبع: روسو، پی یر، تاریخ صنایع و اختراعات، حسن صفاری، تهران: امیر کبیر، چاپ هشتم، 1390.