نویسنده: حجت الاسلام دکتر حمید فغفور مغربی (2)




 

چکیده

موسیقی همچون هنر برخاسته از عمق درون آدمی و بلکه یک نیاز روحی است و مانند هر هنری می تواند مبتذل یا متعهد باشد.
موسیقی علمی از یونان باستان وارد ایران شد که ارسطو آن را به عنوان شاخه ای از ریاضیات می دانست و فیلسوفان اسلامی آن را نیز پذیرفتند البته علاوه بر قواعد علمی، ذوق و عاطفه نیز در پیدایش آن دخالت دارد هنر نیز محسوب می شود موسیقی ترجمه واژه Music انگلیسی که در فارسی معادل آهنگ می باشد وغنا را خواندن با آهنگ می گویند که همان موسیقی آوازی است. موسیقی ترکیب (composition) الحان (ملودی) و الحان به نغمه ها (Note) و نت ها دارای ریتم (Rhythm) هماهنگ است.
در قرآن واژه غنا به کار نرفته ولی آیاتی وجود دارد که در روایات یکی از مصداق های آن را «غنا» دانسته اند. لغویون غنا را «آوازخوش و طرب انگیز» دانسته اند و فقها آن را صدای لهوی مناسب مجالس اهل فسوق دانسته اند که حرام می باشد. بسیاری از علما تصریح کرده اند که غنا بر حسب معنای لغوی و در عرف از غنای حرام یعنی غنا در شرع وسیع تر است.
از دقت در کتب فقهی می توان سه دیدگاه را متوجه شد.
الف- حرمت مطلق غنا
ب- عدم حرمت غنا و حرمت آن بواسطه گناهان مقارن با آن
ج- تفصیل میان غنای مبتذل و غیر آن
که دیدگاه دوم و سوم در کاربرد عملی یکی می باشد.
به طور کلی هر موسیقی و غنا چه ایرانی، غربی و غیر آن با ویژگی های زیر حرام است:
1- موسیقی مبتذل و تحریک کننده جنسی 2- موسیقی مجالس رقص و گناه 3- موسیقی مجالس عیش و نوش 4- موسیقی موجب فساد 5- موسیقی محتوای اشعار باطل.
در همه موارد فوق و موارد مشکوک این عرف عام است که تشخیص دهنده موسیقی غنا می باشد.
واژگان کلیدی: موسیقی- غنا – اسلام (شرع)- عرف عام- لهو- طرب.

درآمد

هنر برخاسته از فطرت زیبایی دوستی انسانهاست. در انسان گرایشی به جمال و زیبایی وجود دارد؛ چه به معنی زیبایی دوستی و چه به معنی زیبایی آفرینی که نامش «هنر» است و به معنی مطلق وجود دارد. (3)
در تعریف هنر دیدگاه های گوناگون مطرح شده است. (4) افلاطون زیبایی را حقیقتی از عالم بالا می داند (5) و تولستوی هنر را سرایت دادن و اشاعه عاطفه می داند (6) و بعضی آن را خلق زیبایی دانسته اند (7) که تعریف مشترک و در عین حال جامع می توان گفت «هنر بیان زیبا و متعالی احساس، عاطفه و اندیشه انسانی است» (8) نمودهایی چون تناسب و توازن، خلاقیت، احساس، عاطفه و اندیشه به کار رفته است (9) و بیشتر، کار دل است هنر زبان خاص خود را دارد همچنان که فلسفه، ریاضی و... چنین است در این تعریف هنر، فقط وسیله ای نیست برای تعیین حقایق یا ابزاری برای فساد، هنر یک نیاز روحی و درونی و برخاسته از عمق درون آدمی است و همچنین هنر دارای پیام است.
دوران تاریخی و اجتماعی و سیاسی نقش مهم در تحولات هنر داشته است از آنجا که نقل ادیان الهی به ویژه اسلام در اصلاح انسان و جامعه است، سعی بر این بوده پدیده هایی را که جهت باطل و منفی دارد، حرام اعلام کند و پدیده هایی را که از درون حرکت های مردمی مطابق نیازهای آنها بوده است و نیز دارای اشکالاتی هست، با تعیین ملاک ها و ضوابطی اصلاح نماید.
در دوران حاکمیت شاهان و درباریان منحرف بر مسلمانان، آنچه از موسیقی نمود داشته، آهنگ ها و تصنیف های نادرستی بوده است که برای بسیاری این گمان را به وجود آورده که موسیقی چیزی جز جنبه های منفی نیست، حال آنکه موسیقی مانند سایر هنرها می تواند در خدمت علم، تربیت و کمال باشد، احساسات و عواطف انسانی را زنده نموده، رشد دهد.

تاریخچه مختصر موسیقی

هنر به قضاوت تاریخ از آغاز پیدایش انسانها با وی همراه بوده است باستان شناسان آثار هنری انسان های اولیه را در غارها تصریح کرده اند.
هنر ترکیبی از خلاقیت، ابتکار، احساس و اندیشه، پدیده ای جهانی و بشری است و توانمندی ارتباط با همه انسانها از هر قوم و ملت را دارد. در عصر حاضر آثار هنری هر ملتی مانند شعر، موسیقی، نقاش، خوشنویسی، مجسمه سازی، معماری، گرافیک، سینما، تئاتر و... نشان دهنده میزان رشد و چگونگی فرهنگ و تمدن آن ملت به شمار می رود.
پیشرفت علم و فناوری به هنر توانایی های چشمگیری بخشیده است به ویژه در عرصه پیام رسانی نقش اصلی را دارد و در کمترین زمان، موثرترین زبان بیان را دارد. یکی از وجوه اعجاز قرآن زبان هنری آن است و ماندگاری آن از جهتی معلول همین جنبه ی هنری آن است.
شوپنهاور نخستین کسی بود که ادعا کرد همه هنرها می خواهند به مرحله موسیقی برسند. (10)
انسان ابتدایی موسیقی را از طبیعت آموخت: صدای آبشار، ریزش باران، رعد و برق و وزش باد از میان برگها، آواز پرندگان، صدای امواج دریا و هزاران صدای دیگر. این صداها بزرگ ترین الهام بخشندگان انسان برای ساختن و به وجود آوردن موسیقی بوده اند. (11)
خداجویی انسان از دیرباز موجب شده است که وی نیاز درونی برای پرستش موجودی برتر در خود احساس نماید. این نیاز گاه به صورت پرستش عوامل طبیعت و به عنوان نمودی از خدا، مانند خورشید و ماه وستاره و.. و گاه به صورت پرستش عوامل طبیعی مثل آتشفشان، طوفان، زلزله و.. به عنوان نمودهایی از خشم پروردگار بوده و از آنجا که ترسی را در دل انسان به وجود می آورد، آوازهایی به عنوان تمنا از درگاه خدا به وجود آورد که به تدریج به صورت سرودهای مذهبی و آوازهای جمعی عبادی درآمد. (12)
موسیقی علمی از هشت قرن قبل از میلاد در یونان وجود داشت و قواعدی نیز برای آن پایه گذاری گردید. رومی ها که در تمدّن وارث یونانی ها بودند، موسیقی را ازآنان اقتباس کردند. پس از آنکه کشورهای غربی مسیحیت را طی چهار قرن اول میلادی پذیرفتند، همزمان موسیقی نیز با ترویج و توسعه سرودهای مذهبی تکامل پیدا کرد. (13)
بعدها با تأثیر تمدن یونانی بر تمدن ایرانی، موسیقی در ایران رو به ترقی نهاد. بنا بر نوشته مورخان تاریخ مثل هردوت و گزنفون، ایرانیان باستان برای مردگان و نیز در جنگ ها از نوعی آواز و موسیقی استفاده می کرده اند (14) جشن و سرود ملی ایرانیان همواره با سرود و موسیقی دسته جمعی همراه بوده (15) که در دوره ساسانی درخشش فوق العاده ای داشته است. اعراب پیش از اسلام با موسیقی و سایر هنرهای زیبا آشنا نبودند و تنها در سرودن شعر و ساختن قطعات منظوم تبحر داشتند. آنان هنگامی که هنوز چادرنشین بودند، موسیقیشان محدود به آوازهایی بود که برای تهییج و تحریک شترها به کار می بردند و اصطلاحاً به آن «حدی» می گفتند. (16)
در هرحال اعراب دارای نوع موسیقی بوده اند و تاریخ جنگ های پیامبر با مشرکین نشان می دهد که مشرکین قریش برای تحریک جنگجویان خود از نوعی موسیقی استفاده می کرده اند. (17)
ابوالفرج الصفهانی در کتاب «الاغانی» خود، مسعودی در «مروج الذهب» و ابن خلدون در «مقدمه» تاریخ خود ورود موسیقی به دربارهای اموی و عباسی را از موسیقی ایران می دانند. ایرانیان تجربه طولانی در موسیقی داشته اند. در دوره ترجمه، موسیقی علمی از یونانی ترجمه شده و به تدریج موسیقی ایران و اعراب بر مبنای علم موسیقی کامل تر گردید. (18)
جالب است بدانیم پس از بعثت پیامبر اکرم (ص) موسیقی غنایی لهوی متداول بین استفاده کنندگان آن از پیشرفت باز ایستاد و سیرنزولی یافت و موسیقی جدیدی بدون اختلاط با فعل حرام رواج یافت. اما با روی کارآمدن امویان و سپس عباسیان، موسیقی غنای لهوی بار دیگر با افعال حرام همراه شد و در مجالس بزم و میگساری و نیز اجتماع مردان و زنان فاسد رواج یافت.
از آنجا که موسیقی احساسات را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد، دارای جنبه های منفی و مثبت است. البته گرایش به جنبه های منفی آن، جایگاه خود را در دربار شاهان و خلفا بیشتر باز کرد. در دوران بنی امیه، از زمان معاویه چهره مبتذل موسیقی شکل گرفت و کار به جایی رسید که ابن عباس به یزید پرخاش کرد و او را به خاطر اینکه پیوسته با زنان خواننده و نوازنده اوقات خود را می گذراند، نکوهش نمود.(19)
ابونصر محمد بن فارابی، فیلسوف ایرانی خراسانی چندین کتاب در موسیقی علمی نوشته است؛ کتابهایی مثل «کلام فی الموسیقی» و «الموسیقی الکبیر». ابن سینا نیز دو رساله در مورد موسیقی نوشته که یکی به زبان عربی بوده و جزیی از کتاب شفا است، و دیگر رساله ای در «دانشنامه علایی» به زبان فارسی است.
زکریای رازی، ابوالفرج اصفهانی، محمد غزالی، خواجه نصیر طوسی عموماً علم موسیقی را مورد بررسی قرار داده اند. بعدها صفی الدین ارموی موسیقی را به صورت نت در آورد. در واقع باید گفت که قرن سوم تا هفتم هجری پربارترین دوره موسیقی علمی در ایران به شمار می رود. (20)
بعدها موسیقی در دوره صفویه و قاجاریه تحولاتی داشته است. در دوران جدید موسیقی سنتی ایرانی و عربی تأثیر فراوانی از موسیقی غربی پذیرفت. البته موسیقی کلاسیک و جدید غربی یکسره موسیقی مبتذل نیست، مانند سمفونی هایی که حاکی از عمق عواطف انسانی می باشد.

