نويسنده: مصطفي دلشاد تهراني





 

 شرح گزاره هاي نامه 53 نهج البلاغه

سعه ي صدر داشتن حاکم نسبت به مردم

« أطلِق عَنِ النَّاسِ عُقدَةَ کُلِّ حِقدٍ، وَ اقطَع عَنکَ سَبَبَ کُلِّ وِترٍ. »
گره هر کينه اي را از دل مردمان بگشاي، و رشته ي هر انتقام و دشمني را از خودت بِبُر.
لازمه ي مديريت انساني، در هر مرتبه اي، رفتاري مبتني بر سعه ي صدر است. مديريت بدون گشادگي سينه، ظرفيت وسيع، رهايي از تنگ نظري و کوته بيني، تحمل و بردباري همه جانبه، عيب پوشي، بي کينه بودن، و بخشش و گذشت داشتن پيش نمي رود. بدون سعه ي صدر نمي توان به درستي خدمتگزاري نمود، عدالت ورزيد و حقوق را پاس داشت. اميرمؤمنان علي (ع) در بياني روشن، در اين باره فرموده است:
« مَن ضَاقَ صَدرُهُ لَم يَصبِر عَلَي أدَاءِ الحَقِّ. » (1)
کسي که سينه اش تانگ باشد، بر گزاردنِ حق تاب نياورد.
تنگي سينه موجب کم ظرفيتي، تحيّر در تصميم گيري، درماندگي در کار، و رفتار نادرست و غيراخلاقي با مردمان و اداره شوندگان مي شود، که حاصل آن، زيرپا گذاشتن حقوق همه چيز و همه کس است. در مديريتي که گشادگي سينه در روابط و مناسبات آن نيست، به جاي حال مسائل و گشودن گره ها، مسأله سازي و گره افزايي مي شود. از اين روست که امام علي (ع) مالک اشتر را به رفتاري برخاسته از سعه ي صدر و جلوه هاي آن سفارش کرده و فرموده است: « أطلِق عَنِ النَّاسِ عُقدَةَ کُلِّ حِقدٍ، وَ اقطَع عَنکَ سَبَبَ کُلِّ وِترٍ. » ( گره هر کينه اي را از دل مردمان بگشاي، و رشته ي هر انتقام و دشمني را از خودت بِبُر. )
کينه ها همچون گره هايي است که روابط انساني و مديريت بر قلب را تباه مي سازد، و لازم است با انبساط در مديريت، آن چه از کينه و نفرت وجود دارد، زدوده شود، زيرا بسياري از مشکلات در عرصه هاي مختلف، ريشه در کينه هاي دروني دارد، و بدون توجّه به آنها نمي توان مشکلات را به درستي حل کرد؛ به بيان اميرمؤمنان علي (ع):
« سَبَبُ الفِتَنِ الحِقدُ. » (2)
علت فتنه ها و آشوب ها کينه توزي است.
از اين روست که امام علي (ع) به گشودن گره هر نوع کينه اي فرمان داده و اين کار را چنين مهم برشمرده است، که مديريت خردمندانه اقتضاي گشادگي در رفتار را دارد:
« إِنَّمَا اللَّبِيبُ مَنِ استَسَلَّ الأحقَادَ. » (3)
خردمند کسي است که کينه ها را از دل بيرون کند.
بر اساس آموزه هاي امام علي (ع)، فضاي لازم براي پيشبرد اهداف مديريتي جز در روابط و مناسبات منبسط و بي کينه فراهم نمي شود، چنان که يادآوري فرموده است:
« مَنِ اطَّرحَ الحِقدَ استَرَاحَ قَلبُهُ وَ لُبُّهُ. » (4)
هر که کينه را دور بريزد، دل و دماغش آسوده گردد.
آن چه در مديريت و روابط انساني مهم است، اين است که ريشه ها و سبب هاي کينه و دشمني به درستي شناسايي گردد و خردمندانه زدوده شود؛ و زمينه ها و علل پيدايش چنين اموري ريشه کن گردد؛ و بر اين اساس است که امام (ع) به مالک اشتر چنين فرموده است: « وَ اقطَع عَنکَ سَبَبَ کُلِّ وِترٍ » ( و رشته ي ) هر انتقام و دشمني را از خودت بِبُر ).
براي زدودن ريشه ها و سبب هاي کينه و دشمني، گذشته از شناسايي درست آن ها و از ميان برداشتن عوامل ايجاد کننده و دامن زننده شان، لازم است از خود آغاز نمود و با سينه اي گشاده و دلي بي کينه مديريت کرد، چنان که امام علي (ع) اين گونه بود، و بدين فرا مي خواند. در حکمتي لطيف از آن حضرت چنين آمده است:
« احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ. » (5)
با برکندن شرّ و بدي از سينه ي خود، آن را از سينه ي ديگران درو کن.
در اصل، بدون سعه ي صدري اين چنين، نمي توان روابط انساني را لطيف ساخت و به درستي به سوي اهداف راه يافت، که مهم ترين وسيله ي مديريت گشادگي سينه است، چنان که در آموزه هاي امام علي (ع) آمده است:
« آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ. » (6)
وسيله و ابزار رياست و مديريت، گشادگي سينه است.
