| • چکیده : |
در این داستان بلند كه برای نوجوانان ترجمه شده، مایك "مثل شنبههای هر هفته برای بازی فوتبال از خانه خارجی میشود و از آن جا كه پدر و مادرش در مسافرت هستند، برادر كوچكترش ـ بادی ـ را به خانه "پیت "میبرد" .بادی " مبتلا به دیابت است و باید هر چند ساعت یك بار انسولین تزریق كند .پس از بازی فوتبال "مایك "برای بردن "بادی "نزد "پیت "میرود اما هیچ یك از آنها را در خانه نمییابد .جست و جوی مایك برای یافتن بادی و پیت به جایی نمیرسد . این در حالی است كه بادی به انسولین نیاز دارد و برای این كار فقط یك ساعت فرصت باقی مانده است .سرانجام "مایك "به همراه "لونی "(خواهر پیت) تمام ساحل سنگی را به دنبال بادی و پیت جست و جو میكنند .آنها دقایق سخت و پر التهابی پشت سر میگذارند و عاقبت پس از حوادثی، به طور معجزهآسایی آنها را در یك غار سنگی در كنار ساحل صخرهای پیدا میكنند و نجات میدهند ." |