موسیقی چیست؟

موسیقی را با تعابیری نظیر علم صداها، یا صداهایی که دارای ریتم، ملودی یا آهنگ و ساخت هستند، تعریف کرده اند. موسیقی ترجمه واژه Mousike یونانی است که معادل آن در زبان انگلیسی Music است. در زبان فارسی واژه «آهنگ» برای آن به کار برده می شود.
با تأسیس بیت الحکمه در زمان عباسیان و نهضت ترجمه واژه موسیقی راه یافته و جایگزین غنا عربی شده است. (21) واژه موسیقی درآثار فارابی، ابن سینا، خوارزمی و رسایل اخوان الصفا آمده است.«الموسیقی معناه تألیف الالحان و اللغه یونانیه» (22) تألیف همان ترکیب (composition) و الحان جمع لحن ملودی (Melody) می باشد و نیز «ان الموسیقی هی الغنا» (23) که در عربی الغنا معادل موسیقی آوازی است.
درعصر حاضر واژه موسیقی به معنای صدای ابزارهای موسیقی و غنا آواز همراه با موسیقی می باشد. بنابراین هر غنایی موسیقی هست ولی هر موسیقی غنا نیست.
در تعریف موسیقی یا آهنگ چنین آمده است: گروهی از نتها و (Note) نغمه های پی در پی با نظم معین و گاهی به گروهی از نتها که به منظور همگانی با حروف، الفاظ و کلمات یک شعر که برای بیان یک معنی و مقصود خاص بنا بر قواعد جاری زبان ترکیب شده اند، اطلاق می گردد. (24) ولی اکنون محققان واژه موسیقی را صدای ابزار و غنا را خواندن با آهنگ (خوانندگی) می گویند. ضرب یا ایقاع همان واژه ریتم Rhythm است. موسیقی را می توان ترکیب الحان (ملودی) و الحان به نغمه ها (نتها) و نتهای دارای ریتم یا هماهنگ دانست. (25)
عنصراصلی موسیقی، صوت و زیر و بم اصوات است که در اثر نسبت های ریاضی پیدا می شود. از طرفی تمام قواعد موسیقی به گونه ای است که به ذوق و قریحه سازنده هم مربوط می شود و به همین جهت آن را هنر می نامند. (26)
زبان عبارت از ترکیب حروف و کلمات و جلمه ها است و موسیقی ترکیب اصوات و صداها است. محققان معتقدند زبان زیربنای هر موسیقی است. (27)
آنچه مسلم است اینکه هنرهای زیبا (مانند موسیقی) نماینده ذوق و احساسات و روحیات ملت هاست. دراین باره باید گفت که نه تنها طبیعت افراد فرق دارد، بلکه روحیات ملل مختلف نیز مختلف است. (28) البته افراد ملت و گاه ملت ها آمال و آرزوهای مشترکی دارند.
ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی می دانست و فیلسوفان اسلامی نیز این فرمول را پذیرفتند، ولی ازآنجا که همه قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلم و تغییر ناپذیر نیست و ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز محسوب می دارند.
نغمه نگاری، در آثار کندی در مورد موسیقی نغمه ها را با حروف ابجد از الف تا کاف نشان می داده است بعدها فارابی موسیقی شناس ایرانی در کتاب موسیقی الکبیر و صفی الدین ارموی در اثرالادوار فی الموسیقی تکمیل کرده اند.
نغمه نگاری کنونی تقلیدی از روش غربی است از اواخر دوران ناصر الدین شاه شروع شد اکنون در اروپا از حروف الفبا استفاده می شود.
نت های شهرت یافته عبارت است از : دو- ر- می – فا- سول- لا- سی
Do- Re- Mi- Fa- sol-La- Si
با تکامل فیزیک و شناخت فرکانس زمینه تشخیص صدا به وجود آمد در موسیقی هم مانند فیزیک نت ها از روی فرکانس مشخص می کند اما موسیقی دانان قدیم اسلامی و ایرانی نت ها را از روی جایگاه آنها روی سیم (تار) مشخص می کردند.
موسیقی با انگیزش احساس بر روی انسان تأثیر می گذارد و هر احساسی یک نوع خاص از تفکر را به عنوان یکی از اجزای خود در بر دارد. البته نوع تفکر در هر احساس، با نوعی تفکر در احساسی دیگر متفاوت است. هراحساسی در نهایت موجب رضایت یا نارضایتی، خوشحالی یا ناراحتی است. (29) متخصصان اعصاب از نظر بیولوژیکی احساس را عکس العملی برای تحریک سیستم اعصاب (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) می دانند.
موسیقی خود به وجود آورنده و تحریک کننده احساسات وعواطف انسانی است؛ حال اگر پیدایش احساس و عاطفه همراه با درکی از موسیقی باشد، آن را هنر موسیقی شناسی و زیباشناسی می نامند.
موسیقی شناسان معتقدند که احساس باید بر پایه تعقل و تفکر و معرفت باشد، و تنها موسیقی قادراست بر قلوب تأثیر بگذارد که از اعماق روحی هنرمند تراوش کرده باشد. (30)
چایکوفسکی می گوید: «بلی من به زبان موسیقی سخن می گویم، برای اینکه همیشه چیزی برای گفتن دارم». (31)

