نویسنده: دکتر حسن روحانی




 

ارتقاء جایگاه ایران در منطقه

یک بحث مهم در موضوع خدمت رسانی به مردم (که بزرگ ترین وظیفه دولت نیز هست) آن است که دولت بتواند جایگاه کشور و ملت را ارتقاء ببخشد.(1) ایران باید جایگاه مناسب خودش را در منطقه و جهان پیدا کند. اگر این هدف تعقیب نشود، هرچه هم به مردم خدمت کنیم،‌ و تسهیلات لازم را فراهم سازیم؛ قضاوت نهایی مردم، محکومیت حاکمان و دولت است. اما اگر مردم چند سالی هم از رفاه محروم و دچار مشکلات باشند، در نهایت چون می بینند کشور جایگاه خودش را پیدا کرده و به کشوری پیشرفته و به قلب منطقه و دنیای اسلام و به مرکز تمدن در این منطقه و یکی از مراکز تمدنی بزرگ جهان تبدیل شده است، احساس رضایت خواهند نمود و بر دامنه پشتیبانی های خود از نظام خواهند افزود.
ایران باید جایگاه خودش را به دست آورد. دستیابی به این جایگاه و ارتقاء موقعیت کشور، بزرگ ترین وظیفه دولت از یک سو و بالاترین خدمت به ملت از سوی دیگر است. خوشبختانه چشم انداز 20 ساله می تواند مبنای عمل خوبی در این زمینه باشد. درونمایه اصلی چشم انداز در این یکی دو سطر جلوه گر است: « ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، الهام بخش در جهان اسلام و دارای تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین الملل». ما در حال حاضر کشوری در حال توسعه هستیم، اما می خواهیم تا دو دهه ی آینده به کشوری توسعه یافته، ‌تبدیل شویم. بی تردید این گام بلند، الزامات و لوازمی دارد و برای رسیدن به این چشم انداز، باید به لوازم آن ملتزم باشیم. ما اقتدار ملی می خواهیم و کشوری می خواهیم که در منطقه حداقل از لحاظ علمی، اقتصادی و فناوری حرف اول را بزند و جایگاه نخست را داشته باشد.

