راسخون

با دخترم زهرا (س)

•پدید اورندگان : ,
•ناشر : مركز فرهنگی ‌انتشاراتی ‌رایحه
•سال نشر : 1387
• نوع کتاب : تالیف
• رده سنی : 0
• تیراژ : 3000
• نوع جلد : شومیز
• شابک : 978-964-6615-71-7
• تاریخ نشر :
• محل نشر : تهران
• زبان : فارسی
• زبان اصلی :
• تعداد صفحات : 100
• قیمت : 12000
• نوبت چاپ : 1
• قطع : رقعی
• شماره جلد : 0
• چکیده : ,"....دخترم من جز تو و پدرت كسی را ندارم و بسیار خوشحالم كه می‌توانم با تو سخن بگویم و داستان زندگی‌ام با پدرت را برایت بازگو كنم. می‌دانی دخترم، داستان آشنایی من و پدرت به روزی بازمی‌گردد كه ابوطالب عموی پدرت به خان? من آمد و از من درخواست كرد تا پدرت را كه در آن زمان جوانی زیبا و برومند و امین بود، به عنوان یكی از كارگران تجاری خویش بپذیرم، آخر می‌دانی من ثروتمندترین زن عرب هستم و هرساله كاروان‌های تجاری بسیاری را به نقاط مختلف از جمله شام و... می‌فرستم. با شنیدن پیشنهاد ابوطالب نوری در دلم روشن شد. به همین دلیل پیشنهاد او را پذیرفتم، پس از بازگشت پدرت از اولین سفر تجاریش از جانب "مسیره" و "خزیعه" از همراهان پدرت ماجراهایی را شنیدم كه من را هرچه بیش‌تر به پدرت علاقه‌مند كرد، پس از چندی تصمیم گرفتم تا از پدرت خواستگاری كنم، این موضوع را به ابوطالب گفتم و او نیز موافقت كرد و ما با هم ازدواج كردیم و این آغاز حسادت‌های زنان قریش بر من بود، زمانی آزار و اذیت مردم بر من و پدرت بیش‌تر شد كه او به مخالفت با شرك و بت‌پرستی برخاست. پانزده سال بدین‌طریق گذشت، تا این كه پدرت در سن چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد. من و علی (پسرعموی پدرت) با او بیعت كردیم و مسلمان شدیم. این موضوع را سه سال هیچ‌كس نمی‌دانست تا این كه پس از سه سال دعوت او به امر خدا آشكار شد و به همین دلیل شدت آزار قریشیان از جمله "ابوجهل" بر پدرت بیش‌تر و بیش‌تر شد. حال پس از پنج سال تو به دنیا آمدی. نام تو را "فاطمه"؛ نهادیم، فاطمه یعنی جدا شده از شر و بدی، یعنی كسی كه دوستداران و شیعیان را نیز از آتش دوزخ دور می‌كند. و اینك دخترم وجود تو نور و بركت و شادی را برای من و پدرت به ارمغان آورده است."