نویسنده: سید رضا حسینی




 

موزاییک سازی و تزیینات گچ بری

بیش ترین نمونه های گچ بری و موزاییک را در کاخ های دوران ساسانی مشاهده می کنیم که احتمالاً این هنر را از یونانیان فرا گرفته اند. مهرها و گچ بری های ساسانی آثار مختلف دارای شکل های انتزاعی و نمادین هستند. و وقتی بیش تر دقت می کنیم متوجه می شویم که تأثیر آثار هنر گذشته به خصوص هخامنشیان و بین النهرینی ها که نماد پردازی در آثارشان زیاد بوده است در این آثار مشاهده می شود (تصاویر 35).
(تصاویر 35)
گچ کاری و گچ بری در این آثار با طرح های گل و گیاه و تکرار آن که منشأ اصلی طرح های اسلیمی است، کار شده است. نمونه ی کامل هنر موزائیک سازی را می توان در «کاخ بیشابور» مشاهده کرد. در این کاخ تصاویر مردان و زنانی را مشاهده می کنیم که شخصیت این تصاویر نشان گر تأثیرات غربی و اروپایی است (تصاویر 36).
(تصاویر 36)

نقاشی

در این زمان شاهد ظهور پیام آورانی چون «مانی» و «مزدک» هستیم که به نوعی علیه دین زردشت برخاستند. افکار این افراد ملغمه ای از ادیان مختلف بود که برای خود معجزاتی نیز معرفی کردند. در این بین «مانی» معجزه ی خود را نقاشی معرفی می کند.
کتاب «ارژنگ» که پر بوده است از تصاویر مختلف، تحولی را در نگارگری این دوره ایجاد می کند و سنت نقاشی این کتاب توسط گروهی از پیروان او ادامه یافته و بعدها تأثیرات زیادی را در نقاشی پس از اسلام می گذارد. برگ هایی کپی شده از همین کتاب از قرن دوم هجری به دست آمده است که خصوصیت نقاشی مانی را که به «مکتب مانوی» نیز شهرت پیدا کرده است مشخص می نماید (تصویر 37).
(تصویر 37)
جدای از این تصاویر، نقاشی های دیواری کشف شده از «تورفان» منطقه ای در شرق چین - متعلق به سده ی 9 میلادی یکی از سندهای معتبر از نقاشی های به جای مانده از مانویانی است که به ترکستان چین مهاجرت کرده اند (تصویر 38).
(تصویر 38)

فلز کاری

آثار سیمین (نقره ای) ساسانی شهرت جهانی دارد، این آثار مبین نوعی هنر درباری است که هنر مردمی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است.
مهم ترین آثار به دست آمده از این دوران ظروف نقره ای با نقوش پرندگان و تصویر پادشاهان در حال شکار است که تعدادی از آن ها زراندود و دارای خط می باشد (تصاویر 39).
(تصاویر 39)
ساخت ظروف به شکل مجسمه ی حیوانات که در دوره ی هخامنشی مرسوم بود در این دوره دنبال می شود (تصویر 40).
(تصویر 40)
علاوه بر این آثار، رشد مرصع کاری را که بر روی آثار مجسمه های فلزی کار می شده است شاهد هستیم (تصویر 41).
(تصویر 41)
نقوش به کار رفته در فلز کاری شباهت زیادی با دوران هخامنشی دارد و کلاً فلز کاری این دوره دنباله روی فلز کاری هخامنشی است.

معماری ایران باستان

اصول معماری ایران: «محمد کریم پیرنیا» از استادان معماری ایران در کتاب «شیوه های معماری ایران» 5 اصل را برای هنر و به خصوص معماری ایران متصور گردیده است که عبارتند از:
مردم وارگی: داشتن مقیاس های انسانی، یعنی عناصری را که در معماری ایجاد می کردند بر اساس نیاز و نحوه ی استفاده ی انسان از آن فضا است. مثلاً اگر «سه دری» را که همان اطاق خواب است در نظر بیاوریم اندازه ی آن برحسب نیاز مختلف یک زن و شوهر و بچه در نظر گرفته شده است. یا ایجاد پستوها برای وسایل غیر ضروری و یا طاقچه ها برای وسایل ضروری روزمره همگی نشان از مردم وارگی در معماری ایران است.
پرهیز از بیهودگی: یعنی از سرمایه گذاری بی مورد، تلف شدن وقت، و توجه به زیبایی از لحاظ دید، مثلاً عدم نصب مجسمه بر روی دیوار.
نیارش: کلیه ی عملیاتی که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گیرد. در این بین از مقیاسی به نام «پیمون» در نیارش استفاده می شده است. پیمون ضوابطی بود که برای تعیین تناسب بین اجزای بنا رعایت می شد (تصویر 42).
(تصویر 42)
خودبسندگی: در معماری به معنای خود کفایی و استفاده از مصالح بومی و محلی می باشد. به دست آوردن مصالح از نزدیک ترین مکان و با کم ترین هزینه.
درون گرایی: الف: بنای درون گرا: یعنی این که ارتباط بنا با بیرون فقط از نقاط مشخصی امکان پذیر است و بنا نسبت به فضای اطراف حالتی بسته دارد. ب: بنای برونگرا: بنایی که نسبت به فضای بیرون و اطراف باز است و به تعبیری هم از بیرون فضای داخلی قابل رؤیت است و هم از درون، فضای بیرونی مشاهده می شود، شبیه اکثر بناهای ویلایی - کوشک، عموماً اکثر بناهای ایرانی حالتی درون گرا دارند. شکل گیری این بناها به دو عامل بستگی دارد:
1) احترام به زندگی خصوصی
2) موقعیت جغرافیایی ایران