اختلاف اصلی ایران با امریکا

با این حال و در واقع یکی از اختلافات اصلی بین ما و امریکا در همین موضوع نهفته است. در درس های طلبگی می آموزیم که اول محل نزاع را مشخص کنیم و بعد به بحث بپردازیم. بسیار مهم است که در مرحله نخست، محل نزاع با امریکا را روشن کنیم. محل نزاع کجاست؟ خیلی ها فکر می کنند محل اصلی نزاع ما با امریکا به نوع رفتار دو کشور برمی گردد و امریکایی ها در پی تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران هستند و یا مسئله اصلی، نوع حکومت ماست، که حکومتی دینی است. بسیاری تصور می کنند محل نزاع، ساختار حکومت ماست که به تعبیر آنها بخشی انتخابی و بخشی غیرانتخابی است که البته آن تصور و این تقسیم بندی غلط است، چرا که همه بخش های حکومت ما، انتخابی است. پس دعوای اصلی ما با امریکا در چه زمینه ای است؟ امریکا از کدام رویکرد ما عصبانی است و نمی خواهد که ما آن را دنبال کنیم؟ به اعتقاد من، یکی از دعواهای اصلی ما با امریکا، اقتدار ملی است. یعنی ما می خواهیم ایران، جایگاه اول را در منطقه داشته باشد، اما امریکا می خواهد جایگاهی را هم که امروز داریم، تضعیف کند. دعوای اصلی ما با امریکا(و یا حداقل یکی از دعواهای اصلی ما) این است: ما ایران قدرتمند می خواهیم و آنها ایران ضعیف. امریکا نمی خواهد ایران مستقلِ آزادِ امروز، تبدیل شود به ایرانِ مستقلِ آزادِ توسعه یافته، پیشرفته و الگو برای کشورهای در حال توسعه و جهان اسلام. این موضوع بی تردید موضوع اختلاف اصلی ما با امریکاست؛ بسیاری از مسائلی که امریکایی ها در تبلیغات خود مطرح می کنند، مسائل فرعی است. امریکا از عظمت و اقتدار ایران هراس دارد. هدف اصلی او تضعیف ملت و دولت ایران و تضعیف نظام ماست؛ مگر آنکه نظام ایران وابسته به او و در اختیار خودش باشد. اگر ایران بخواهد مستقل و مقتدر بماند، برای امریکا غیرقابل قبول است.
برای اینکه این معنی بهتر روشن شود که محل دعوای ما با آنها کجاست، به چند جمله از گفته های مقامات امریکایی اشاره می کنم. این سخنان مربوط به اواخر دوره کلینتون است که در مجلس سنا راجع به ایران بحث شده است. یکی از مقامات دولت امریکا به بحث تحریم ایران می پردازد و در مقام پاسخ به این سؤال که تحریم باید ادامه پیدا کند و یا متوقف شود، می گوید: « اگر تحریم ها علیه ایران لغو شود، عملاً ابرقدرت شدن ایران را در منطقه تضمین می کنیم. ما نباید بگذاریم ایران، ‌ابرقدرت منطقه باشد»(2). این همان موضع گیری است که در روزهای اخیر، بعد از بحث چشم انداز مطرح شده است. آنها با عصبانیت می گویند که ایران دنبال این است که به Regional Superpower (ابرقدرت منطقه) تبدیل شود و ما نباید بگذاریم ایران ابرقدرت منطقه شود. یکی دیگر از مقامات امریکایی می گوید هدف اصلی امریکا کاهش ارزش استراتژیک ایران و تبدیل ایران به یک کشور غیرمهم در منطقه مانند پاکستان است. می گویند ایران را باید تضعیف کنیم، ما ایران مقتدر را نمی توانیم تحمل کنیم. خود این آقای آلفانس مارچلو داماتو(3) که به اصطلاح پیشنهاددهنده طرح تحریم در مجلس نمایندگان امریکا بود و طرح تحریم به طرح داماتو معروف شد، ‌می گوید: « نفت، رگ حیات ایران است» و چون طرح تحریم او برای سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز بود، می افزاید: « باید این رگ حیاتی را قطع کنیم»(4). ایرانِ با عظمتِ پیشرفته ی مقتدر و آباد برای امریکا غیرقابل تحمل است.
امریکایی ها برای رسیدن به این هدف از تمام فشارها علیه ما استفاده کرده اند. ابتدا با فشار اقتصادی، ما را در تحریم وسیع قرار دادند و دیگران را نیز تشویق کردند که همانند آنان رفتار کنند(5)، و البته گاهی موفق و گاهی نیز ناموفق بوده اند. این اواخر دیدید که امریکایی ها چقدر به ژاپن فشار آوردند تا در منطقه آزادگان سرمایه گذاری نکند، قبلاً در سد کارون هم فشار آورده بودند تا ژاپنی ها را از وام دادن به ایران ممانعت کنند. (6)
اقدام دوم امریکایی ها، تضعیف قدرت سیاسی کشور ماست. آنها از طریق جنگ سیاسی و روانی، علیه اقتدار حکومت و اقتدار سیاسی ما تلاش می کنند و اقدام سوم آنان تضعیف قدرت فرهنگی است که آن را از طریق تهاجم فرهنگی دنبال می کنند؛ و نهایتاً تضعیف قدرت فناوری ایران است که لازم است نسبت به این موضوع به خصوص، توضیح بیشتری ارائه شود.
امریکا نمی خواهد ما دارای فناوری پیشرفته باشیم. امریکایی ها این مسئله را- نه تنها در زمان بوش پسر، حتی در زمان کلینتون و بوش پدر و ریگان نیز- تصریح کرده اند که تکنولوژی پیشرفته نباید در اختیار ایران قرار گیرد. البته دو نوع سخن بیان داشته اند. گاهی گفته اند ایران نباید فناوری پیشرفته داشته باشد و گاهی نیز گفته اند اگر ایران تکنولوژی پیشرفت داشته باشد، ممکن است به سمت سلاح های کشتار جمعی برود. (7) آنها در بیان دوم، در واقع بهانه خود را برای ممانعت ایران از دستیابی به فناوری های برتر مطرح ساخته اند. اما به هر حال در هر دو بیان، اصلِ هدف این است که ایران، مقتدر و قدرتمند نباشد. آشکار است که بحث سلاح های کشتار جمعی چیزی جز یک بهانه نیست. کلینتون هنگام اجلاس گروه 7 (در سال های آخر دولتش) گفت که هدف ما در این اجلاس، تحریم ایران نسبت به اقلام مربوط به فناوری های پیشرفته است. (8) یعنی یکی از هدف های آنها در گروه7 (که حالا به گروه8 تبدیل شده است) این بود که ایران از فناوری پیشرفته محروم باشد. آنها گاهی برای اینکه به این عمل خصمانه، لباس مشروعیت بپوشانند، از عنوان «فناوری دومنظوره» استفاده می کردند و می گفتند تکنولوژی هایی که ممکن است در آینده برای سلاح کشتار جمعی استفاده شود، نباید در اختیار ایران قرار گیرد. امریکایی ها این روند را ادامه دادند تا در نهایت جنجال بزرگی را علیه ایران در خصوص فناوری پیشرفته هسته ای به راه انداختند.

