نویسنده: سید محمدهادی مجیدی




 


مفهوم شیطان

کلمه ی شیطان اسم جنس است و به هر موجودی که صاحب فتنه و شرّ باشد و یا اینکه موجب دوری از حق گردد، اطلاق می شود.(1) اگر ریشه ی شیطان از شطن باشد، به معنای «خالف» و «ابعد» یعنی مخالفت ورزید و دور نمود که این معنا منطبق به هر کردار و رفتار شیطان است. اگر از ریشه ی شیط باشد، به معنی احتراق است که اشاره به خلقت ناری او دارد و یا اشاره به عذاب و سوختن او در قیامت دارد. در قرآن کریم لفظ شیطان هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع آمده است و هم بر انس و هم به جن اطلاق شده است. «شیاطین الانس و الجن...»اما کلمه ی ابلیس که اسم خاص است، از ریشه بلس به معنای کم خیر و بی خیر و یا به معنای یأس و ناامیدی است. ابلیس، مختص به نام شیطان بزرگ است که حضرت آدم (علیه السلام) را سجده نکرد و سایر شیاطین ذریه و اولاد اویند. اسم ابلیس، حارث و کنیه ی او ابومره است و چون او تکبر ورزید و حضرت آدم (علیه السلام) را سجده نکرد، از درگاه خداوند متعال رانده شد و از رحمت حق ناامید گشته و از ناامیدی همیشه محزون است. مدت عمر شیطان را شش هزار سال یا دوازده هزار سال و حتی چهل هزار سال نقل کرده اند(2). نام های دیگر شیطان بدین قرار هستند: ابلیس، عزازیل، حارث، و ابومره(3). امام هادی (علیه السلام) فرمودند: معنی رجیم این است که او با لعنت و تنفر رانده شده و از مکان های مقدس و خوب هم دور شده است. هیچ مؤمنی ابلیس را یاد نمی کند، الا او را لعنت کند.(4)
امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمودند: شیطان به دور از هر چیز خیر و خوبی است، به لعن و نفرین از مکان های خیر رانده شده است.(5)

ابلیس و اولین قیاس

خداوند به شیطان فرمود: چه چیزی مانع شد که سجده نکردی آن زمان که تو را امر به سجده کردم؟ شیطان گفت: من از آدم بهتر هستم، زیرا مرا از آتش خلق نمودی و او را از خاک و گل. در روایت آمده است که ابلیس، نور روح آدم را با نور روح خود مقایسه کرد و دید که نور روح آدم از نور آتش بیشتر است. اما او خاک را با خودش مقایسه کرد و با اعتراض به خدا گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک، من او را سجده نمی کنم(6). با این عدم اطاعت، شیطان دچار کبر و استکبار گردید: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»(7). آنگاه که فرمان دادیم ملائکه را سجده کنید برای آدم، پس همگی سجده کردند الا ابلیس که سرپیچی کرد و بزرگی ورزید و با این استکبار از کافران شد؛ و اولین سرپیچی را در میان جن و انس انجام داد: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »(8) و آنگاه که فرمان دادیم ملائکه را که سجده کنند برای آدم، سپس همگی سجده کردند، الا ابلیس که از جن بود. پس تمرّد کرد از فرمان پروردگارش.

ابلیس از ملائکه است یا از جن

شیخ صدوق به سند صحیح از جمیل بن دراج روایت کرده است که او گفت من از حضرت صادق (علیه السلام) پرسیدم که ابلیس آیا از ملائکه بود یا در سماوات متولی کاری بود؟ حضرت در جواب فرمودند که نه او از ملائکه بود و نه در آسمان ها متولی کاری. او از جن بود و در آسمان با ملائکه به سر می برد و در میان فرشتگان به عبادت خدا مشغول بود و فرشتگان می پنداشتند او از خودشان است(9). « و کانت الملائکه تری أنه منها و کان الله سبحان یعلم انه لیس منها»(10). در آیات به جن بودن ابلیس تصریح شده است: «فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ»(11).
روایاتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) نقل است که تصریح بر جن بودن ابلیس دارند. از جمله که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به شمعون فرمود: تو دشمنانی از جنس جن و انس داری که پیوسته تعقیبت می کنند و با تو پیکار می نمایند تا دینت را بربایند؛ و اما دشمنان از جن، پس ابلیس است و سپاهیانش.(12)
قرآن کریم در مورد شیطان می فرماید: «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ»و «ففسق عن امر ربه و کان من الجن» از امر خدایش خارج شد و از جن ها بود.(13)

