نویسنده: دکتر محمد طاهر القادری
مترجم: سید عبدالحسین رئیس السادات




 

روز قیامت چهره ی دو گروه مایه ی شناسایی آنان خواهد شد و مردم با دیدن رخسار آنان درک خواهند کرد که این فرد به کدام گروه وابسته است.

چهره ی تر و تازه

در آن روز، چهره ی مقرّبین تر و تازه و شاداب خواهد بود زیرا به دیدار الهی مشرف خواهند گردید. فرموده ی باریتعالی درباره ی این موضوع چنین است:
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ *إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ{قیامت، 22 و 23} آن روز رخسار طایفه ای ( از شادی) بر افروخته و نورانی است و به چشم قلب، جمال حق را مشاهده می کنند.

چهره های مأیوس و غمگین

در آن روز، گناهکاران سرگشته و پریشان اند. پریطشانی ایشان از چهره هایشان نمودار است و از آن رخسارهای عبوس و مأیوس و غمگین، تصویر حسرت و ملال هویدا خواهد بود. در قرآن حکیم، با این کلمات ذکر آنان رفته است:
وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ {قیامت، 24} و رخسار گروهی دیگر عبوس و غمگین است.

رخسار درخشان

چهره های درخشنده مقرّبان و مأذونان نیز منعکس کننده ی شادی و انبساط قلبی ایشان خواهد بود. در قرآن حکیم فرموده ی حق تعالی است که: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ *ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ { عبس، 38- 39} آن روز طایفه ای ( که اهل ایمانند) رخسارشان فروزان است. خندان و شادمانند.

چهره ی سیاه

مجرمین و گناهکاران به دلیل کردارهای بد خویش دچار ناامیدی خواهند شد. چهره ی سیاه آنها گویای وضعیت درونی شان خواهد بود.
قرآن حکیم با این آیات از آنها یاد می کند:
وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ*تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَةُ الْفَجَرَةُ{ عبس، 40- 42} و رخسار گروهی گرد آلود است و به رویشان خاک نشته، آنها کافران و بدکاران عالمند. قرآن مجید در یک جای دیگر هم از این دو گروه یاد کرده و همراه آن سزایشان را نیز آورده است:
یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ‌ * وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ‌ { آل عمران، 106 و 107} در روزی که گروهی رو سفید و گروهی رو سیاه باشند، اما سیه رویان ( را نکوهش کنند که) چرا بعد از ایمان باز کافر شدید؟ اکنون بچشید عذاب را به کیفر کفر و عصیان خود و اما رو سفیدان در رحمت خدا ( یعنی بهشت) در آیند. و در آن جاوید متنعّم باشند.

تفاوت آشکار دراحوال دو گروه

احوال این دوگروه در روز قیامت، تفاوت آشکاری با یکدیگر خواهد داشت. قرآن کریم این تفاوت فاحش را چنین بیان کرده است:
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ *عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ *تَصْلَى نَاراً حَامِیَةً*تُسْقَى مِنْ عَیْنٍ آنِیَةٍ *لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِنْ ضَرِیعٍ‌ *لاَ یُسْمِنُ وَ لاَ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ‌ *وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ *لِسَعْیِهَا رَاضِیَةٌ *فِی جَنَّةٍ عَالِیَةٍ *
لاَ تَسْمَعُ فِیهَا لاَغِیَةً *فِیهَا عَیْنٌ جَارِیَةٌ *فِیهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ *وَ أَکْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ*وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ *
وَ زَرَابِیُّ مَبْثُوثَةٌ {غاشیه، 2 تا 16} آن روز رخسار گروهی ترسناک و ذلیل باشد و همه ی کارشان رنج و مشقّت است. به آتش فروزان دوزخ در آیند. از چشمه ی آب گرم جهنم آبشان نوشانند. طعامی غیر ضریع دوزخ ( که علفی بدبوست) غذای آنها نیست. که آن اطعام ( هر چه خورند) نه فربه شان کند و نه سیرشان گرداند. جمعی دیگر رخسارشان شادمان و خندانست از سعی و کوشش خود ( در طاعت خدا) خشنودند. در بهشت بلند مرتبت مقام عالی یافته اند. و در آنجا هیچ سخن زشت و بیهوده نشنوند. در آن بهشت چشمه های ( ی آب زلال و گوارا) جاری است و آنجا تخت های عالی و کرسطی های بلند پایه نهاده اند و قدح های بزرگ گذاشته اند و مسند و بالشهای لطیف مرتب داشته اند و فرشهای عالی گرانبها گسترده اند.
در آیات فوق، حال مقرّبان و توصیف نعمت هایی که به ایشان داده می شود تا حدی می تواند این گونه باشد:

احوال مقرّبین و توصیف نعمت های ربّانی

1- چهره ی تر و تازه
2- خوش و خرم به خاطر اعمال نیک خویش
3- مکانهای عالیرتبه ی بهشت
4- گوش های محفوظ از شنیدن لغو
5- چشمه های روان و متزنّم
6- تختهای بلند و زوجهای نشسته بر آن بالا در حال استراحت کامل
7- ردیف های جام ها و سبوها
8- قالیچه های گسترده شده و تکیه گاه های بزطرگ بلورین.
9- قالی ها و مسندهای نرم و نفیس

در آیاتی که ذکر شد، وضعیت مجرمان و گناهکاران و جزائی که به خاطر اعمالشان به آن ها خواهد رسید نیز بیان شده است. خلاصه ی آنها چنین است:

احوال مجرمان و غضب الهی

1- ذلیل و خوار با چهره های افسرده و پژمرده
2- افتادن در سختی و مشقت و عذاب
3- جسم به زحمت و محنت افتاده
4- سوخته، سیاه و برشته شده در آتش
5- از چشمه های جوشان بدبو نوشانده می شوند
6- غذایشان گیاهان خشک، خاردار، تلخ و بدبوست
7- چنین غذایی نه جسم را تقویت می کند
8- و نه گرسنگی را رفع می کند.

قرآن حکیم در جایی دیگر هم از این دو گروه نام می برد.
الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ‌ *
یَا عِبَادِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ وَ لاَ أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ‌ *
الَّذِینَ آمَنُوا بِآیَاتِنَا وَ کَانُوا مُسْلِمِینَ‌ *ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْوَاجُکُمْ تُحْبَرُونَ‌*یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوَابٍ وَ فِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ‌*وَ تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ *لَکُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْهَا تَأْکُلُونَ‌ *إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ‌ *لاَ یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ‌ *وَ مَا ظَلَمْنَاهُمْ وَ لکِنْ کَانُوا هُمُ الظَّالِمِینَ‌ *وَ نَادَوْا یَا مَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ قَالَ إِنَّکُمْ مَاکِثُونَ‌ {سوره ی زخرف، 67- 77}
در آن روز دوستان همه با یکدیگر دشمنند به جز متّقیان * ( آن روز خطاب شود) الا ای بندگان ( صالح) من، امروز شما را هیچ ترس و حزنی نخواهد بود* آنان که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم امر ما شدند* ( به همه خطاب رسد که) شما باهمسرانتان مسرور و شادمان در بهشت جاوید وارد شوید* و بر آن مؤمنان کاسه های زرین و کوزه های بلورین ( مملو از طعام لذیذ و شراب طهور) دور زنند و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم ها را شوق و لذّت، مهیّا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاویدان متنعّم خواهید بود* این همان بهشتی است که از اعمال ( صالح) خود به ارث یافتید* برای شما در آنجا انواع میوه فراوان است که از آن ( هر چه خواهید) تناول کنید* بدکاران هم آنجا سخت در عذاب آتش جهنم مخلّدند* و هیچ از عذابشان کاسته نشود و امید نجات و خلاصی ندارند* و ما به آنها ستمی نکردیم لیکن آنان خود مردمی ستمکار بودند* و ( آن دوزخیان، مالک دوزخ را) ندا کنند که ای مالک! ازخدای خود بخواه که ما را بمیراند ( تا از عذاب برهیم) جواب دهد شما ( در این عذاب) همیشه خواهید بود.

پاداشهایی برای مقرّبین

پاداشهایی که خدایتعالی در آیات فوق برای مقربین بیان کرده است به قرار زیرند:

1- برقرار ماندن دوستیها و دوستان
2- نجات همیشگی از ترس و اندوه
3- زندگی و آرامش در باغهای بهشت
4- همراهی همسران و حوران دلفریب
5- مهیّا بودن وسایل خوشی و شادمانی
6- جام هایی لبریز از شراب طهور
7- مهیّا شدن هر چه که دل خواهش آن را داشته باشد.
8- پدیدار شدن هر چه بینائی برای لذّت طلب کند.
9- تضمین دائمی بودن بهشت
10- انواع و اقسام میوه ها به فراوانی

منبع مقاله: القادری، دکتر محمد طاهر، (1390)، عقیده شفاعت، سید عبدالحسین رئیس السادات، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی- معاونت فرهنگی، چاپ اول.