جنجال هسته ای علیه ایران

امریکایی ها از تابستان 1381 جنجالی را علیه ایران آغاز کردند. جنجال از تلویزیون CNN و سایر رسانه های غربی شروع شد، به این صورت که تصویرهایی را از ایران نشان دادند و گفتند در سه نقطه ایران بمب هسته ای ساخته می شود. اراک، نطنز و اصفهان سه نقطه ای بود که نشان می دادند و می گفتند ایران از این مکان ها به عنوان مراکز اصلی برای ساخت پنهانی سلاح هسته ای استفاده می کند. (9) در طول چند هفته و ماه، صدها نوبت نقشه ایران را با ذکر مراکز هسته ای در صفحه تلویزیون نشان می دادند و این مراکز را با فلش مشخص می کردند و عکس های ماهواره ای امریکا را پخش می نمودند. این رسانه ها با گروهک های ضدانقلاب مصاحبه می کردند و جنجال می نمودند که آری، ایران مشغول ساختن بمب هسته ای است(10). حتی گفتند ایران تا شش ماه دیگر بمب هسته ای خود را آزمایش خواهد کرد. تمام این جنجال ها برای این بود که نمی خواستند شاهد فناوری پیشرفته ایران در زمینه هسته ای باشند.
آنان هرگز فکر نمی کردند که با این تحریم شدید و با این فشارهای سنگینی که امریکا و اروپا و دیگران از همه طرف نسبت به ایران اعمال کردند تا ما را از فناوری پیشرفته محروم سازند، روزی برسد که ایران به دست متخصصان خود بتواند در صنعت بسیار پیچیده ی غنی سازی اورانیوم به موفقیت دست یابد. این تحول برای آنها قابل تصور نبود. یکی از دیپلمات های خارجی به یکی از مقامات ایران گفته بود که دستیابی شما به این فناوری، همه دنیا را دچار حیرت کرده است، چون شما به رغم شرایط تحریم توانستید به این توانمندی برسید. اگر یک کشور در شرایط عادی به آن برسد، مهم نیست، ولی شما با یک تحریم گسترده و فشار فوق العاده در طول این 25 سال، به اینجا رسیدید و این بسیار مهم است.
بنابراین امریکایی ها به بهانه های مختلف روی آوردند و از اینجا شروع کردند که ایران اساساً نیاز به نیروگاه اتمی ندارد. گفتند اصل نیروگاه اتمی مورد نیاز ایران نیست تا به سوخت آن نیاز داشته باشد؛ چرا که غنی سازی ایران با هدف تهیه سوخت نیروگاه بوده است. گفتند ایران که منابع غنی نفت و گاز در اختیار دارد، چه نیازی به نیروگاه اتمی دارد؟ متأسفانه بعضی از افراد مغرض یا نادان در برخی از مطبوعات داخل کشور، هم شبیه همین سخنان را تکرار کردند که آری، ما نفت و گاز داریم و بنابراین نیازی به نیروگاه اتمی نداریم. آیا مگر امریکایی ها که خود از ذخایر فسیلی قابل توجهی برخوردار بوده و هنوز هم هستند، نیروگاه اتمی ایجاد نکرده اند؟ در حال حاضر امریکایی ها 104 نیروگاه هسته ای دارند. (11)روس ها که دارنده بزرگ ترین منابع گاز جهان هستند (حدود 45 درصد منابع گاز جهان متعلق به آنهاست)، در عین حال 29 نیروگاه هسته ای دارند. آیا مگر انگلیس نفت ندارد؟ نفت برنت دریای شمال متعلق به آنهاست، ‌اما 35 نیروگاه هسته ای نیز دارند. چگونه است که این کشورها که نفت و گاز دارند، می توانند نیروگاه هسته ای داشته باشند، ولی ایران نمی تواند؟ می دانید که در کشور ما در حال حاضر سالانه حدود 20 میلیارد دلار انرژی مصرف می شود. با احتساب روند رشد مصرف کنونی، تا 20 سال دیگر این رقم به حدود 40 میلیارد دلار می رسد. به عبارت دیگر ما ناگزیریم همه تولیدات نفت و گاز را در داخل کشور مصرف کنیم و دیگر صادراتی نداشته باشیم. بدیهی است که ما از هم اینک با برنامه ریزی باید قادر باشیم که از سایر انرژی ها استفاده نماییم.