نگاهی به موسیقی ایرانی

موسیقی ملی ایرانی که موسیقی علمی است و سهم عمده ای فارابی، ابن سینا، صفی الدین ارموی و عبدالقادر مراغه ای داشته اند (32). بین موسیقی عملی و نظری در ایران فاصله و شکافی نیست. (33)
به دو نوع کلی تقسیم می شود: موسیقی سنتی و موسیقی تلفیق شده با موسیقی غربی؛ و موسیقی سنتی خود به سه بخش مجزا تقسیم می شود:
1) « موسیقی اصیل» که گاه به آن « موسیقی ردیف» و « موسیقی هفت دستگاه» می گویند. این موسیقی شامل هفت دستگاه (شور، سه گاه، چهارگاه، همایون، پنج گاه، ماهور، نوا) است.
این موسیقی با سازهای تار، سه تار، کمانچه و... نواخته می شود و ممکن است به شکل تک نوازی، همنوازی، تک خوانی، خواندن غزل یا بدون آن صورت گیرد. موسیقی اصیل ایرانی پیوند بسیار نزدیکی با شعر و ادبیات فارسی دارد. این موسیقی از نظر ارزش هنری به سه نوع تقسیم می شود: نوع عالی، نوع متوسط، نوع کوچه بازاری یا مطربی.
مخاطبان نوع عالی، صاحبدلان و اهل فن بوده اند و گاه درباریان نیز تظاهر به آن می کرده اند. در سرودن این گونه موسیقی بیشتر از غزلیات عارفانه حافظ، سعدی، مولوی استفاده می شود. (مانند وزیری و صبا و...)
مخاطبان نوع میانه یا متوسط، مخاطبان رادیو و تلویزیون این آثار بوده اند که در آن بیشتر از غزلیات معمولی ساده و روان استفاده می شود (مانند ایرج، قوامی، شجریان، سراج، ناظری)
مخاطبان نوع سوم، مردم عامی و معمولی اند که در جشنها و عروسی ها آن را به کار می برند و بسیار ساده و گاه سطحی بوده است (مانند روحبخش)
2) «موسیقی بومی یا تقریباً محلی ایرانی»؛ موسیقی محلی محدودتراز بومی است، این موسیقی مربوط به روستاها و ایلات و عشایر و قبایل است. مانند موسیقی های کردی، آذری، ترکمنی، لری، خراسانی و.. این موسیقی براساس ذوق و استعداد افراد عامی و عادی است که وسیله تسکین آلام و کاهش فشارهای اجتماعی به شمار می رفته یا آرزوها و عشق ها و ناکامی ها و جلوه گوناگون زندگانی های ساده و طبیعی را در خود متبلور کرده آنچنان مورد پسند واقع شده که سالها و قرن ها استمرار یافته است. (34) که خود به دو نوع موسیقی محلی داخلی و موسیقی محلی مرزی تقسیم می شود موسیقی بومی و محلی در قلمرو شاخه ای از فرهنگ و هنر قرار می گیرد که فولکورکه معنای فرهنگ عامه و مجموعه افکارآداب و رسوم و سنت های قومی است می باشد (35) ویژگی های موسیقی بومی، ساده و بی پیرایه و شفاهی بوده است. موسیقی بومی جویبارهایی بوده که به موسیقی اصیل ریخته است.
2) « موسیقی مذهبی» همه دین ها و مذاهب درجهان دارای موسیقی خاص خود هستند، به طوری که بسیاری از محققان دین را زادگاه اصلی موسیقی دانسته اند و نمونه بارز موسیقی مذهبی در ایران، در موسیقی عاشورایی، و نوحه خوانی، موسیقی خانقاهی یا موسیقی عرفانی است. (36)
4) «موسیقی تلفیقی» که خود بخش های مختلفی دارد. در سده اخیر نوعی موسیقی تلفیقی پیدا شده است که خود نیاز به شناخت موسیقی غربی دارد، مانند موسیقی ارکستری، مارشهای نظامی، موزیک های متن فیلم، موسیقی مادون هم شکل گرفت که موسیقی لاله زاری می نامیده اند و درکاباره ها استفاده می شد.
با وجود اینکه درایران باستان نوعی موسیقی ارکستری وجود داشته است تلفیق مناسب و به جا می تواند عامل رشد باشد ولی افراط در آن و تقلیدی بودن آن می تواند خطری برای فرهنگ بومی و تقویت فرهنگ غربی در جامعه به شمار می آید.
5) « موسیقی وارداتی» مانند موسیقی پاپ، جاز، و موسیقی روز غرب گرایش به موسیقی غربی به دلیل عدم توجه به موسیقی اصیل ایرانی است.

نگاهی به موسیقی غربی

موسیقی در غرب مانند تاریخ تحولات اجتماعی آن و نیز تحولات فرهنگی – فلسفی آن مراحلی را طی کرده است و به چند بخش تقسیم می شود:
1) موسیقی قدیم: در دوران تمدن یونان و روم باستان که بیشترجنبه تئوریک و نظری آن پیشرفت کرده بود.
2) موسیقی قرون وسطا: درایران دوران بیشتر موسیقی مذهبی و کلیسایی رشد یافته است و مایه های عرفانی ومعنوی دارد ودارای جنبه های اشراقی است.
3) موسیقی کلاسیک: این موسیقی در دوران جدید اروپا از قرن هفدهم به بعد پایه عرصه وجود نهاد و شخصیت هایی چون بتهوون و باخ از جمله آنهایند.
4) موسیقی مدرن ومعاصر: این موسیقی در دهه های اخیر نمود بیشتری یافته است. (37) موسیقی کلاسیک غرب از این جنبه قابل توجه است که پیوند بیشتری با موسیقی مذهبی دارد و بخشی ازآن بر انگیزاننده احساسات مثبت و روحانی است. همچنین این موسیقی وسیله رشد شخصت فردی و جمعی و جنبه روحانی است.
در قرن 19 میلادی موسیقی رمانتیک که دارای احساسات لطیف تر و محتوای مردمی تر داشت پیدا شد سپس موسیقی نئوکلاسیک شامل اپرا (گروه همخوان به همراه آواز) باله (رقص )شکل گرفت. (38)
امروزه موسیقی الکترونیک امکانات بسیار وسیعی دارد و تنوع فراوانی را بوجود آورده است.
موسیقی پاپ در قرن 20 میلاید (دهه 1960) که جهانی شد این موسیقی به علت تحرک زیاد و ریتم های بسیار هیجان انگیز، مقبولیت شدید به ویژه در میان جوانان پیدا کرد و حتی به فیلم ها کشیده شد و به آنها جاذبه داد.
موسیقی جاز و موسیقی روز از تکثر بسیار برخوردار شده است ولی سطحی شده است.
موسیقی سمفونی از جمله موسیقی های کلاسیک است که احساسات درونی را بیان می نماید. بتهوون نخستین کسی بود که احساسات درونی خود را در سمفونی هایش ارائه نمود. بتهوون می گفت در سفونی خود هارمونی عالم را می شنوم و ترجمه می کنم.
سمفونی چایکوفسکی داستان تراژدی زندگی انسان را بیان می کند که عمیقاً احساس می کند به روشنی می اندیشد، با مصائب می ستیزد، به آینده روشن امید دارد و خوشی و سعادت را نه تنها برای خود، بلکه برای هموطنان خویش می طلبد.(39)
بعدها موسیقی رمانتیک خیال پردازی را وسعت داده و احساسات لطیف تر و گویاتری را به وجود آورده است. (40) سمفونی ممکن است موزیکی باشد که انسان را به رقص و پایکوبی وادارد مانند سمفونی کارناوال ساخته ی شومان. (41) در دوره ی معاصرعموماً موسیقی های جاز تحریک کننده امیال دنیوی و شهوانی است.

