نویسنده: دکتر محمد سلیمانی




 


نظریه بدیع « اقتصاد مقاومتی » چندین سال است توسط مقام معظم رهبری مطرح شده است. در نشست اخیر معظم له با مسئولان کشور (20/12/1392)، ایشان شرح مستوفائی از آن به صورت فهرست شده بیان فرمودند که حاکی از یک کار کارشناسانه، عمیق و همه جانبه و جامع بود. طوری که تا کنون با این جامعیت بیان نشده بود. واقعیت این است که نسخه اقتصاد مقاومتی درمان درد اقتصاد کشوری نظیر ایران است، خصوصاً که اقتصاد ایران تقریباً تک محصولی و مبتنی بر فروش خام نفت است. ضروری به نظر می رسد که تمایزات این اقتصاد با اقتصاد ریاضتی تبین گردد تا دشمنان و مخالفان رشد و بالندگی ایران اسلامی فرصت تخریب و تلاش برای ناکامی این نظریه را پیدا نکنند. اجازه می خواهم چند نکته عرض کنم:
مقام معظم رهبری ده ویژگی را به عنوان مؤلفه های اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودند:
ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد، توانایی مقاومت در برابر عوامل تهدید زا، تکیه بر ظرفیت های داخلی، رویکرد و مدیریت جهادی، مردم محوری، امنیت اقلام راهبردی و اساسی، کاهش وابستگی به نفت، اصلاح الگوی مصرف، فساد ستیزی و دانش محوری.
هیچکدام از این ویژگی‌ها جنبه ریاضتی ندارد و برعکس همه جنبه ایجاد بالندگی در اقتصاد و تحول در آن به سمت بهبود وضعیت و شرایط حال دارند. موردی که ممکن است موجب سوء تفاهم گردد، اصلاح الگوی مصرف است. آن هم به وضوح معلوم است که منظور از این سیاست به هیچ وجه عدم مصرف یا محدودیت نیست. بلکه منظور به اندازه مصرف کردن و ریخت و پاش نکردن و به عبارتی دور ریز نداشتن است در این جهت گیری هیچ قلمی از مصرف حذف نمی گردد، بلکه مصرف مدیریت می شود. این جهت گیری فرهنگ می گردد و جنبه زور و اجبار و سهمیه بندی و غیره ندارد.
با مدیریت مصرف توسط خود افراد، خانواده ها، ادارات، سازمان ها و ارکان مختلف بخش خصوصی و دولتی و مدیران آنها، موجبات فراوانی کالا فراهم می گردد و دسترسی به کالا آسان می شود، تولیدات افزایش می یابد و اضافه بر مصرف داخلی به خارج صادر می گردد و موجب رونق پیش از پیش اقتصاد می شود. در صورتی که در اقتصاد ریاضتی بعضی کالاها و مواد از گردونه اقتصاد حذف می گردد و برای بقیه سهمیه بندی سفت و سخت ایجاد می گردد.
مردم محوری در اقتصاد ریاضتی عمدتاً جنبه "هر کس به فکر خویش باشد" دارد. ولی در اقتصاد مقاومتی منظور از مردم محوری مشارکت فراگیر و مؤثر و فعالانه مردم در تولید ملی است. در اقتصاد مقاومتی از هر نوع فعالیت اقتصادی مولد مردم استقبال می گردد و فضائی حاکم می گردد که مردم خود را صاحب یا شریک در اقتصاد می دانند و آن را حس می کنند. در این اقتصاد به مردم میدان داده می شود تا در هر زمینه ای که خود را توانمند می بینند وارد تولید شوند. در نتیجه سمت و سوی اقتصاد مقاومتی مردم محور به سمت اقتصاد پویای درون زا می باشد.
مثلاً اگر خانواده ای در کنار فعالیت های عادی خود به فعالیت های تولیدی دیگری دست بزند، این کار را با انگیزه و علاقه انجام می دهد و این فرصت به او داده می شود تا در خودکفائی و خود اتکائی کشور مستقیماً شریک می گردد. یعنی وقت اضافی افراد و خانواده ها صرف تولید می گردد و تولید فرهنگ عمومی کشور می شود و هرکس دست به ابتکار و خلاقیت در حوزه فعالیت خود با توجه به توانمندیها می زند. در صورتیکه در اقتصاد ریاضتی مردم از صحنه اقتصاد بیرون رانده می شوند و حاکمیت، همه امور اقتصاد را بدست می گیرد و مدیریت می کند و سهمیه بندی و نوبت دهی می شود.
