| • چکیده : |
,"چهار مرد مسافر كه چهار درهم یافته بودند، میخواستند چیزی بخرند. یكی از آنها كه فارس بود گفت: «انگور»، دومی كه ترك بود گفت: «نه، ازم»، سومی كه عرب بود، گفت: «عنب» و چهارمی كه روسی بود گفت: «استافیل» میخواهم بر سر همین موضوع با هم گلاویز شدند. فردی علت را پرسید و همة آنها را به یك تاكستان بردو گفت: «این انگور است و عنب و ازم و استافیل» همة شما یك چیز میخواستید. خوب بود كمی صبر میكردید تا به بازار میوهفروشها میرسیدید و میفهمیدید چه میخواهید». «انگور و عنب» از مجموعه «داستانهای زیبای مولوی» است كه با نثری ساده و روان و تصاویری متناسب با آن برای گروه سنی «ب» و «ج» تدوین شده است. همچنین در كتاب شعر این داستان و مختصری از شرححال مولانا در پایان ذكر شده است." |