نويسنده: احمد ضابطي جهرمي





 


« در اساطير آمده که حضرت آدم پس از اخراج از بهشت و هبوط به زمين آن قدر گريه کرد که از اشک هاي خونينش لاله روييد. لاله را در عربي شقايق، همچنين نعمان گويند. چون که نعمان در زبان عربي به معني خون است و برخي نيز گويند که خود اين کلمه معربِ آنامون (Anamone) يوناني است و چون رنگ آن سرخ است، به دليل مشابهت رنگ آن با رنگ خون، آن را نعمان گفته اند. »(1)
برخي ديگر از پژوهشگران بر آن اند که: « اين گل به نعمان بن منذر منسوب است که آن را اولين بار در بوستان خويش پروريد. ( نعمان در عهد ساسانيان، يکي از ملوک دست نشانده ي پادشاه ايران در حيره بوده است. ) و برخي ديگر از پژوهش گران ( از جمله ايوان مکيلوف در مقاله ي « لاله ي داغ دار » ) لغت عربي نعمان را از يک واژه ي يوناني دانسته اند که گل آدوني ( آدونيس ) از آن گرفته شده است. »(2) گلي که از خون جوان بسيار زيباي ادوني، که در داستان هاي فنيقيه خرسي او را دريد، روييد. اين اسطوره بي درنگ ما را به ياد اسطوره ي سياوش مي اندازد که پس از کشته شدن او، از خونش گياهي به نام پرسياووشان يا خون سياووشان روييد. رنگ آتشين اين گل، که در کناره ها به غايت سرخ و ميانه اش لکه سياهي است، سبب شده تا آن را گل داغ دارد ( لاله ي داغ دار ) نيز بنامند. برداشت شاعران ايراني از لاله، مظهري از رنج و گداز بوده است، تا آن جا که ميدان هاي جنگ را، که از کشته پوشيده شده، به دشت لاله يا لاله زار تشبيه کرده اند:

بيابان چون درياي خون شد درست *** تو گفتي که روي زمين لاله رُست ( فردوسي )

در روايات مذهب شيعه، آن جا که صحبت از دشت کربلا مي رود که از خون شهدا لاله گون شده، حکايت رنگ ارغواني اين گل به ميان مي آيد. ( در سال هاي اخير، به ويژه در هنر انقلاب، لاله مظهر يا نماد شهيد در انقلاب اسلامي بوده است. ) بسياري افراد لاله را که گياه کاملاً متفاوتي است با شقايق اشتباه مي گيرند ( شقايق از خانواده ي خشخاش است. )
لاله ي نعمان، به علت شباهتي که به جام شراب دارد، در شعر عرفاني، جام مي يا ساغر و به طور کلي مظهر دل رنج ديده و محنت کشيده است؛ مخصوصاً قلب عارف که جايگاه معرفت حق و به اسرار الهي آشناست. جالب آن که اگر کلمه ي لاله را قلب کنيم و جاي حروف آن را تغيير دهيم، نام مقدس الله به دست مي آيد که از قضا حروف اين دو کلمه نيز برابر است. شايد به اين دليل است که گل لاله اغلب در اماکن متبرکه، کنار کاشي کاري هاي مساجد، در ورودي گرمابه ها، آب انبارهاي عمومي و روي سنگ مزار جوانان به صورت زينت نقش بسته است. تصوير لاله به مثابه ي مشهورترين گل وحشي، تا آن جا در فرهنگ و ادب فارسي شاخص است که ده ها تعبير و کنايه و استعاره مانند: لاله سار، لاله سان، لاله گون، لاله ي داغ دار، لاله پوش و ... خلق شده است.

در لاله زار لاله ي نعمان سرخ روي *** خالي ز مشک و غاليه بر خدّ کند همي ( منوچهري )
گر چو نرگس نيستي شوخ و چون لاله تيره دل *** پس دوروي و ده زبان همچون گل سوسن مباش ( سنايي )
ياسمن دست زنان بر سر گل مي تازد *** لاله دل از دل من سوخته بر مي آرد ( عطار )
دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد *** که چو سرو پاي بنداست و چو لاله داغ دارد ( حافظ )
به مستي گرايد خمار شکوفه *** چو مي ريخت در ساغار لاله نعمان ( عثمان مختاري )

پي‌نوشت‌ها:

1- فرهنگ اساطير و اشارات داستاني، ص 374.
2- لغت نامه دهخدا ( نقل از هرمزدنامه ) .

منبع مقاله :
ضابطي جهرمي، احمد؛ (1389)، پژوهش هايي در شناخت هنر ايران، تهران: نشر ني، چاپ اول.