| • چکیده : |
,""آریا" جوانی 25 ساله، ثروتمند و دارای شغل مناسبی است. او پس از شكست در عشق تصمیم به آزار دختران و انتقامگیری از آنها میگیرد. او دختری به نام "تینا" را دلباختهی خویش میكند ولی پس از مدتی او را رها ساخته و به سراغ دختری به نام "لیلی" میرود. لیلی در طول آشنایی با آریا، ماجرای زندگی خویش را برای او بازگو میكند؛ او به رغم نامزدی با پسرعموی خود، به پسری به نام "امید" دل میبندد كه حاصل این عشق مخفیانه دختری به نام "سوگند" است. پسرعموی لیلی و خانوادهاش، سوگند را دختر خود میدانند. در این میان، امید با دختر دایی خویش ازدواج میكند ولی همچنان با لیلی رابطه دارد. لیلی پس از فوت شوهرش بچه را به امید میسپارد و برای همیشه خانودهاش را ترك میكند. آریا از شنیدن زندگی لیلی دگرگون میشود و به دنبال "تینا" میرود و از او تقاضای ازدواج میكند." |