| • چکیده : |
,"فصل بهار به صورت شخصی زیبا بود؛ موهای او را گلهای زرد همیشه بهار، مژههایش را چمنهای سرسبز، لبانش را گلهای سرخ، دستهایش را ساقههای لطیف درختان و شنلش را نسیم ملایم بهار تشكیل میدادند. روزی بهار در میان سبزهها و شكوفهها یك پری سهرنگ با دو بال زیبا دید و عاشق او شد. اما پری ترسیده بود و فرار كرد. بهار با او حرف میزد. اما پری نمیتوانست به زبان بهار صحبت كند و باید به جای خود در آسمانها میرفت. بهار از رفتن پری غمگین شد و به سراغ ابرهای سیاه، توفانهای عجیب و رگبار و رعد برق رفت و تصمیم گرفت برای همیشه زیباییهای بهار را از بین ببرد، زیرا پری قلب او را شكسته بود. بدینترتیب، همهجا تاریك شد و مردم كه به راز بهار پی بردند، نقشهای كشیدند كه با اجرای نقشة آنها روزی به نام روز سیزدهبدر به وجود آمد. این كتاب مصور، از مجموعة قصهها و افسانههای ایرانیان، برای گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است." |