انساني که سعه ي صدر ندارد، در رفتار و برخورد و تصميم گيري، تنگ نظرانه و نابردباري عمل مي کند، و تنگ نظري و کم ظرفيتي خود را به همه ي امور سرايت مي دهد، و به اموري توجّه مي کند که لازم است از آن ها غفلت ورزيده شود، و بدين ترتيب شخصيت خود را زيرپا مي گذارد، و مردمان و اداره شوندگان را ناراضي مي سازد و کار را تباه مي نمايد.
از لوازم سعه ي صدر در مديريت و رهبري، ناديده گرفتن برخي امور است، چنان که امام علي (ع) در عهدنامه ي مالک اشتر، بدان توجّه داده و فرموده است:
« وَ تَغَابَ عَن کُلِّ مَا لَا يَضِحُ لَکَ. » (7)
و از هر آن چه برايت آشکار نيست، خود را به ناآگاهي و غفلت بزن.
توجّه به برخي امور شخصي و ضعف ها و مسائل ريز و بي اهميت، روابط انساني و مديريت بر قلب را سست مي سازد. از اميرمؤمنان علي (ع) روايت شده است:
« لَا تُدَاقُّوا النَّاسَ وَزنًا بَوَزنٍ، وَ عَظِّمُوا أقدَارَکُم بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِيِّ مِنَ الأمُورِ. » (8)
با مردم درباره ي ريز امور حسابگري نکنيد، و با چشمپوشي از کارهاي پست و ريز بر قدر و ارزش خود بيفزاييد.
ناديده گيري در حکومت و مديريت چندان مهم است که بدون آن زمامداري و اداره ي امورِ خردمندانه معنا نمي يابد؛ به بيان امام علي (ع):
« إنَّ العَاقِلَ نِصفُهُ احتِمَالٌ، وَ نِصفُهُ تَغَافُلٌ. » (9)
خردمند، نصفش تحمل و بردباري است، و نصف ديگرش ناديده گيري.
« لَا حِلمَ کَاَالتَّغَافُلِ، لَا عَقلَ کَالتَّجَاهُلِ. » (10)
بردباري اي چون ناديده گرفتن نيست، و خِرَدي چون وانمود کردن به ناداني و بي اطلاعي نيست.
سعه ي صدر و خردمندي اقتضا مي کند که زمامداران و مديران، خطاها و بدي هايي را ناديده بگيرند و در پي آن برنيايند؛ و اين گونه است که روابط و مناسبات انساني از خشکي و خشونت دور مي گردد و ساماني درست مي يابد. در آموزه هاي امام علي (ع) آمده است:
« مَن لَم يَتَغَافَل وَ لَا يَغُضَّ عَن کَثِيرٍ مِنَ الأمُورِ تَنَغَّصَت عِيشَتُهُ. » (11)
هر که نسبت به بسياري چيزها بي توجّهي و چشم پوشي نکند، زندگي اش ناگوار شود.
مديريت لطيف و انساني در گرو سعه ي صدري است که موجب بزرگواريِ رفتاري است.
« مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ ( أحوَالِ ) الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ. » (12)
از بهترين رفتارها ( حالت ها ) ي شخص بزرگوار، ناديده گرفتن چيزي [ از خطاها و بدي هاي مردم ] است که مي داند.
اين ناديده گيري نشانه ي گشادگي و توانمندي و اخلاق مداري و حکومت و مديريت است، و نه ناداني و ناتواني و ناکارآيي، چنان که در بيانات اميرمؤمنان علي (ع) آمده است:
« أشرَفُ خِصَالِ الکَرَمِ غَفلَتُکَ عَمَّا تَعلَمُ. » (13)
بهترين اخلاقِ بزرگواري، بي خبر وانمودن خود است از آن چه مي داند.
البته اين ناديده انگاري در حکومت و مديريت، نسبت به خلاف ها و جرم هاي کارگزاران نيست، بلکه درباره ي مسائل جزئي بي اهميت و ضعف هايي است که موجب تعدّي به حقوق مردمان نمي شود، و نيز آن چه از مردمان و اداره شوندگان بر زمامداران و مديران آشکار نيست و يا مسائل از آنان است که نبايد در آن ها وارد شد، چنان که امام علي (ع) به صراحت در عهدنامه ي مالک اشتر بدان پرداخته و فرموده است: « از هر آن چه برايت آشکار نيست خود را به ناآگاهي و غفلت بزن. »
از جمله مهم ترين موارد ناديده انگاري، آن جاست که چيزي در ابهام قرار دارد و شبهه وجود دارد و نمي توان به درستي نظر داد و قضاوت کرد، (14) چنان که در عهدنامه ي مالک اشتر به روايت ابن شعبه ي حرّاني چنين آمده است:
« وَ اقبَلِ العُذرَ وَ ادرَءِ الحُدُودَ بِالشُّبُهَاتِ، وَ تَغَابَ عَن کُلِّ مَا لَا يَضِحُ لَکَ. » (15)
و پوزش را بپذير، و با وجود شبهه، کيفر و مجازات را دور کن ( از اجراي آن خودداري کن )، و آن چه را که درستي اش بر تو روشن نيست ناديده گير.
مديريت بدون چنين سعه ي صدري راه به جايي نمي برد. از اين روست که اميرمؤمنان علي (ع)، مديريت را بر اصل سعه ي صدر بنا کرده و کارگزاران خود را بدان - با همه ي گستردگي و جلوه هايش - فراخوانده است.