خود امریکایی ها در زمان شاه توصیه کردند که ایران از طریق انرژی هسته ای، به میزان 23000 مگاوات برق تولید نماید. یکی از بزرگ ترین مؤسسات پژوهشی امریکا در زمان رژیم گذشته، تحقیقی انجام داد که بر اساس آن تفاهم نامه ای با کشورهای غربی برای ساخت 8 نیروگاه (برای تولید حدود 10000هزار مگاوات برق) به امضا رسید. ابتدا برای دو نیروگاه در بوشهر با آلمان ها، سپس برای دو نیروگاه در دارخوین با فرانسه و پس از آن، برای دو نیروگاه در اصفهان و دو نیروگاه دیگر در ساوه با آلمان ها تفاهم نامه امضا شد. رژیم شاه برای 8 نیروگاه تفاهم نامه امضا کرد(12). چطور آن وقت ایجاد نیروگاه اتمی لازم و مناسب بوده، اما حال که انقلاب شده و جمعیت ایران دو برابر گردیده و با توسعه ای که کشور پیدا کرده، نیاز به انرژی چند برابر شده است، ما نیاز به نیروگاه اتمی نداریم؟ آیا در آن زمان ایران، نفت نداشت و حالا نفت دارد؟ تولید نفت ایران در آن زمان که بسیار بیشتر از امروز بود. رژیم شاه در ماه های آخر، حدود شش میلیون بشکه نفت تولید می کرد. چرا آن زمان نمی گفتند ایران نفت و گاز دارد، ولی امروز می گویند! آشکار است که اینها بهانه جویی است تا جمهوری اسلامی ایران را از دستیابی به این فناوری مانع شوند.
دولت ایران دو پیمان امضا کرده است: یکی معاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای که معروف به NPT است و دیگری توافق نامه پادمان است. در سال های 1970 و 1974 این پیمان ها امضا شده و مجلس شورای ملی آن زمان، آنها را تصویب کرده است. بر مبنای این پیمان ها، ایران حقوق و همچنین تعهداتی در برابر جامعه بین المللی دارد. در معاهده پیش بینی شده است کشوری که معاهده را امضا می کند، نباید در پی سلاح هسته ای باشد، اما در عین حال مجاز است از فناوری صلح آمیز نه تنها برخوردار باشد، بلکه در معاهده NPT در ماده 4 تأکید شده است که کشورهای صنعتی و پیشرفته در زمینه صلح آمیز به این کشورها کمک کنند و تسهیلات لازم را فراهم سازند. (13) در اساسنامه آژانس نیز در ماده 3 چند بند دارد که وظایف این تشکیلات را مشخص می کند. به موجب این بندها، وظیفه آژانس آن است که در فناوری صلح آمیز به کشورها کمک کند، حتی واسطه شود و از کشورهایی که فناوری و امکانات دارند، بگیرد و به کشورهایی که ندارند، برساند و در امر تحقیقات و فناوری تشویق و مشارکت بنماید. (14)
بنابراین آشکار است که ما معاهده ای را امضا کرده ایم که دو سو دارد. غربی ها آنچه به نفع ماست، زیر پا گذاشته اند و نه تنها به آن عمل نمی کنند، بلکه نقطه مقابل آن را عمل و در واقع معاهده را آشکارا نقض نموده اند. اما از سوی دیگر، از ناحیه آنچه علیه ماست، فشار می آورند؛ فشاری که مبنای صحیحی ندارد و مبتنی بر اتهامات بی بنیان است و بالاخره شاهد بودیم که در شهریور 1382، شورای حکام قطعنامه ای علیه ایران تصویب کرد که مورد اعتراض ایران قرار گرفت. (15)