غنا ازدیدگاه اسلام و عرف

با مراجعه به قرآن ملاحظه می کنیم که واژه «غنا» مستقیم به کار نرفته، ولی آیاتی وجود دارد که در روایات یکی از مصداق های آن را به «غنا» نسبت داده اند؛ از جمله در آیاتی که لهو الحدیث، لغو و قول زور آمده، با غنا همراه شده است. آیه «و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل ا... بغیر علم و تتخذها هزوا اولئک لهو عذاب مهین» (42) عده ای از مردم خریدار سخنان بیهوده اند تا بدون علم مردم را گمراه کنند قرآن را به مسخره می گیرند برای آنها عذابی خوارکننده است.
در روایت صحیحی وارد شده است که
الغنی مما قال ا... عزوجل: و من الناس.... (43)
«غنا از مواردی است که خداوند در قرآن فرموده عده ای از مردم...»
در روایت صحیح دیگری آمده است:
الغنی مما وعدا .. علیه النار و تلا هذه الایه (44)
«غنا از آن مواردی است که خداوند وعده آتش داده است. آن گاه آیه فوق را تلاوت فرمود.»
در آیاتی نظیر آیه:
واجتنبوا قول الزور
«از سخن باطن دوری گزینید»
در روایتی آمده است:
قول الزور الغنی (45)
و در آیاتی نظیر آیه:
والذین هم عن اللغو معرضون (46)
«مؤمنان کسانی اند که از لغو دوری می نمایند»
در بعضی از روایات آمده است که :
عن الغنی و الملاهی (47)
در روایات صحیح و مستقلی نیز به حرمت غنا تصریح شده است مانند:
الغناء مما وعدا.. علیه النار (48)
«غنا از چیزهایی است که خدا بر آن وعده جهنم داده است».
روایات باب غنا در وسائل الشیعه حدود 50 مورد است.
در مجموع آیات و روایات حرمت غنای لهوی قطعی است، ولی غنا در تعریف شرعی آن با غنا در عرف تفاوت دارد و فقهای بزرگ بعضی به صراحت فرموده اند. غنا در عرف اعم از غنا لهوی و غیر لهوی است، ولی غنای حرام درشرع غنای لهوی است. بعضی عالمان تصریح کرده اند غنا همان موسیقی و موسیقی همان غناست (49) ولی بعضی دیگر لفظ موسیقی را بر آهنگ حاصل ازابزارهای موسیقی می دانند، یعنی هرغنا، موسیقی هست، ولی هر موسیقی، غنا نیست و کاربرد امروزی نیز همین است.
لغویون در مفهوم «غنا» مطالبی را ذکر کرده اند که عبارت است از «صدای شادی آفرین» (50)، «آواز خوش و طرب انگیز» (51) «صدای کشیده و زیبا که در گلو غلتانده شود»، (52) «صدایی که طرب آور باشد» (53) و منظور از طرب «یک نوع سبکی است که از شدت شادی یا اندوه به وجود می آید.» (54)
امام خمینی (ره) می فرمایند: «صدایی که به صورت آواز در گلو بچرخاند یا آنچه در عرف غنا گویند گرچه طرب آور نباشد، صدای لهوی صدای اهل فسق و گناه و آنچه با مجالس لهو سازگاری دارد، آنچه با آلات لهو و لعب سازگاری دارد صدای آماده شدن برای مجالس لهو و لعب، صدای برانگیزاننده ی شهوت جنسی صدای بردارنده چرخش در گلو و طرب آور، صدایی که به گونه ای است که در اکثر مردم طرب انگیزد و طرب آن سبکی و سستی است؛ به طوری که عقل در آن حالت از بین برود، صدایی که زیبایی ذاتی دارد، به گونه ای که اکثر مردم را تحت تأثیر طرب خو قرار دهد.» (55)
عالمان دینی عموماً لهوی بودن غنا را موجب حرمت می دانند ولی بعضی لهوی و مطرب بودن را موجب حرمت دانسته اند. (56 )
در معنای لهو شدید دقیق ترین معنا همان سخن مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر ارزشمند «المیزان» می باشد: «کلمه لهو به معنای هر چیزی که آدمی را از مهمش باز بدارد،[است]، و لهو الحدیث آن سخنی است که آدمی را از حق منصرف نموده و به خود مشغول سازد مانند حکایات خرافی و داستان هایی که آدمی را به فسق و فجور می کشاند و یا از قبیل سرگرمی به شعر و موسیقی و مزمار و سایرآلات لهو است که همه اینها از مصادیق «لهوالحدیث» اند. (لیضل عن سبیل ا.. بغیر علم) به مقتضای سیاق این است که مراد از سبیل ا... قرآن کریم و معارف حقه از اعتقادات دستورالعمل ها مخصوصاً داستان های انبیا و امم گذشته بوده است». (57) و منظور از غنای لهوی سازگاری آواز و آهنگ با مجالس فساد می باشد.
آیت ا.. خویی دراین باره می فرمایند: «غنا برحسب معنای لغوی از غنای حرام وسیع تر است وهمه صداهای خوش را در بر می گیرد و به همین جهت در بعضی روایات به غنا در قرآن فرمان داده شده است. (58)
و نیز در پاسخ به سوالی که موسیقی کلاسیک در آرامش اعصاب موثر است و بعضی پزشکان برای درمان آن توصیه می کنند در صورتی که مناسب مجالس اهل گناه نیست، آیا شنیدن آن جایز است، می فرمایند اشکال ندارد. (59)
از دقت در تعریف اهل لغت و نیز تعریف عالمانی چون امام خمینی (ره) از غنا وتصریح عالمانی چون آیت الله خویی فهمیده می شود که غنا در عرف بر دو نوع است: نوعی صدای خوش که مانعی ندارد و نوعی صدای خوش مطرب است که موضوع حرمت شرعی قرار گرفته است. غنا در اصطلاح شرعی نوعی ویژه از غنای عرفی را دربر می گیرد و به همین دلیل سفارش شده است قرآن را با غنا بخوانید. این صدای خوبی است که عرف آن مطرب نمی داند والا اگر قرآن نیز به گونه ای مطرب خوانده شود، حرام است.
فقها بر مبنای فوق آن غنا و موسیقی را که در شرع ویژگی های آن ذکر شده است، حرام اعلام کرده اند، منتهی بعضی ازعلما گمان کرده اند امکان ندارد در خارج غنا و موسیقی ای باشد که طرب آور و لهوی نباشد، لذا حکم به حرمت غنا به طور مطلق داده اند.
فقیه برجسته صاحب جواهر می فرماید: «از کسب های حرام غنا است که هیچ اختلافی در آن نیست، بلکه اجماع و اتفاق علما بر آن دلالت دارد و روایاتی وجود دارد که بیان کننده آن است که غنا عبارت از لغو و لهو و باطل است که در قرآن از آنها نهی شده است. بنابراین دلیل هایی از قرآن، سنت و اجماع بر حرمت غنا دلالت دارد به طوری که حتی می توان گفت از ضروریات مذهب شیعه حرمت غنا است.» (60)
شیخ انصاری نیز می فرماید: «صدای لهوی باطل، حرام است» (61) و «صدای لهوی باطل در خارج در همه نمونه های غنا محقق است». (62) به نظر می رسد این دو بزرگوار به غنا در اصطلاح شرع-که در روایات به ویژگی های آن اشاره شده است- و نیز به حرمت آن که قطعی است توجه داشته اند، ولی عالمان دیگری به غنا از نظر عرف توجه نموده اند و حکم به تفصیل بین غنای لهوی و شهوانی و غنای غیرلهوی داده اند از دیدگاه این علما دو نوع غنا در خارج و در عرف دیده می شود: نوعی غنای لهوی باطل و نوعی غنای غیرلهوی. از جمله این افراد محدث کاشانی است که می فرماید: «آنچه از روایات به دست می آید حرام بودن غنا و... به غنای دوران بنی امیه اشاره دارد، از جمله غنای زنان آواز خوان که کلام باطل بر زبان جاری می کردند و... حرام است(63) و در جای دیگر می فرماید: «جایز است قرآن را با غنا خواندن و روایاتی که در مورد نهی از غنا آمده است، در مورد آوازهای اهل گناه و فسق است که در زمان امامان این نوع غنا آمده است، در مورد آوازهای اهل گناه و فسق که در زمان امامان، این نوع غنا در میان خلفای اموی وعباسی و مردم فاسق رواج داشته است. (64)