شیوه های معماری ایران باستان

بررسی هر شیوه یا سبک در هنر و معماری بدون در نظر گرفتن زمینه ها و یا خواستگاه های آن شیوه نمی تواند تفسیری درست از آن شیوه به ما بنمایاند. اصولاً هر قسم از هنر باستان و یا سده های میانه بر مبنای خواستگاه خود نام گذاری می شود به طور مثال در شعر شیوه ی عراقی، یا خراسانی - در مینیاتور شیوه ی هرات و...
در معماری ایران می توانیم از شش شیوه نام ببریم که دو شیوه مربوط به قبل از اسلام و چهار شیوه مربوط به بعد از اسلام است
شیوه های معماری قبل از اسلام عبارتند از:
1) شیوه ی پارسی
2) شیوه ی پارتی
شکل گیری این شیوه ها با در نظر گرفتن سوابق معماری و ساخت بنا در نقاط مختلف ایران امکان پذیر است :
در جنوب غربی ایران اقوام ایلامی می زیسته اند و همان طور که گفتیم در شهرهای خود از بناهای مجلل و با شکوه استفاده می کردند، در شمال غرب ایران اورارتوها در اطراف ماکو و شمال آذربایجان مستقر بوده و دارای ساختمان های سنگی و خانه های برج مانند بودند. تجربیات ساکنان فلات ایران مثل «سیلک» و «شهر سوخته» با ساخت بناهای خشت و آجری و به همین ترتیب در سایر نقاط، مجموعاً تجربیاتی را در اختیار ایرانیان قرار داد که براساس آن اولین شیوه ی معماری شکل گرفت.

خصوصیات شیوه ی پارسی و بناهای مربوط به آن

این شیوه از زمان مادها تا حمله اسکندر رایج بوده است. (قرن 8 تا 3 ق.م) نکته ی قابل توجه در این شیوه همکاری هنرمندان سایر ملل و استفاده ایرانیان از تجربیات کشورهای دیگر است. اوج این شیوه در زمان هخامنشیان است.
- استفاده از سنگ بریده و منظم و بهترین مصالح از هر کجا که ممکن بوده است.
- پی بنا با سنگ ریزه و سنگ لاشه و بنای ساختمان بر روی سکو و تختگاه.
- نهادن ستون ها در حداکثر فاصله با یکدیگر و بلندی و آرایش سر ستون ها
- پوشش سقف با شاه تیر و تیرچه.
- آرایش دیوارهای اطراف پلکان با نقوش برجسته و کنگره های زیبا.
- ساختن دیوارهای جدا کننده با خشت خام و آرایش داخلی و خارجی با کاشی های لعاب دار.
- پرداختن فرش کف با بهترین مصالح.
- تعبیه ی سایبان و آفتاب گیر.

بناهای شیوه ی پارسی

ابنیه ی پاسارگاد (شهر مادر سلیمان)

این بنا بین راه شیراز و اصفهان واقع شده و شامل دو کاخ با طرح کاملاًً ایرانی می باشد. کاخ شرقی به نام «دروازه ی پاسارگاد» معروف است. از این کاخ یک جرز سنگی به جا مانده که نقش «انسان چهاربال» بر آن حجاری شده است و از قدیمی ترین حجارهای بدست آمده از هخامنشیان است (تصویر 43).
(تصویر 43)
این بناها به دستور «کوروش» به عنوان نخستین نمایش قدرت ساخته می شوند. از این ابنیه می توان به عنوان اولین دوره در طراحی و ساخت کاخ های هخامنشی نام برد (تصویر 44).
(تصویر 44)
لازم به یادآوری است که کاخ سازی هخامنشی دارای سه دوره ی متمایز از هم می باشد. اولین دوره از سال 550 ق.م آغاز می شود. دوره ی دوم از سال 520 ق.م با نمونه هایی مربوط به دشت گوهر ما بین نقش رستم و تخت جمشید ادامه یافته و در نهایت سومین دوره در معماری کاخ های آپادانای تخت جمشید و کاخ شوش خودنمایی می کند.

