نويسنده: سيد علي شهرستاني
مترجم: سيد هادي حسيني



 

امام حسين (عليه السّلام) در سال چهارم هجري به دنيا آمد و در سال 61 هجري به شهادت رسيد. ميانِ بارداري حضرت زهرا (عليها السّلام) به امام حسين (عليه السّلام) و تولد برادرش امام حسن (عليه السّلام) 50 روز ( و گفته اند: يک عادت ماهانه ) فاصله افتاد.
فرزندانِ امام حسين (عليه السّلام) عبارت اند از:
1. علي اکبر (1).
2. جعفر (2).
3. علي اصغر (3).
4. عبدالله (4).
5. فاطمه (5).
6. سُکَينَه (6).
• علي اکبر در کربلا به شهادت رسيد و به همراه پدرش کشته شد و نسلي از خود بر جاي نگذاشت.
برخي از کساني که آگاهي و بصيرت لازم را ندارند، پنداشته اند که علي اصغر در کربلا به قتل رسيد.
• جعفر
شيخ مفيد مي گويد: از جعفر، کسي بر جاي نماند. در زمان حياتِ امام حسين (عليه السّلام) درگذشت (7).
• عبدالله [ طفل شيرخواري بود ] پدرش او را- در حالي که تشنه بود- از خيمه بيرون آورد و به دست گرفت تا عطوفت آن قوم را برانگيزد [ ليکن نه تنها دل آنان بر وي نسوخت، بلکه ] مردي با تيري او را هدف قرار داد و در حالي که روي دستِ پدرش بود، گلويش را بريد.
• فاطمه، به همسري پسر عمويش حسن مثني درآمد.
• سُکَينَه، به همسري مُصعَب بن زُبير درآمد و در حالي که مُصعب شوهر وي بود، کشته شد. چون سکينه به کوفه آمد، مردم به استقبالش آمدند، گفت: اي اهل کوفه، روز خوش نبينيد! در کودکي (پدرم را از من گرفتيد) و مرا يتيم ساختيد، و در بزرگسالي [ شوهرم را کشتيد و ] مرا بيوه کرديد.
از اين رو، نسل امام حسين (عليه السّلام) به وسيله علي صغير [ يا علي اصغر ] که به « ابوالحسن » کنيت يافت و به « زين العابدين » و « ذو الثَّفِنات » ( پيشاني پرپينه ) مُلَقَّب شد، ادامه پيدا کرد (8).
پوشيده نماند که امام حسين (عليه السّلام) در حالي به شهادت رسيد که ميانِ فرزندانش، کسي به نام ِابوبکر و عُمَر و عثمان، نبود. آري، آية الله خويي در معجم رجال الحديث (9) و شيخ محمد شوشتري در قاموس الرجال (10)، از « مناقب آل ابي طالب 113:4 [ 359:3 ] » حکايت کرده اند که امام حسين (عليه السّلام) فرزندش داشت که « عُمَر » ناميده مي شد و با پدرش به قتل رسيد.
ليکن آية الله شوشتري، بر سخن ابن شهر آشوب تعليق مي زند و مي گويد: اصل وجود اين فرزند، نامعلوم است.
به نظر مي رسد اين شخص، فرزند امام حسن باشد ( نه امام حسين ) آن هم براي کساني چون شيخ مفيد که معتقدند امام حسن فرزندي به نام « عُمَر » [ عَمرو ] داشت که در کربلا حضور يافت.
به اين ترتيب، مي توان گفت آنچه را که ابن شهر آشوب نقل مي کند، تصحيف [ نامِ ] « حسن » است، نه چيز ديگر.
ابن عِنَبه مي نگارد:
علي بن حسين (عليه السّلام) در واقعه کربلا بيمار شد، از اين رو نجنگيد. بعضي گمان کرده اند وي خردسال بود [ ليکن ] اين پندار نادرست است. زُبير بن بَکار مي گويد: عُمرِ علي بن حسين در « يوم الطَف » به 23 سال مي رسيد. واقدي مي نويسد: علي بن حسين در سال 33 هجري به دنيا آمد، عمر وي در حادثه ي کربلا 28 سال مي شد، و در سال 95 از دنيا رفت و فضائل آن حضرت، بيش از حد شمارش است (11).

