نویسندگان : سیدمحسن مرتضوی(1)
بابک شمشیری(2)
مهرانه شایگان (3)

 

چکیده

در عرف‌ تشیع‌ مدفن‌ و مزار ‌فرزندان‌ یا فرزندزادگان‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) را امامزاده‌، نامیده اند و البته بنا به ویژگی خاص ایران این امامزدگان ‌در سراسر شهرها و روستاهای آن پراکنده‌ اند‌. بارزترین اثر آن زنده نگه داشتن باورهای عامه مردم است. به تبع این موضوع برای بقعه، علاوه بر ارزش مذهبی، باید ارزش فرهنگی نیز قائل شد. مقام معظم رهبری بقاع متبرکه را معادل و هم ارز قطب فرهنگی آورده است و خواستار تبدیل آنها به این امر شده است. به عبارتی ارج و ارزش این مکانها امری است که با فرهنگ و اعتقادات دینی عجین گشته است.
از نظر اسلام و فرهنگ پویای تشیع، امامان معصوم(ع) و برخی از امامزاده‌ها به دلیل قرب الهی و اطاعت محض از پروردگار متعال، جایگاه ویژه‌ای نزد خداوند دارند و می‌توانند واسطه فیض الهی باشند و انسان‌هایی که در مرحله پایین‌تر قرار دارند، آن بزرگواران را برای خواستن حاجات خود نزد خداوند وسیله قرار می‌دهند.
علاوه بر مومنین و شیعیان، چه بسا پیروان ادیان و مذاهب دیگر که رنج و هزینه سفر متحمل می شوند تا از مزایای مادی و معنوی زیارت برخوردار شوند. همین امر و عواملی دیگر که در مقاله به آن اشاره می شود، موجب سوء استفاده افرادی از اظهار ارادت و اعتقاد مردم به امامزادگان گردید و حتی به نصب بقعه و بارگاه جعلی منجرشد. اکنون با افزایش تعداد زیارتگاهها و احتمال ایجاد زیارتگاه‌های ساختگی، آیا این موضوع، تهدید یا فرصتی برای مومنین و معتقدین به دین مبین اسلام ارزیابی می گردد؟
ﻧﻮﺷﺘﮥ ﺣﺎﺿﺮ ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽـ ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ است و ﺟﺰء ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﮐﯿﻔﯽ به شمار می آید. روش ﺟﻤﻊآوری اﻃﻼﻋﺎت در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ روش ﻣﻄﺎﻟﻌﮥ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺑﺤﺚ درﺑﺎرة ﺗﺄﺛﯿﺮ امامزادگان مجعول در بین مردم مؤمن و معتقد به آنان می پردازد.

کلید واژه ها

امامزادگان، زیارتگاه‌های ساختگی، حقیقت جویی، خرافه، واسطه فیض الهی

مقدمه

از آنجا که با وجود اختلاف روش ها، محیط ها و موضوعات مورد بررسی، تقریباً تمامی محققان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که در محیط های مذهبی و جوامعی که ایمان مذهبی آنها بیش تر است، میزان اختلال های روانی و به خصوص اضطراب و افسردگی، به طور محسوسی کم تر از میزان آنها در محیط ها و جوامع غیر مذهبی است و افراد و گروه هایی از محققان در سراسر جهان، درباره تأثیر ایمان به خدا و مذهب، محیط های مذهبی و آداب و رسوم دینی مانند نیایش در سلامت روانی افراد، بهداشت روانی جامعه و بهبود بخشی بیماران روانی و مقاوم کردن افراد در برابر حوادث و وقایع دردناک و ایجاد آرامش، به نتایج مثبت و قابل توجّهی دست یافته اند (یونگ(4)، 1994 ). ایمان به خدا و نیایش و راز و نیاز با او به انسان امید و توان می دهد و انسان احساس می کند به پناهگاه مطمئن و با قدرتی بی نهایت متکی است. از این رو، احساس نشاط و توانمندی می کند و اگر این ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دلتنگی و نگرانی در او ایجاد می شود و به بیماری های روانی گرفتار می آید. به این حقیقت روان شناسان و روان کاوان بزرگی همچون یونگ، اریک فروم، ویلیام جیمز و دیگران، ایمان به خدا و دعا را اساس آرامش و سلامت روان دانسته و اشاراتی به این موضوع داشته اند.
صدر، (1985) معتقد است که ایمان داشتن، به این معنا نیست که تنها یک بعد در دین مورد توجه قرار داده باشد، بلکه واقعیتی فراتر از این را فراروی بشر قرار می دهد. هدفی که اسلام‌ برای زندگی انسان پیش‌رو می‌نهد، خشنودی خداوند است و معیار اخلاقی برای سنجش رفتار انسان هم میزان خشنودی پروردگار است دین مبین اسلام در انسان با این قاعده فکری، نسبت به زندگی بینش درستی بخشیده و در او باوری آفریده که زندگی‌اش از سرآغاز مطلق کمال سرچشمه گرفته است و فلسفه آن، آماده‌شدن انسان برای‌ جهانی بی‌رنج و گزند است. هم‌چنین معیار اخلاقی تازه‌ای در همه کنش‌ها و واکنش‌ها وضع کرده است و آن خشنودی خداوند است؛ بنابر این معیار، چنان نیفتاده است که هرچه مصالح شخصی‌ اقتضا کند، روا باشد و آن‌چه به زیان شخصی بینجامد، ناخوشایند و ناروا؛ بلکه انسان بهنجار، کسی است که به این هدف رسیده است‌ و شخصیت اسلامی متعالی، شخصیتی است که در راستای این هدف گام برمی‌دارد.
بنا به مقتضای دیدگاه ها و پژوهش ها آنچه در متون تحقیقی به آن پرداخته شده، غالبا جزیی از کل است. با این وجود، کارل (5) معتقد است: « نیایش در روح و جسم تأثیر می گذارد و احساس اخلاقی و احساس عرفانی را توأماً تقویت می کند. در چهره کسانی که به نیایش می پردازند، حسّ وظیفه شناسی، کاهش حسد و شرارت و حُسن نیکی و خیرخواهی به دیگران خوانده می شود. نیایش، خصایل خود را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فردی چون: متانت رفتار، صفای دل، چهره پر از یقین، مستعد شدن برای هدایت، شادی بی دغدغه، انبساط خاطر، آمادگی برای پذیرش حق و راضی بودن به رضای پروردگار نشان می دهد» (عطارزاده، 1387).
گاندی نیز در مقام توصیف نقش آرامش بخش نیایش می گوید: «دعا و نماز، زندگی ام را نجات داده است(به نقل از عطارزاده، 1387). و کولکای (6) (1994) با بررسی تأثیر ایمان مذهبی، نماز و دعا در کاهش اضطراب، به این نتیجه رسید که 42% افراد نمونه او گزارش داده اند که نماز اضطراب را پایین می آورد.
در تمام موارد فوق پیوستن انسان به یک قدرت بی انتها و نتایج حاصل از آن بیان شده است. این امر خودبه خود حاصل نمی گردد بلکه با تلاش و تقرب جستن به منبع عظیم و لایزال مقدور است.
دعا انسان را به برترین سرمایه که معرفت خدا است، دعوت می کند و سبب می شود که خود را نیازمند او ببیند و چون خود را نیازمند او و مرهون نعمت های او می بیند، موظف به اطاعت از خواست او و خضوع در برابر او می شود، پس سبب می شود از مرکب غرور که سرچشمه انواع بدبختی هاست، فرود آید. از سوی دیگر همه نعمت ها را از او ببیند و به او عشق ورزد و از این طریق رابطه عاطفی او با ساحت قدس الهی محکم تر گردد. از طرفی دعا به انسان اعتماد به نفس می بخشد و وی را از ناامیدی دور می کند و به تلاش و کوشش بیشتر وا می دارد.
حقیقتاً اگر انسان به ساحت قدس الهی رو آورد و توجه خود را یک سره به درگاه او معطوف کند، مانند آیینه ای که در برابر تابش آفتاب قرار گیرد، به تناسب استعداد و آمادگی خود از فیوضات الهی را بهره می گیرد و آثار آن را منعکس می کند، هر اندازه دل را از آلودگی ها و تیرگی ها خالی کند و به صفا و پاکی نزدیک تر شود، به همان اندازه قدرت دریافت انوار ازلی معبود در او افزون تر می شود. آثار روحی و معنوی توجه به خدا و نیایش به تناسب شدت و ضعف تفکر و توجه متفاوت می شود. این گاهی در مراتب عالی همراه با جاذبه خاصی صورت می پذیرد. امیرالمؤمنین علی)علیه السلام( در غرر الحکم و درر الکلم می فرماید: «علیک بذکر الله فإنّه نور القلوب». پس در تعالیم اسلامی از آن به نور دلها تعبیر شده است.
طبق یافته های جدید روان شناسان، افراد دارای اعتقادات مذهبی قوی و آنهایی که در جوامع فعال هستند، پس از رویدادهای استرس آمیز در مقایسه با افراد غیر مذهبی از نظر روانی بهبود سریع تری می یابند و یا مشکلات استرس زا را بهتر تحمل می کنند ) پورافکاری، 1385. (
گرچه پژوهش های متعددی اثرات سلامت بخش دین را نشان داده اند اما در خصوص اثر زیارت به عنوان یک رفتار دینی در بهداشت روانی، پژوهش های علمی چندانی در کشور گزارش نشده است. در سال های اخیر روان شناسان علاقه فزاینده ای به بررسی نقش آموزه های دینی و مذهب در تأمین بهداشت روانی افراد نشان داده اند. یافته های تعداد زیادی از این مطالعات حاکی است که افراد مذهبی در مجموع شادتر و سالم تر از افراد غیر مذهبی هستند، یا افراد مذهبی فعال، میزان مرگ و میرهای پایین تری در مقابل انواع بیماری ها در مقایسه با افراد غیر مذهبی نشان می دهند. آنها از نظر جسمی هم وضع بهتری نشان می دهند ) پورافکاری، 1385 .(

