نويسنده: علي محمد رفيعي محمدي




 

تعريف اصل کفويت

داشتن زبان مشترک در باورها، ارزش ها ونگرش ها؛ زن و مردي که قصد ازدواج با يکديگر را دارند، بايد داراي شخصيّت و مشابهت هاي حداقلّ تا حدّاکثر با يکديگر باشند. هر چه مشابهت ها و مشارکت هاي اخلاقي و شخصيّتي بيشتر باشد، ضريب موفّقيّت ازدواج بالاتر مي رود و انسجام و استحکام خانوادگي را بيشتر تضمين مي نمايد. اين مشابهت ها در محورها و موضوعات گوناگون در دو بعد نگرش ها و ديدگاه ها، و گرايش ها و رفتارها قابل بررسي است.(1)

اصل کفويت در آيات و روايات

منظور از هم کفو بودن، هم شأن بودن زن و شوهر است و آن از نظر شرع، عبارت است از: مساوات در دين و از نظر عرف، مساوات در حسب و نسب، ثروت و شرف و مانند اينها است.(2)
(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَ الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ)(3).
زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند و مردان ناپاک نيز به زنان ناپاک تعلق دارند و زنان پاک از مردان پاک، ومردان پاک از آن زنان پاکند.
اگر دختر و پسري هم شأن يکديگر باشند وهمديگر را درک کنند، همچون دو کفّه ي ترازو در هر شرايطي در کنار هم خواهند بود و هيچ ناراحتي و کمبودي نمي تواند زندگي آن ها را از هم فرو پاشد.
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
«اِذا جَاءَکُم الاَکفاء فَانکِحوهُنّ و لاَ تربَّصُوا بِهِنَّ الحَدَثانِ»(4)
وقتي اشخاص هم شأن براي خواستگاري آمدند، دخترتان را به آن ها بدهيد و منتظر حوادث نباشيد.
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
«اَنکِحُوا الاَکفاءَ؛ با همتايان خود ازدواج کنيد.»(5)

تناسب هاي دختر و پسر در ازدواج

دو مادّه وقتي با هم آميخته مي شوند، عناصر تشکيل دهنده ي اين مواد هر چقدر با هم نزديک باشند زودتر و بهتر ترکيب خواهند شد. اختلاف، طبيعت زن و مرد است. دختر و پسر هر چقدر با هم تناسب داشته باشند بهتر مي توانند از يکديگر لذّت ببرند و به اهداف ازدواج نزديک تر ميگردند؛ امّا بايد بدانيم که بين زن و مرد تفاوت هايي وجود دارد که طرفين، در تفاوت ها بايد با هم تفاهم داشته باشند.
در اين قسمت به تناسب هاي ازدواج مي پردازيم. البتّه ترتيب تناسب ها، دليل بر اولويت آنان نيست و نکته ي مهم ديگر اين که اگر بالاي 50 درصد اين تناسب ها وجود داشته باشد اقدام به ازدواج کنند.

1- تناسب ظاهري (جسماني)

دختر و پسر لازم است به تناسب ظاهري خود به ويژه زيبايي توجّه کنند. البتّه همسر، براي آقايان بيشتر از خانم ها اهمّيّت دارد. خانم ها بيشتر از مرد اقتدار واستقلال فکري مي خواهند.
گاهي بي توجّهي به زيبايي که به علّت (عشق هاي کر و کور کننده، احساس ترحّم، رو دربايستي و شدّت معنويت طرف) مورد غفلت قرار مي گيرد، رد آينده، زندگي زناشويي را با مشکلاتي مواجه خواهد کرد. توجّه به زيبايي بدين معنا نيست که اصل قرار گيرد، بلکه مقصود اين است که فاصله ي دختر و پسر از اين نظر زياد نباشد.
برخي زيبايي را درانتخاب همسر اصل قرارمي دهند؛ در صورتي که معيارهاي اصلي در ازدواج، اعتقادات، ارزش هاي اخلاقي واصالت خانوادگي است.(6)
پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي فرمايند:
«از سعادت مسلمان اين است که همسري زيبا و با ديانت داشته باشد.»(7)
«امام رضا(عليه السلام) فرمودند:
«از سعادت مرد اين است که همسري سفيد رو داشته باشد.»(8)
يکي از راه هاي تشخيص جمال و زيبايي همسر آن است که خانم هايي که از طرف شما مأمور هستند دختر را ببينند، در مورد زيبايي دختر قضاوت نمايند.
مردي که مي خواهد يک عمري کنار خانمي زندگي کند بايد همسر آينده ي خودش را ببيند.
امام صادق (عليه السلام)، مي فرمايند:
«مرد در صورتي که قصد دارد با زني ازدواج کند مي تواند به صورت وموضع دستبندش نگاه کند.»(9)