چهار گرایش موجود و استراتژی ج. ا. ایران در قبال جنجال هسته ای

اولین فشار کشورهای غربی به ایران این بود که علاوه بر دو پیمانی که قبلاً امضا کرده است (یعنی NPT و پادمان)، تعهد جدیدی را نیز بپذیرد و پروتکل الحاقی معروف به 2+93 را نیز امضا و تصویب کند. همان طور که می دانید، بعد از ماجرای افریقای جنوبی، عراق و کره شمالی، ‌شورای حکّام در سال 1993، گروهی تشکیل داد تا مقررات نظارتی سخت تری را برای کشورها تهیه کنند. اینها ظرف دو سال مقررات لازم را تهیه کردند که در سال 1995 تصویب شد و به همین دلیل عنوان«2+93» را در مورد آن به کار می برند؛ یعنی از سال 1993 شروع شده و پس از دو سال به تصویب رسیده است. این پروتکل، اختیارات بسیار وسیعی را به آژانس می دهد تا هر مکانی را که مورد سوءظن قرار گیرد، بازرسی و نمونه گیری کند تا مطمئن شود که آن کشور در پی سلاح هسته ای نیست. بنابراین، یک مورد فشار این است که جمهوری اسلامی ایران پروتکل 93+2 را امضا و تصویب کند.
در میان افراد صاحب نظر کشور ما چند نظر وجود دارد. یک گروه می گویند ما نباید به پروتکل 93+2 ملحق شویم؛ برای اینکه این پروتکل مداخله جویانه است، امنیت ملی و حاکمیت ملی ما را نقض می کند و اسرار کشور ما را افشا می سازد و بنابراین، نباید این پروتکل را امضا کنیم، بلکه باید در برابر این تعهد جدیدی که غربی ها می خواهند بر ما تحمیل نکنند، ایستادگی کنیم.
گروه دیگر معتقدند ما باید این پروتکل را امضا کنیم، از آن جهت که ما دنبال سلاح هسته ای نیستیم و این مسئله را به صراحت اعلام کرده ایم که اساساً استراتژی ما سلاح هسته ای نیست و این نظر را رهبری و رئیس جمهوری و مقامات دیگر نیز به دفعات اعلام کرده اند. بنابراین، وقتی که ما دنبال سلاح هسته ای نیستیم و این استراتژی ماست، چه مانعی دارد که بازرسان بیایند و مکان های مشکوک (از نظر آنها) را بازرسی کنند تا برای جهان، صدق گفتار ما روشن شود. ما که خود پیشنهاددهنده منطقه خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای هستیم؛ ما که اعلام کرده ایم در این مسئله، شفافیت داریم؛ ما که گفته ایم آماده برای همکاری با آژانس هستیم؛ ما که سایر معاهدات خلع سلاح را امضا کرده ایم؛ ‌درست و معقول آن است که این پروتکل را نیز امضا کنیم تا اینکه: روشن شود امریکایی ها دروغ می گویند و اتهامات آنها بی اساس است؛ دشمن را رسوا کنیم، و کشورهای دوست ما هم نگران نباشند و بفهمند که ما چیزی پشت پرده نداریم و هرچه می گوییم راست و صادقانه است. حتی در میان این گرایش، عده ای عجله زیادی داشتند و در پی آن بودند که در مجلس(ششم) با سه فوریت، دولت را به امضای این پروتکل موظف سازند.
نظر دیگری هم وجود دارد که می گوید پروتکل را ما به صورت مشروط بپذیریم. اگر بناست ما پروتکل را امضا کنیم، باید بعد از امضاء اتهامات و فشارها متوقف شود. وقتی ما پروتکلی را امضا می کنیم و متعاقب آن آژانس می تواند هر مکانی را که مشکوک است، مورد بازدید قرار دهد و نمونه برداری کند؛ اگر باز هم اتهامات ادامه یابد و بگویند ایران دنبال سلاح است، این دیگر معنا ندارد. متقابلاً کشورهای غربی هم طبق معاهده NPT باید در مصارف صلح آمیز به ما کمک کنند و تحریم ها را بردارند. ادامه تحریم ها دیگر معنا ندارد و باید کشورهای صنعتی در مصارف صلح آمیز با ما همکاری کنند و مهم تر از همه آنکه، اجرای این پروتکل نباید به امنیت و حیثیت ملی ما لطمه ای وارد سازد.
در چارچوب این نگرش، ما می توانیم به طور موقت، عملیات غنی سازی را به حالت تعلیق درآوریم و فرایندی را به کمک آژانس دنبال نماییم تا اطمینان مراجع بین المللی و کشورها از صلح آمیز بودن فعالیت های صنعت هسته ای ایران حاصل گردد. البته هر زمان که مواجه با رفتار یک سویه ی کشورهای صاحب نفوذ غربی در آژانس شدیم، می توانیم همکاری خود را متوقف کنیم و غنی سازی را از سر بگیریم. چنین به نظر می رسد که این رویکرد- به دلیل بالا بودن درجه انعطاف پذیری آن- نسبت به دیگر رویکردهای موجود، منطقی تر باشد.
گرایش اخیر مخصوصاً از این نظر که امریکا را در جهان، تنها خواهد ساخت و ترفندهای گام به گام او را برای اجماع سازی در میان کشورهای مختلف- در جهت ارجاع مستقیم موضوع فعالیت های هسته ای ایران به شورای امنیت- بی اثر خواهد نمود و در مصوبات آتی آژانس، نفوذ او را برای ورودِ اتهام و اندراجِ تعابیری همچون «نقض جدی»، «انحراف» و «عدم پایبندی» نسبت به ایران، عمیقاً کُند و سست خواهد نمود، بیشتر مورد توجه صاحب نظران قرار دارد.
البته نظر چهارمی هم وجود دارد که می گوید ما باید خودمان را از این گونه معاهدات برای همیشه خلاص کنیم. این «الف» است که اگر ما آن را گفتیم باید تا «ی» آن را بسراییم. بنابراین برای اینکه کلاً خودمان را خلاص کنیم، بایستی از NPT هم خارج شویم و بقیه معاهدات خلع سلاحی را هم کنار بگذاریم و عطایش را به لقایش ببخشیم. طبق این نظر، ما به جای اینکه پیمان جدیدی را امضا کنیم، از آنهایی هم که قبلاً امضا کرده ایم، خارج می شویم. البته طبق مقررات معاهده NPT کشورها می توانند در شرایطی از NPT خارج شوند(16). در این خصوص اشاره کنم که تاکنون حدود 80 کشور جهان پروتکل الحاقی را امضا کرده و حدود 35 کشور جهان هم آن را به تصویب رسانده و اجرایی کرده اند. کشورهایی مانند امریکا، روسیه، چین، اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و بسیاری از کشورهای دیگر، مثل ژاپن این پروتکل را امضا کرده اند و تلاش این است که بقیه کشورها هم برای امضای این پروتکل تشویق شوند.