زیارت، معنویتی در جهت کمال

دعا و زیارت، می تواند در برطرف کردن نیازهای معنوی و روحی و روانی انسان نقش سازنده ای داشته باشد و در آیین نورانی اسلام از جایگاه بسیار رفیع برخوردار است به گونه ای که دیدی باایمان حاصلِ عبور از جهان ماده و پیوند با عالم معنا که ابزار مهم تحقق آن را باید نیایش دانست، همه ظواهر را خواهد شکافت و در پسِ هر چیز ـ هر مفهوم انسانی ـ معنایی دیگر خواهد جست. به دلیل جایگاه والای نیایش و دعا و نقش ارزشمند آن در زندگی انسان، همه ادیان و مذاهب به آن توجه ویژه داشته، بر لزوم پایبندی پیروانشان به این مسأله تأکید کرده اند. دور از انتظار نیست در حالی که همه در جستجوی آرامش و نشاط معنوی و انرژی افزون ترند، آیین معنابخش اسلام نیز در مقام تحکیم پایه ها و ارکان نظم معنایی مشترک بین پیروان خویش و بلکه کل بشریت به مقوله نیایش، اهتمام و توجه ویژه مبذول داشته باشد و راهکارهایی همچون نماز و زیارت و توسل جستن را به منظور تسهیل این مهم، به کار برده باشد. زیارت یعنی پیوند ناقص با کامل، علاقه به رهایی از قفسِ مادیت و بی معنایی، رهایی از نقص و پیوست به معنا، از این روست که زیارت در ارزش و پاداش همپای بسیاری از عبادات حتی جهاد و شهادت به حساب آمده است. شهید کسی است که به واسطه مقام والای شهادت خداوند گناهانش را می آمرزد. امالی شیخ صدوق از امام صادق (ع) حدیثی نقل می کند که می فرمایند: «من اتی قبر الحسین عارفا بحقه غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» هر که عارفانه قبر سید الشهدا را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد. از امام کاظم علیه السلام نیز نقل شده است: هرکس امام رضا علیه السلام را که در شهر غربت از دنیا می رود زیارت کند، درحالی که تسلیم امر او و عارف به حقش باشد، در پیشگاه الهی از منزلت شهدای بدر برخوردار است. امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین علیه السلام را زیارت کنید هرچند که سالی یکبار باشد؛ زیرا هرکس عارف به حق او باشد و زیارتش کند، پاداشی جز بهشت ندارد، از رزق واسعی بهره مند می شود و خداوند گشایشی در کار او ایجاد می کند. همچنین به بشیر فرمود: کسی که قبر حسین بن علی علیه السلام را همراه با معرفت زیارت کند، همانند کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است این گونه روایات درباره سایر ائمه سلام الله علیهم نیز وارد شده است.
در صورتی پرورش حس خداجویی میسّر می شود که انسان دائماً نقصان و فقر وجودی خود، و غنا و بی نیازی خداوند را متذکر شود و این مهم جز در سایه تداوم ارتباط با قدرت قاهره الهی( نیایش )، از طریق دیگری میسور نیست (عطارزاده، 1387).

