عدد ابجدی: 90 الملک به معنای «مالک مُلک و مَلکوت» و متصرّف در همه ی عوالم و مستغنی در ذات و صفات است که هر مخلوقی به وی نیازمند است و مداومت بر این اسم روزی شصت و چهار مرتبه برای دوام دولت و سلطنت نافع است و اگر کسی روز جمعه پیش از طلوع آفتاب هزار مرتبه این اسم را بخواند تمام حوایج دنیا و آخرت او برآورده می شود و برای حصول جاه و غنی و دولت، نوشتن این شکل و همراه داشتن آن بسیار مؤثر است:
 

20

25

30

15

27

18

21

24

17

28

23

22

26

19

16

29

شکل شماره(1)
 
همچنین گفتن «المَلِک» هر روز نُه(9) مرتبه نیز همین فایده را دارد و بعضی گفته اند که اگر کسی روزی نه هزار مرتبه این اسم را بخواند به مقام پادشاهی یا سلطنت ظاهری یا معنوی می رسد و اگر کسی این مثلث را در شَرَف قمر نویسد و با خود دارد، به درجه ی بزرگی می رسد:

م

ل

ک

ک

م

ل

ل

ک

م

شکل شماره(2)
 
اگر کسی این مربّع را در شَرَف آفتاب بر اطلس سرخ نویسد و با خود دارد، بر اسرار غریبه مطلع گردد:

15

28

25

22

26

21

16

27

ودود

طیب
23

30

بهی
17

79

حی
18

واحد
19

24

شکل شماره(3)
 
همچنین اگر کسی این لوح را در شرف سعدین نویسد و در حال نوشتن بخور بسوزاند و با خود دارد به سلطنت و پادشاهی رسد و صورت لوح این است:

یا

ما

لک

الملک

الملک

لک

ما

یا

یا

ما

لک

الملک

الملک

لک

ما

یا

شکل شماره(4)
 
آیه ی مبارکه ی: «قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تا بِغیرِ حساب» خواص بسیار دارد و از آن جمله است که هر کس این آیه را بعد از نماز فریضه و نافله بخواند ابواب رزق بر او گشوده گردد و فقر از او زایل شود و اگر کسی را حاجتی باشد سر به سجده نهد و این آیه را (آیه ی مذکور؛ قل اللّهم مالک الملک...) بخواند سپس بگوید:
یااللهُ یااللهُ یااللهُ اَنتَ الّذَی لا اِلهَ اِلّا اَنتَ وَحدَکَ لا شریکَ لَکَ تَجَبَرّتَ اَن یَکُونَ لَکَ وَلدٌ وَ تعالَیتَ اَن یَکونَ لَکَ شریکٌ وَ تَعَظَّمتَ اَن یَکونَ لکَ مُشیرٌ وَ تَقَهَّرتَ اَن یَکُونَ لَکَ ضدٌّوَ تَکَرَّمتَ اَن یَکُونَ لَکَ وزیرٌ یااللهُ یااللهُ اِقضِ حاجَتی.

آنگاه حاجت خود را طلب نماید، برآورده می شود انشاالله. و خواندن این دعا به عدد آن که بیست و دو هزار و پانصد و ده مرتبه باشد برای محبّت خلایق مجرّب است.
 