2. تناسب تحصيلي

مسلّماً افرادي که از سطح علمي بالاتري برخوردارند، در تحليل مسايل اجتماعي و خانوادگي موفّق تر هستند. توصيه مي شود که فاصله ي زياد از نظر تحصيلي بين دختر و پسر نباشد. ترجيحاً تحصيلات پسر بيشتر از دختر باشد، بهتر است. در مواردي ديده شده که خانم به علّت برخورداري از تحصيلات بالا، مشکلاتي را براي همسر خود ايجاد کرده است. در يک صورت تحصيلات زن مي تواند بيشتر از مرد باشد و آن زماني است که مرد داراي خصوصيتي بارز در زمينه ي هنر، ورزش، صنعت و يا مطالعات علم باشد.

2. تناسب سنّي

در مورد فاصله ي سنّي دختر و پسر، نظرات متفاوتي از طرف کارشناسان ارائه مي گردد. بعضي اعتقاد دارند که سنّ پسر بايد از دختر 3 تا 7 سال بيشتر باشد. بعضي هم سنّ بودن را مانع نمي دانند. بعضي هم حتّي بيشتر بودن سن دختر از پسر را مانع ازدواج ذکر نکرده اند.
امّا در يک جمع بندي به لحاظ بارداري زن، بلوغ جنسي و فکري دختر، اگر دختر چند سال کوچکتر از پسر باشد بهتر است.

4. تناسب فرهنگي

در مواردي به سبب تفاوت آداب و رسوم، لباس، زبان و لهجه درگيري از همان محفل عروسي آغاز مي شود و در مواردي حتّي قبل از عروسي، و درمقدّمات ازدواج، از جمله خريد عروسي، جهيزيه، محفل عروسي و... اختلافات بروز مي کند.
دختر و پسري که با دو فرهنگ متفاوت در دانشگاه با هم آشنا مي شوند و به هم دل مي بندند و يکديگر را براي ازدواج بر مي گزينند؛ افزون بر مشکلات اين گونه آشنايي ها، وقتي براي ازدواج اقدام مي کنند، با آداب و رسوم عجيبي روبه رو مي شوند که معمولاً زمينه هاي بروز اختلافات را دامن مي زند.
در منطقه اي دادن جهيزيه به دختر رسم نيست، در جايي ديگر بايد حتماً به دختر جهيزيه بدهند. نگران کننده تر از آن ازدواج دونفر از دو ملّيت و دو کشور متفاوت است که به طور طبيعي مشکلات بيشتري پيش رو خواهند داشت.
گاهي تفاوت فرهنگي در اعتقادات ديني و مذهبي ريشه دارد؛ به گونه اي که در ارتباطات خود با هم، مسايل از قبيل پوشش لازم، حفظ نگاه، پرهيز از شوخي و تماس با نامحرم (دست دادن) مصرف مشروبات الکلي رعايت نمي شود و مشکلاتي را براي هر دو خانواده بوجود مي آورد.(10)