آثار و فرصت های خاص زیارت

دعا و زیارت در حقیقت، همدم شایسته ای است که تنهایی و غربت وحشتناک را به انس و الفت مبدّل می سازد و انسان را از انزوای درون بیرون آورده، به جمع پیوند می زند؛ چراکه شخصی که در حال نیایش است، نه تنها خود را تنها نمی بیند، بلکه با چشم دل می یابد که در آن حالات عرفانی، مجموعه کاینات با او هماهنگ هستند؛ زیرا به فرمایش قرآن کریم :هر موجودی تسبیح و حمد خدا می گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید (اسراء، 44 ).
به قول مولوی:
جمله ذرات عالم در نهان
با تو گویانند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و با هُشیم
با شما نامحرمان ما خامُشیم
در دعا و نیایش است که انسان خود را آن گونه که هست، می بیند، به نقص و عیب خویش آگاه می گردد و مانع این می شود که در او «خودپنداری » جایگزین « خود حقیقی » شود و هرگز این دو را با یکدیگر خلط نکرده، پیوسته از هم تمیز می دهد.
صدر المتألهین شیرازی می گوید: هر وجودی که ناقص باشد، همواره شایق است که کامل تر گردد و چون همه هستی ناقصند همه شایقند که کامل شوند و شدت و قلت شوق بستگی به شدت و ضعف وجود دارد.
بینش آگاهانه این است که آدمی بپذیرد که دارای نقص است و بینش آگاهانه تر زمانی است که برای کامل شدن و تلاش برای شناخت بیشتر و بهتر انسان ها شوقی را در پی داشته باشد و دستیابی به چنین بینشی به طور قطع در سایه ارتباط با انسان های کاملی فراهم می آید که در پیمودن مسیر کمال، می توانند الهام بخش سالکان این طریق باشند. برقراری این ارتباط که مقدمه نیل به معرفت و شناخت حقیقی است، با رو در رو شدنی ممکن می شود که انسان را به پیشگاه وارستگان راه حق که نمایشگر انسانیت اند، رهنمون می کند. «زیارت»، از این مقوله است، پیوند ژرف ناقص با کامل، محبت و علاقه مفرط به رهایی از نقص و پیوست به معناست. از این رو آنچه زایر را به پیمودن راه ها و طی مسافت ها و تحمل رنج سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وامی دارد، کشش درونی و علاقه قلبی اوست. اگر عشق آمد، خستگی رخت بر می بندد و اگر محبت در کار بود، ملال متواری می شود.
برای عاشق مشتاق، نه تنها خود محبوب، جاذب و جالب است، بلکه هر چیزی هم که به هر صورت رنگ و بوی تعلق و انتساب به او داشته باشد، مطلوب و جذاب است و عاشق مشتاق را به سوی خویش می کشاند .
دعا و زیارت خود آرامش کامل و طمأنینه ای در پی خواهد داشت. چرا که علاوه بر کارکرد معنابخشی به حیات انسان، باعث اطمینان قلب و قدرت روحی نیز می شود؛ زیرا انسان نهایتاً، به ویژه در وقت اضطراب، غالباً با حضور قلب و خلوص نیت رو به سوی خدای می آورد و با او درد دل می کند، عقده های خویش را بیرون می ریزد و اسرار خود را که در نهان گاهش محافظت می شد، به زبان می آورد و تنها از او راه چاره و گریزگاه طلب می نماید و با آه و ناله تقاضای کمک می کند.
به زبان دیگر ، دعا و زیارت در انسان حالت روشن دلی و روشن بینی و آرامشی ایجاد می کند و در حکم چراغی می گردد که درونش روشن شده باشد، بر خلاف افرادی که با دعا و یاد خدا رابطه ندارند و همیشه خانه دلشان تاریک و ظلمانی است و از درک و بینش و روشنایی بی نصیبند و از دعا و زیارت به عنوان نیروی بهجت زا، انبساط آفرین و لذت بخش محرومند. وقتی نیایشگر از بن جان و ژرفای دل، در اماکنی که مملو از عطر معنویت است، دست به دعا بر می دارد، نوعی شادابی و بهجت و انبساط معنوی در درون خود احساس می کند که حاضر نیست به هیچ بهایی آن را از دست بدهد.
و بالاخره زیارت؛ ظهور میل فطری نفس است، فطرت ملاک تعالی و تکامل انسان به شمار می رود و با معیارهای حیات طبیعی و غریزی انسان قابل توجیه نیست؛ چرا که فطرت عبارت است از ویژگی های آفرینشی و تکوینی وجود انسان که با حیات عقلانی او هماهنگ است، بدین جهت فطریات از نوعی قداست برخوردارند و جنبه ارزشی دارند. بر اساس تمایلات فطری، انسان حقایق متعالی را دوست داشته، به آنها گرایش دارد و احساس یا میل به زیبایی دوستی، خیرخواهی ، میل قدسی و یا حقیقت جویی برجسته ترین تمایلات عالی انسانی به شمار می روند.
میل به دیدار و زیارت خدای تعالی نیازی است که در تاریخ انسانی همواره وجود داشته است و به یک امر مقدس و شایسته پرستش و تعظیم بشر به شمار می رود. به گونه ای که به نظر و عقیده برخی از دین پژوهان، اعتقاد به امر مقدس، عنصر مشترک ادیان است و چنین اعتقادی حتی در ادیان ابتدایی نیز به گونه ای وجود داشته است(ربانی گلپایگانی، 1385).