آيا امام حسين (عليه السّلام) دو پسر به نام « ابوبکر » و « عمر » داشت؟ يا اينکه اين دو، فرزندانِ برادرش امام حسن (عليه السّلام) اند؟

نصوصي هست که بيان مي دارد امام حسين (عليه السّلام) فرزندي به نام « ابوبکر » و همچنين پسري ديگر به نام « عمر » داشت، ليکن نمي توان در اين زمينه به نظر قطعي دست يافت، زيرا از ظاهر اين متون، تشکيک آشکارا پيداست. شخصي که به نام ابوبکر بن حسين مطرح است، بيشتر ضمن کساني نام برده مي شود که با امام حسين (عليه السّلام) کشته شدند، در حالي که در آنجاها اسمي از ابوبکر بن حسن به ميان نمي آيد و اين تصحيف، مورد انتظار است.
ابن سعد در الطبقات مي نگارد:
با حسين بن علي (رضي الله عنهما) اين افراد کشته شدند: ... جعفر بن حسين و ابوبکر بن حسين ( که عبدالله بن عُقبَه غَنَوي آن دو را به قتل رساند) و عبدالله بن حسن ( که ابن حَرمَلَه کاهلي (12)- از بني اسد- او را کشت ) و قاسم بن حسن، که سعيد بن عَمرو اَزدي او را از پا درآورد (13).
به قرينه ي قتلِ ابوبکر بن حسن، به دست عبدالله بن عُقبَه غَنَوي، و به اين نشاني که عبدالله به « ابوبکر » کنيت يافت و « عَمرو » [ عُمَر ] و « قاسم » هر دو از فرزندان امام حسن بودند و در ميدان کربلا حضور يافتند و کشته شدند، تصحيف در آنها ( و قائل شدن به اينکه آن دو از فرزندان امام حسين بودند ) دور از انتظار نيست.
همچنين طَبَراني در المعجم الکبير اسامي شهداي کربلا را مي آورد و مي گويد:
ابوبکر بن حسين ( از اُم ولد ) و قاسم بن حسن ( از اُم ولد ) و عون بن عبدالله بن جعفر... (14).
در تاريخ طَبَري مي خوانيم:
ابو مِخنَف مي گويد: عُقبة بن بِشر اَسدي گفت: ابو جعفر، محمد بن علي بن حسين برايم گفت... عبدالله بن عُقبَه غَنَوي، ابوبکر بن حسين را نشانه گرفت و با پرتاب تيري او را به قتل رساند.
از اين رو، ابن اَبي عَقِب مي سرايد:
و عند غَنيّ قطرهٌ مِن دمائنا *** و في أَسَدٍ أُخري تُعَّدُّ و تُذکَرُ (15)
خون بعضي از خاندانِ ما را افراد قبيله ي « غني » بر زمين ريخت، و بعضي ديگر به دست « بني اسد » از پا درآمد.
در مقاتل الطالبيين مي خوانيم:
مادر ابوبکر بن حسين بن علي بن ابي طالب، اُم ولدي بود که او را نمي شناسيم، مدائني ( در اسناد ما از او، از ابو مِخنَف، از ابن اَبي راشد ) ذکر کرده است که: عبدالله بن عُقبَه غَنَوي او را کشت (16).
ابن عساکر در شرح حال امام حسين (عليه السّلام) مي نگارد:
عبدالله بن عُقَبه غَنَوي، تيري را سوي ابوبکر بن حسين بن علي پرتاب کرد و او را از پا درآورد.
سُليمان بن قَتَّه مي سرايد:
و عند غَنيّ قطرةٌ مِن دمائنا *** و في أَسَدٍ أُخري تُعَّدُّ و تُذکَرُ (17)
زيرا از اينکه قاتل « ابوبکر بن حسن » و « ابوبکر حسين » يک نفر باشد و اشعاري را که از سليمان بن قته، نقل کرده اند، درباره ي هر دو بيايد، انسان به شک مي افتد. آيا عبدالله عقبه ( يا عقبه غَنَوي ) تنها مأمور قتل آن دسته از فرزندانِ علي بود که « ابوبکر » نام داشتند؟! چرا در کشتنِ ديگر اولاد علي- عقيل و جعفر- حضور او را نمي بينيم؟!
به قرينه ي اسمِ قاتل و وحدت اشعار در هر دو، احتمال تصحيف « ابن الحسن » به « ابن الحسين » هست. و به نظر نگارنده، اين تصحيف، روشن مي باشد.
ممکن است عبدالله بن عُقبه غَنوَي، ابوبکر بن حسن و ابوبکر بن حسين ( هر دو را با هم ) کشته باشد، ليکن سؤال اين است که را در « زيارت رجبيه » و در « زيارت ناحيه ي مقدسه » سلام بر ابوبکر بن حسين وارد نشده است؛ چنان که آمده است:
السَّلامُ علي أَبي بکر بن الحَسَنِ بنِ الزَکيّ الوَليّ، المَرميِّ بالسَّهم الرَديّ، لَعَنَ الله قاتلَهُ عَبدَ الله بنَ عُقبَةَ الغَنَويّ؛ (18).
سلام بر ابوبکر بن حسن بن علي زکي ولي، که با تيرِ انساني پست فطرت، هدف قرار گرفت [ و کشته شد ] خدا قاتل او- عبدالله بن عُقَبه غَنَوي- را لعنت کناد.
اين سخن، ما را در وجود فرزندي براي امام حسين (عليه السّلام) به نام « ابوبکر » به شک مي اندازد. آشفتگي مُورِّخان در نقل هاشان آن را تأکيد مي کند. بَلاذُرِي در انساب الأشراف سخن زير را از مدائني نقل مي کند:
حسين و عباس و عمان و محمد ( فرزندان علي ) و علي بن حسين و عبدالله و ابوبکر و قاسم ( فرزندان امام حسين (عليه السّلام)(19) و عَون و محمد ( دو پسر عبدالله بن جعفر ) [ در کربلا ] کشته شدند...(20)

