| • چکیده : |
,"صبح یك روز بهاری، در یك مزرعة بزرگ، سه جوجه اردك زیبا، كه تازه از تخم بیرون آمده بودند، با اجازة مادرشان برای اولین بار از لانه خارج و برای گردش در مزرعه آماده شدند. جوجه اردكها تا آن روز جایی نرفته و غیر از خود و مادرشان هیچكس دیگری را ندیده بودند و تصور میكردند اردكها تنها حیوانات در مزرعه هستند. آنها نخست یك مرغ حنایی دیدند و بسیار تعجب كردند و یك بوقلمون و پس از آن یك بره را مشاهده كردند. جوجه اردكها كه بسیار هیجانزده شده بودند، موضوع را با مادرشان درمیان گذاشتند و مادر آنها را از اشتباه بیرون آورد." |