5. تناسب اقتصادي

تفاوت تمکّن مالي اگر زياد نباشد اشکالي ندارد، امّا اگر فاصله زياد باشد، به گونه اي که از دو ثروتمند وکم بضاعت باشند، مشکلاتي را فراهم خواهد آورد. اگر پسر و خانواده اش ثروتمند باشند، دختر با ديدن نزديکان او احساس حقارت خواهد کرد واگر دختر و خانوادهاش تمکّن بالاي مالي داشته باشند، وقتي خانواده ي دختر با نزديکان او به منزل پسر مي آيند خجالت مي کشد.
در صورتي که وضع مالي خانواده ي دختر بسيار خوب باشد و در ناز و نعمت بزرگ شده باشد، مرد نمي تواند به خواسته هاي او، آن گونه که در منزل پدر بوده، پاسخ دهد و چون وضعيت زندگي اش را به مراتب پايين تر از دوستان پولدارش مي بيند، رنج مي برد و زندگي را به کام خود و همسرش تلخ مي کند و ممکن است اين وضعيت، مرد را براي تأمين نيازهاي زن به خطا ببرد، بنابراين بهتر است فاصله ي طبقاتي خانواده ي دختر و پسر از نظر اقتصادي زياد نباشد. البته مطلوب اين است که وضعيت مالي پسر بهتر از دختر باشد تا زندگي به کام دختر شيرين تر آيد.(11)

6. تناسب اخلاقي

درون گرايي و برون گرايي دو تيپ شخصيّتي است که نمي توان آن را اختلال دانست.

افراد درونگرا:

معمولاً گوشه گير، جمع گريز و منزوي هستند واز خلوت خود بيشتر لذّت مي برند و وقتي در جمع قرار مي گيرند، ارتباط چشمي و کلامي آنان اندک است. و در برابر عمل ديگران، عکس العمل جدّي از خود نشان نمي دهند.

افراد برون گرا:

معمولاً اهل تفريح، شوخي ومزاح، شب نشيني، گفت وگو و بحث، و بازي و خنده هستند و از بودن در جمع لذّت مي برند. آن ها بيشتر دوست دارند وقت خود را در خارج از خانه بگذرانند و در مراکز تفريحي حضور دايمي داشته باشند.
در ازدواج در صورتي که هر دو درون گرا يا برون گراي صرف باشند، هيچ مشکلي نخواهند داشت! امّا اگر دختر برون گراي صرف و پسر درون گراي صرف باشد با مشکلاتي مواجه خواهند شد که درمشاوره هايي که مراجعه مي کنند کاملاً اين مشکل مشهود است. علّت درون گرايي را مي توان الگوي رفتاري، يادگيري از والدين و افسردگي نام برد. معمولاً تعداد درونگراها در مردها بيشتر است.

7. تناسب اعتصادي

در بين همه ملاک هاي همتايي وتناسب هاي ازدواج، تناسب اعتقادي مهم ترين ملاک براي ازدواج به شمار مي رود و يکي از عوامل مهمّ طلاق، عدم تناسب در همين مسئله است.
اگر دختر و پسر در اعتقادات به هم نزديک باشند، ممکن است بتوانند در عدم تناسب هاي ديگر با هم کنار بيايند وامّا اگر در تمام تناسب ها با هم مشابهت داشته باشند، ولي از نظر اعتقادي تناسب نداشته باشند، تداوم زندگي بسيار کم خواهد بود.
کسي که از نظر اعتقادي، نگرش او اين است که دنيا محلّ لذّت جويي و سرخوشي است و بايد از هر فرصتي استفاده کرد تا در دنيا خوش بود و براي رسيدن به اين خوشي مي گويد، هدف وسيله را توجيه مي کند و از هر راهي کسب درآمد مي کند تا بتواند به لذّت جويي هاي خود پاسخ مثبت بدهد، مسلماً با کسي که دنيا را مزرعه ي آخرت دانسته ازدواج را وسيله ي تکامل خود و همسر خويش مي داند متفاوت است؛ لذا تأکيد امامان معصوم (عليه السلام)، اين بوده است که افراد متديّن با افراد غير متديّن ازدواج نکنند.
امام حسن مجتبي(عليه السلام)، مي فرمايند: «دخترت را به آدم متديّن بده؛ اگر خوب است که دخترت را اکرام مي کند واگر هم بد باشد به خاطر دين داري، به دخترت ظلم نمي کند.»(12)