حارث نام شیطان

در ابتدا شیطان در میان امت خود بر روی زمین زندگی می کرد و طبق احادیث نام او عزازیل است و از جنس آتش بود. زمانی تمامی مردمش به خاطر عصیان و تمرد از امر پروردگار نابود شدند و او در زمین تنها ماند. از تنهایی به خدا شکایت کرد و خدا او را نزد ملائکه برد تا در میان آنان خدا را عبادت کند.(14) به روایتی دیگر نام اصلی شیطان، حارث است. او پس از رانده شدن از درگاه الهی، ابلیس نامیده شد و به این دلیل به او شیطان گفته می شود که همواره فساد و شرارت از او به وجود می آید(15). در قرآن تصریح شده است که ممکن است شیطان از جن یا انس باشد. «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ » و چنین قرار دادیم برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن.
از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمودند: اسم ابلیس حارث بوده است. او ابلیس نامیده شد، زیرا از رحمت خدا مأیوس و ناامید گشت.(16)

محل سکونت شیطان

درباره ی مکان سکونت ابلیس آمده است که «ان الله خلق الارضین السبع و جعل عرش ابلیس فی الرابعه منها و کان فی یده ملک السماء الرابعه». به درستی که خداوند زمین های هفتگانه را خلق نمود و محل استقرار ابلیس را در زمین چهارم قرار داد و زمانیکه ابلیس در ‌آسمان بود، آسمان چهارم در اختیار او بود. در حدیث دیگری آمده است: « ان الشیطان لیست فی السماء و لا فی الارض انما تسکن فی الهواء». شیاطین در آسمان و زمین مستقر نیستند، بلکه استقرار و سکونت آنها بین زمین و آسمان است.

مکان حضور شیطان

در روایت است که فرشتگان در جمع کسانی که خدا را یاد می کنند، حاضر می شوند؛ و ابلیس نیز یکی از یارانش را برای برهم زدن جمع آنها می فرستد. همچنین شیاطین در جمع منکران حق حاضر می شوند. چنانچه ابلیس در دارالندوه در جمع مشرکین حاضر شد و نقشه ی قتل پیامبر را کشید.(17)

اختیار، دلیل خلقت شیطان

در کلام روایات آمده است که شیطان سؤال کرد: خدایا اگر می دانستی که من چنین عاقبتی از تمرد و عصیان و طرد داشتم، چرا مرا خلق کردی؟ حق تعالی فرمود: اگر چنین نمی شد، امتحان و اختیار صورت نمی گرفت و اهل حق از باطل تبیین نمی گردید و ارزش بندگان صالح، ناپیدا بود و اقتضای سیر کمال اینگونه است.(18)

شیطان زاد و ولد دارد

قرآن درباره ی شیطان از ذریه یا نسل نام می برد. از این تعبیر دریافته می شود که شیطان، زاد و ولد دارد. در جایی دیگر، جنود و گاهی نیز قبیل برای شیطان آمده است. «إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ‌ »(19). همانا آن شیطان و بستگانش شما را می بینند در صورتی که شما آنان را نمی بینید. ما نوع شیطان را دوستدار آنان که ایمان نمی آورند، قرار داده ایم.