بعضی عالمان به دو دلیل دو دسته روایات در باب غنا بنا بر قاعده «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» به جمع بندی آنها پرداخته اند. محقق سبزواری دراین باره می فرماید : «به نظر ما در حرمت غنا اختلاف نیست و روایاتی که دلالت بر حرمت آن دارند بسیار است.. ولی روایاتی وجود دارد که جایزاست و بلکه مستحب است قرآن را با غنا خواندن، پس جمع بندی این روایات این است که غنای لهوی که زنان آواز خوان با مجالس گناه می خوانند و حتی قرآن را با آن لحن بخوانند، حرام است.» (65)
رویات زیر نمونه هایی است که این گروه فقیهان را به حلال بودن نوعی غنا نظر دارند؛
روایاتی که صدای خوش و زیبا مدح شده است:
ان من اجمل الجمال الشعر الحسن و نغمه الصوت الحسن. (66)
«از زیباترین زیباییها موی نیکو آهنگ و آواز زیباست».
و نیز روایاتی که به توصیه به نوعی شادی و صدا در مجالس عروسی شده است.
قال اجتاز نبی (ص) بدار علی بن هبار فسمع صوت دف. فقال: ما هذا قالوا علی ابن هبار اعرس باهله حسن هذا انکاح لاالسفاح ثم قال (ص) اشیدوا بالنکاح واعلنوه بینهم و اضربوا علیه بدف، فجرت السنه فی النکاح بذلک (67)
«پیامبر از درخانه علی بن هبار می گذشت، صدای دایره شنید، پرسید این سر و صدا چیست؟ گفتند: عروسی علی بن هبار است. پیامبر فرمود: این برای ازدواج نیکوست، نه برای کارهای بیهوده، ازدواج را محکم بگیرید و بین خودتان اعلام کنید در آن دایره بزنید و این را سنت ازدواج قرار دهید».
اساساً اینکه انسان از شعری خوشش بیاید یا از آوازی لذت ببرد، در اسلام حرام نیست. بسیاری از مشرکان و اهل کتاب گاه تنها با شنیدن آهنگ زیبای قرآن، ایمان آوردند، پیامبر فرمود: «هرچیزی را زیوری است و زیور قرآن صدا و آهنگ خوش است.» و بنا به روایاتی، همه پیامبران دارای صدای خوش بوده اند و داوود (ع) هفته ای یک روز برای خواندن زبور به صحرای بیت المقدس می رفت و همه مردم برای شنیدن صدایش گرد او جمع می شدند و او با چنان آهنگ دلنشین و زیبایی می خواند که وحوش و پرندگان نیز مانند انسانها دور او جمع می شدند. (68)
حتی نمی توان هر ترجیع (چرخاندن) صوت در گلو را غنا دانست. زیرا روایت زیر که امام باقر(ع) می فرمایند:
و رجع بالقرآن صوتک فان الله عزوجل یجب الصوت الحسن یرجع فیه ترجیعا (69)
«قرآن را با ترجیع بخوانید»
در روایتی آمده است:
سال رجل علی بن الحسین (ع) عن شراء جاریه لها صوت، فقال: ما علیک لو اشتریتها فذکرتک الجنه (70)
«شخصی از امام درباره خریداری کنیزی آوازه خوان سوال کرد، امام فرمود مانعی چون تو را با خواندنش به یاد بهشت می اندازد».
یا روایتی که امام نقل شده است:
سالته عن الغنا، هل یصلح فی الفطر و الاضحی و الفرح قال (ع) لا باس به مالم یعص به (71)
«ازغنا و آواز در عید فطر و قربان و شادیها پرسیدم، امام فرمود: مادامی که به گناه منجر نشود، مانعی ندارد».
صاحب مفتاح الکرامه روایات متعارض غنا را شامل 12 روایت را بر مباح بودن و 25 روایت را برحرام بودن دانسته است و نیز صاحب مسالک در هر دو دسته از روایات صحیح وجود دارد و باید بین آنها جمع کرد. استثنا شدن برخی از انواع غذا از شمول حکم حرام مانند غنا در عروسیها، گویای آن است که غنا دو قسم لهوی و غیر لهوی است.
برخی دیگر از فقیهان از شیوه دیگر که غنا عرفی غیر از غنای شرع است، به تفکیک غنای حلال و حرام پرداخته اند؛ از جمله محدث کاشانی و محقق سبزواری فرموده اند: «غنا در عرف دو قسم است: قسمی غنای لهوی است که شرع آن را حرام اعلام کرده است و قسمی غیر لهوی که مانعی ندارد.»
و امام خمینی (ره) می فرمایند: «عبارت کاشانی ظاهر است و بلکه صراحت دارد در این که غنا دو قسم است: یک قسم آن ذاتاً حرام است و قسم دیگرحلال.» (72)
عالم بزرگ سید محمد ابراهیم بحرانی که خود در فن موسیقی دست داشته می نویسد: «ما و همه کسانی که به تفصیل نظر داریم، یعنی غنا را دو قسم، غنای حلال و غنای حرام قائلیم، می گوییم غنای ممنوع صدای لهوی بوده که کنیزکان خوش صدا از خود در می آورده اند و مردان فاسق آنان را همراهی می کرده اند و با دایره و امثال آن تزیین می شده است.» (73)
اختلاف نظر در دیدگاه های عالمان دینی در این موضوع، ناشی از «شیوه احتیاطی برخی از فقها در مقام بیان احکام موضوعات- که با شرایط زمانشان منافاتی نداشت- سبب شد که آرا و نظریات کارشناسی دقیق و علمی در شناخت موضوعات و حوادث واقعه براساس منابع معتبر و به دور از عوامل ذهنی و خارجی مورد بررسی قرار نگیرد. پس بر ظاهر روایات بدون توجه به دسته معارض با آنها، جمود بسنده و حتی از تجدید نظر خودداری گشت. موسیقی غنایی از مصادیق بارز این سخن است، زیرا فقیهی که خود کارشناس نیست و یا از نظر فرد متخصص استفاده نمی کند. در مقام استنباط دارای شیوه احتیاطی است.» (74)
حکم شرعی وقتی به صراحت بیان می شود که موضوع و عنوان کاملاً روشن و مشخص باشد و دراین مورد آنچه فقها استناد کرده اند، رجوع به کتاب های لغت و نیز گاه اطلاعی که از مجالس خوشگذرانی درباریان ووابستگان آنها داشته اند. حکم به حرمت داده اند که به راستی موضع گیری بجا و بیان درستی بوده است.
با وجود این، شکل دیگری از موسیقی کمتر امکان بروز داشته است. روایات مربوط به موسیقی عموماً معطوف به موسیقی دربارهای اموی و عباسی و... بوده که مسلماً این گونه موسیقی های درباری با آن مجالس تناسب داشته است.
شیخ انصاری در خصوص غنا، بین جنبه حکمی و جنبه موضوعی آن قائل به تفاوت گردیده است؛ به این بیان که غنا از حیث حکم، تا زمانی که در مصداق خارجی با یکی از عناوین حرام مثل لهو و باطل متحد نگردد، ذاتاً و فی نفسه حرام نیست. اما از نظر موضوعی ایشان عقیده دارند که غنا در صدق خارجی از عناوین حرام تفکیک ناپذیر است.
به نظر بعضی ازعلمای معاصر، فرض تساوی دائمی غنا با لهو و تفکیک ناپذیر بودن این دو درخارج، حدسی است که این فقیه برجسته گمان آن را برده است. (75)
آیت ا... خویی می فرمایند: درتحقق و صدق خارجی غنا، وجود و تلازم دو امر ضروری است: نخست ماده و کلام آواز، باطل و لهوی باشد، دوم اینکه هیأت و صورت صدا مشتمل برکش و قوس و ترجیع باشد و با منتفی شدن هرکدام از این دو رکن، غنا نیز محقق نمی شود. لذا صدای زیبا درقرآن و مراثی غنا نیست (76) ولی امام خمینی دراین راستا می فرمایند: «ماده کلام در صدق مفهوم غنا دخیل نیست لذا در حصول غنا تفاوتی نمی نماید که کلام آواز باطل یا حق یا حکمت یا قرآن یا مرثیه ای برای یک مظلوم باشد، زیرا غنا اصطلاح خاصی در شرع نبوده، حقیقت شرعیه ندارد تا دخالت ماده در مفهوم و تحقق آن مفروض باشد.» (77)
منشأ اختلاف غالب کسانی که غنا را در مفهوم شرعی آن حرام دانسته ولی غنای عرف را اعم از غنای در شرع می دانند (مانند آیت الله خویی) و کسانی که غنا در مفهوم شرعی و عرفی آن را تفاوت قائل نبوده و آن را به دو نوع حلال و حرام تقسیم کرده اند (مانند امام خمینی) آن است که گروه اول غنا را حقیقت شرعیه دانسته اند و اصل بودن حقیقت شرعیه را پذیرفته اند. ولی گروه دوم غنا را حقیقت شرعیه نمی دانند و اصل بودن حقیقت شرعیه را نپذیرفته اند.

