| • چکیده : |
((بارگاه لرزان)) كتابی است از مبارزات((یعقوب لیث صفار)) كه بهگونه داستانی نوشته شده است .ماجرای آغازین داستان چنین است :((در تاریكی شب در گوشهای از بیابان سیستان، چند جوان ایرانی در كنار هم نشسته بودند و از سرنوشت میهن خود سخن میگفتند .ناگهان((یعقوب)) به پاخاست و دیگر جوانان را به مبارزه علیه حاكمان ستمگر فراخواند .او گفت :برادران سالهاست كه وطن ما در چنگال مشتی بیگانه اسیر است و تنی چند از فرومایگان بر ما فرمانروایی میكنند .اكنون نوبت ما است كه در پی آزادی كشور جان بر كف گذاریم و این بساط را در هم بریزیم .در این میان عدهای از یاران او مخالفت نمودند و گفتند :با دست خالی و نداشتن ساز و برگ جنگی نمیتوان پیكار كرد .یعقوب از این سخنان اندوهگین شد و در پاسخ به آنان گفت :داشتن اراده و همت بلند از مووثرترین سلاحهاست و در راهی كه در پیش داریم، بیش از سیم و زر، دل و جرات لازم است و ((... |