سایر فواید جانبی زیارت

- جاذبه‌های معنوی حرم امامزادگان به‌خصوص در ایام و لحظات فراغت انسان‌ها می‌تواند فرهنگ‌ساز باشد.
- تبدیل آرامگاه‌های امام‌زادگان به قطب فرهنگی نوعی تجلیل و تکریم از جایگاه والای آن‌هاست. در راستای تبدیل بقاع متبرکه امام‌زادگان به قطب‌های فرهنگی نخست باید آسیب‌هایی که جایگاه این بزرگواران را مخدوش می‌کنند شناسایی شده، پس از آن با توجه به راهکارهای جلوگیری از این آفات، به برنامه‌ریزی‌های منسجم و هماهنگ بپردازیم.
- به منظور باید از ظرفیت گسترده روحانیون و حوزه‌های علمیه بهره برد زیرا این قشر از جامعه می‌توانند در خصوص برنامه‌های فرهنگی مشارکت جدی داشته باشند.
برجستگی و نمایان شدن زیارتگاه ها به دلایل مختلف از جمله کراماتی که از آنان مشاهده گردیده، اعتباری به آن می بخشد. مثلا گروهی از ستمگران سعی داشتند، غار اصحاب کهف را مسدود کنند تا آرامگاه آن‌ها ملجأ و پناهگاهی برای مؤمنان نباشد و آن غار به یک مرکز فرهنگی تبدیل نشود و همین کار را در خصوص دیگر بقاع نیز انجام دادند اما امروز مشاهده می‌کنیم آرامگاه‌های امام‌زادگان به عنوان مرکزی علمی و فرهنگی در اختیار مسلمانان و شیعیان قرار دارد.
- کراماتی که این بزرگان برای زائران دارند هنوز مکتوب نشده است و اگر تمام آنها در کنار یکدیگر جمع‌آوری شوند، بهترین ابعاد الگوی معنوی روحی و جسمی برای جوانان می‌شوند.
- در زیارتگاه‌ها در کنار زیارت، دادن نذورات و وقف کردن، از قدیم الایام در بین ادیان و آیین های مذهبی مختلف دیده می شد تا درآمد حاصله با توجه به نیات واقف صرف امور شود. اما این سنت پسندیده و رایج در بین مسلمانان از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است بطوریکه این موضوع مورد حمایت حاکمان بلاد اسلامی و سبب گسترش فرهنگ دینی و تقویت روحیه انسجام و وحدت بین مسلمین تلقی می شود. با این حال در جغرافیای ایران و آسیای میانه نگرش دولتها در دوره های مختلف نسبت به مسئله وقف متفاوت بوده است و البته در کنار تفاوت ها،‌ به خوبی مشابهت های متعددی در عملکرد و میزان ارزش گذاری احساس می شود. تلاش به منظور کمک و مساعدت به افراد نیازمند، ضمن بالا بردن روحیه تعاون و همیاری در جامعه، بستری مناسب برای توسعه فرهنگی،‌ اجتماعی و اقتصادی جوامع انسانی خواهد بود.
سنت حسنه وقف یکی از افتخارات مکتب اسلام و از اهرم های موثر اعتقادی و فرهنگی برای جبران نیازهای مادی و معنوی جامعه است. از صدها سال پیش تاکنون واقفان خیراندیش با اختصاص بخشی از اموال خود برای خدمت مستمر به جامعه در قالب روش پسندیده (وقف) که بارزترین و روشن ترین مصداق احسان، انفاق، صدقه جاریه، تعاون و باقیات الصالحات است منشاء خدمات فراوان علمی، فرهنگی، هنری، رفاهی، بهداشتی در جامعه بوده اند که وجود صدها درمانگاه، بیمارستان، مدرسه، دارالایتام، کتابخانه و هزاران مسجد، قنات، پل، آب انبار وغیره که باید به طور دایمی حفظ شود و مورد بهره برداری قرار گیرد، درسراسر کشورهای جهان و به ویژه ایران بهترین گواه و شاهد آن است(مهتدین، 1386).
این آرامگاه ها با افزایش میزان جذب زوار و رونق گردشگری مذهبی، تبعاتی مفید و قابل توجه برای آن منطقه بر جای می گذارد .
- مهمترین تأثیر گردشگری مذهبی زنده نگه داشتن راه بزرگان دین و کمک به حفظ معنویت در جامعه است.
- غالبا مسافران با توجه به وضعیت آب و هوا اقدام به سفر می کنند. در گردشگری مذهبی این امر مهم تلقی نمی شود و نسبتاً در تمامی فصول می توان میزان قابل توجهی از مسافران را مشاهده نمود که خود فرصتی مهم در جهت سرمایه گذاری و بهره برداری از این فرصت است. از امتیازات و ویژگی های گردشگری مذهبی، عدم توجه به وضعیت آب و هوا برای سفر است، خصوصاً در مناسبت های خاص. این موضوع تنها یکی از ویژگی های سفر مذهبی است. از نکات قابل توجه دیگر در مورد گردشگری مذهبی به موارد زیر می توان اشاره کرد.
- بدون شک محل اقامت اولین مساله ای است که بر میزان جذب، تاثیر گذار است. توجه به امکانات رفاهی هتل، مسافرخانه، مهمانپذیر و یا مسکن های شخصی که پذیرای زوار هستند بسیار حائز اهمیت است.
- یکی از مهمترین عواملی که در جذب زائر نقش بسزایی دارد حمل و نقل است. بهبود شرایط حمل و نقل می‌تواند موجب تسهیل سفر و افزایش میزان زائر باشد.
- در کنار زیارت، بازدید از امکانات تفریحی و تاریخی مورد توجه گردشگران است. لذا امکانات رفاهی و توجه به این امر در جذب گردشگر تاثیر بسزایی خواهد داشت. البته نباید فراموش نمود که از کالایی شدن گردشگری مذهبی باید پرهیز شود.
- توجه به صنایع دستی و محصولات بومی هر شهر بسیار مهم است. اکنون این امر دستخوش آفت کالاهای نامرغوب خارجی در تمامی زیارتگاه های داخل و خارج از کشور گردیده است و به راحتی می توان محصولات عرضه شده را در چند کشور یافت. این درحالی است که تنوع تولیدات محلی در ایران با توجه به تنوع فرهنگی، فرصتی را مهیا نموده تا با برنامه ریزی بتوان این دسته از محصولات را در بازار عرضه کرد و علاوه بر اشتغال زایی و افزایش درآمد سرانه، از خارج شدن ارز از کشور نیز جلوگیری نمود.
به راستی زمانی به منطقه و محدوده زیارتی جهت سکنی اندیشیده می شد و در زمانی دیگر توسعه و رونق شهری مد نظر قرار می گرفت اما در حال حاضر به همه ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی بین المللی باید توجه شود و باید آرامگاه های مذهبی سرمایه هایی معنوی و مادی به شمار آیند.
بقاع متبرکه به گونه‌ای متفاوت از نقاط دیگر بافت شهری طراحی شده‌اند. امروزه در اغلب شهرها و روستاها، بقعه‌ای که نمایانگر مزار شیعه‌ای علوی است به چشم می‌خورد. این امر با فلسفه وجودی آن‌ها به عنوان یک بنا یا یک مجموعه مذهبی مطابقت دارد. از جنبه فرهنگی، مقابر، نقش حساسی را در حفظ و انتقال باورها و آیین‌های اسلامی دارند؛ ضمن آنکه به عنوان یک بنای تاریخی، بازگوکننده گوشه‌ای از تاریخ شکل‌گیری آن نیز هستند. افزون بر آن، ‌نقش آن‌ها در ایجاد و شکل‌گیری مراکز فرهنگی، اقتصادی و حتی بافت شهری و روستایی به طور کامل مشهود است.