اتهامات بی اساس امریکا

تردیدی نیست که جنجال امریکایی ها علیه ما، دارای انگیزه های سیاسی است. امریکایی ها بعد از 11 سپتامبر دنبال این هستند که برای توسعه طلبی خود، فضای منطقه را فضای امنیتی کنند و از این فضای امنیتی استفاده نمایند. به همین دلیل در قضیه حمله اسرائیل به سرزمین سوریه (که هیچ کشوری نمی تواند آن را تأیید کند، یعنی تجاوز به یک کشور و بمباران خاک یک کشور طبق قواعد و مقررات بین المللی محکوم است)، در عین حالی که همه کشورهای جهان، ‌اسرائیل را به نحوی محکوم کردند یا گفتند اقدام اسرائیل غیرقابل قبول بوده است، این تجاوز از سوی امریکایی ها مورد تأیید قرار می گیرد. این نمونه به همراه سایر شواهد، گویای آن است که امریکا قصد دارد در این منطقه برای وصول به اهداف خود، آتش جنگ و جدال را بیفروزد و فضای امنیتی به وجود بیاورد. در مورد عراق هم این جنجال را درست کردند و گفتند صدام دارای سلاح هسته ای و میکروبی است و جنگ را به راه انداختند. بعد هم تیم بزرگی آمد و ماه ها در عراق بود و سپس روشن شد که در آنجا خبری نبوده است.
اتهامات علیه ایران هم دنبال همان سیاست کلی است. در این مسئله هم مثل سایر موارد ثابت خواهد شد که امریکا دروغ می گوید و این موارد، اتهامی بیش نیست و جمهوری اسلامی ایران صرفاً دنبال اهداف صلح آمیز است. در این رابطه بعضی از صاحب نظران امریکایی درباره سیاست های افراطی و یک جانبه امریکا هشدار می دهند. از جمله آقای برژینسکی در مقاله ای در اینترنشنال هرالد تریبون می نویسد: « دکترین ایالات متحده در حال حاضر باعث نگرانی است. از آنجا که جهانیان نباید فکر کنند که امریکا به تنهایی دست به عملیات پیش دستانه علیه کشورهای مظنون به داشتن سلاح های کشتار جمعی خواهد زد... به ویژه به دنبال تجربه بزرگ ترین خطای جاسوسی در تاریخ امریکا که هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق پیدا نشد.» وی در ادامه درباره ایران تأکید دارد که حملات پیشگیرانه علیه ایران تنها باعث دور جدیدی از افراطی گری در این کشور می شود که مورد نظر امریکا نیست و دامنه آن در سرتاسر خاورمیانه هم گسترده می شود، در حالی که امریکا به تنهایی نمی تواند نقش رهبری را برای برقراری امنیت بازی کند. (17)

پروتکل الحاقی

نکته ی دیگر اینکه جمهوری اسلامی ایران از ابتدا نسبت به پروتکل الحاقی با نظر مثبت مشغول بررسی بود و هنوز هم با نظر مثبت این پروتکل را مورد دقت و بررسی قرار می دهد. ما نسبت به این پروتکل دو مشکل اساسی داریم: مشکل اول تبعیض است. تاکنون ما هر معاهده ای را که امضا کرده ایم، با تبعیض مواجه شدیم و دیده ایم آن قسمتی که به ضرر ماست، عمل می شود و آنچه به نفع ماست، مورد ممانعت قرار می گیرد. در خود NPT و پادمان نیز یک چنین وضعی داشتیم و اینک در پروتکل نیز ما این مشکل را داریم. اگر برای ما روشن شود که دنیا می خواهد دست از این تبعیض بردارد، تصمیم برای امضای پروتکل کار سختی نخواهد بود.
مشکل دوم ما سوء‌استفاده است. ما از اینکه از پروتکل و اجرای آن سوء استفاده سیاسی شود، نگران هستیم. برای مثال قطعنامه ای که آژانس در شهریور سال جاری(1382) علیه ما صادر کرد، غیرعادلانه، حتی برخلاف اساسنامه پادمان و برخلاف NPT بود. پیداست که عده ای در دنیا دنبال ابزار برای مداخله می گردند، چرا که چنین درخواستی اولاً اعتبار حقوقی چندانی نداشت و ثانیاً در این قطعنامه حقوق اساسنامه ای ایران هم نادیده گرفته شد. از جمله بند ششم قطعنامه، اصل رضایت آزادانه و حق حاکمیت یک کشور را در انجام مذاکره و انعقاد قرارداد، مطابق قوانین بین المللی، نادیده می گیرد. همچنین اصل 52 کنوانسیون وین 1969 که می گوید: « اگر عقد یک پیمان با نقض اصول قوانین بین المللی متبلور در منشور سازمان ملل از طریق تهدید یا توسل به زور به دست آمده باشد، آن معاهده باطل است»(18). اگر ما اطمینان پیدا کنیم که پروتکل الحاقی وسیله ای برای کسب اطلاعات طبقه بندی کشور نباشد و امنیت ملی و حیثیت ملی ما را خدشه دار نکند و تبدیل به ابزار جدیدی برای دشمنان نشود، مشکلات اصلی حل خواهد شد و ما می توانیم راه جدید خودمان را انتخاب کنیم.
ما معتقدیم استفاده ابزاری از آژانس که یک مرکز بین المللی است، بسیار خطرناک خواهد بود و معتقدیم همه باید در قبال این مسئله مقاومت کنیم. به رغم همه این مشکلات، جمهوری اسلامی ایران با آژانس همکاری نزدیکی داشته و حتی سطح این همکاری را گسترش داده است. ما نگرانی های خود را با بیان و در لسان حقوقی با آژانس در میان می گذاریم، ضمن آنکه همکاری خود را نیز تداوم می بخشیم.

