عدد ابجدی: 801 الآخر به کسر خاء(خ) به معنی باقی و ماندگار بعد از فنا و نابودی موجودات است و حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) در تفسیر این اسم فرموده است که هیچ چیز نیست مگر آن که فانی می شود و زوال در آن راه می یابد یا منتقل می شود از رنگی به رنگی و از هیئتی به هیئتی و از صفتی به صفتی و از زیادتی به نقصان و از نقصان به زیادتی، مگر پروردگار عالمیان چه او پیوسته بوده و خواهد بود بدون آن که مختلف شود بر او صفات و اسما و به طور کلی مداومت بر این اسم برای غلب بر خصم و عزّت و هیبت و دوام کارها و حسن عاقبت و ختم کارها به سعادت و صفای باطن و فرج(گشایش) و خوشدلی مفید است و همراه داشتن این مربّع پی آمده و همین مطلب و نظر در آن به نیت مطالب یاد شده نیز سودمند است انشاء الله تعالی.
 

ا

لا

خ

ر

خ

ر

ا

لا

ر

خ

لا

ا

لا

ا

ر

خ

  شکل شماره(1)
 

و هر کس تا هفتاد روز هر روزی پانزده هزار و چهارصد و چهار مرتبه (15404) بگوید: «اَلاوَّلُ الاخِر الظّاهرُ الباطنُ» اسرار مکنونه ی مردم بر او منکشف شود و به ظاهر و باطن هر موجودی بینا و دانا شود و خواص اشیا و علوم ظاهره و باطنه بر او معلوم گردد(انشاء الله) و همراه داشتن مربّع زیر(شکل شماره(2))با مداومت بر این اسمها خواص بسیار دارد:

الأول

الآخر

الظاهر

الباطن

الظاهر

الباطن

الأول

الآخر

الباطل

الظاهر

الآخر

الأول

الآخر

الأول

الباطن

الظاهر

  شکل شماره(2)
 

و اگر کسی به دست ظالمی گرفتار آید جمله ی پی آمده را بگوید:

(یا نَقیّاً مِن کُلِّ جَورٍ لَم یَرضِه وَ لَم یُخالِطُ فِعالُهُ هُوَ الاوَّلُ وَالاخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلّ شَیءٍ عَلیمٌ)به زودی نجات یابد(انشاء الله).
 

پژوهه در مفهوم «الاوّل و الاخر» از مترجم

«الاوّل» یعنی هر چیزی که فرض شود اوّل باشد، خدا قبل از آن چیز وجود داشته پس او نسبت به تمام ما سوای خود اوّل است. اصل این کلمه از «آل، یوؤل» و مؤنث آن «أولی» و در فارسی به معنی نخستین است که نقیض آخِر می باشد. این صفت به عنوان اسم الخاص الهی یک بار در مصحف شریف آمده است.

«الآخِر» یعنی چیزی که ما آخرینش فرض کنیم که خداوند تبارک و تعالی بعد از آن هم خواهد بود چون قدرتش احاطه بر آن چیز دارد پس آخِر خداست. این واژه به عنوان یکی از اسمای الهی یک بار در قرآن ذکر شده است.

بعضی گفته اند خداوند اوّل است برای این که قبل از هر چیز بوده و آخِر است چون بعد از فنای هر چیز هست. در کتاب شریف اصول کافی ج1 ص 115 از ابن ابی یعفور روایت شده است که: از حضرت صادق (علیه السّلام) راجع به قول پروردگار «هو الاوّل و الآخِر» پرسیدم و گفتم معنی «الاوّل» را فهمیدم و امّا معنی «الآخر» را شما برایم بیان کنید. حضرت فرمود: هر چیز جز پروردگار جهانیان نابود می شود و دگرگون شده یا نابودی و دگرگونی از خارج به آن راه می یابد و از زیادی به کمی و از کمی به زیادی می آید. تنها خداست که همیشه به یک حالت بوده و خواهد بود؛ اوست اوّل و پیش از هر چیز و اوست آخر برای همیشه. صفات و اسماء گوناگون بر او وارد نشود چنان که بر غیر او وارد شود.

امام فخررازی در اولویت و آخربودن خداوند وجوه زیر را برشمرده است:

1) بدون ابتدا است. 2) در شناسایی قلبی؟ نخستین است. 3) قبل از همه ی اشیا است. 4) در ایجاد و خلق کردن اوّل است. 5) در ایمان اوّل است. 6) در عدل اوّل است. 7) به واسطه ی تدبیر و عدم نیاز به غیر اوّل است. 8) در احسان نمودن اوّل است. همچنین 9) به واسطه ی هدایت و توفیق، آخر است. 10) به واسطه ی پوشاننده ی عیب بودن آخر است. 11) به واسطه ی صفات آخر است.

و در نهایت تمام تعریف های فوق در این مقام خلاصه است که جامع تمام کمالات و وجود مطلق می باشد لذا هیچ کمالی ماورای او قابل اعتبار نیست و تمام کمالات به او ختم می شود؛ و از سویی چون خداوند مبرّا از افق اشیای زمانی است، مفهوم متبادر از آخِر یعنی پایان زمانی، به نحو توسعه ی لفظ بر او قابل صدق می باشد، چه ظرف اعتبار صفات در خداوند سرمد است که مافوق زمان می باشد. بنابراین با اعتبار نخست، آخر بودن به نحو حقیقی، و بنابه اعتبار آخِر به نحو اضافی، قابل صدق بر خداوند است.
 
نویسنده: ملاحبیب الله شریف کاشانی
مترجم و شارح: استاد محمد رسول دریایی


منبع: شریف کاشانی، ملاحبیب الله؛ (1383)، خواص و مفاهیم اسماء الله الحُسنی(نامهای زیبای خداوند)، ترجمه ی محمدرسول دریایی، تهران: نشر صائب، چاپ ششم.