| • چکیده : |
,"شخصیت اصلی داستان، فردی است كه ذاتش با رقص، سرشته شده و بر اثر واكنش منفی افراد نسبت به این امر، محل زندگی خود را ترك میكند و به جایی میرود كه آزادانه زندگی كند. در این مكان جدید، افراد به سمت او جلب میشوند و از او رقص میآموزند. در این آموزشهاست وی به تصفیهی درون و حالتی عرفانی دست مییابد و رقص، برای او وسیلهای میشود برای نیل به هدف والاتر. به تصریح نویسنده، "اهنگین" به دشت و كوهها رقص میجوید. آن را از درون و برون میجوید، افسونگر است، خویشتن میداند؟ او پیوسته با افسون ساز میگوید..."." |