عَمرو ( = عُمَر ) بن حسن يا عَمرو بن حسين؟

ميانِ نام هايي که در رسم و صورت، متشابه اند ( مانند: عبدالله و عُبَيدالله، عمرو و عُمَر، حسن و حسين ) در جاهاي فراواني تصحيف رخ مي دهد. از اين رو، بعيد به نظر نمي رسد که « عُمَر بن حسين » همان « عَمرو (=عُمَر) بن حَسن » باشد.
آري، ابن عِنَبَه (م 828 هـ) اين اسم را در ضمن اولاد امام حسين (عليه السّلام) نمي آورد و همچنين شيخ مفيد در الإرشاد آن را ذکر نمي کند، (21) ديگران نيز آن را نام نبرده اند و در مقابل، نامِ عُمَر را در ضمن اولاد امام حسن (عليه السّلام) مي نگريم.
منشأ اين نام، خبر يزيد است که از عُمَر بن حسين خواست با پسرش خالد کشتي بگيرد، عمر بن حسين گفت: به او چاقويي ده و چاقوي ديگري در اختيار من گذار... (22).
با توجه به اين خبر، پسري به نام « عُمَر » را براي امام حسين (عليه السّلام) احتمال داده اند، در حالي که شايسته بود در اينجا وقوع تصحيف بين « حسن » و « حسين » را احتمال دهند.
چنان که پيداست اين خبر از سوي امويان ساخته شده است، خواسته اند به اين وسيله روي سياه و زشت يزيد را سفيد سازند و بيان دارند که وي از کشتن امام حسين (عليه السّلام) پشيمان بود.
مانند اين را ديِنَوَري در اخبار الطوَّال نقل مي کند، مي گويد:
از اصحاب حسين و فرزندان و فرزندانِ برادرش کسي از مرگ نجات نيافت مگر دو پسرش علي اصغر- که شيرخواره بود- و عمر که چهار ساله شده بود (23).
اين متن، دلالت ندارد که « عمر » مذکور فرزند امام حسين (عليه السّلام) بود، مي توان آن را فرزند امام حسن (عليه السّلام) دانست؛ به ويژه اگر آن را با جمله پيشين بسنجيم که يم گويد: « از اصحاب حسين و فرزندانش و فرزندان برادرش کسي نجات نيافت مگر دو فرزندش ».
به اين ترتيب، احتمال مي رود که اين « عمر » پسر امام حسن (عليه السّلام) باشد (نه امام حسين (عليه السّلام)) متون ديگري که در اين زمينه اند، اين مطلب را تأييد مي کنند.
باري، غرض از اين تحقيق و پژوهش، نفي وجود اسم « عمر » يا « ابوبکر » ميان فرزندانِ امام علي (عليه السّلام) يا عدم وجود اين نام، ميان علويان نمي باشد؛ زيرا نام گذاري به اسامي خلفا به مذهب شيعه آسيبي نمي زند؛ به ويژه پس از تصريحات ائمه (عليهم السّلام) به اينکه ابوبکر و عمر، حق امام علي (عليه السّلام) را غصب کردند و با تجاوز و ستم، بر جايگاهي سلطه يافتند که حق آن دو نبود.
هدف از تفصيل چنين ماجراهايي، اين است که اثبات شود وجود دو پسر براي امام حسين (عليه السّلام) به نام ابوبکر و عمر، واقعيت ندارد. از اين رو نمي توان منبريان و روضه خوانان را به سرپوش گذاشتن بر حقايق متهم ساخت و به آنان افترا بست که نام بعضي از شهداي کربلا را- هر چند از نسل امام علي (عليه السّلام) باشند- نمي آورند بدان جهت که نامشان، با نام ابوبکر و عمر تطابق دارد.
خطيبان، به اَسامي اينها بدان دليل اشاره نمي کنند که در معرکه ي نبرد شرکت نداشتند يا نقش مهمي در ماجراي کربلا ايفا نکردند يا مورخان و نسب شناسان ميان اَسامي دچار اشتباه شدند و شخصي را که « عَمرو » نام داشت « عُمَر » ناميدند و « ابن الحسن » را به « ابن الحسين » تغيير دادند يا به تحريف کنيه ي بعضي از اينان دست يازيدند و آن را اسمِ آنها قرار دادند.

پي نوشت ها :