ترسیم افق آینده

در اینجا این نکته اساسی را متذکر می شوم که جمهوری اسلامی ایران مایل نیست مسائل صنعت هسته ای کشور که مسائل فناوری صلح آمیز و علمی است، ‌به عاملی برای تنش در روابط بین ما و کشورهایی که با آنها روابط خوبی داریم، تبدیل شود. ما روابط تجاری خوبی با اروپا و دیگر کشورها داریم. سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران، اعتمادسازی، هم با کشورهای مختلف جهان و هم با سازمان های بین المللی است و در این زمینه از ظرفیت های خود استفاده خواهیم کرد. برای تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی ایران، بی تردید منافع ملی، امنیت ملی و دفاع از حقوق مشروع ملت ایران، اصلی است که به هیچ عنوان قابل معامله و سازش نیست و برای تحقق این مهم، تمامی گزینه هایی که پیش رو داریم، مورد بررسی نظام و مسئولین قرار دارد و برای حفظ حقوق ملت در قبال هیچ تهدیدی، هراس به خود راه نخواهیم داد.
اشاره به این نکته بی مناسبت نیست که پاره ای از گمانه زنی هایی که نسبت به تصمیم سران نظام در مورد مسئله هسته ای کشور در روزهای اخیر در مطبوعات مطرح شده است(19)، با واقعیت منطبق نیست. این سخنان، بی اساس و نادرست است. ایران به طور جدی پروتکل الحاقی را در دستور کار خود دارد و به طور دقیق آن را مورد بررسی قرار خواهد داد و علاقه مند است علاوه بر آژانس، با کشورهای تأثیرگذار از جمله اتحادیه اروپا از طریق گفت و گو و ایجاد اعتماد متقابل (و در صورتی که از حفظ حقوق مشروع ملت ایران اطمینان پیدا کند، از طریق مذاکره)، مسائل را حل و فصل کند؛ در عین حالی که امیدواریم کشورهای غربی با مواضع غیردوستانه و برخلاف چارچوب معاهدات بین المللی ما را مجبور نکنند که گزینه های دیگری انتخاب کنیم.
در صورتی که انگیزه سیاسی خصومت آمیزی علیه ما در میان نباشد، ما آماده هستیم تا بدون محدودیت، ‌نسبت به اجرایی کردن معاهدات خلع سلاح با دیگران وارد گفت و گو شویم و بالاخره همان طور که بارها از سوی ج. ا. ایران به طور رسمی تأکید شده است، هیچ کشور و هیچ سازمانی نمی تواند کشور مستقلی را مجبور به امضای یک معاهده نماید. ما اگر روزی لازم بدانیم که معاهده ای را بپذیریم، ‌باید خودمان به این نتیجه برسیم و سپس در چارچوب قانون و وفق قانون اساسی و مقررات دیگری که وجود دارد، آن را تصویب کنیم. الزام کشورها به پیوستن به معاهده برخلاف آزادی و اراده آزاد ملت ها و دولت ها و حاکمیت ملی است.
من امیدوارم با امعان نظر به گزینه های مختلف فرارویمان، ان شاء الله بتوانیم با بهترین شیوه، از بحرانی که امریکایی ها در زمینه مسائل هسته ای ایران به دنبال ایجاد آن هستند، ‌عبور کنیم و بتوانیم از حقوق ملت ایران دفاع کنیم و در راستای آن هدف برتر که همانا اقتدار و توسعه کشور و پیشرفت در فناوری های نوین است، گام برداریم.