دیدگاه فقها وعالمان دینی درباره غنا و موسیقی:

1-حرمت مطلق غنا که مشهور بین فقها است:

شیخ صدوق، شیخ مفید، ابن ادریس، صاحب جواهر، شیخ انصاری با تفسیری خاص خود، و صاحب جواهر فرموده: از ضروریات مذهب شیعه حرمت غنا است و از علمای معاصر مرحوم آیت ا... گلپایگانی و آیت ا... بهجت همین دیدگاه را دارا می باشند مبنای آنها احتیاطی بودن است. و به روایت زیر استناد می کنند.
الغنی مما قال ا... عزوجل من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیرعلم و تتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین (78)

2- عدم حرمت غنا و حرام شدن آن بواسطه گناهان مقارن با آن بوده است.

فقهایی مانند محدث کاشانی و محقق سبزواری بر این نظر هستند که گناهانی مانند میگساری، اختلاط زن و مرد و شهوترانی، موجب حرمت غنا می شود. استناد آنها به روایاتی که می گوید قرآن را با غنا بخوانید
لیس منا لم یتغن بالقرآن (79)
سالته عن الغنا هل یصلح فی الفطر و الاضحی و الفرح قال (ع) لاباس به ما لم یعص به (80)
دلالت بر عدم حرمت غنا است.

3- دیدگاه تفصیل بین غنای شهوانی و مبتذل و غنای غیرشهوانی

فقهایی مانند شیخ طوسی، (81) علامه بحرانی و از معاصرین امام خمینی و آیت الله خویی، نظرآنها این است که دیدگاه دوم همان دیدگاه سوم است. مبنای آنها «اصاله الحلیه و اصاله البرائه» می باشد و از علمای معاصر مانند آیت ا... سیستانی و ایت ا... تبریزی همین دیدگاه را دارند که نظر آنها براین است همه چیز حلال است و منعی ندارد، آنچه که حرام است دلیل می خواهد.
از دیدگاه اول هرنوع استفاده از آلات موسیقی مانند خرید و فروش، نگهداری، آموزش و یادگیری حرام است و از دیدگاه دوم و سوم آلات موسیقی مختص لهوی حرام ولی آلات مشترکه به منظور استفاده حلال و مشروع اشکال ندارد.
می توان جمع بندی دیدگاه های سه گانه فوق نمود و آن عبارت است از:
غنا که در شرع موضوع حرمت قرار گرفته با غنا در عرف به کار می رود کاملاً یکی نیست غنا به مفهوم شرعی (خاص) با غنا به مفهوم عرفی (عام) متفاوت است. یعنی هرغنای شرعی همان غنای عرفی نیست بعضی غناها در عرف هست که غنای شرعی حرام نمی باشد.

معیارهای موسیقی حلال و حرام

با بررسی آیات و روایاتی که به نحوی با موسیقی ارتباط دارد، بخصوص روایاتی که ناظر بر موسیقی های مربوط به دربار اموی و عباسی بوده است، می توان ملاک هایی را به دست آورد که به طور کلی هر موسیقی با کلام و آواز و بی کلام، اصیل یا تلفیقی و .. در صورتی که حائز ویژگی های زیر باشد، حرام است:
1- اشعار عاشقانه به معنای جنبه های جنسی آن که در میان اشراف و درباریان رواج داشته و توسط مردان زنان نما، کنیزان خوش صدا و یانوجوانان خوش صدا خوانده می شده است.
2- خوانندگی همراه با رقص و نوازندگی با ابزارهای موسیقی؛
3- هر نوع موسیقی با حضور مشترک زنان و مردان در مجالس عیش و نوش؛
4- موسیقی مناسب مجالس شرابخواری، قمار و به طورکلی مجالس فسق و فجور و گناه؛
5-موسیقی لهوی (لهو چیزی است که موجب انحراف انسان از مسیرالهی و معنویت و یاد خدا باشد)؛
6- موسیقی که موجب اشاعه فحشا شود و انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند.
7- موسیقی که محتوی و اشعار آن باطل و ناحق باشد؛
8- موسیقیی که انسان را به بی حالی، سرخوردگی، واخوردگی، انزوا، گوشه گیری، نومیدی، یاس و سرانجام به خودکشی بکشاند؛
9- موسیقی به گونه ای باشد که انسان را از حال طبیعی خارج و موجب زوال عقل گردد موسیقی ای که لغو باشد، آنچه هدف عقلایی نداشته باشد، و بیهوده باشد، نمی توان حرام دانست زیرا هر لغوی حرام نیست.
مجموع ویژگی های فوق در سه محور اصلی است:
اول: آهنگ؛ اگرآهنگ طرب آور و رقص آور باشد، میل به شهوترانی و انحراف را ایجاد می کند و حرام است. البته هرآهنگ طرب آور حرام نیست ولی اگر به حدی باشد که انسان را ازحال طبیعی خارج و موجب زوال عقل گردد حرام است.
دوم: محتوای آهنگ و اصطلاحاً ماده غنا؛ اگر محتوی لهو و باطل و منفی و زشت باشد، حرام است.
سوم: شرایط آهنگ؛ اگر تناسب با مجالس فسق و فجور و گناه داشته باشد، حرام است.
اصطلاحاً موسیقی با چنین شرایطی را موسیقی با غنای لهوی نامیده اند. از دقت و توجه در معنای لهو، نیز جهت گیری کلی موسیقی لهوی روشن می شود.
در فتاوای علمای معاصر موسیقی مناسب مجالس لهو و عیاشی باشد و یا موجب مفسده باشد حرام است و غیر آن حرام نیست.
اکثرموسیقی های سنتی و محلی ایران و نیز موسیقی های کلاسیک و سمفونی های غربی ازنوع موسیقی و غنای لهوی حرام نیست.
در مورد همخوانی خانم ها و یا خانم ها و آقایان در موسیقی ها و تواشیح اگر به گونه غنای حرام نباشد یعنی تحریک جنسی و شهوانی نداشته باشد و مناسب مجالس گناه نباشد و به طورکلی مفسده ای نداشته باشد اشکال ندارد و اکثرعالمان معاصر بدان فتوا داده اند. (82 )
در مورد خوانندگی و نیز مداحی خانم ها نیز همان قاعده کلی و معیارهای بیان شده صادق است یعنی صدای خوب و آواز همراه آهنگ حرام نیست ولی اگر صدای آنان در معرض ریبه، تلذذ، تحریک شهوانی باشد، یا بعنوان ثانوی، و یا به عنوان غنای لهوی حرام می باشد و برخی عالمان معاصر تصریح کرده اند گوش دادن به آواز زن اگرغنا نباشد باعث التذاد جنسی و تهییج شهوت نشود و مفسده ای بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد. (83)