موانع هدایتی زیارت در جهت قرب(تهدید زیارت)

اگرچه ایمان به خداوند، سبب شناخت منبع آغازین هستی می‌شود و ایمان به رستاخیز، ما را با سرنوشت هستی آشنا می‌کند و فرجامی که هستی بدان می‌انجامد را می‌نماید؛ اما برای پیوند درست با خداوند، نمی‌توان تنها به ایمان بسنده کرد؛ چراکه این‌ موضوع، به واقع به روش پاسخگویی به سرشت ایمان انسان و روش‌های استفاده از آن بستگی‌ دارد. این امر در پاسخگویی به دیگر نیروهای گوهرین و توانایی‌های سرشتی انسان نیز صدق‌ می‌کند. بنابراین، رفتار درست در پاسخگویی به این خواسته سرشتی انسان، مصلحت و خیر فرجامین آدمی را برآورده می‌کند؛ هم‌چنان‌که کنش های سازگار با سرشت و یا ناسازگار با آن، نیروهای سرشتی را می‌پرورد و عمق می‌بخشد و یا آن‌ها را پوشیده نگه می‌دارد و سرکوب می‌کند. بنابراین، ریشه‌های رحمت و مهربانی در آدمی، با رفتار و کنش‌های منفی و نادرست می‌کشد و با همدردی عملی‌ و پیوسته با درماندگان و ستم‌دیدگان و تهی‌دستان رشد می‌کند و می‌بالد ( دلشاد تهرانى، 1377). پس برای ایمان به خداوند و احساس ژرف‌گرایش به غیب و در پی مطلق بودن، ناگزیر باید رهنمودی در میان باشد تا روش پاسخگویی به این احساس را معلوم دارد و از سوی دیگر، باید با رفتار عملی این احساس را به گونه‌ای همساز با دیگر احساس‌های گوهرین در انسان، عمق بخشید و استوار کرد.
نکته این‌جاست که این احساس، بی‌راهنمایی و هدایت، دگرگون می‌شود و به‌ گونه‌هایی چند از انحراف و کژی گرفتار می‌آید. از قضا چنین دگرگونی و کژپویی در احساس‌ دینیِ هدایت نشده، در بیش‌تر دوره‌های تاریخ رخ داده است. این احساس، بدون رفتار هدایت شده و ژرف گاه از میان می‌رود و با زندگی انسان، پیوندی راستین و پویا پیدا نمی‌کند و نمی‌تواند نیروها و توانمندی‌های شایسته او را شکوفا سازد (دلشاد تهرانى،1377) از این‌روست که اهمیت کار تربیتی، در همان اوان ظهور دین اسلام وجود داشته است و در بین سخنان بزرگان دین در آمده است .حتی در طول زندگی ائمه اطهار عملاً انسانها با آن مواجه گشته اند.
زیارت هم از این خطرات و انحرافات مصون نمانده است و در طول تاریخ دستخوش تغییر و تطور فکری و نگرش های مختلف گردیده است که نتایج آن به اشکال مختلف از جمله در معماری ها یا تخریب های عمده مثلا در بقیع جلوه گر شده است.