شیطان، دار و دسته دارد

در‌آیاتی در قرآن تصریح شده است که شیطان دارای گروه و لشکریانی است.«و جنود ابلیس اجمعون» و تمام سپاه شیطان به جهنم درآیند.(20) «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِی» آیا فراموش کرده و شیطان و فرزندانش را دوست خود گرفتید.(21)«وَ أَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ» مردانی از نوع بشر به مردانی از گروه جن پناه می برند.(22)

همراهان انسان از آغاز تولد

طبق روایات موجود درباره ی جن و شیطان، در برابر هر انسانی که متولد می شود، دو فرشته از سوی خدا و دو شیطان از جانب ابلیس بر او گماشته می شود و هرکدام انسان را به سویی می کشانند. در حدیثی از امام معصوم آمده است که شیطان من به دست من ایمان آورد.(23)

صعود به آسمان

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که در ابتدا ابلیس از هفت آسمان بالا می رفت و به سخنان فرشتگان گوش می داد. با تولد حضرت عیسی (علیه السلام) از رفتن به سه آسمان منع شد. پس از تولد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابلیس از رفتن به همه ی آسمان ها منع شد(24).

آهن زینت شیطان و جن

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «جعل الله الحدید فی الدنیا زینته الجن و الشیاطین».خداوند زیور جن و شیاطین را در دنیا آهن و حدید قرار داد.(25)

زمان مرگ ابلیس

در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که روز معلوم، همان زمان بعثت قائم آل محمد است. زمانی که قائم ظهور می کند، در مسجد کوفه می نشیند. ابلیس نزد وی رفته در مقابلش زانو می زند. حضرت او را دستگیر کرده، گردنش را می زند.
در حدیثی امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یموت ابلیس ما بین نفخه الاولی و الثانیه». مرگ ابلیس در بین رجعت و قیامت است.

مرگ ابلیس به دست ولی خدا

در روایت آمده است بعد از قیام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن حضرت ابلیس را از موی سرش گرفته و گردنش را قطع می کند. در روایتی دیگر، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بر روی صخره ی بیت المقدس ذبح می کند.(26) در روایتی دیگر نیز آمده است که بعد از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه ی مؤمنان او را سنگباران می کنند، چنانچه قبل از ظهور، با لعنت سنگباران می شد.(27)

شیطان، مقر به ربوبیت خدا

یکی از منکران خدا، از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد: چرا خداوند ابلیس را آفرید تا بندگان او را گمراه کند، تا جایی که ربوبیت او را انکار کنند؟ امام فرمود: دشمنی ابلیس به خدا ضرر نمی رساند و دوستی او نیز نفعی برای خدا ندارد و او را بر بندگان مسلط نکرده است. او فقط وسوسه می کند و آنها را به راه نادرست دعوت می کند، ولی با وجود گناهانش، به ربوبیت خدا اقرار کرده است.(28)

پی نوشت ها :

1.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 5.
2.همان، ص 4.
3.روح و جن، ص 232.
4.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 7.
5.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 6.
6.کافی، ج1، ص 58.
7.سوره ی بقره، آیه ی 34.
8.سوره ی کهف، آیه ی 50.
9.وسائل الشیعه، ج15، ص 372.
10.بحارالانوار، ج11، ص 145.
11.سوره ی کهف، آیه ی 50.
12.تحف العقول، محدث مرانی، ترجمه جنتی، ص 26.
13.سوره ی کهف، ‌آیه ی 50.
14.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 4.
15.دانستنی هایی درباره جن، ص 40.
16.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 6.
17.خلاصه حدیث بحار، ج60، ص 258.
18.شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص3.
19.سوره ی اعراف، آیه ی 27.
20.سوره ی شعراء، آیه ی 95.
21.سوره ی کهف، آیه ی 50.
22.سوره ی جن،‌ آیه ی 6.
23.بحار، ج16، ص 13.
24.منتهی الآمال، ص 46؛ امالی شیخ صدوق، ص 285.
25.وسائل، باب لباس مصلی.
26.سفینه البحار، ج1، ص 258.
27.بحار، ج60، ص 243.
28.همان، ص 235.

منبع مقاله :
مجیدی، سید محمدهادی، (1389)، جن، شیطان، روح در نگاه عارفان بزرگ، تهران: ماشی، چاپ دوم