| • چکیده : |
,"در یكی از عمارتهای قدیمی شهر سومور آقای گرانده به همراه دخترش اوژنی زندگی میكرد. آقای گرانده در سال 1789، استاد شبكهسازی بود و خواندن و نوشتن و حساب نیز میدانست. هنگامی كه جمهوری فرانسه املاك كلیسا را در شهر سومور به فروش گذاشت، گرانده كه چهل ساله بود، با دختر یك تاجر ازدواج كرد و با پول نقد و جهیزیة همسرش و رشوه به جمهوریخواه خشنی كه رئیس فروش املاك ملی بود، به راحتی صاحب بهترین تاكستانها و صومعهای قدیمی و چند مزرعه شد. در دورة كنسولی، گرانده شهردار شد، اما ناپلئون او را بركنار كرد. او در سال 1806 صاحب ثروت كلانی از طرف خانواده و همسرش شد و لقب بزرگترین و ثروتمندترین شخصیت ولایت سومور را گرفت. از ثروت بینهایت او، آقای كروشوی محضردار كه پولهای او را سرمایهگذاری میكرد و آقای دگراس ـ ثروتمندترین بانكدار سومور اطلاع داشتند. گرانده تمام عواطف خود را پای لذت مالاندوزی و تنها كسی گذاشتند كه برایش تاحدودی ارزش داشت؛ یعنی تنها دختر و وارثش اوژنی! برادرزادة آقای كروشو «بونفون» رئیس دادگاه حقوقی و آدولف پسر دگراس، جنگ پنهان و رقابتی را آغاز كرده بودند كه پاداش پیروزی آن ازدواج با اوژنی گرانده و رسیدن به ثروت آقای گرانده بود. در این كتاب سرگذشت اوژنی، زنی سرشار از عشق و پاكی و شفقت نسبت به نوع بشر به تصویر كشیده شده است." |