پی نوشت ها :

1. سمینار سالانه ائمه جمعه سراسر کشور، ائمه جمعه سراسر کشور، مجتمع امام خمینی (ره)، تهران، 1382/7/15.
2. P. Clawson, "What to do about Iran?", The Middle East Quarterly, March 1996, p. 96
3. Alfanse Marcello D`Amato
4. Katzman, K. , "The Iran Sanction Act", CRS Report for Congress, Congressional Research Service, The Library of Congress, Code; RS20871.
5. The Washington Report on Middle East Affairs, April21, 1993
6. Los Angeles Times, February15, 1995
7. Kenneth Timmerman, "The Time to Stop Iran`s Nuclear Weapon", Wall Street Journal, April21, 1993
8. Gary Sick, "A Sensible Policy toward Iran", Middle East Insight, July-August 1995, Vol. XI, No. 5, p. 21
9. در 23 مرداد 1381 از شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی غرب اخباری مبنی بر وجود برنامه ای برای تولید جنگ افزار هسته ای در نطنز و اراک انتشار یافت.
10. در 21 آذر 1381 شبکه خبری CNN بر مبنای گزارش مؤسسه علم و امنیت بین المللی در امریکا که توأم با پخش تصاویر ماهواره ای از دو مرکز نطنز و اراک بود، به جوسازی پرداخت. همچنین در 22 آذر 1381 کریستین امانپور خبرنگار این شبکه با محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی پیرامون دو مرکز فوق و ادعای جدید آمریکا مصاحبه نمود که خود موجب واکنش های بین المللی گردید.
11. Paul Joskow, "United States Energy Policy During the 1990s", Current History, March2002, p. 119
12. گزارش سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران، اسفند 1381.
13. ماده 4 معاهده NPT:
[1]. هیچ یک از مقررات پیمان حاضر به نحوی تعبیر نخواهد گردید که به حقوق غیرقابل تفویض هر یک از دول طرف پیمان در راه توسعه تحقیقات و تولید و بهره برداری از انرژی هسته ای به منظورهای صلح جویانه بدون تبعیض و طبق مقررات مواد 1 و 2 پیمان حاضر لطمه وارد سازد.
[2]. کلیه دول طرف پیمان متعهد می شوند مبادله هرچه وسیع تر تجهیزات و مواد و اطلاعات علمی و تکنولوژیک را به منظور مصارف صلح جویانه انرژی هسته ای تسهیل نمایند و حق مشارکت در این مبادلات را دارا می باشند. به علاوه طرف های پیمان که قادر باشند باید همچنین انفراداً یا به اتفاق سایر دول یا سازمان های بین المللی در توسعه بیشتر استفاده از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح جویانه خصوصاً در سرزمین های دول طرف پیمان که فاقد سلاح های هسته ای هستند، با توجه لازم به احتیاجات مناطق در حال رشد جهان- تشریک مساعی نمایند.
14. ماده 3 موافقت نامه پادمان:
آژانس دارای اختیارات زیر می باشد:
[1]. تشویق و مساعدت در تحقیقات و توسعه و کاربرد عملی انرژی هسته ای برای اهداف صلح جویانه در سرتاسر دنیا و یا (در صورت تقاضا) اجرای نقش واسطه به منظور تضمین انجام خدمات یا تدارک مواد، تجهیزات یا تأسیسات به وسیله یکی از اعضای آژانس به دیگری و اجرای هرگونه عملیات یا خدمات مفید در زمینه تحقیقات، توسعه یا کاربرد عملی انرژی هسته ای برای اهداف صلح جویانه؛
[2]. فراهم نمودن مواد، تجهیزات، تأسیسات و خدمات بر طبق این اساس نامه به منظور تأمین نیازهای تحقیقاتی، توسعه و کاربرد عملی انرژی هسته ای برای اهداف صلح جویانه از جمله تولید نیروی برق با توجه به نیازهای مناطق توسعه نیافته جهان؛
[3]. ترویج تبادل اطلاعات علمی و فنی در خصوص استفاده صلح جویانه از انرژی هسته ای؛
[4]. تشویق به آموزش و مبادله دانشمندان و متخصصین در زمینه استفاده صلح جویانه از انرژی هسته ای.
15. قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد برنامه هسته ای ایران در 12 سپتامبر 2003 مطابق 21شهریور 1382 به تصویب رسید.
16. ماده 10 معاهده NPT:
«چنانچه هر یک از اعضاء پیمان تشخیص دهد حوادثی فوق العاده مربوط به موضوع این پیمان، منافع عالیه کشورش را به مخاطره انداخته است، این حق را خواهد داشت که در اعمال حق حاکمیت ملی خود از این پیمان کناره گیری نماید. این عضو باید کناره گیری خود را با اطلاعیه قبلی سه ماهه به کلیه اعضای پیمان و به شورای امنیت ملل متحد اعلام نماید... ».
17. Zbigniew Brzezinski, "U. S. Must Give Up Paranoid Policies", www. iht. com/articles/117730/html
18. قوانین و مقررات داوری و عهدنامه وین درباره قانون معاهدات، تهران: دفتر خدمات حقوق بین الملل جمهوری اسلامی ایران، 1361، ‌ص 21.
19. پیش بینی مطبوعات نسبت به تصمیم نظام در روزهای ماه مهر 1382.

منبع مقاله :
روحانی، حسن؛ (1388)، اندیشه های سیاسی اسلام (جلد سوم: مسائل فرهنگی و اجتماعی)، تهران، کمیل، چاپ سوم.