| • چکیده : |
,""فرشته" دلباخت? پسرعموی خویش، آرش، است. در شب تولد آرش، فرشته هدیهای به او میدهد، اما آرش توجهی به آن نمیكند. در میان هدایا، هدیهای از طرف دختری با نام "لاله"، كه در همسایگی آرش زندگی میكنند، نظر آرش را جلب میكند. فرشته با دیدن این صحنه و فهمیدن علاق? آرش به لاله تصمیم میگیرد علاقهاش را سركوب كند. او پس از مدتی در دانشگاه یزد پذیرفته میشود و برای ادام? تحصیل به آنجا میرود و در این میان آرش نیز با لاله ازدواج میكند. فرشته در دانشگاه با پسری با نام "كاوه" آشنا میشود و رابط? آنها تا جایی پیش میرود كه كاوه از فرشته خواستگاری میكند. و این در حالی است كه آرش قصد دارد از همسر خود جدا شود. فرشته به تهران میآید تا با آرش صحبت كند. در این ملاقات آرش اعتراف میكند كه هیچ علاقهای به لاله ندارد و او نیز شیفت? فرشته است و فقط برای اذیت كردن فرشته با لاله ازدواج كرده است. در نهایت آرش از لاله جدا میشود و از فرشته درخواست ازدواج میكند، اما فرشته نمیپذیرد. آرش كه از رابط? او و كاوه مطلع است با تعقیب فرشته نزد كاوه میرود و در آنجا با كاوه درگیر میشود و مسائلی را برای فرشته روشن میسازد كه مسیر زندگی وی را تغییر میدهد." |