فراموشی مسبب الاسباب و متوسل شدن به اسباب

کسانی که گرفتار شرک خفی هستند اهل ریا و نفاق نهان نیز می شوند. آنان به اسباب و امور ظاهری بیش از اندازه بها می دهند و حضور و تأثیر الهی را نمی بینند و در حقیقت گمان می کنند که سبب و یا اسباب، خود مستقیم کاری را انجام می دهد و توجهی به اذن خداوند در تأثیرگذاری ندارند. این گونه است که به ربوبیت عرضی و همتایی با خداوند قایل می شوند و برای اسباب، نوعی پروردگاری و تأثیر مستقل را می پذیرند.
این افراد در زندگی عادی خویش انسان های ترسویی هستند و نسبت به هر کسی که گمان پروردگاری و تأثیر را می یابند کرنش می کنند و آنان را به شکلی، معبود و مسجود خویش می سازند. آنان اگر برای خداوند قدرتی و تأثیری قایل شوند در آخرت و یا در حوزه خالقیت و آفریدگاری است و می گویند: خداوند دنیا را ساخت و به حالش رها کرده است و آن که تأثیرگذار است مثلا قدرت ایالت متحده است و یا قدرت فلان کس و یا پول و ثروت است که کار می کند. این تفکر نقشی برای خداوند در ربوبیت و پروردگاری امور و چیزها در دنیا قایل نیست و عملا برای امور و اشیاء، ربوبیت و پروردگاری مستقل و بیرون از اذن الهی را قایل می شود.
بارها دیده و شنیده شده است که مبتلایان به شرک خفی به اشخاص و یا مسایل دنیوی بیش از خدا ارزش و بها داده، به جای توکل و تکیه به خدا، با کرنش و خواهش خواستار چیزی می شوند. آنان خداوند را رازق می شمارند ولی نه در کوتاه مدت و یا در دنیا بلکه در امر کلی. اینان باور ندارند که خداوند نه تنها آگاه به همه سر و اخفی و پنهان و نهان است بلکه قادر و توانا به انجام همه امور ریز و درشت هست. آنان گاه علم خداوند را نسبت به کلیات می دانند و علم خدا به جزییات را نمی پذیرند، لذا باور ندارند که خداوند از مشکل روزی و غذای امروز او آگاه باشد و بخواهد آن را حل کند.
آسیب شناسی دینی در ابعاد مختلف آن اعم از اعتقادات، احکام و اخلاق همواره دغدغه علمای دینی و دین پژوهان و به ویژه روشنفکران دینی بوده است. آسیب های دینی از آن جا آغاز می شود که متون و منابع دینی(کتاب و سنت و سیره) در گذار زمان در معرض قرائت های مختلف قرار می گیرد و تعدد قرائت ها به طور طبیعی به وقوع اختلافات و انحرافات می انجامد. چنین روندی به تدریج اتباع دین را از سرچشمه زلال اسلام دور می سازد و موجب آسیب هایی در بعد اعتقادی، فقهی و یا اخلاقی می گردد. آسیب های که از درون نشات گرفته و جوامع اسلامی در هر عصری به آن مبتلا بوده و هست. این آسیب ها عبارتند از: اختلافات مذهبی، غلو ، خرافه گرایی و تحجر.
برخی از مذاهب از نظر اعتقادی اعوجاج یافته اند به طوری که از اعتقادات ناب اسلام فاصله گرفته اند تا حدی که ممکن است دچار بدعت گردند. این امر در مسأله احکام نیز دیده می شود احکامی از آنان صادر می شود که با شرع اسلام ناهمگون است و خارج از فرمان سیره، سنت و قرآن است. در این صورت اخلاق و سلوکی متضاد با روح و تعالیم اسلام از مسلمانان صادر می گردد.
1- اختلافات مذهبی: سالیان سال است که اختلافات شیعه و سنی همچنان ادامه دارد و هر کدام خود را حق می داند و ظاهرا تمام راهها برای توافق و جلب نظر این دو فرقه بزرگ در مبانی اعتقادی مورد اختلاف نظر به جایی نرسیده است اما امکان اینکه شیعه و سنی با یکدیگر وحدت و همزیستی داشته باشند، دور از ذهن نیست. اصول اعتقادات و تفاصیل آن معمولا در سطح علما و نخبگان مطرح است و عامه مسلمانان را به آن کاری نیست و اساسا شیعه و سنی بودن آنان، بیش از آن که انتخابی و از سر تحقیق نیست. می توان از عمق اختلافات کاست و در عقایدی به خصوص در وجوه مشترک هماهنگ شد و در رفع اختلافاتی همچون نحوه زیارت همدیگر را قانع کرد.
برخی قائل به آنند که اختلافات فکری و ظهور نحله های گوناگون، امری طبیعی است و منشا آن به تفاوت میان انسان ها بازمی گردد، لذا باید مقوله تعدد مکاتب یا پدیده «پلورالیسم دینی» را پذیرفت. شاید این سخن به طور کلی صحیح باشد، چون انسان ها به طور فطری در تکاپوی دستیابی به حق هستند(یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(انشقاق: 6) و هر یک ممکن است به بخشی از حقیقت دست یابند.
2- تحجر: تعابیر مختلفی از سنت، مفاهیمی چون ارتجاع و مخالفت با هر گونه پدیده جدید و مدرن در بر دارد. گاهی مراد از سنت و سنت گرایی مفهومی است که در برابر تجدد و نواندیشی قرار می گیرد و آن تحجر است اما اگر سنت، سیره و گفتار پیامبر باشد، تمسک به سنت پسندیده و بلکه ضروری است.
تحجر یک آسیب فکری و ذهنی است که عقل را از پویایی و سیالیت و انعطاف بازمی دارد و با هر آن چه بیگانه باشد، به مخالفت برمی خیزد. متحجران مبتلا به نوعی تعصب کور هستند و تاب نقد و اعتراض از سوی دیگران را ندارند و معمولا افکار و نظریات خود را مطلق می انگارند و رویکردی سیاه و سفید دارند. نفی فلسفه و حتی تفسیر قرآن و رواج رویکرد اخباری گری از سوی برخی علما، ناشی از این تفکر غلط در حوزه های علمیه بوده است که البته در دهه های اخیر به دنبال انقلاب اسلامی و طرح مقوله «فقه پویا» که امام خمینی(ره) پیش قراول آن بود، شاهد تحولات زیادی در این عرصه بوده ایم؛ با این حال نمی توان گفت رسوبات سنت گرایی و تحجر کاملا از بین رفته است.
در منطق قرآن، سنت گرایی و تحجر مذموم است و خردمندان(اولوالالباب) کسانی هستند که گوش خود را به هر سخنی گشوده و بهترین آن را برمی گزینند(زمر: 18). همچنین قرآن در کنار حکمت و موعظه به «جدال احسن» فرامی خواند که حاکی از انفتاح و ایجاد فضای گفتمان با مخالفان است.(ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن... (نحل: 125).
به رسمیت شناختن و احترام به عقل جمعی و داده ها و تجارب بشری، مقدمه رهایی از تحجر است. راه رهایی از تحجر، گام نهادن در جاده منطق و عقلانیت و گریز از تعصب و انسداد و خودبینی است.
3- غلّو در لغت به معنای زیاده روی، از حد گذشتن و بالا بردن و در اصطلاح بزرگ کردن امری یا شخصی بر خلاف واقع است. فعالیّت «غالیان» از زمان امام جعفر صادق(ع) آغاز شد. آنان برای امامان، ستایشی بیش از اندازه قائل بودند و اغلب به آن‌ها جنبه‌ الوهیت می‌دادند(مشکور، 1386). هر چند پیشوایان و پیروان امامیه از عقاید غالیان بیزاری جسته‌اند امّا در تقسیم بندی فرقه‌ها، این فرقه در زیر مجموعه مذهب شیعه قرار گرفته است.
هرچند نوبختی‏(1984 م) می نویسد: غلو از زمان امام جعفر صادق(ع) آغاز شد ولی سابقه تاریخی آن از زمان بسیار قبل از آن مشاهده شده است. غلو به معنای تجاوز و گذر از حد است. گروهی از مسلمانان از ابتدا به بلیه غلو دچار شده اند و خصوصا درباره رهبران خود به غلو و اغراق پرداخته اند. پس از دوران امیرالمومنین علی(ع) تا اواسط قرن چهارم هجرى بیش از پنجاه فرقه غالی پدید آمد که یکی از آن ها «سبائیه» منسوب به عبدالله بن سبأ است که گفته می شود نخستین بار به حضرت علی(ع) گفت: «انت الله» و علی(ع) فرمان به حبس او داد.