پي نوشت ها :

1- محمدبن علي بن عثمان الکراجکي، کنزالفوائد، تحقيق عبدالله نعمة، دارالاضواء بيروت، 1405ق. ج 1، ص 278.
2- شرح غررالحکم، ج 1، ص 388؛ عيون الحکم و المواعظ، ص 231.
3- شرح غررالحکم، ج 3، ص 76؛ عيون الحکم و المواعظ، ص 178.
4- شرح غررالحکم، ج 5، ص 326؛ عيون الحکم و المواعظ، ص 459.
5- نهج البلاغه، حکمت 178.
6- همان، حکمت 176.
7- همان، نامه ي 53.
8- تحف العقول، ص 157.
9- شرح غررالحکم، ج 2، ص 202؛ عيون الحکم و المواعظ، ص 84.
10- شرح غررالحکم، ج 6، ص 356؛ عيون الحکم و المواعظ، ص 531.
11- شرح غررالحکم، ج 5، ص 455.
12- نهج البلاغه، حکمت 222.
13- قطب الدين أبوالحسن سعيدبن هبة الله بن حسن الراوندي ( قطب الدين الراوندي )، الدعوات، الطبعة الاولي، مدرسة الامام المهدي (ع)، قم، 1407. ص 293؛ بحارالانوار، ج 71، ص 427، ج 75، ص 49.
14- دلالت دولت، صص 267-268.
15- تحف العقول، ص 86.

منبع مقاله :
دلشاد تهراني، مصطفي؛ (1390)، رايت درايت: اخلاق مديريتي در عهدنامه ي مالک اشتر، تهران: انتشارات دريا، چاپ اول