همه ي آدم هاي شايعه
کاپفرر در سير توليد يک شايعه به آدم هايي اشاره مي کند که هر يک در توليد تمام و کمال شايعه نقش دارند. شايعه محصول فعاليتي جمعي است. براي توليد آن همه ي اعضاي اين ارکستر بايد وظيفه ي خود را به خوبي انجام دهند.
نويسنده: دکتر ارسيا تقوا
کاپفرر در سير توليد يک شايعه به آدم هايي اشاره مي کند که هر يک در توليد تمام و کمال شايعه نقش دارند. شايعه محصول فعاليتي جمعي است. براي توليد آن همه ي اعضاي اين ارکستر بايد وظيفه ي خود را به خوبي انجام دهند. چه بسا سستي هر يک از اين اعضا سبب وقفه در شکل گيري شايعه گردد:
محرک
کسي است که جرقه ي ماجرا را مي زند. کسي که در خط مقدم تأثيرپذيري از رخدادي بوده. به طور مثال فردي که با آمدن رئيس جديد موقعيت خود را در خطر مي بيند و چون از او بيزار است، شايعه مي کند آدمي که فرستاده اند براي بهتر شدن اوضاع نيامده بلکه آمده تا دوستان و آشنايان خود را جانشين مسئولين کليه ي قسمت هاي سازمان کند.مفسر
کسي است که با توضيحات منسجم و منطقي خود ايده ي اوليه را پردازش مي کند، شاخ و برگ مناسب به آن مي دهد و بخش هاي اضافه را هرس مي کند. محصول کار او شايعه اي شسته رفته و آماده ي انتشار است.رهبر عقيدتي
کسي است که گروه نظرات او را قبول دارد و متقاعد شدن او راه پذيرش ساير افراد گروه را نيز هموار مي کند. رهبر عقيدتي به ظاهر نفع مشخص و واضحي از نشر شايعه نمي برد.پيروان
کساني هستند که به دنبال پذيرش شايعه سعي مي کنند بقيه را نيز مجاب کنند. برخي مطالعه ها نشان داده که افراد مضطرب و کم سواد بيشتر در اين گروه قرار مي گيرند.علاوه بر افراد ذکر شده در روند پخش شايعه گروه هاي ديگري هم هستند که اين حلقه را تکميل مي کنند:
نفع برندگان
کساني که بدون باور داشتن شايعه از پخش آن نفع مي برند. در طي سال هاي اخير گروه هايي از نگراني مردم نسبت به نوسان قيمت ها در بازار استفاده کرده و با توصيه به مردم براي خريد مايحتاج اوليه، بازار کاذبي ايجاد نموده اند و در اين ميان جيب هاي خود را پر کرده اند.فرصت طلبان
کساني که از شرايط شايعه زده استفاده مي کنند تا موضوعات مورد نظر خود را دنبال کنند. مثل مادري که پس از شنيدن خبر کودک رباييدر شهر مجالي يافته تا به آرزوي خود برسد و نگذارد فرزندش ديگر براي بازي با هم سن و سالان به کوچه برود.
لوده ها
کساني که اعتقاد به شايعه ندارند، اما از گفتن آن لذت مي برند چون اسباب تفريح تازه اي پيدا کرده اند.منتقل کنندگان بي اثر
کساني که مدعي اند شايعه را باور نکرده اند اما در قبال وسوسه ي انتقال آن نيز مقاومت نمي کنند. گاهي با اين عنوان که مي خواهند قضيه را روشن کنند، در اين باره با ديگران صحبت مي کنند.مقاومت کنندگان
کساني که در مقابل شايعه مي ايستند.از ديگر سو، به نظر مي رسد در جمعيت هايي مثل مردمان شرق که اعتماد متقابل در بين آن ها بيشتر است، ارتباطات انساني عميق تري دارند، عاطفي ترند و مي کوشند گره از کار يکديگر بگشايند، شرايطي پيش مي آيد که بدون تأمل و احتياط شنيده هاي خود را براي يکديگر بازگو مي کنند.
واکنش معمول در برابر شايعه ي دلخواه
وقتي شايعه اي مي شنويم که به مذاق مان خوش مي آيد، در آن صورت شايعه با گوشه اي از وجودمان چنان اتصال محکمي برقرار مي کند که واکنش بعدي ما تنها انتقال خشک و خالي آن به فردي ديگر نخواهد بود.در اين حالت مي کوشيم با اضافه کردن شاخ و برگ هايي بُرد، اثر و باورپذيري آن را بيشتر کنيم. اين گونه، هم قدرت مجاب کنندگي شايعه افزايش مي يابد. و هم ما دين خود را در قبال شايعه اي که حرف دل مان را زده است ادا کرده ايم.
منبع مقاله :
آتش پور، سيد حميد؛ (1388)، اعتياد به کار( روان شناسي معتادين به کار )، تهران: نشر قطره، چاپ اول
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}