ائمه جریانی تحت عنوان «مفوّضه» را نفی نمودند. مفوضه گروهى از غلات هستند که به مخلوق بودن ائمه و حادث بودن آنها اعتراف دارند اما آفرینش و رزق را به ائمه نسبت مى دهند (کتاب طهارت، مساله 199).
«تقصیر» نوعی غلو است. گروهی همانند خوارج اساسا منکر فضایل علی شده، زبان به سَبُ و حتی تکفیر او گشودند. هر دو گروه راه باطل می پیماند (هلک فی رجلان محبّ غال و مبغض قال علی(ع)).
مهمترین عامل غلو، جهل و کمبود ظرفیت است. انسان های کم ظرفیت قادر به درک مقامات معنوی رهبران الهی و معصومان نیستند و چون قیاس به نفس می کنند، با دیدن فاصله زیاد بین خود و معصومین، آنان را در مرتبه الوهیت می نشانند. گاه نیز عواملی آگاهانه و از سر عناد به غلو روی آورده تا آموزه ها و شخصیت های دینی را تضعیف کنند. گاه هم سرکوب عقاید اقلیت ها(از جمله شیعه) واکنش آنان را برانگیخته و برای اثبات عقاید خود دچار نوعی افراط و غلو شده اند.
3- خرافات: خرافات در سایر ادیان هم وجود دارد و تقریبا همه جوامع بشری به نوعی دچار گرایش های خرافی هستند. وجود برخی از اماکن متبرکه همچون امامزاده ها و مساجد دستاویز افراد خرافه گرا شده است خرافه گرایی یعنی انتساب پدیده های طبیعی به عوامل ماورایی هر چند عوامل ماورایی جزء معتقدات ادیان الهی و خصوصا اسلام است اما خرافه در جایی نمود می یابد که انسان ها حتی جزئی ترین پدیده ها را مطابق خواست خود به عوامل ماورایی مرتبط می سازند و راه تعقل و رابطه علت و معلول را نادیده می گیرند که در این مورد شایسته است اصل و سند این مکان ها مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا مردم به آسانی جذب خرافه نشوند. ایجاد نوعی میانه روی میان دین و مذهب و داده های علمی، ضروری به نظر می رسد، با عدم تعادل است که به خرافه گرایی یا بی دینی می رسیم.
چنانچه از مطالب فوق برمی آید، خارج از بحث اثبات و جانبداری از زیارتگاه امام زادگان، چه از نظر قانون، علما و... مزایای بسیاری که برخی از آنها را برشمردیم، کافی است تا بر اساس عوامل سوئی که مطرح گردید به اضافه سودجویی ها، ساده انگاری، پیروی کورکورانه و... ، امکان سوء استفاده چه در ایده و القای آن یا جلب مطامع مادی در حدی که حتی سبب برپایی و ساخت زیارتگاه جعلی شود، دور از ذهن نباشد بلکه یک آسیب محسوب گردد.
از آنجا که اداره اوقاف به عنوان تنها متولی و مسئول شناسایی و بررسی صحت و سقم بقاع متبرکه و امام زادگان کشور محسوب می گردد لذا عدم هماهنگی این اداره با سایر ارگان ها و نهادها در احداث و ساخت اتاقک، بقعه، چارچوب و... بر روی مقبره، خواسته یا ناخواسته بویژه در روستاها سبب ایجاد زیارتگاه غیر واقعی می گردد.
تعدد و افزایش روز افزون بقاع متبرکه مدتهاست که اذهان برخی را نسبت به میزان صحت و سقم این محل ها مشوش کرده است.
اماکن زیارتی شاید به صورت زیر قابل دسته بندی باشند. اکثریت بقاع و مقابر را سادات جلیل القدر هاشمی و فضلا و دانشمندان ایرانی تشکیل می دهند. به طور کلی باید دانست که امامزاده های فعلی ایران از چند دسته خارج نیستند.
گروه اول امامزادگان یا شیعیان مخلصی که سالیان متمادی از مراجع تقلید و ارشاد بودند و پس از شهادت یا وفات، بر مدفن آنها بقعه و بارگاه باشکوه و مجلل بنا نهاده اند. دسته دوم همان بزرگان و دانشمندان ایرانی هستند که شجره نامه های واقعی آنها به علل و جهاتی که اشاره شد از میان رفته، صاحبان اصلی این گونه مقابر هنوز معلوم و مشخص نشده اند. دسته سوم مولود مطامع و خوابنما شدن های دروغین هستند و ممکن است هیچ اثری از جسد و امامزاده ای در کار نبوده باشد.
دسته چهارم مقابری است که صاحبانشان نه سید هستند و نه دانشمند و نه مولود مطامع و خوابنما شدنهای دروغین، بلکه این مقابر به سران و فرماندهان عرب در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس تعلق دارد که برای فتح طبرستان و تعقیب علویان آمده و به دست مردم آنجا کشته و مدفون شدند و عوام الناس به اشتباه آنها را زیارت می کنند و دسته پنجم، گروهی که برای حفظ اموال مقبره دروغین با بارگاهی بنا نهاده اند. ( به نقل از تاریخ اجتماعی ایران: 2/ 55)
شیعه خاستگاه زیارت امامزادگان شیعه مفهومی دارد که به هر کسی اطلاق نمی شود و ویژگی هایی که همگان نمی پسندند، حاکم شدن شیعه منافع آنی گروهی قدرت طلب را به خطر می اندازد و در نتیجه همواره حاکمان در مقابل آن قد علم کرده اند و حتی از اینکه شیعه طرفدارانی داشته باشد، در هراس بوده اند و هرگونه قدرت و تحرکی را از آن ها دریغ می کرده اند و از ایجاد پایگاه برای آنان جلوگیری می کرده اند. بنابراین هر عملی در این جهت را در صدر اقدامات خود قرار می دادند و از آن جمله وجود زیارتگاه ها و بقعه ها که گاه حاکمان به دلیل دیدگاه مذهبی عامه مردم از نام تشیع استفاده کرده ، تظاهر به همراهی با شیعه و یا حتی گاهاً به دلیل همراهی با شیعه از وجود زیارتگاه ها به شکلهای مختلف حمایت کرده اند و این سبب افزایش زیارتگاه های واقعی و حتی بدون پیشینه شده است.
پیدایش تشیع در واقع با جبهه گیری با نظام موجود ایجاد شد و به تدریج با بحث های کلامی نیز صاحب نظر گردید. قدر مسلم همه آنهایی که گرد ائمه جمع می شدند، شاید مفهوم امام معصوم منصوص را نمی دانستند اما خلافت را حق امام می دانستند(مدرسی طباطبایی، 1375) .
قطعاً به همین جهت انحرافاتی صورت گرفته و افرادی را غیر از امام معصوم، به عنوان رهبری و مولای خود برمی گزیدند، به صرف اینکه از بستگان و نوادگان پیامبر هستند و فرقه هایی چون حنفیه، زیدیه و اسماعیلیه شکل گرفت. از بررسی مطالب فوق نتایجی حاصل می شود که قدر مسلم تنگناها و خفقان تا حکومت صفویه موجب گریز بسیاری از شیعیان پاک و خالص به نقاطی گردیده، از جمله امام زادگانی که تحت فشار و خفقان بوده اند و حضور آنان در محل های دور، برای اختفا امری بدیهی بوده است.
- عده ای از شیعیان متواری، هرچند امامزاده نبوده اند اما ارزش و جایگاه ویژه ای نزد شیعیان یافته اند.
- هرکسی از وابستگان ائمه درخور و لایق آن احترام و ارزش از نظر شیعه نبوده است بلکه در مقابل تشیع نیز قرار می گرفته است. حتی برادر یا فرزند امام؛ به عنوان امام تلقی شده و پیروانی می یافته اند.
- مخفی ماندن قبور امامزادگان از دست دشمنان که نمونه آن مخفی بودن مقبره مطهر حضرت علی(ع) یا حضرت فاطمه زهرا(س) به دلیل کینه جویی و عداوت معاندین به طوریکه حتی اکنون نیز پس از گذشت قرنها از نبش قبر صحابه پیامبر(ص) هم ابایی ندارند.
این مطلب یعنی تشکیک در اصالت امامزادگان و عدم مصونیت شیعیان حتی در مورد جسدشان که گاهی مورد هتک حرمت واقع می شوند، گواهی بر علت تدریجی پیدا شدن مقابر بزرگواران است. اما در اصل و بدل بودن امامزادگان هم بنا به دلایلی که برخی از آنها مطرح شد، نیاز به بررسی دارد. با همه اینها بر فرض وجود زیارتگاه مجعول، بعید نیست که فرصت زیارت به تهدید بدل شود.