8. تناسب مذهبي

عدم تناسب درمذهب مشکلاتي را براي هر دو طرف به وجود مي آورد.(13) (ازدواج اهل تسنن با شيعه)
الف) اختلاف در احکام فقهي
ب) تنش در روابط زناشويي
ج) عدم تناسب خانواده
د) ايجاد اشکال در تربيت فرزندان

9. تناسب عاطفي

مهم ترين نياز انسان ها، نياز به محبّت است، دختر و پسري که در خانواده اي تربيت شده اند که والدين به هم عشق مي ورزيده اند و با محبّت فرزندان خود را تربيت کرده اند و طعم شيريني با هم ازدواج کردند، با محبّت و عشق و علاقه، با هم زندگي خواهند کرد. اگر هر کدام از دختر و پسر در فضاي خالي از محبّت تربيت شده باشند و بعد ازدواج کنند نمي توانند به طرف خود محبّت نمايند و اين خلأ عاطفي عامل بسيار مهمّي درايجاد اختلافات خانوادگي خواهد بود. آن ها حتّي در تربيت فرزندان خود دچار مشکل مي شوند؛ مخصوصاً اگر زن و مرد هر دو محروم از محبّت باشند. نمي توانند فضاي خانواده را با عاطفه عجين کنند؛ لذا فرزندان اين نوع ازدواج ها با خلأ عاطفي مواجه هستند. در بعضي از فرزندان طلاق که محروم از محبّت بوده اند ديده شده که در مقابل همسر خود دچار مشکل جدّي بوده اند. صحنه اي از اين مشکلات در سريال و برنامه «هزار راه نرفته» به تصوير کشيده شده بود.

10. تناسب جنسي

آدمي داراي احتياجات متعدّدي است که ارضاي به موقع و به اندازه ي آن ها، در سلامت جسم و روان، و ايجاد تعادل در وي، تأثير زيادي دارد. يکي از اين نيازها، نياز جنسي است. اين غريزه، خود نوعي کشش دلپذير است که زن و مرد را به ازدواج کردن و تشکيل خانواده علاقه مند مي کند و بقا و تداوم اين نهاد را موجب مي شود؛ لذا اساس خانواده نيز که محور اصلي کليه ي اجتماعات بشري است بر غريزه ي جنسي مبتني است. اين ميل جنسي در آدمي بايد به شکل مناسب و بااستفاده از روش معقول و پسنديده ارضا گردد.(14)
غريزه ي جنسي نه تنها بد و منفور نيست، بلکه يکي از غرايز بسيار سودمند مي باشد . به وسيله ي اين غريزه است که نسل انشان باقي مي ماند. به علاوه، ارضاي غريزه جنسي يکي از لذايذ زنديگ و موجب دل گرمي و شور و شوق حيات است.(15)
متأسّفانه گاهي دختر و پسر به دلايلي دچار ضعف در قواي جنسي هستند که در کتاب «نسيم عشق» به طور مفصّل به ناتواني جنسي مردان و سرد مزاجي بانوان پرداخته ايم.
تناسب جنسي، دروني ترين لايه هاي دختر و پسر است که قبل از ازدواج نمي تواند کسي در مورد آن قضاوت و اظهار نظر کند. لذا بيش از 50 درصد طلاق ها ناشي از اين مسأله است. بنابراين دو نفر که هر دو گرم مزاج و يا هر دو سرد مزاجند کمتر دچار مشکل مي گردند؛ امّا وقتي يکي سرد مزاج و ديگري گرم مزاج باشد در زندگي زناشويي عامل اختلاف مي شود. از جمله علايم سرد مزاجي وگرم مزاجي، ارثي بودن، رنگ پوست، منطقه جغرافيايي و سادات بودن است. درمورد سرد مزاجي دختر، مادر پسر مي تواند از مادر دختر، پيش از ازدواج سؤال کند تا زوجين بعد از ازدواج کمتر دچار مشکل شوند. امّا ناتواني جنسي مردان معمولاً مخفي مي ماند و بعد از ازدواج معلوم مي گردد.