در اقتصاد مقاومتی فرصت اشرافی گری داده نمی شود و گریبان اشرافی ها گرفته می شود. سهم مالیاتی آنها افزایش می یابد و عملاً هزینه اشرافی‌گری بالا می رود. ذات اقتصاد مقاومتی تنگ کردن عرصه بر افراد سودجو و محدود کردن منتظران فرصت برای جمع آوری ثروت است و در نتیجه روحیه طاغوتی در اقتصاد مقاومتی بر چیده می شود. برخورد با ویژه خواران سر لوحه این اقتصاد است. در نتیجه درزهای کیسه اقتصاد گرفته می شود و به عبارتی اقتصاد آنقدر مقاوم می گردد که سوراخ کردن آن غیر ممکن می گردد.
فرهنگ عمومی اقتصاد کشور طوری می شود که فخر فروشان، طاغوتیان، اشرافی ها، و از این قبیل کوفت و زهر مارها به حاشیه می روند و فرصت از آنها گرفته می شود . آنها اسیرِ حضوری مردمی در اقتصاد می گردند. در صورتیکه در اقتصاد ریاضتی میدان برای اشرافی ها باز می گردد. آنها تکریم می شوند و ویژه خواران عزت پیدا می کنند و دست ها به سوی آنها دراز می گردد.
ویژگی درون زائی اقتصاد از مؤلفه های اصلی اقتصاد مقاومتی است. میدان دار این اقتصاد مبتکرین، مخترعین، صاحبان فکر و اندیشه سالم، و از این قماش هستند. تکیه بر تبدیل منابع داخلی، اعم از گاز و نفت و معدن، به فرآورده های با ارزش افزوده، ماهیت این اقتصاد است. در این اقتصاد مزد به نوآور و مولد داده می شود و دلال بازی جمع می گردد. در این صورت باید نظام مالی و بانکی متحول و محدود گردد. سرمایه های مردمی باید به سمت تولید برود و بانک ها فقط واسطه گری کنند و از ورود به بازار های سوداگری پرهیز نمایند و قانون با قدرت جلو آنها را بگیرد. سرمایه های مردم اعم از آنچه در بانک است و آنچه در منزل، به صورت نقد یا طلا و غیره است، فرصت پیدا می کنند تا در تبدیل مواد خام به فرآورده با ارزش افزوده مشارکت کنند. این همه معدن، نفت و گاز خدادادی با اقتصاد مقاومتی به بهره برداری با بهره وری بالا می رسد.
در اقتصاد مقاومتی درب آهنین صنعت نفت و گاز و معدن بر روی بیش از چهارمیلیون دانشجوی کشور باز می شود و این جمعیت عظیم جوان با نشاط و با انگیزه در مقاوم کردن اقتصاد کشورشان درگیر و فعال و اثر گذار می شوند. به عبارتی نفت و گاز به روی میز آزمایشگاه دانشمندان، اساتید و دانشجویان کشور می آید و با دست توانای طلائی آنها به فرآورده های ارزشمند تبدیل می شود و همه از آن منتفع می گردند. بدین صورت به داشتن نفت و گاز افتخاری می کنیم و آنرا مایه تورم نمی دانیم. محور صنعت تولیدی کشور تبدیل مواد خام به کالاهای با ارزش افزوده می گردد و اقتصاد صنعتی به کمک اقتصاد ملی آید. در صورتیکه در اقتصاد ریاضتی فرصت ها از صاحبان فکر گرفته می شود. رویکرد به سمت خام فروشی می رود و در نتیجه دست ملت به سمت بیگانگان دراز و دراز تر می گردد. واسطه گرهای دلال و سوداگر عزت می یابند و فرهنگ عمومی چنان می شود که "هر که سوداگرتر عزیزتر".
در اقتصاد مقاومتی واکنش به حملات اقتصاد خارجی با قدرت انجام می گیرد و نزاع های سیاسی جائی برای به هم ریختن اقتصاد پیدا نمی کنند. در اقتصاد مقاومتی حملات و تهاجمات اقتصادی خارجی ردیابی و رصد می گردد و در برابر آنها دفاع هوشمند انجام می پذیرد و در مواقع مورد لزوم تهاجمی عمل می کند. اقتصاد مقاومتی همواره به فکر سلامتی خود است. مرتب عیب یابی و مرض یابی از درون می کند و با خود پالایشی، نسبت به درمان به موقع عمل می کند. در صورتیکه اقتصاد ریاضتی در برابر تهاجمات بیرونی کاملاً منفعل عمل می نماید و سر تسلیم فرود می آورد و مجبور به پذیرش شرایط ظالمانه بیرونی می گردد.
اقتصاد مقاومتی گام به گام با برنامه ریزی حساب شده به سمتی حرکت می کند که مستمراً کشور به وارد کننده حداقلی کاالای خارجی تبدیل گردد و صادرات کالای تولید داخل را افزایش دهد. در نتیجه نهایتاً کشور صاحب اقتصاد مقاومتی به حالت وارد کننده حداقلی و صادر کننده حداکثری تبدیل می شود. در صورتی که، اقتصاد ریاضتی سرنوشتی جز تبدیل کشور به وارد کننده حداکثری و صادر کننده حداقلی ندارد.