موسیقی مشکوک

به طورکلی می توان گفت در هر موردی که یقین داشتم موسیقی لهوی یا حرام است خواه موسیقی ایرانی باشد یا غربی، با آهنگ باشد یا با کلام، اجتناب ازآن واجب است مانند موسیقی های شهوانی و برعکس، هر مورد که یقین داشتیم موسیقی غیر لهوی است مانند سرودهای انقلابی و رزمی، در این صورت جایزاست و مانعی ندارد اما اگر چنین یقین و علمی پیدا نکردیم، چه از جهت مثبت بودن و منفی بودن آن، بنابر قاعده مشهوراصولی که در شبهات حکمیه، یعنی جایی درحکم یک موضوع شک داریم، اصل برائت جاری می شود یعنی اشکال ندارد و حلال است.
حتی فقیهانی که غنا را به طور مطلق حرام دانسته اند، حکم به حلال بودن موسیقی های مشکوک داده اند «در شبهه (مورد مشکوک) موضوعی که بازگشت آن به شبهه حکمی است، اصل مباح بودن و جایز بودن است». (84) عموماً فقیهان بزرگ در غنا و بسیاری موضوعات به عرف ارجاع داده اند؛ البته عرف به تنهایی دلیل مستند در برابر کتاب و سنت و اجماع و عقل محسوب نمی شود، بلکه اعتبارآن منوط به کاشفیت ازامضاء شارع است که در این صورت در سنت داخل می شود ولی پس از توجه به ملاک هایی که ذکرآن گذشت، انطباق آهنگ و موسیقی و صدا با عرف سنجیده می شود.
صاحب جواهر می نویسد:
الغنا کیفیه خاصه موکوله الی العرف. (85)
البته محقق اردبیلی و شهید ثانی نیز درآثار خویش شبیه این مطالب را نوشته اند. (86)امام خمینی هم تشخیص موسیقی مطرب و صداهای مشکوک را برعهده عرف می دانند. (87)
والسلام علیکم و رحمه ا...
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
ابراهیمی، نادر: چیستی هنر، تدوین سید عباس نبوی، مرکز پژوهش های نهاد، 1378 .
ابشیهی (ابوالفتح) احمد بن علی: المستطرف، قم، الشریف الرضی، 1409 ق، ج2.
ابن بابویه، محمد بن علی: امالی، کتابخانه اسلامیه، 1362.
ابن علی، زین الدین (شهید ثانی) مسالک، نشر دانشگاهی، 1368.
ابن منظور، لسان العرب: بیروت دار صادر، 1200 ق، ج 15.
اخوان الصفا، وسایل اخوان الصفا: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران 1374، ج1.
افلاطون، زیبایی ترجمه دکتر حسن لطفی، تهران، ابن سینا، آذر 1348.
انصاری، مرتضی: مکاسب، قم، اسماعیلیان، 1372.
آیتی دکتر محمد ابراهیم: تاریخ پیامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1362.
ایرانی، اکبر: هشت گفتار پیرامون حقیقت موسیقی غنایی، سازمان تبلیغات تهران، 1370 .
برکشلی مهدی: اندیشه های علمی، فارابی درباره موسیقی، فرهنگستان ادب و هنر، ایران ، تهران، 1357.
بینش، محمد تقی: شناخت موسیقی ایران، دانشگاه هنر، تهران، 1382.
تولستوی لئون: هنر چیست، ترجمه کاوه دهگان، تهران، امیرکبیر، 1373.
جناتی محمد ابراهیم: هنر و زیبایی از نگاه مبانی فقه اجتهادی، درمجله کیهان اندیشه، شماره 68، قم، 1375.
جنیدی فریدون: زمینه شناخت موسیقی ایران، انتشارات پارت چاپ دوم، تهران 1372.
الحرالعاملی، محمد بن حسن: وسائل الشیعه، مکتب الاسلامیه، تهران، 1403، ج12.
الحویزی، عبدعلی: نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، ج 3.
خالقی روح ا...: سرگذشت موسیقی ایران، صفی علیشاه، تهران، 1352، ج 2.
خالقی روح ا... : نظری به موسیقی، صفی علیشاه، تهران، 1377.
خمینی، روح ا...: مکاسب محرمه، اسماعیلیان، قم 1368، ج1.
الخوارزمی، ابی عبدالله: مفاتیح العلوم، 1342 ه. ش.
خویی، ابوالقاسم: منهاج الصالحین، نجف الادب، 1408 ق.
خویی، ابوالقاسم: منیه السائل، چاپ سوم، قم.
دانشور، سیمین، شناخت و تحسین هنر، چاپ اول، تهران، 1357.
راهگانی، روح انگیز: تاریخ موسیقی جهان، پیشرو، 1376.
رفیع پور، فرامرز: جامعه، احساس و موسیقی، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1375، چاپ اول.
روشن روان کامبیر: موسیقی شناسی، جزوه درسی دانشکده سیمای جمهوری اسلامی ایران.
رید، هربرت: معنی هنر، ترجمه نجف دریا بندری، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، 1374.
سبزواری، محقق محمد باقر: کفایه الاحکام، اصفهان، [بی نا]، [بی تا]
شاهرودی، سید علی: محاظرات فی الفقه .
شعبانی عزیز: تاریخ موسیقی، چاپخانه مصطفوی، شیراز، 1352، ج1.
شیخ طوسی: استبصار.
طباطبایی محمد حسین: المیزان، انتشارات اسلامی، ج 16.
فغفور مغربی، حمید: رساله دکتری (سطح 4) الغنا و الموسیقی.
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب: قاموس المحیط، بیروت، دارالاحیاء الترت العربی، 1409 ق، ج4.
فیض کاشانی، محمد حسن: تفسیر صافی، قم مکتب اعلام الاسلامی، 1376ش، ج1.
فیض کاشانی، محمد حسن: مفاتیح الشرایع، قم، مجمع الذخائرالاسلامیه، 1401ق ج2.
الفیومی، احمد بن محمد: مصباح المنیر، قم دارالهجره، 1405ق، ج2.
قریب، محمد حسین: تاریخ موسیقی، هنر و فرهنگ، تهران، 1364.
قندی، دکتر سیاوش: چیستی هنر، تدوین سید عباس نبوی، مرکز پژوهش های نهاد 1378.
کلینی، محمد بن یعقوب: اصول کافی دار الکتاب اسلامی، قم، 1375.
مجلسی، محمد باقر: بحارالانوار، جلد 76
مسعودی، علی بن الحسین: مروج الذهب، بیروت، دارالمعرفه (بیتا)ج1.
مسعودیه محمد تقی: موسیقی شناسی تطبیقی، انتشارات سروش، تهران، 1365.
مطهری، مرتضی: فطرت انتشارات صدرا، چاپ دوم، تهران، 1370.
معرفت محمد هادی: التمهید فی علوم القرآن، مؤسسه نشراسلامی، قم، 1421 ق. ج5.
ن. کولوسووا: مقدمه ای بر شناخت موسیقی، ترجمه علی اصغر چارلاقی، نشر سپیده [بیجا]، 1365، ج 2.
نجفی، محمد حسن: جواهرالکلام، مکتبه الاسلامیه، ج 22.
یعقوبی. ابن واضح: تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، تهران، 1366، ج2.