نتیجه

انگیزه فطری که یک بعد آن حقیقت جویی است، می تواند ملاک و معیاری اصیل برای جذب و بهره برداری های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و حتی اقتصادی از بقاع متبرکه گردد. اولویت بندی و نظارت صحیح و تطابق با انگیزه های فطری، چنانچه سرلوحه کار قرار گیرد، عوامل دیگر به صورت جانبی عاید می شود.
زیارتی از روی معرفت همراه با آگاهی، جز با توجه به حقیقت جویی برخاسته از فطرت انسانی مقدور نیست.
با رأی به بقای زیارتگاه های غیر واقعی بنا به عدم مواجهه با آراء و اعتقادات مردم، یک عنوان غیر حقیقی را تثبیت می نماید. پس آسیب شناسی زیارت امری اجتناب ناپذیر است تا هدف از زیارت بر پایه معرفت و آگاهی بنیان نهاده شود. بررسی پیامدها و عواقب منفی زیارتگاه های مجعول، از طریق علمای دین، روانشناسان، فلاسفه و ... می تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند.
فرصتهای مغتنمی که در زیارتگاه نهفته شده اما آن گونه که باید از ظرفیت ها و قابلیت های آن ها بهره برداری نشده است. این مهم برنامه ریزی و توجه مسئولین و متولیان امر طلبد. که نمونه های آن در سراسر کشور حتی موارد استثنای آن نیز آنچنان که باید، مورد عنایت واقع نشده است.
در صورتی که به هر عنوانی تخریب بنا و بقعه کاذب ملزم شد، احتمال برچسب خرافی بر آن محل قوت می گیرد و آنچه افتخار و ارزش محسوب می شده است، به ضدارزش بدل می شود و بنابراین چنین امری به سادگی امکانپذیر نیست.

پیشنهادها:

1- تمامی زیارتگاههای کشور بلکه بلاد اسلام توسط افراد متخصص تاریخ، تاریخ اسلام، جغرافیای محلی، معتمدین و ... ساماندهی و ثبت گردند. (اخیراً اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است).
2- ساخت و ساز مقبره، بقعه و اتاقک و ... با روند سازماندهی صورت گیرد. این امر مستلزم هماهنگی با سایر نهادها و سازمان ها و نظارت صحیح و دائمی است.
3- زیارتگاه هایی که بنا بر باور و اعتقاد مردم بنا گردیده اند، نسبت به بررسی صحت و سقم آنها اقدام عاجل صورت گیرد.

پی نوشت ها :

1- دانشجوی دوره دکتری رشته فلسفه تعلیم و تربیت- دانشگاه شیراز meshsmm@yahoo.com
2- هیات علمی دانشگاه شیراز b-shamshiri@shirazu.ac.ir
3- دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه تعلیم و تربیت- shaysmm@yahoo.com
4 - Koenig
5- Alexis Carrel
6- Kwilecki


الهی قمشه ای، مهدی.(1362). ترجمه قرآن کریم، تهران: چاپخانه سپهر.
بهجت، احد.(1399ق/1978م). الله فی العقیدة،الاسلامیة،القاهرة:المختار الاسلامی.
پورافکاری .(1385). زمینه روانشناسی هیلگارد ، تهران : شهرآب.
خلیلی، محمد حسین .(1382). مبانی فلسفی از منظر ابن سینا و ملاصدرا ، قم : بوستان کتاب ، چاپ اول.
دلشاد تهرانى، مصطفى.(1377). سیرى در تربیت اسلامى، چاپ سوم، بی جا مؤسسه‌ نشر و تحقیقات ذکر.
______________ .(1379).رهزنان دین، تهران: دریا.
ربانی گلپایگانی، علی.(1385). کلام جدید ، تهران: چاپ هاجر.
رسولی محلاتی، سیدهاشم .(1377). شرح زیارت امین الله، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی .
صدر، محمد باقر.(1985). المدرسة الاسلامیة، بیروت: دار الزهراء.
عامدی، عبدالواحد. (1377).غررالحکم ودرر الکلم، سید هاشم رسولی محلاتی،قم و تهران:نشر فرهنگ اسلامی.
عطارزاده، مجتبی.(1387).» ترجمان نیاز به معنا در حیات انسانی»، تهران،چاپ دهخدا.
غروی، مهدی.(1376). آرامگاه در گستره فرهنگ ایرانی، تهران: انجمن آثار مفاخر فرهنگی.
فلسفی، محمد تقی.(1969).الطفل بین الوراثة و التربیة،ترجمه:فاضل الحسینی المیلانی،بیروت: مؤسسة الاعلمی.
مجلسی، محمدباقر.(1363). بحار الأنوار، ج 34، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
ملاصدرا.(1382). تفسیر آیه نور، انجمن آثار مفاخر فرهنگی.
موسوی خمینی، روح الله.(1364). صحیفه نور ، تهران:وزارت فرهنگ و ارشاد .
مهتدین، بهمن.(1386). ماهنامه ی فرهنگی، سیاسی اجتماعی داخلی سازمان اوقاف و امور خیریه 19.
النوبختی، الحسن بن موسى‏.(1984 م). فرق الشیعه، بیروت: دارالأضواء.
. Koenig, H . G . ( 1994 ) . The Relationship between Judeo Christian Religion and
Mental Health among Middle-Aged and Older Adults, DURHAM, NC,
U . S . A, Advances, Fal : Vol 9 ( 4 ) : 33-39 .