1- مادر علي اکبر، ليلا ( دختر ابو مره ) است. وي نسلي از خود بر جاي ننهاد ( الفصول المهمه 844:2؛ ينابيع الموده 152:3 ).
شيخ مفيد در « الإرشاد 135:2 » سخني را بيان مي دارد که ناصواب است؛ زيرا مي گويد: مادر علي اکبر، شاه زنان، دختر کسري يزدگرد بود؛ همچنين ابن شهر آشوب در « مناقب آل ابي طالب 309:3 » به خطا مي رود؛ چرا که مي گويد: آن که در کربلا کشته شد، علي اصغر بود، نه علي اکبر.
2- مادر جعفر، زني قُضاعي است ( الإرشاد 135:2 ).
3- علي اصغر، همان امام سجاد (عليه السّلام) است که مادرش شاه زنان، دختر يزدگرد مي باشد ( کشف الغمه 249:2؛ فصول المهمه 851:2 ).
4- مادر عبدالله، رباب ( دختر امرؤ القيس ) است ( مقاتل الطالبيين: 59؛ الإرشاد 135:2 ).
5- فاطمه، به ازدواج پسر عمويش، حسن مثني درآمد و براي او سه پسر به دنيا آورد ( المجدي: 281؛ ينابيع الموده 151:3 ).
6- سُکينَه، زن مصعب شد و او در حالي که شوهر سکينه بود، به قتل رسيد ( انساب الإشراف 415:2 ).
7- الإرشاد 135:2.
8- المجدي: 282؛ کشف الغمه 249:2؛ تهذيب الکمال 384:20، الطبقات الکبري 211:5. در « جمهرة انساب العرب » 52 آمده است: « به جز علي بن حسين، فرزندي ديگر نسل حسين را ادامه نداد ». و همچنين در « امتاع الأسماع 365:5 » مي خوانيم: همه ي کساني که به حسين منسوب اند، از طريق فرزندان علي بن حسين است، نسل آن حضرت جز او از سوي هيچ کس ديگر ادامه نيافت.
9- معجم رجال الحديث 30:14، رقم 8721.
10- قاموس الرجال 166:8، رقم 5592. شوشتري در « تواريخ النبي و الآل: 83 » از دينوري و اعثم کوفي حکايت مي کند که آن دو، پسري به نام « عُمَر » را براي امام حسين (عليه السّلام) نام برده اند؛ زيرا در « اَخبار الطوال: 259 » آمده است: از اصحاب حسين و فرزندانِ او و فرزندان برادرش، کسي نجات نيافت جز دو سرش علي اصغر- که کودکي شيرخوار بود- و « عُمَر » که چهار ساله شده بود.
در همين مأخذ، صفحه 261، آمده است: هنگامي که ناشتا براي يزيد حاضر مي شد، علي بن حسين و برادرش عمر را فرا مي خواند و با آن دو صبحانه مي خورد. روزي به عمر بن حسين گفت: آيا با اين پسرم کشتي مي گيري؟ مقصودش خالد بود که از همسالان وي بود. عمر پاسخ داد: شمشيري به من و او ده تا نبرد کنيم، سپس بنگر کدام يک از ما پايدارتريم.
ليکن نگارنده در الفتوح ( ابن اعثم ) به سخني که کلام شوشتري را تأييد کند، دست نيافتيم. ابن صباغ مالکي با اينکه جواب عمر بن حسين را به يزيد در « الفصول المهم 838:2 » نقل مي کند، در صفحه 851، او را از اولاد امام حسين (عليه السّلام) نمي شمارد (در اين سخن، نيک بينديش ).
11- عمدة الطالب: 193.
12- در « تاريخ طبري 486:5 » حَرمَلة بن کاهن، و در « بحار الانوار 67:45 » حَرمَلة بن کاهلِ اسدي، ضبط شده است (م).
13- الطبقات الکبري 475:10.
14- المعجم الکبير 103:2.
15- تاريخ طبري 342:4.
16- مقاتل الطالبيين: 57-58؛ بحار الانوار 36:45؛ نيز بنگريد به، تاريخ طبري 332:3 و 343 ( از ابو مخنف)، الکامل في التاريخ 430:3؛ البداية و النهاية 203:8 ( چاپ دار احياء التراث العربي، 1988 م)؛ ترجمه الإمام الحسين ( از طبقات ابن سعد ): 73 و 76.
17- ترجمه الإمام الحسين ( ابن عساکر ): 451 ( ط 2، ايران، مجمع احياء الثقافه الإسلامية ).
18- بحار الانوار 67:45؛ نيز بنگريد به، اقبال الأعمال 85:3؛ المزار ( مشهدي ): 489-490؛ اعلام الوري 466:1.
19- محقق الأنساب الأشراف، استاد زکار مي گويد: در نسخه اصل همين گونه ضبط است. شايد صواب، بنو حسن و حسين (فرزندان امام حسن و امام حسين (عليه السّلام)) باشد.
20- انساب الأشراف 421:3؛ بنگريد به کلام صالحي شامي در « سبل الهدي و االرشاد 81:11 ».
21- الإرشاد 135:2؛ اعلام الوري 471:1؛ أنساب الأشراف 146:3؛ تاريخ الخميس 300:2؛ تاريخ يعقوبي 246:2.
22- الأخبار الطوال: 261؛ الفصول المهمه 838:2.
23- الأخبار الطوال: 259.

منبع مقاله :
شهرستاني، سيدعلي؛ (1390)، نام خلفا بر فرزندان امامان (عليهم السّلام) ( بن مايه ها، پيراهه ها )، ترجمه: سيد هادي حسيني، قم: انتشارات دليل ما، چاپ اول