| • چکیده : |
,""اینس سوارز"، خیاط سادهای است از اهالی اسپانیا كه در پی یافتن همسر جوان و جاهطلبش راهی قارهی آمریكا میشود تا عشقی زنگار گرفته را جست و جو كند. اما پس از چندی به ناچار میپذیرد كه همسرش را برای همیشه از دست داده است و این آغاز سلسله ماجراهایی است كه او را به سوی سرنوشتی دور از انتظار سوق میدهد. اینس در قارهی نو ماندگار میشود و به سختی روزگار میگذراند، تا این كه روزی با سپهسالاری با نام "پدر ودی والدیا"، كه قهرمان چندین نبرد است، آشنا میشود و با او رهسپار سرزمین شیلی میشود؛ سرزمینی كه پیش از آن بومیان جسور و متعصباش، دیگر فاتحان را در تسخیر خاك آن ناكام گذاشتهاند. "اینس درجان من" روایتگر قصهای است كه در آن خصایلی همچون عشق و اراده، گهگاه با خبائثی چون شقاوت و سنگدلی درهم تنیده میشود." |