11. تناسب هوشي

علي (عليه السلام) فرمودند:
«اياکُم تَزويجُ الحُمقاء فَاِنَّ صُحبتَها بَلاءُ، و وَلدُها ضَياعُ».(16)
با انسان احمق ونفهم ازدواج نکنيد؛ زيرا معاشرت با او بلايي است عظيم و فرزندانش نيز ضايع خواهند شد.
ترديد نيست عقل وهوش يکي از بزرگترين مزايايي است که در انتخاب همسر بايد مورد عنايت دختر و پسر باشد وهنگام خواستگاري بايد مورد توجّه قرار گيرد.

راه هاي کشف هوش و عقل

الف) معاشرت و مصاحبه: دختر و پسر وقتي با يکديگر صحبت مي کنند، انتظارات و توقّعات خود را مطرح مي نمايند و يا در مورد برنامه هاي آينده ي خود صحبت مي کنند. آن ها مي توانند در اين گفت وگوها به ميزان هوش و توان عقلي يکديگر پي ببرند.
ب) نوشتن نامه: يکي ديگر از راه هاي کشف ميزان هوش و درايت طرف مقابل نوشتن سؤال ها و درخواست پاسخ کتبي است. اگر آن ها براي سؤال هايي که از يکديگر مي پرسند، پاسخ هاي منطقي داشته باشند اين خود ميزان هوش و درايت آنان را نشان مي دهد.
ج) سؤال وتحقيق از ديگران (فاميل، دوستان و همسايگان)
د) بررسي وضع خانواده .(17)

12. تناسب سياسي

گاهي دختر و پسر، با خطّ فکري سياسي يکديگر تناسب ندارند. شناخت خطّ فکر سياسي همسر آينده پيش از ازدواج لازم است. اگر هر دوطرف نسبت به حزبي که به آن علاقه مند هستند متصّب هم باشند، در طول زندگي به شدّت دچار ناراحتي مي گردند. شايد اين مورد عامل طلاق نباشد. ولي حدّاقل سوهان روح يکديگر مي شوند. اگر اين تضادّ سياسي قابل تحمّل باشد مانعي ندارد. با سکوت مي توان آن را ناديده گرفت. بنابراين لازم است تناسب سياسي دو خانواده قبل از ازدواج مورد مطالعه باشد.

پي نوشت ها :

1- مهدي نيلي پور، مديريّت خانواده، ج 3، ص 86.
2- فرهنگ معارف اسلامي، سيّد جعفر سجّادي، واژه ي کفويّت.
3- سوره ي نور، آيه 26.
4- نهج الفصاحه، مترجم ابوالقاسم پاينده، ص 37.
5- مرحوم کليني، کافي، ج5، ص 332.
6- حسين دهنوي، گلبرگ زندگي چاپ چهل و دوم، ص 154.
7- علّامه مجلسي، بحار الانوار، ج101، ص 201.
8- وسايل الشّيعه، ج 14، ص 36.
9- وسايل الشّيعه، ج 14، ص 59.
10- حسين دهنوي، گلبرگ زندگي، چاپ چهل و دوم، ص 151.
11- همان ، ص 152.
12- طبرسي، مکارم الاخلاق، ص 204.
13- حسين دهنوي گلبرگ زندگي، چاپ چهل دوم، ص 149.
14- احمد صافي، جوان و تشکيل خانواده، چاپ سوم، ص 123.
15- ابراهيم اميني، اسلام و تعليم و تربيت، ج2، چاپ اول، ص 61.
16- وسايل الشّيعه، ج14، ص 56.
17- ابراهيم اميني، انتخاب همسر، چاپ هفدهم، ص 104.

منبع مقاله :
رفيعي محمدي، علي محمد، (1392)، انتخاب همسر، قم: انتشارات رسول اعظم(ص)، چاپ اول