پژوهه در مفهوم المَلِک از مترجم

این واژه از اسمای خداوند به معنی فرمانروا می باشد که معنای وزن صرفی آن دلالت بر دوام آن دارد. این اسم شش بار در قرآن کریم ذکر شده که دو مرتبه قرین "قدّوس" گشته، دوبار با "حقّ" آمده و دوبار دیگر به اضافه ی "ناس" و "یوم الدین" بیان شده است. این اسم دلالت کاملی بر فرمانروایی خداوند بر کلّ عالم دارد. لذا اعتبار این اسم بر خداوند پس از آفرینش است که در این مرتبه خداوند از خلقتش متمایز می گردد از همین رو در آیات «هُوَالله الَذی لا اِلهَ اِلَّا هُوَالمَلِکُ القُدُّوسَ» و «یُسَبِّحُ للهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاَرضِ المَلِکِ القُدُّوُسِ» صفت "قُدّوس" به دنبال آن ذکر گردیده است؛ زیرا اسم قُدّوس بیانگر تنزیه کامل خداوند از مرتبه ی خلقی-چه در عقل و چه در خارج- است؛ پس سلطنت اسم مَلِک موجب ظهور اسمای تنزیهی می گردد. در این مقام باید به این نکته توجّه داشت که چون بر مبنای اندیشه ی استوار، وجهِ نیازمندی اشیا به خداوند در معنیِ امکان است نه حدوث، نیازمندی موجودات به خداوند در همه حال باقی است، پس سلطنت الهی که از سویی به غلبه و قهر خداوندی اشاره دارد و از سوی دیگر موجب کمال مخلوقات می باشد در همه ی مراتب ظهور دارد؛ از همین رو با اعتبار مرتبه ی خلقی اسم "مَلِک" متجلّی شده و موجب بیان تمام کمالات و انحصارات آن در ذات خداوندی می گردد. از همین رو به دنبال اسم "مَلِک" اسم "حقّ" قابل اعتبار است. چنان که می فرماید: «فَتَعالَی اللهُ المَلِکُ الحَقّ» و از جهت هشدار به عباد نیز به اضافه ی "ناس" و "یوم الدّین" از آن حکایت می گردد. حال اگر در این مقام به اصل حقیقت توجّه یابیم، درخواهیم یافت که تمام موجودات، صِرف الوجودِ خداوند است. و در این جا اگر به مرحله ی وحدت وجود در عین کثرت آن توجّه کنیم، سِرّ حضور ممکنات را به اضافه ی اشراقی در می یابیم و سلطنت و مالکیت مطلق خداوند بر ما روشن خواهد گشت.

«مَلک» بر وزن دَرک و «مِلک» بر وزن پِلک هر دو به معنی «مالک بودن و در اختیارگرفتن» است. در جریان القای سامری و گوساله پرستی بنی اسرائیل، وقتی در برابر اعتراض شدید "موسی" علیه السلام قرار گرفتند و متوجّه شدند براستی کار بسیار بدی انجام داده اند، در مقام عذرتراشی برآمدند و گفتند ما وعده ی تو را به میل و اراده ی خود تخلّف نکردیم(ما اَخلَفنا مَوعِدَکَ بِمَلکِنا) منظور بنی اسرائیل این بوده که ما صاحب اختیار و مالک این کار نبودیم، بلکه آن چنان تحت تأثیر واقع شدیم که دین و دل از کف ما ربوده شد و به این کار اِغفال شدیم.

«مُلک» بر وزن کُرک، با «مِلک» بر وزن پِلک نیز تفاوت دارد، «راغب» در مفردات گوید: «مُلک» به معنی در اختیار گرفتن چیزی و حاکمیت بر آن است، در حالی که مِلک همیشه دلیل بر حاکمیت و تصرف مالکانه نیست، و به این ترتیب هر مُلکی، مِلک است، در حالی که هر مِلکی، مُلک نیست.

خداوند، حاکم بر کل عالم هستی و تمام آسمانها و زمین است و چیزی از قلمرو حکومت او بیرون نمی باشد(الَّذی لَهُ مُلکُ السَّمواتِ والاَرضِ)[فرقان/2].

«مَلِک» بر وزن «الف» در لغت هم به معنی «سلطان و زمامدار» آمده و هم به معنی کسی است که «مالک و صاحب اختیار چیزی» است(مَلِک کسی است که مُلک داشته، و مَلِک کلیه ی چیزهایی است که انسان مالک آن می شود و در آن تصرف می کند. جمع مَلِک، «ملوک» است).

در حدیثی در تفسیر «درالمنثور» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین نقل شده است: هنگامی که کسی از بنی اسرائیل دارای همسر و خدمتکار و مرکب بود، به او "مَلِک" می گفتند.
 
نویسنده: ملاحبیب الله شریف کاشانی
مترجم و شارح: استاد محمّد رسول دریایی 

منبع: شریف کاشانی، ملاحبیب الله؛ (1383)، خواص و مفاهیم اسماء الله الحُسنی(نامهای زیبای خداوند)، ترجمه ی محمدرسول دریایی، تهران: نشر صائب، چاپ ششم.