| • چکیده : |
,""بادبادك باز" اولین رمان افغانی است كه به زبان انگلیسی نوشته شده و اینك ترجمهی فارسی آن فراهم آمده است. نویسنده در این رمان ضمن روایتی روشنگر از نابسامانیهای سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیتهایی میآفریند كه كوششی تاثر برانگیز از خود نشان میدهند. وی داستانی از خانواده، عشق و دوستی نقل میكند كه در عین حال، متضمن افتخار، گناه، ترس، رستگاری و مانند آن است. رمان با این روایت آغاز میشود: "در سن دوازده سالگی به آدمی تبدیل شدم كه حالا هستم، در روزی دلگیر و سرد زمستان 1975. آن لحظه خوب یادم هست كه پشت دیواری سست و گلی كز كرده بودم و دزدكی به كوچهی كنار مسیل یخ بسته نگاه میكردم، از آن روز زمان زیادی نمیگذرد، اما حالا متوجه شدهام این كه میگویند گذشته فراموش میشود، چندان درست نیست... چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز میكند. حالا كه به گذشته برمیگردم، میبینم بیست و شش سال آزگار است كه دارم دزدكی به آن كوچهی متروك نگاه میكنم"." |