مقبره کوروش

در نزدیکی پاسارگاد واقع شده است. مقبره دارای ساختمانی پله ای شکل از سنگ با سقفی شیبدار و پیشانی سه گوش است که یادآور زیگورات های بین النهرینی و معابد مصری است. در ساخت ساختمان سکوی آرامگاه و هم چنین قرنیزها از ملات گچ و در سایر نقاط از بست های دم چلچله ای آهنی جهت اتصال سنگ ها استفاده شده است (تصویر 45).
(تصویر 45)

کاخ ها و شهر شوش (آپادانا)

داریوش پایتخت هخامنشیان را از پاسارگاد به شوش منتقل می کند و به عنوان پایتخت اداری و ستادی، شهر و کاخ های خود را در آنجا بنا می کند. کاخ آپادانا یکی از این کاخها است که بر روی تپه های طبیعی ساخته شده است. این کاخ شامل تالار بارعام، حرمسرا، دروازه، کاخ پذیرایی و دیگر بخش هاست. در ساختمان این کاخ از آجر و خشت استفاده شده و فقط در ستون ها و پایه های آن از سنگ استفاده شده است. در این کاخ ها از کاشیهای لعاب دار به وفور استفاده شده است (تصویر 46).
(تصویر 46)

بناهای تخت جمشید

بعد از افزایش قدرت و ثروت امپراطوری هخامنشی، داریوش دست به کار تأسیس یک شهر آیینی، مینوی و اساطیری شد تا بتواند نوعی توافق با خدایان را تأمین کند. (520 تا 460 ق.م) تخت جمشید مجتمعی از تالارهای اجتماعی، بناهای اداری و تشریفاتی و کاخ هاست و می توان گفت بزرگترین بناهای معماری سنگی ایران است که در آن از تجربیات معماری ایرانی، سومری، بابلی، آشوری، هیتها، مصریان و یونانیان بهره برداری شده و با بهره گیری از عناصر تزیینی و هنرهایی مثل حجاری و مجسمه سازی به ساخت و پرداخت حیوانات افسانه ای در سایر عناصر دست زده اند.
این مجموعه در هشتاد کیلومتری جنوب غربی پاسارگاد و مشرف به جلگه ی «مرودشت» شیراز واقع شده است. پس از کوروش و «کمبوجیه» پادشاهی به داریوش می رسد. داریوش پس از ساخت کاخ شوش که پیش در آمدی برای تخت جمشید بود خود را برای ساخت تخت جمشید آماده می کند. پس از داریوش، «خشایار شاه» و «اردشیر دراز دست» کار او را ادامه می دهند. تخت جمشید پایتخت تشریفاتی و مذهبی هخامنشیان بوده است و ساخت بناهای آن هیچ وقت به اتمام نرسید و به روایتی به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده می شود.
بناهای تخت جمشید بدین صورت تقسیم می شوند:
1- پلکان اصلی (نشانه ای از پیدایش قدرتی مؤثر در زمان هخامنشیان است. با سنگ های بزرگ یک تکه که به یک صفه و ایوانی از گاوهای بالدار با سر انسان منتهی می شود) (تصویر 47).
(تصویر 47)
2- دروازه ی ملل (به خاطر وجود کتیبه ای از خشایار شاه که نوشته است «این درگاه همه ی ملت هاست» 3- پلکان شمالی کاخ آپادانا 4- پلکان شرقی کاخ آپادانا 5- کاخ آپادانا 6- دروازه ی نا تمام 7- سالن 36 ستونی 8- تالار صد ستونی (احتمالاً قرارگاه پاسداران بوده است) 9- ساختمان مرکزی 10- اندرونی کاخ 11- کاخ اردشیر اول 12- کاخ خشایار شاه 13- کاخ داریوش (وجود قرنیزهایی با طرح خیزران که یادآور فتوحات کمبوجیه در مصر است) 14- کاخ اردشیر سوم 15- حیاط خزانه ی مرکزی 16- خزانه ی داریوش 17- گنج خانه (تصویر 48).
(تصویر 48)
آن چه در تخت جمشید دیده می شود درون گرایی کامل است. از نیارش و ایستایی به خوبی استفاده شده است. سقف ها چوبی و دیوارها نیز از داخل کاشی لعاب دار و از بیرون با تخته سنگ های تراش شده روکش شده اند. ستون های تخت جمشید از بزرگ ترین ستونهای ساخته شده در بناهای دنیا هستند. در سرستون ها از نقش سر حیوانات، کله ی عقاب، کله ی اسب و کله ی گاو استفاده شده است (تصاویر 49).
(تصاویر 49)
بر روی این سر ستون ها تیرهای اصلی چوبی و روی آن فرسب ها (شاه تیرها) قرار می گرفته اند. نقش برجسته ها اکثراً سمبولیک هستند. عظمت نمایی و تقارن دو عنصر اصلی بناهای تخت جمشید است. از جمله امتیازات دیگر تخت جمشید پیدا شدن هزاران لوح کوچک گلی به زبان ایلامی است که درباره ساخت این بنا و مسائل پیرامون آن توضیح داده است.

منبع مقاله :
حسینی، سید رضا، (1348)، هنر و معماری ایران و جهان، تهران: مارلیک، چاپ دوم، (1388)