پی نوشت ها :

1.برگرفته از رساله دکتری (سطح 4) الغنا و الموسیقی از حمید فغفور مغربی.
2.عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.
3.مطهری، مرتضی، فطرت، انتشارات صدرا، چاپ دوم، تهران، 1370، ص 80.
4.ر. ک، تولستوی، لئون، هنر چیست، ترجمه کاوه دهگان، تهران، امیرکبیر، 1373.
5.افلاطون، زیبایی، ترجمه دکتر حسن لطفی، تهران، ابن سینا، آذر 1348، ص 96.
6.تولستوی، لئون، هنر چیست، ترجمه کاوه دهگان، تهران، امیرکبیر، 1373، ص 57.
7.دانشور، سیمین، شناخت و تحسین هنر، چاپ اول، تهران، 1375، ص 30.
8.ابراهیمی، نادر، چیستی هنر، تدوین سید عباس نبوی، مرکز پژوهش های نهاد، 1378، ص 7.
9.قندی، دکتر سیاوش، چیستی هنر، تدوین سید عباس نبوی، مرکز پژوهش های نهاد، 1378، ص160.
10.رید، هربرت، معنی هنر، ترجمه نجف دریا بندری، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، 1374، ص 1.
11.نظر دیگر بر این است که آوازه های ابتدایی از کلماتی که در حین کار به مقتضای احوال انسان بر زبان رانده می شده و برای ترساندن حیوانات با نشان دادن هیجانات خود یعنی احساسات درونی و بیرونی خود را آشکار می ساخته بوجود آمده است.
راهگانی، روح انگیز، تاریخ موسیقی جهان، پیشرو، 1376، ص 26.
12.روشن روان کامبیر، موسیقی شناسی، جزوه درسی دانشکده و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ص 1.
13. همان،ص2.
14.شعبانی عزیز، تاریخ موسیقی، چاپخانه مصطفوی، شیراز، 1352، ج1، ص2.
15.جنیدی فریدون، زمینه شناخت موسیقی ایران، انتشارات پارت، چاپ دوم، تهران، 1372.
16.مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، بیروت، دارالمعرفه [بی تا] ج1، ص 90.
17.آیتی دکتر محمد ابراهیم، تاریخ پیامبراسلام، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1362، ص 315.
18.تاریخ موسیقی، همان.
19.یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، تهران، 1366، ج2، ص188.
20.موسیقی شناسی، همان، ص 6.
21.بینش، محمد تقی، شناخت موسیقی ایران، دانشگاه هنر، تهران، 1382، ص3.
22.الخوارزمی، ابی عبدالله، مفاتیح العلوم، 1342 ه. ش، ص 136.
23.اخوان الصفا، رسایل اخوان الصفا، ج1، قم 1405 ه. ق، ص188.
24. برکشلی مهدی، اندیشه های علمی، فارابی درباره موسیقی، فرهنگستان ادب و هنر، ایران، تهران، 1357، ص 5.
25.اخوان الصفا، رسایل اخوان الصفا، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1374، ج1، ص88.
26.خالقی روح ا... نظری به موسیقی، صفی علیشاه، تهران، 1377، ص 164.
27.مسعودیه محمد تقی، موسیقی شناسی تطبیقی، انتشارات سروش، تهران، 1365.
28.قریب، محمد حسین، تاریخ موسیقی هنر و فرهنگ، تهران، 1364.
29.رفیع پور، فرامرز، جامعه، احساس و موسیقی، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1375، چاپ اول، ص10.
30. ن. کولوسووا، مقدمه ای بر شناخت موسیقی، ترجمه علی اصغر چارلاقی، نشر سپیده [بی جا]، 1365، ج2، ص22.
31.همان.
32.بینش، تقی، شناخت موسیقی ایران، دانشگاه هنر، 1376، ص3.
33.همان .
34.بینش، تقی، شناخت موسیقی ایران، دانشگاه هنر، 1376، ص 100.
35.همان.
36.خالقی روح ا... سرگذشت موسیقی ایران صفی علیشاه، تهران، 1352، ج 2، (صفحات مختلف کتاب ).
37.خالقی روح ا... نظری به موسیقی، صفی علیشاه، تهران، 1373، ص 164.
38.مقدمه ای بر شناخت موسیقی، ص22.
39.مقدمه ای بر شناخت موسیقی، ج2، ص89.
40.موسیقی شناسی، ص 6.
41.همان، ص 9.
42.لقمان، آیه 5.
43.الحرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، المکتبه الاسلامیه، تهران، 1403 ق، ج12، ص 226.
44.همان.
45.حج، آیه 31.
46.مؤمنون، آیه 3.
47.الحویزی، عبدعلی، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، ج3، ص529.
48.وسائل، ج12، ص 226.
49.رسایل اخوان الصفا، ج2، ص 88.
50.ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، 1200 ق، ج15، ص136.
51.همان.
52.قاموس اللغه، ماده غنا.
53.فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس المحیط، بیروت، دارالاحیاء الترت العربی، 1409 ق، ج4، ص 374، ماده غنا.
54.الفیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، قم، دارالهجره، 1405 ق، ج2، ص 19.
55.خمینی، روح ا... مکاسب محرمه، اسماعیلیان، قم، 1368، ج1، ص198.
56.عالمانی چون آیات تبریزی، سیستانی، مکارم و وحید لهوی بودن (مناسب مجالس فساد) را موجب حرمت می داندن و عالمانی چون آیات امام خمینی، فاضل، خامنه ای، نوری، مطرب و لهوی بودن را موجب حرمت می دانند (رک استفائات مراجع).
57.طباطبایی محمد حسین، المیزان، انتشارات اسلامی، ج16، ص313.
58.خویی؛ ابوالقاسم، منیه السائل، چاپ سوم، قم، ص179.
59.خویی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، نجف الادب، 1408ق، ص178.
60.نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج22، ص44.
61.انصاری، مرتضی، مکاسب، قم، اسماعیلیان، 1372، ص 37.
62.همان.
63.فیض کاشانی، محمد حسن، مفاتیح الشرایع، قم، مجمع الذخائر الاسلامیه، 1401 ق، ج2، ص21.
64.فیض کاشانی، محمد حسن، تفسیر صافی، قم ، مکتب الاعلام اسلامی، 1376ش، ج 1، ص 62.
65.سبزواری، محقق محمد باقر، کفایه الاحکام، اصفهان، [بی نا]، [بی تا]، صص 85 و 86.
66.ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، کتابخانه اسلامیه، 1362، حدیث 45.
67.همان.
68.ابشیهی (ابوالفتح) احمد بن علی، المستطرف، قم، الشریف الرضی، 1409ق، ج2، ص315.
69.کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامی، قم 1375، ج4، باب قرائت قرآن.
70.الحرالعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مکتب الاسلامیه، تهران، 1403، ج12، ص 86.
71.همان، ص85.
72.خمینی روح ا... مکاسب محرمه، ج 1، ص 210.
73.معرفت محمد هادی، نقل از التمهید فی علوم القرآن، مؤسسه نشراسلامی، قم 1421 ق، ج5، ص 20.
74.جناتی محمد ابراهیم، هنر و زیبایی از نگاه مبانی فقه اجتهادی در مجله کیهان اندیشه، شماره 68، قم، 1375، ص136.
75. معرفت محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج5، بحث «غنا» .
76.شاهرودی، سید علی، محاظرات فی الفقه، ص 238.
77.خمینی روح ا...، مکاسب محرمه، ج1، ص203.
78.وسائل الشیعه، ج12.
79.بحار جلد76، ص255.
80.وسائل الشیعه، ج12.
81.شیخ طوسی، استبصار، ج3، ص62.
82.آیت الله سیستانی، Sistani.org (غناء)، ش 6، آیت الله تبریزی، الاستفائات س1049، 1058، 1075 و آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفائات، س 1145.
83.همان.
84.نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، مکتبه الاسلامیه، ج 22، ص 47.
85.همان، ص 46.
86.مسالک ج2، ص 323.
87.ایرانی، اکبر، هشت گفتار پیرامون حقیقت موسیقی غذایی، سازمان تبیلغات، تهران، 1370، ص 112.

منبع مقاله :
قرآن، ‌ادب و هنر(مجموعه مقالات)، اصفهان: دانشگاه اصفهان، چاپ اول، (1385)